همسر ابوالفضل قدیانی: زندان همسرم ماه دیگر تمام می شود و حالا دادگاهی جدید برایش تشکیل داده اند
چکیده :همسر ابوالفضل قدیانی: ایشان یک شخصیت آزاد هستند و انگیزه شان هم اصلاح است و ظلم ستیزی. بنابر این به نظر من هیچ کس نباید جلوی ایده ای که یک فرد دارد آن هم چنین آرمان الهی ای که حرکت اصلاحی جامعه برای همه مردم است را بگیرد. دوست داشتن همه مردم و به اصطلاح اصلاح حاکمیت و رشد زندگی مردم برای چنین افرادی اصل است، هیچ کس نباید جلوی ان را بگیرد و من هم به خودم این اجازه را نمی دهم و پشتیانی کامل هم می کنم. ...
کلمه-زهرا صدر: ابوالفضل قدیانی یکی از مسن ترین زندانیان سیاسی امروز، در دادگاهی جدید که به اتهامی تازه تشکیل شد نرفت و اعتراض خود را برای چندمین بار به روند غیر قانونی قضایی در کشور اعلام کرد.
وی که به تازگی عمل جراحی قلب خود را پشت سر گذاشته و دوران نقاهتش را در بند 350 اوین میگذراند باز هم متهم شده است که به رهبری و رییس دولت توهین کرده است. توهینی که وی و خانواده ی همراهش هرگز قبول نداشته و آن را نقدی در جهت اصلاح کشور و نظام می دانند.
ابوالفضل قدیانی عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مبارز دوران ستمشاهی در مصاحبه ای قبل از بازگشت به زندان به کلمه گفته بود: احمدی نژاد دروغگو، ریاکار، مستبد، قانون گریز و قانون ستیز است و اینها صفات حقیقی اوست. اینها را در دفاعیه ام و در دادگاه گفتم. من به احمدی نژاد فحش ندادم فقط صفات های او را برشمردم و مواردی که من گفتم توهین نبوده انتقاد بوده است.
زهرا رحیمی همسر این فعال اصلاح طلب می گوید: انتقاد حق تک تک افراد جامعه است. افراد حقشان است که انتقاد کنند به عملکرد حاکمیت و جلوی رفتار های بد ناصحیح را بگیرند. اگر مسیر انتقاد باز می ماند به هیچ وجه امروز چنین وضعیتی نداشتیم و هر روز شاید یک خبر در رسانه نبودیم. ۳۰۰۰ میلیارد یک طرف و ۱۰۰۰ میلیارد اختلاس تامین اجتماعی!
و حالا این فعال سیاسی و یکی از 12 اعتصاب کننده ی غذای معترض به شهادت هدی صابر و هاله سحابی با پرونده ای جدید روبه روست تا ماه دیگر فرصت آزادی را پیدا نکند. پرونده ای تازه با دادگاهی غیر قانونی که وی به آن اعتراض دارد و با عدم شرکت در آن رسمی نبود آن را اعلام می کند.
متن مصاحبه ی کلمه با همسر این مبارز سیاسی را با هم میخوانیم:
دادگاه آقای قدیانی قرار بود در هفته ای که گذشت دادگاه داشته باشند، آیا این دادگاه برگزار شد؟
بله دادگاه برگزار شد ولی آقای قدیانی در آن حضور نداشتند.
به چه دلیل؟
زمان تشکیل دادگاه که شد به وکیلشان اعلام شده که آقای قدیانی نمی آیند. همسرم لایحه ای داده بودند، که در آن تصریح شده بود که طبق اصل ۱۶۸ قانون اساسی باید دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه برگزار شود. پس چون برگزاری این دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه نیست فعلی مجرمانه صورت گرفته و برگزار کنندگان آن مجرمند. بنابر این این دادگاه غیر قانونی است و ایشان در آن شرکت نمی کنند. همچنین طبق اصول ۱۵۹، ۱۷۲ و ۱۷۳ دادگاه های انقلاب در حال حاضر غیر قانونی هستند چون تا یک زمان مشخصی اجازه ی فعالیت داشته اند و در واقع الان دادگاه های انقلاب غیر قانونی هستند.
آقای قدیانی لایحه را به وکیل ارائه دادند؟
هنوز که نه. وکیل ایشان از قاضی شعبه ۱۵ قاضی صلواتی که به ایشان نگفته بودند که علت عدم حضور آقای قدیانی چیست نامه ای برای ملاقات گرفته بودند. در زندان یک صورت جلسه ای نوشته شده و اعلام شده که ایشان حاضر نیست در دادگاه شرکت کند. این خبر را هم آقای قدیانی از زندان زنگ زدند به وکیلشان گفته اند.
پس به طور کلی ایشان به وکیلشان دسترسی دارند.
