اسماعیل تو کیست یا چیست، تا قربانی کنی و به قلهی رفیع بندگی دست یابی؟
چکیده :آنچه تو را در راه ایمان» ضعیف می کند، آنچه تو را در «رفتن» به « ماندن» می خواند، آنچه تو را در راه « مسوولیت» به تردید می افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است ، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا « پیام » را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی ، آنچه تو را به « فرار» می خواندآنچه تو را به توجیه و تأویل های مصلحت جویانه می کشاند، عشق به او کور و کرت می کند ، ابراهیمی یی و « ضعف اسماعیلی ات »تو را بازیچه ابلیس می سازد. در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضیلت، در زندگی ات تنها یک چیز هست که برای بدست آوردنش از بلندی فرود می آیی ، برای از دست ندادنش همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی ، او « اسماعیل تو » است، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء ، یا یک حالت ، یک وضع ، و حتی یک « نقطه ضعف» !...
کلمه – گروه معارف:
بسم الله الرحمن الرحیم
ذبح عظیم
در حج، تو توحید را عمل می کنی با طواف ،
آوارگی و تلاش ابراهیم را بیان می کنی با سعی
و از کعبه تا عرفات هبوط آدم را …و اکنون در منایی، ابراهیمی و اسماعیلت را به قربانگاه آورده ای. اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ مقامت ؟ آبرویت؟ پولت ؟ خانه ات؟ باغت ؟ … علمت؟ درجه ات؟ … لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیباییت؟ …
این را تو خود می دانی. … من فقط می توانم« نشانی هایش» را به تو بدهم …:
آنچه تو را در راه ایمان» ضعیف می کند، آنچه تو را در «رفتن» به « ماندن» می خواند، آنچه تو را در راه « مسوولیت» به تردید می افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است ، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا « پیام » را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی ، آنچه تو را به « فرار» می خواندآنچه تو را به توجیه و تأویل های مصلحت جویانه می کشاند، عشق به او کور و کرت می کند ، ابراهیمی یی و « ضعف اسماعیلی ات »تو را بازیچه ابلیس می سازد. در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضیلت، در زندگی ات تنها یک چیز هست که برای بدست آوردنش از بلندی فرود می آیی ، برای از دست ندادنش همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی ، او « اسماعیل تو » است، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء ، یا یک حالت ، یک وضع ، و حتی یک « نقطه ضعف» !
اما اسماعیل ابراهیم ، پسرش بود !
اسماعیل برای ابراهیم ، تنها یک پسر برای پدر نبود،
پایان یک عمر انتظار بود،
پاداش یک قرن رنج، ثمره یک زندگی پرماجرا، …
پسری که پدر ، آمدنش را صد سال انتظار کشیده است …
کدامین را انتخاب می کنی ابراهیم؟! … اسماعیلت را یا خدایت را؟ انتخاب کن ابراهیم!
در پایان یک قرن رسالت خدایی میان خلق، … از همه جبهه ها پیروز بیرون آمدن ، … ،همه جا و همیشه خوب امتحان دادن ،… ، مغرور نشوی ، نیاسایی، نپنداری که قهرمانی ، بی شکستی ، بی ضعفی ، پیروزی های صد ساله جهاد نفریبندت، خود را « معصوم» نبینی ، از خطر سقوط مصون نشماری ، از وسوسه دیو برکنار ندانی ، در برابر دستهای ناپیدایی که هماره« انسان بودن» را نشانه می گیرند خود را « رویین تن » احساس نکنی ، … ، تو در رسالت به بلندترین قله کمال رسیدهای اما در بندگی» هنوز ناقصی ، ای « خلیل خدا» ! ای «بنیانگذار توحید در زمین» ، ای « گشاینده را موسی(ع) و عیسی (ع) و محمد (ص) »! ای مظهر شکوه و عزت و کمال آدمی! ابراهیم شده ای اما « بنده شدن» دشوارتر است! باید « آزاد مطلق » شوی! …
رجز مخوان که آدمی در « اوج» نیز هماره در خطر « سقوط » است و سقوط آنکه بیشتر صعود کرده است ، خطرناک تر ، فاجعه تر !
« اسماعیلت را بکش»! « با دستهای خویش بکش»! …
« آری در برابر حق باید از اسماعیل گذشت؛ مسئولیت عقیده از مسئولیت عاطفه برتر است…
و پدر در قامت والای این « قربانی خویش » می نگریست! اسماعیل ، این ذبح عظیم!…
آنگاه به نیروی خدا برخواست قربانی جوان خویش را که آرام و خاموش ایستاده بود ، به قربانگاه برد، بر روی خاک خوابانید … و کارد را بر حلقوم قربانیش نهاد و فشرد …
و خدا می خواست که ابراهیم ذبح کننده اسماعیلش شود …
که ابراهیم را تا قله بلند « قربانی کردن اسماعيلش » بالا برد ، بی آنکه اسماعیل را قربانی کند!
« و اسماعیل را به مقام بلند« ذبح عظیم خداوند » ارتقاء می دهد ، بی آنکه بر وی گزندی رسد ….
و تو ! اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ نیازی نیست کسی بداند ، باید خود بدانی و خدا … آن را به مسلخگاه بیاور و قربانی کن تا به قله رفیع بندگی دست یابی …














عزيزان عيدتون مبارك . خدا قوت!
سلام بر رییس جمهور محبوب و محجوب و دربند ایران اسلامی. عیدت مبارک و ننگ و نفرین بر قوم مغول. و یارانش و حامیانش و آنانی که از ترس حتی جرأت سوال از مغول را ندارند.
درود به همه ی کوشندگان راه آزادی و رهایی.
امروز بایستی ابراهیم را آزادی گفت و اسماعیل را آگاهی.
برای من سوال است که با توجه به این پراکندگی زیاد سیاسی و سازمانی ما ایرانیان می خواهیم چگونه به وحدت برسیم؟
اکنون بایستی از همین ابتدا به تعاریف پذیرش دست پیدا کنیم و گرنه فردای این جنبش امروز ایران خواهد شد.