علی مطهری: نمیتوان گفت چون فردی تعدادی پرونده زیر بغل دارد، همه به میل او رفتار کنیم تا دورهاش سر برسد
چکیده :استعفای من از آن جهت است که احساس میکنم مجلس قادر به انجام برخی کارهای بزرگ و اساسی در جهت استیفای حقوق ملت و نظام اسلامی نیست و حقیقت فدای برخی مصلحتها میشود که در واقع مصلحت نیستند. خودداری هیئت رئیسه از به جریان انداختن طرح سؤال از رئیس جمهور ارتباطی با رهبری ندارد. تنها این احتمال باقی میماند که ترس از بیان مطالبی شبیه آنچه که در مناظرات انتخاباتی رخ داد عامل عزم راسخ هیئت رئیسه بر عدم به جریان افتادن این سؤال بوده است و البته این دلیل، مسموع نیست. نمیتوان گفت چون فردی تعدادی پرونده زیر بغل دارد و جسارت لازم را هم دارد، همه باید مطابق میل او رفتار کنیم تا دورهاش به سر رسد....
نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی صبح امروز (چهارشنبه) و پس از استماع سخنان علی مطهری در نطق استعفایش از نمایندگی مجلس و مخالفان استعفای وی، با 31 رای موافق، 155 رای مخالف و 12 رای ممتنع از 200 آرای مأخوذه، با استعفای علی مطهری نماینده تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر از نمایندگی مجلس مخالفت کردند.
مسعود پزشکیان نماینده تبریز، حجتالاسلام غلامرضا مصباحیمقدم نماینده تهران، محمدرضا خباز نماینده کاشمر، ستار هدایتخواه نماینده دنا و بویر احمد، اقبال لاهوتی نماینده لنگرود و مصطفی رضاحسینی نماینده شهربابک در مخالفت با استعفای علی مطهری از نمایندگی مجلس در صحن علنی پارلمان سخنرانی کردند.
اما با آنکه استعفای مطهری رای نیاورد، طرح سؤال از احمدینژاد هم اعلام وصول نشد و هیات رئیسه بار دیگر ادعا کرد که تعداد امضاهای این سؤال، کاهش یافته است؛ سؤالی که ماههاست هیات رئیسه در برابر اعلام وصول آن مقاومت میکند.
نماینده مردم تهران در نطق استعفای خود اما برای اولین بار به نگرانی نمایندگان مجلس از افشای پروندههای آنها توسط احمدینژاد سخن گفت و تصریح کرد: «نمیتوان گفت چون فردی تعدادی پرونده زیر بغل دارد و جسارت لازم را هم دارد، همه باید مطابق میل او رفتار کنیم تا دورهاش به سر رسد.»
علی مطهری استعفای خود را 20 مهرماه نوشته و تقدیم علی لاریجانی کرده بود اما هفته گذشته که برخی اعضای هیئترئیسه و نیز محمدرضا باهنر نائب رئیس مجلس اعلام کردند امضاهای طرح سؤال از احمدینژاد تکمیل شده و به حدنصاب لازم رسیده و این طرح به کمیسیونهای تخصصی مجلس ارجاع میشود، مطهری اعلام کرد که استعفای خود را پس میگیرد. با این حال استعفای علی مطهری از نمایندگی مجلس شورای اسلامی در دستورکار جلسه امروز مجلس قرار گرفت.
به گزارش خبرآنلاین، متن کامل اظهارات مطهری در توضیح علت استعفایش به این شرح است:
از این که ماجرای سؤال از رئیس جمهور به این جا ختم شد و وقت مجلس و نمایندگان محترم به جای مسائل اساسی کشور به بررسی استعفای اینجانب اختصاص مییابد متأسفم، اما چه میتوان کرد که برای پاسخ به مردمی که از سرنوشت این سؤال میپرسند راهی جز استعفا باقی نماند. بارها آنچه را که مخالفان و عاملان عقیم ماندن این طرح مطرح کردند در ذهن خود مرور کردم، شاید قانع شوم و همان را به مردم بگویم، اما نشد. یکی میگفت به خاطر بیداری اسلامی ملتهای منطقه فعلاً طرح سؤال از رئیس جمهور به صلاح نیست. دیگری میگفت چون از خاتمی سؤال نشد، درست نیست که از احمدینژاد سؤال کنیم. سومی میگفت چون بیبیسی و صدای آمریکا خوشحال میشوند پس نباید سؤال مطرح شود، و چهارمی میگفت چون در حال تحریم هستیم، سؤال از رئیس جمهور به مصلحت نیست. هر چه فکر کردم چه ارتباط منطقی میان این مقدمات و این نتیجه هست به جایی نرسیدم. بیاختیار این شعر عامیانه به ذهنم خطور کرد که:
کلنگ از آسمان افتاد و نشکست وگرنه من کجا و بی وفایی
با این استدلالها باید بسیاری از وظایف و اختیارات نمایندگی را ببوسیم و روی طاقچه بگذاریم.
