آیتالله هاشمی رفسنجانی: استعمار، اندیشههای استبدادطلب و ذاتهای خفقانپرست را با تطمیع و تشویق پرورش و نفوذ میدهد
چکیده :نباید فراموش کنیم استعمار که در استعمال لطایفالحیل ید طولایی دارد، اندیشههای استبدادطلب و ذاتهای خفقانپرست را با تطمیع و تشویق پرورش و با تلبیس رخنه میدهد تا با گرههای کور در رشتههای مودت قدیم و ایجاد حفرههای القایی در نیم قرن همراهی، همزبانی، همفکری و همدلی مبارزین و مردم، قیچی قطع منافع اسلامی و ملی را تیز نماید تا بار دیگر دو لبه استعمار و استبداد با همه ضدیت در کنار هم آرام گیرند....
آیتالله هاشمی رفسنجانی در آستانه فرا رسیدن یومالله ۱۳ آبان ماه طی پیامی ضمن گرامیداشت این روز تاریخی که همچون قلهای رفیع در تاریخ انقلاب میدرخشد، هشدار داد: نباید فراموش کنیم استعمار که در استعمال لطایفالحیل ید طولایی دارد، اندیشههای استبدادطلب و ذاتهای خفقانپرست را با تطمیع و تشویق پرورش و با تلبیس رخنه میدهد تا با گرههای کور در رشتههای مودت قدیم و ایجاد حفرههای القایی در نیم قرن همراهی، همزبانی، همفکری و همدلی مبارزین و مردم، قیچی قطع منافع اسلامی و ملی را تیز نماید تا بار دیگر دو لبه استعمار و استبداد با همه ضدیت در کنار هم آرام گیرند.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی آیتالله هاشمی رفسنجانی، در بخشی از یادداشت رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام آمده است: استعمار، گرگ پیری است که چون میبیند توان مقابله با ظرفیتهای به فعلیت رسیده ایران اسلامی و قدرت فریب جوانان دانشآموز و دانشجو و قاطبه مردم دارای بلوغ سیاسی را ندارد، لباس میش میپوشد و با سوءاستفاده از تجاهل و تغافل عوامل خویش و اعمال غیراخلاقیترین و غیرانسانیترین شیوههای کینهجویی در مستندات تاریخساز انقلاب تشکیک میکند تا جامعه نسبت به کلیت نظام از آغاز تاکنون تردید نماید.
متن کامل این یادداشت بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در میان تقویمهای ملل و نحل، روزهایی هستند که از مصادیق بارز «نقطه عطف» عبور از ظلمات الی النور به حساب میآیند، روزهایی که شاید یادآور یک حادثه یا برنامهای ساده باشند، اما چون آرامش قبل از طوفان یا آتش زیر خاکستر، در روند تاریخ، ابتدای یک اتفاق بزرگ یا آغاز حرکت یک جامعه به سوی وقایع سرنوشتساز میباشند. اتفاقاتی که یک روز معمولی را در میان ایام یک سال، چون قله دماوند در میان کوه و دشت و دامن برافراشته و برجسته مینمایند.
نگاهی از سر تأمل و تدقیق به روزهای مهم تاریخ معاصر ایران، به ویژه اتفاقاتی که از سال ۱۳۴۲ سیر سقوط یک رژیم مستبد و روند پیروزی، تثبیت و تداوم یک نظام مبتنی بر اراده مردم را تسریع بخشید، نشان میدهد که در میان همه روزها، ۱۳ آبان به تمام معنا یومالله است.