نخیر دسترسی ندارند. این بار هم چون به دادگاه نرفته اند قاضی نامه داده که بروند و ببینند چرا نیامده اند. بعد هم گفته اند که تاریخ دیگری را برای دادگاه انتخاب کرده اند که ۱۲ دی ماه است یعنی ۲ ماه دیگر. البته ما خبر نداشتیم و اصلا نمی دانستیم که جریان چیست.
آیا دلیل تشکیل این دادگاه و اتهام ایشان مشخص است؟
تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری.
با چه مصداقی؟
مصداقش دفاعیه ایشان هست و مصاحبه هایی که داشتند. من که شخصا فکر می کنم مشکل دفاعیه ی ایشان است و مصاحبه ای که قبل از بازگشت به زندان داشتند. یک محکومیت یکساله برای تبلیغ عیله نظام و توهین به رییس جمهوری که البته سنگ تمام گذاشتند و حداکثر مجازاتی را که برای این حکم وجود دارد، داده اند. ایشان ۴ آذر باید آزاد شوند ولی ۵ روز هم به خاطر توهین به احمدی نژاد جریمه دارند که ایشان می گویند جریمه را پرداخت نمی کنم و می مانم. پس می شود ۹ آذر. الان با این وضعیت نمی دانیم که چگونه می شود، با توجه به اینکه آقای قاضی وثیقه ای هم که وکیل گفته بودند نپذیرفتند.
وضعیت جسمی ایشان چطور است؟
در حال مصرف دارو هستند. البته برای چک آپ دوبار با پیگیری هایی که شده آمده اند. وضعیت جسمی شان ظاهرا خوب است. گرچه ایشان به طور کلی هم خیلی اهل گلایه نیستند اما ظاهرا وضع جسمی شان خوب است.
خانم قدیانی، با توجه به سن آقای قدیانی و بیماری هایی که با آن دست و پنجه نرم میکنند و در این یک سال حبس هم بدتر شده و این که ایشان در دوره ی قبل از انقلاب هم سال ها در زندان و تحت شکنجه بوده اند، شما به عنوان همسر ایشان تصمیم پیشنهاد نمی کنید که در حال حاضر سکوت کنند تا این دوران را در خانه به استراحت بپردازند و مجددا به حبس دیگری محکوم نشوند؟
ایشان یک شخصیت آزاد هستند و انگیزه شان هم اصلاح است و ظلم ستیزی. بنابر این به نظر من هیچ کس نباید جلوی ایده ای که یک فرد دارد آن هم چنین آرمان الهی ای که حرکت اصلاحی جامعه برای همه مردم است را بگیرد. دوست داشتن همه مردم و به اصطلاح اصلاح حاکمیت و رشد زندگی مردم برای چنین افرادی اصل است، هیچ کس نباید جلوی ان را بگیرد و من هم به خودم این اجازه را نمی دهم و پشتیانی کامل هم می کنم. من که خود زمان رژیم گذشته مبارز بودم و علیه حاکمیت شاه مبارزه میکردم و سالها هم در زندان بودم، چطور می توانم به خودم این اجازه را بدهم که جلوی ایشان را بگیرم هرچند که می دانم که از نظر جسمی مشکل دارند. خود حاکمیت هم میداند که ایشان مشکل دارند. به تازگی از بیمارستان با گرفتگی ۹۹ درصد رگ اصلی به زندان بازگشتند. می دانند که وضعیت زندان، غذای زندان، شرایط زندان و همه چیزهایی که در زندان هست به ضرر ایشان است. من هم این را می دانم اما به هیچ وجه حاضر نیستم جلوی حرکت مثبتی که ایشان دارد را بگیرم.
نکته خاصی دارید که خوانندگان کلمه را در جریان آن قرار دهید؟
من به عنوان همسر ایشان و همچنین به عنوان عضوی از خانواده زندانیان سیاسی که می دانم که کاری که آقای قدیانی کردند نقد و انتقادی به جا بوده است به حاکمیت، اعلام می کنم که به هیچ عنوان در هیچ کدام از مطالب همسرم توهینی وجود نداشته است. توهین به حرف زشت و زننده میگویند و ایشان هیچ حرف زشت و زننده ای به کار نبرده و فقط انتقاد کرده اند. انتقاد حق تک تک افراد جامعه است. افراد حقشان است که انتقاد کنند به عملکرد حاکمیت و جلوی رفتار های بد ناصحیح را بگیرند. اگر مسیر انتقاد باز می ماند به هیچ وجه امروز چنین وضعیتی نداشتیم و هر روز شاید یک خبر در رسانه نبودیم. ۳۰۰۰ میلیارد یک طرف و ۱۰۰۰ میلیارد اختلاس تامین اجتماعی!
ایشان یک شخصیت آزاد هستند و انگیزه شان هم اصلاح است و ظلم ستیزی. بنابر این به نظر من هیچ کس نباید جلوی ایده ای که یک فرد دارد آن هم چنین آرمان الهی ای که حرکت اصلاحی جامعه برای همه مردم است را بگیرد. دوست داشتن همه مردم و به اصطلاح اصلاح حاکمیت و رشد زندگی مردم برای چنین افرادی اصل است، هیچ کس نباید جلوی ان را بگیرد و من هم به خودم این اجازه را نمی دهم و پشتیانی کامل هم می کنم.