تا زمانی که انقلاب اسلامی و آرمانهایش و خصوصاً آرمان آزادی فلسطین زنده است تحریمها هم وجود خواهد داشت و بیبیسی و صدای آمریکا هم از هرگونه انتقادی از دولت و سایر ارکان نظام اظهار شادی میکنند گرچه در دل با آن مخالفند چون موجب اصلاح امور می شود. حتی بهانهگیری سلطهگران غربی در مسأله انرژی هستهای ناشی از پایبندی ما به آرمان فلسطین است و الاّ نه قطعنامهای در کار بود و نه حساسیتی. پس فشار خارجی از قبیل تحریمها و نقشهها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی همیشه هست و انتها ندارد. حال آیا میتوان نتیجه گرفت که باید از اصلاح امور داخلی خودداری کنیم و چشم بر تخلفات ببندیم و بخشی از وظایف و اختیارات نمایندگی را نادیده بگیریم؟ اتفاقاً باید بر عکس نتیجه گرفت که چون با تهدیدات خارجی مواجه هستیم باید وضع داخل را سامان بدهیم تا تحریمها نتیجه ندهد و نقشههای دشمن بیثمر بماند. امیر المومنین علی علیه السلام وقتی به خلافت رسید، بر خلاف روش خلفای پیشین ابتدا به اصلاح داخل پرداخت و کار را از اقامه عدل و برقراری مساوات و مبارزه با قانون گریزی آغاز کرد.
حال با سؤال از رئیسجمهور بنا بود چه اتفاقی بیفتد که برخی اعضای هیأت رئیسه مجلس از یک طرف و معاون پارلمانی رئیس جمهور و برخی معاونان پارلمانی وزرا از طرف دیگر، مانند دو تیغه یک قیچی نمایندگان امضاکننده را تحت فشار قرار دادند تا امضای خود را پس بگیرند؟ بنا بود سؤال به کمیسیون مربوط برود و طبق قانون، ظرف یک هفته نماینده رئیس جمهور محترم در کمیسیون حاضر شود و در حضور نماینده سؤالکنندگان پاسخ دهد، آنگاه اگر همچنان 72 نفر از امضا کنندگان قانع نشده بودند، رئیس جمهور ظرف حداکثر یک ماه به مجلس بیاید و توضیح بدهد، بدون آن که رأیگیری برای قانع شدن یا نشدن مجلس در کار باشد؛ مردم هم بشنوند و قضاوت کنند و ای بسا حق را به رئیس جمهور بدهند. چنین چیزی حتی اگر تهران زیر بمباران دشمن باشد خطری برای کشور ندارد بلکه به حال کشور مفید است.
آیا این روش برای اداره کشور بهتر است یا روش فعلی که دولت و مجلس از طریق رسانهها مواضع یکدیگر را گلوله باران میکنند. آیا این روش موجب حسن تفاهم میان دولت و مجلس نمیشود و سوء تفاهمات را از میان نمیبرد؟ ما خود را دوست رئیس جمهور میدانیم و خیر ایشان را میخواهیم و در قلب خود هیچ کینهای نسبت به وی احساس نمیکنیم. با سؤال از رئیس جمهور قصد تحقیر یا مفتضح کردن ایشان را نداریم و اساساً قادر به چنین کاری نیستیم.
به یاد دارم در اردیبهشت 59، ما خانواده شهید مطهری در اولین سالگرد شهادت ایشان خدمت امام(ره) رسیدیم. امام ابتدا فرمودند دیشب ویژه برنامه تلویزیون را دیدم و گریه کردم. ضمن صحبتها، یکی از حضار گفت عدهای میخواهند کاری کنند که استاد مطهری و آثارش فراموش شود. امام فرمودند:« آقای مطهری آن قدر گردن کلفت است که کسی نمیتواند کاری بکند.» بلاتشبیه، خراب کردن آقای احمدینژاد به وسیله یک سؤال، به واسطه خدمات زیادی که ایشان داشته یک تصور جاهلانه است، گرچه این خدماتِ زیاد همراه با خطاهای زیاد بوده است. مرحوم جلال آل احمد کتابی دارد به نام «خدمت و خیانت روشنفکران». جسارت نمیکنم و کلمه «خیانت» را به کار نمیبرم، اما بجاست کتابی با عنوان «خدمتها و خطاهای احمدی نژاد» نوشته شود و چه بهتر که این کتاب توسط افرادی نوشته شود که افراط کردند و کتاب «احمدی نژاد، معجزه هزاره سوم» را نوشتند.