روزی که اتفاقات آن در طول سالهای مبارزه و پیروزی، به حق آن را با عنوان «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی» بر صحیفه تاریخ جاودان کرد. تبعید یک شخصیت جلیلالقدر و مرجع عظیمالشأن تقلید از سلاله اهل بیت و یک استاد مبرز حوزههای علمیه در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ که پس از رحلت آیتاللهالعظمی بروجردی به نظر بزرگان علوم دینی، مرجع محبوب عام بود، آن هم به کشوری که آن روزها علم شکسته سکولاریسم و لائیک را بر دوش میکشید، خون غیرت مردم یک کشور تشنه معارف تشیع را چنان به جوش آورد که در طول ۱۷ سال مبارزه جانانه، هدایتهای داهیانه آن آفتاب پشت ابر را در اعیاد، وفیات و مناسبتهای خاص از زبان زبرالحدیدها به گوش جان میشنیدند و شکنجه، تبعید و زندان مبارزین و ارعاب و تهدید همراه با کشتار بیرحمانه مردم، صخرههای قیام را صماتر میکرد و به تدریج دامنه قیام، تمام گستره جغرافیایی ایران را با تمام اقشار و اصناف در برگرفت، به گونهای که دانشآموزان با همه صغر سنی و آموزشهای عاری از پرورش و دانشجویان انقلابی و بیدار، در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ خیابانهای مرکز حکومت را سرشار از شمیم فریادهای استقلالطلبی و آزادیخواهی و مطالبه برگشت آیتاللهالعظمی خمینی به میهن کردند و با کمال صداقت و شجاعت، شهادت را در فضای جامعه و به ویژه در مدارس و دانشگاه تهران عطر افشانی کردند.
آن نوجوانان دانشآموز و دانشجو در آن روز تاریخی در میدان مبارزه با زیادهخواهیهای استعمار و التماسهای ذلیلانه استبداد که برای ماندن در قدرت دست به دامان خرافات و ریا شده بود، تمام کشور را مدرسه عشق کردند و معلمینی شدند که مکتبآموز دانشآموزان آنان، دانشجویانی بودند که حماسهای دیگر و به تعبیر حضرت امام (ره) «انقلاب دوم» را در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ با تسخیر لانه جاسوسی خلق کردند.
سه اتفاق مهم ۱۳ آبان، این روز را در گرماگرم خفقان نفسگیر سال ۱۳۴۳ و عربدهکشیهای خیابانی نظامیان پهلوی سال ۱۳۵۷ و تبلیغات پر طمطراق و دهن پرکن گروهکهای وابسته با اندیشههای مسموم غرب و شرق سال ۱۳۵۸، در تاریخ معاصر مشعشع کرده و استبدادگریزی و استکبارستیزی به عنوان شاخص یک حکومت الهی، ذهن و زبان نوجوانان، جوانان و همه اقشار را در طول ۳۲ سال چنان پرورش داد که حسین فهمیده، حسین علمالهدی و حسین خرازی، نمونههای یک آسمان پر از ستارهاند. ستارگانی که در طول ۸ سال دفاع مقدس و دوران جبران عقبماندگیها و عقبافتادگیها برای دوستان خوشهای پروین و برای دشمنان خوشههای خشم و شهابسنگهای آتشین بودند.
جوانانی که اکنون پس از گذشت ۳۲ سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، با تغییر روش قدرتهای استکباری برای برگشت به جزیره امن خویش، شیوههای دفاعی- تهاجمی خویش را متناسب با شرایط زمانی و مکانی به روز کردهاند و این بار با سرمایه عظیم دانش و آگاهی که محور سند چشمانداز ۱۴۰۴ است، میخواهند شعار خودجوش مردم در روزهای داغ مبارزه و پس از آن برای «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» تفسیر و خواب استعمارگران برای سیطره مجدد بر ایران اسلامی وارونه تعبیر شود.
البته نباید فراموش کنیم که زحمت بسیار برای نیل به آرمانهای والا، مسبوق به سابقه از گذشتههای دور است و مطمئناً در این مسیر، استعمار که در استعمال لطایفالحیل ید طولایی دارد، اندیشههای استبدادطلب و ذاتهای خفقانپرست را با تطمیع و تشویق پرورش و با تلبیس رخنه میدهد تا با گرههای کور در رشتههای مودت قدیم و ایجاد حفرههای القایی در نیم قرن همراهی، همزبانی، همفکری و همدلی مبارزین و مردم، قیچی قطع منافع اسلامی و ملی را تیز نماید تا بار دیگر دو لبه استعمار و استبداد با همه ضدیت در کنار هم آرام گیرند.
استعمار، گرگ پیری است که چون میبیند توان مقابله با ظرفیتهای به فعلیت رسیده ایران اسلامی و قدرت فریب جوانان دانشآموز و دانشجو و قاطبه مردم دارای بلوغ سیاسی را ندارد، لباس میش میپوشد و با سوءاستفاده از تجاهل و تغافل عوامل خویش و اعمال غیراخلاقیترین و غیرانسانیترین شیوههای کینهجویی در مستندات تاریخساز انقلاب تشکیک میکند تا جامعه نسبت به کلیت نظام از آغاز تاکنون تردید نماید.
روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، فرصت مناسبی است تا ضمن واکاوی عمیق پرونده استعمارستیزی مردم ایران، از سطحینگری به پرهیزیم و مکررات فراوان تاریخ را آیینه عبرت بدانیم که چگونه استعمارگران با سیاست شوم «فرق تسد» هنوز به تلاش مذبوحانه خود برای زورگویی و استعمار ایران اسلامی ادامه میدهند.














آیت الله هاشمی آنقدر یادداشتها وپیامهاشان پرمعنا وتودرتوست که بارها وبارها جای خواندن وتحلیل وتفسیر دارد و در عین اینکه یادآوری گذشته هست پیامی هم گویا برای آینده دارد.این توانایی ایشان برای من که در این دو سه سال خیلی جالب بوده.
الان ماتحت استعمارروسیه وچین هستیم
ونیزجوانانی که تسخیرلانه جاسوسی نمودند همه درزندان رژیم هستند
جناب اقای رفسنجانی
دیگه این حرفهاقدیمی شده ومردم گول وفریب این بازیهانمیخورند..
بهتربود برای شیخ ماومیرماوآزادیشان تلاش میکردید
متاسفانه تمام سران اصلاح طلب بازمصلحت رابرحقیقت ترجیح میدهند
خداخودش موسوی وکروبی را دارد وگرنه ازاین ملت واین اصلاح طلبان دودی بلند نمیشود..
راستی کلمه نظرات راسانسورنکن
به راستی که اینچنین است و ردپای استعمار و استبداد به عنوان دولبه قیچی برای تکه تکه کردن منافع ملی و سرازیر کردن آن به حلقوم استکبار همیشه پیداست. خاطرات انقلاب شاید نسل جوان را به آنچه بر ما گذشت بیشتر آگاه سازد.
جالب است کسی این حرفها را میزند که لباس شخصی ها را زایید
متوجه نمیشوم چرا جنبش پاک سبز و سایت کلمه گذشته نه چندان دور را فراموش میکنند و اجازه میدهند کسی که اصلاحات برای مقابله با اقدامات وی که عامل استبداد است به وجود آمد جزیی از ابن جنبش باشد؟
ایشان همه لوازم استبداد را فراهم کردند، هرچند از چنگشان درآمد
اخر الزمان لباس و پوستین برعکی پوشیده میشود- مضمون کلام مولا علی ع
امام صادق(ع) می فرماید: « المؤمن من ائتمنه الناس علی اموالهم و انفسهم» مؤمن کسی است که مردم او را امین مال و جان خود بدانند.
اینک این مال و بیت المال مسلمین که به اختلاس نامردی خیانت و رانت ببهانه فوتبال و ببهانه وام و بهانه خصوصی سازی (حتی خصوصی سازی منابع خدماتی زیر ینه و امهات و اساسیات اجتماع – مثل برق و اب و مخابرات و راهها و ارد- قوت لایموت از عهد ادم ابوالبشر) بیغما رفت
و اینک این ناموس و اخلاقیات و عقاید ملت به امانت نزد سران قوم بود ولی تبدیل شد به ناهنجاریها و تعدیات ناموسی و اخلاقی و پر شدن فحشا و زندان و طلاق و خانه های دانسینگ و … باوج فلک رسید.
در حالیکه این دو در دست دولت امانت خدا و پیغمبر و تاریخ و اسلام و شیعه و وطن و ملت بود!
اگر کثیفترین رجال تاریخ مثل صدام یا رضاخان یا هیتلر مواجه میشدند در قلمرو حکومت خود با همچو خیانت ها و اختلاسهای کمر شکنی هرکدام 1000 چوبه دار میاویختند در یک روز!!
ولی مجلس پس از کلی این دست و اندست و چوب لای چرخ – بحمایت مفسدین سرانجام گفت: احسنت احسنت!!
تفو بر تو ای چرخ گردان تفو!