فکرش رو بکن که قوه قضاییه فردی را به علت راستگویی محاکمه کنه!! خب راست گفته آقای قدیانی. منم همینو می گم. میلیونها نفر دیگه ام همینو می گن. وقتی احمدی نژاذ دست از ریاکاری و دروغ برداشت می شه آقای قدیانی رو محاکمه کرد که اونم بعید بنظر می رسه توی این دنیا پیش بیاد!!
امیدواریم که ایشان نیز حکم شلاق را بگیرند که این روز ها خوردن شلاق از ظالمین زمانه افتخاری است بر این مبارزان پاکدامن …..که در آینده ای نه چندان دور زخم ضربات این مظالم سندی است برای دروازه بهشت.
بی خود نیست که میگن خوشبحال شهدا که رفتند.چون رزمنده دیروز .زندانی امروز.و زیر شگنجه های روحی و جسمی
در این مملکت وقتی از کسی که جای خدا نشسته وقدسی است انتقاد کنی خدا ویاران او نمی گویند انتقاد کرد می گویند توهین کرد ومی روند دنبال سر عقل آوردن طرف که به او ومردم بفهمانند که خدا با اینکه سرش شلوغ است ولی حواسش جمع است به خصوص یاران خدا که در این مواقع حواسشان از خود خدا بیشتر است ولی البته در جاهایی که منافع جور باشد اوضاع جور دیگر است مثلا ناگهان گرفتار خواب همچون خواب اصحاب کهف می شوند وخبری ازشان نیست .
آقا مگر زور است؟ مگر تمام هفتاد و پنج میلیون جمعیت ایران حتما باید دارای یک عقیده و یک مرام و یک حزب باشند؟ اینهم شد داستان شاه که یا همه بشوند عضو حزب رستاخیز یا بگذارند از این مملکت بروند. نمی رویم این مملکت مال ماست با نظر تو هم مخالفیم و هرکسی آزاد است هر نظری داشته باشد و مخالف هم حق مخالفت دارد. مخالف را برخلاف نظر تو یا آن یکی نه باید کشت به باید زندانی کرد. مخالف را باید تحمل کرد. برای همین است که درکشورهای دیگر حزب اقلیت و اکثریت داریم. برای شما که با اوضاع آشنا نیستی بعنوان تدریس می گویم یاد بگیر آن کسانی که در اکثریت هستند و با نظر شما موافقند حکومت را در دست میگیرند و آنرا اداره می کنند. کسانی که با شما مخالفند حزب اقلیت را تشکیل میدهند و آنقدر با تو و اعوان وانصارت مبارزه می کنند یا یواش یواش قدرت را قانونی به دست آوردند و آنها بشوند اکثریت و تو و اعوان و انصارت بشوید اقلیت. در آن صورت مخالف دیروزی ات باید تو و دوستانت را تحمل کند و کاری به کار شما نداشته باشد. این را می گویند یک جامعه آزاد و دموکراتیک و پیشرفته. من نمیدانم تو این قانون را از کجا آورده ای که میگویی آن یکی مخالفان را می کشت من که نمی کشم فقط زندانی می کنم. ببخشید ها شما خیلی بیجا می کنی که زندانی می کنی باید به آنها اجازه دهی که هم حزب داشته باشند، هم روزنامه داشته باشند، هم کلوب داشته باشند و هم هرقدر توانستند نماینده بفرستند به مجلس مگر دنیا دنیای زور و گردن کلفتی و حسینقلی خانی است. امروز قرن بیست و یکم است نه دوران عصر حجر. من نمی فهم این مسائل را شما کی میخواهید یاد بگیرید والله اگر نمیدانستید هم حالا باید پس از سی و چند سال یاد میگرفتید. دیگر اینهم اسلامی و غیراسلامی ندارد که مثل حقوق بشر و سازمان ملل بازی درآورید که ما آن را قبول نداریم و دنبال اسلامی اش هستیم. در صدر اسلام هم وقتی حضرت علی رای کافی نیاورد بیست و پنج سال کنارنشست و کسی هم قصد جان او را نکرد و آزاد بود هرکاری بکند یا پس از بیست و پنج سال او که حایز شرایط شد انتخابش کردند به عنوان خلیفه چهارم. فهمیدن این مطلب خیلی برای شما سخت است؟ شما ایرادت آنست که اهل زور گفتن هستی و آدم یک دنده و اعتقاد داری هرچه من میگویم همان است. ماهم میگوییم نخیرآقا شما اشتباه می کنی و کار با این وضع پیش نمی رود و باید فکری اساسی برای این مملکت و قانون اساسی آن باید کرد. افتاد؟