اساساً مسئله، بزرگتر از آن است که به اشخاص مربوط باشد، بلکه به آینده نظام جمهوری اسلامی مربوط است. می دانید آقای لاریجانی داماد خانواده ماست – و البته از باب مزاح عرض میکنم دیگر داماد ناخلفی است چون با طرح سؤال همراهی نکرد- اما واللهِ و باللهِ اگر ایشان هم رئیس جمهور بود و همین اقدامات را میکرد، با همین جدیت، طرح سؤال از رئیس جمهور را دنبال میکردم.
من از همة صد نمایندة امضا کنندة سؤال که به این وسیله رشد اجتماعی و سیاسی خود را نشان دادند تشکر میکنم و برای هفتاد و یک نفری که بر امضای خود پایداری کردند سپاس ویژه دارم. از همان ابتدا بر این مطلب اصرار داشتم که اسامی کسانی که امضای خود را پس گرفتند منتشر نشود زیرا نماینده باید در کمال آزادی امضا کند، در کمال آزادی بر امضای خود پایدار بماند و در کمال آزادی امضای خود را پس بگیرد و تحت هیچ فشاری نباشد، بلا تشبیه آنچنان که اباعبدالله الحسین علیه السلام دنبال بیعت آگاهانه و آزادانه افراد بود و در شب عاشورا دستور داد چراغها را خاموش کنند تا هر کس می خواهد، برود. من حتی غیر از چند نفر اول که به طور طبیعی امضای خود را پس گرفتند، تا دیروز، آن هم اضطرارا دنبال آگاهی از اسامی سایر کسانی که امضای خود را پس گرفتند نرفتم، چون اساسا این نوع پس گرفتن امضا یعنی به تشویق برخی اعضای هیئت رئیسه را قبول ندارم زیرا نماینده با خود می گوید لابد یک خطر ملی در میان است و همراهی می کند. هیئت رئیسه در این گونه موارد باید بی طرف بماند. اگر در همان روز پنجم تیر ماه که هیئت رئیسه محترم نامه سئوال را دریافت کرد طبق قانون آیین نامه داخلی مجلس سئوالات را به کمیسیونهای مربوط ارجاع می کرد و این طرح را به جریان می انداخت مسئله پس گرفتن امضاها پیش نمی آمد ولااقل کمتر پیش می آمد. ولی وقتی نماینده احساس می کند هیئت رئیسه مایل نیست یا مردد است، متزلزل می شود. بجاست که از مرحوم حجت الاسلام اسلامی نماینده مردم شریف ساوه که بر تحقق این سؤال اصرار داشت یادی کنیم و علوّ درجات او را از خدای متعال مسئلت نماییم.
بعد از استعفای اینجانب این سؤال حدود 85 امضا داشت اما هیأت رئیسه محترم ترجیح داد که به جای به جریان انداختن نامه سؤال، استعفای این بنده را اعلام وصول کند و آنگاه به همراه دولت به پس گرفتن امضاها بپردازد. این بهترین دلیل بر عزم جدی برخی اعضای هیأت رئیسه مجلس بر عملی نشدن طرح سؤال از رئیس جمهور است.
من در این چند دقیقه باید دلایل استعفای خود را بیان کنم و طبعاً مخالفان استعفا این دلایل را رد میکنند و آنگاه نمایندگان محترم تصمیم مقتضی را میگیرند. لازم است اشارهای به سیر ماجرا داشته باشم. اولین جرقه سؤال از رئیس جمهور زمانی زده شد که آقای رئیس جمهور در پاسخ به سؤال یک خبرنگار درباره اجرای «قانون تسهیلات ارزی برای متروی تهران و کلان شهرها و حمل و نقل عمومی کشور» گفتند که «من این قانون را قانون نمیدانم و اجرا نمیکنم.» ضرورت اجرای این قانون با آغاز هدفمند کردن یارانه حاملهای انرژی افزایش یافت اما هیچ گاه اجرا نشد.
بعد از مدتی ایشان اعلام کرد که این جمله امام (ره) که «مجلس در رأس امور است» مربوط به زمانی است که مجلس نخستوزیر را تعیین میکرد و الا امروز مجلس در رأس امور نیست. این قضیه باعث شد که اراده ما بر سؤال از رئیس جمهور راسختر شود.