نوشته بودم که ایا رهبر مستبد ما را هم استعمار برای ما درست کرده . سانسور کردید
اقای هاشمی اگر ژاپن ژاپن شد و کره جنوبی کره شد و چین دارد با سرعت قله های ترقی را می پیما ید و ترکیه اقتصاد شانزدهم جهان شده و هند با
سرعت دارد رشد 9درصدی در اقتصاد پیدا می کند و دروغ و بزرگ نمائی در ان کشور ها از ما کمتر است برای این است که از توهم و دشمن سازی و عوام فریبی و د ر لفافه سخن گفتن رهبران سیاسی شان دست بر داشته اند .شما هم که ادم اگاه بر این مسائل هستید بهتر است با مردم صادق تر باشید .متشکرم
جناب هاشمی دقیقآ به مسآله درستی اشاره کردید ، که استبداد با استعمار دو لبه قیچی شده اند ولی با این فرق که استعمار آن استعمار قدیم نیست و بوسیله روسیه و چین با استبداد داخلی هماهنگ شده اند و هیچکونه تعارضی هم با یکدیگر ندارند .
بر اساس نهمین نامه جناب آقای نوریزاد “” هیچ کس جای هاشمی را برای من نمیگیرد تبدیل شده به کینه و دشمنی با هاشمی که حیثیت و آبروی هاشمی و خاندان او را چنان بر باد داده اند که فقط در تاریخ قجری میتوان نمونه آنرا پیدا کرد “”””” با این حال مشخص است که اولآ از درایت هاشمی میترسیدند و چنان فحاشی و آبروریزی از ایشان کرده اند تا به زعم خود او ساکت شود و ثانیآ علیرغم این دشمنی با او ، هاشمی همچنان زنده است تا آنان را بعنوان دیکتاتور مستبد معرفی کند.
آقای هاشمی اگر همه نوشته شما هم اشتباه باشد یک نکته آن قطعا درست است و آن اینکه ما مدت هاست به این نتیجه رسیده ایم که انقلاب اسلامی سال 57 و همه کسانی که در وقوع و ادامه آن شرکت داشتند دانسته یا ندانسته ایران و فرهنگ ایرانی و در پی آن مسلمانی را به ورطه نابسامانی درانداختند و کشوری که بیش از سی سال پیش در آستانه پیشرفتهای بزرگ بود امروز گرفتار مشکلاتی شده است که عاقبت آن معلوم نیست. کسی از قلب کس دیگر خبر ندارد ولی وای به حال کسانی که در پی فرصت طلبی بودند و ملتی را به خاک سیاه نشاندند تا عطش قدرت و نام آوری خود را با خون دل و عرق جبین محرومان سیراب کنند. اگر نظام ما در گمراهی نبود بعد از سی و اندی سال تا حال رسیده بودیم ….
اقای هاشمی فکر نمیکنید که این هرفهارابایددراخرین نماز جمعه میگفتید
تنها جایی که ما می توانیم حرف بزنیم همین سایت کلمه است. ما که فحاش نیستیم که نظرات ما سانسور می کنید ما که نمی خواهیم کشور را به بیگانه بدهیم حرف ما از روی درد است و این درد را بعد از گفتن به خدا به بندگانش که دلسوز ابراز می کنیم پس دوستان نظرات را سانسور نکنید. البته درد ما به پای بزرگواری دوست داشتنی مثل محمد نوری زاد نخواهد رسید ولی همین که می توانیم این جگر خونین را که این رهبری بالاخص بعد از انتخابات خونین کرد و انشاء اله که به حق قرآن و همه مقدسات خیر نبیند که نمی بیند کمی آرام کنیم غنیمتی است. و اما راجع به صحبت های آقای هاشمی : ایشان اگر ملت به خدا ایمان و به ایران اعتماد و اعتقاد کامل دارند علیرغم اینکه به درستی در مقام ریاست شورای مصلحت از نظر اینکه ایشان مصلحت گرا هستند و نه حقیقت گرا قرار گرفته باید دست از این مصلحت گرایی های بردارند و بدانند که می دانند علی حقیقت را در سقیفه و تمام عمر خود فدای مصلحت نکرد و بخاطر همین بود که علی ، اسلام علی وار ، شیعه واقعی زنده ماند. جناب آقای هاشمی دوران دو پهلو صحبت کردن و لاپوشانی کردن گذشته است دورانی است که نه تنها جوانان بلکه مومنین سابق هم کاسه صبرشان لبریز شده است نهایتش برای شما شهادت است یک بار هم شده است دست از این عادتان بردارید و حرف دل ملت را بزنید و خودتان از انسانهایی که غرورشان باعث نابودی شان خواهد شد جدا کنید و مثل آیت اله منتظری با عزت از این دنیا بروید.