چندماه بعد، آقای احمدی نژاد در برنامه زنده تلویزیونی از برخی مجریان قانون عفاف و حجاب انتقاد کرد و اساساً وظیفه دولت در این زمینه را برخلاف اجماع فقها انکار کرد و بعد از مخالفت گسترده مراجع تقلید، ائمه جمعه، علمای بلاد و نمایندگان مجلس، در مصاحبه تلویزیونی بعدی اعلام کرد که «حرف همان است که گفتیم». این امر باعث انحطاط آشکار وضع پوشش اسلامی در جامعه شد. طبعاً این موضوع هم ما را یک قدم مصممتر کرد.
مسئله دیگر این بود که قانون هدفمند کردن یارانهها پنج ساله بود؛ در حالی که میزان افزایش بهای برخی حاملهای انرژی نشان داد که دولت مدت اجرای آن را کمتر از 3 سال در نظر گرفته، در نتیجه مردم باید فشار غیر لازمی را در پرداخت بهای مثلاً گاز مصرفی تحمل کنند. سهم بخش تولید صنعتی و کشاورزی هم به درستی پرداخت نشد و موجب آسیب جدی گردید. منابع تأمین یارانه نقدی خانوادهها نیز منحصر به محل افزایش قیمت اقلام مذکور در قانون نبود و در مجموع قانون مجلس به درستی اجرا نشد. این موضوع هم طراحان سؤال از رئیس جمهور را یک گام به پیش برد.
همچنین نظریه «لزوم ترویج مکتب ایران به جای مکتب اسلام» که توسط آقای مشایی بیان شد، علی رغم ضدیت آشکار با مبانی انقلاب اسلامی و مخالفت قاطبه مراجع عظام تقلید و علمای بزرگ و دلسوزان نظام، توسط آقای رئیس جمهور تأیید و مورد تأکید قرار گرفت. این هم عامل دیگر شکل گرفتن طرح سؤال از رئیس جمهور بود.
عامل دیگر این بود که آقای منوچهر متکی وزیر سابق امور خارجه در زمان مأموریت خود به سنگال عزل شد؛ به طوری که علاوه بر تحقیر شخصیت ایشان، نظام جمهوری اسلامی ایران در سطح جهان آسیب دید. اتفاق بعدی این بود که وزیر ورزش و جوانان بعد از پنج ماه از ابلاغ قانون تشکیل وزارت ورزش و جوانان با نامهای غیرمعمول و حاکی از قبول نداشتن این قانون به مجلس معرفی شد. و در نهایت مقاومت یازده روزه آقای رئیس جمهور در مقابل حکم حکومتی رهبر انقلاب مبنی بر ابقای آقای مصلحی در وزارت اطلاعات، عزم سؤال کنندگان را جزم کرد که سؤال را به جریان بیندازند. البته موارد دیگری نیز بود که فرصت ذکر آن نیست.
در این جا دو منطق وجود دارد، یکی این که بگوییم تخلفاتی انجام شده و حرفهایی گفته شده، خیلی جدی نگیریم، گذشتهها گذشته. منطق دیگر این است که مجلس نباید با این رفتارها با تساهل و تسامح برخورد کند. این که رئیس جمهور بگوید فلان قانون را اجرا نمیکنم، یعنی نقطه شروع استبداد، و سکوت مجلس یعنی رضایتْ به پا گرفتن استبداد، که با فلسفه وجود مجلس در تضاد است. اساساً مجلس برای جلوگیری از سرکشی دولتها به وجود آمده. قدرت در دولت متمرکز شده و قدرت متمرکز طغیانآور است. همه دولتها میل به طغیان و سرکشی و تک روی دارند و از نظارت گریزانند.
این مجلس است که باید به وظیفه خود عمل کند و از حقوق مردم دفاع نماید. مجلسی که به بهانههای مختلف از این وظیفه خود شانه خالی کند و صرفاً ثناگوی دولت باشد به موکلین خود خیانت کرده است.
چقدر اشتباه است سخن کسانی که میگویند ما «رهبری» داریم و اگر لازم باشد ایشان اقدام میکنند! در حالی که هر نهادی وظیفه خاص خود را دارد. سخن اخیر رهبر انقلاب در دانشگاه رازی کرمانشاه بطلان این سخن را برای چندمین بار آشکار کرد. امام خمینی(ره) نیز میفرمایند: نمایندگان محترم در محدوده قانون و شرع، آزاد و مختارند و هیچ کس نمیتواند از حقوق قانونی آنان جلوگیری نماید (صحیفه امام، ج 18، ص 468).
این منطق که «اگر لازم باشد خود رهبری دخالت میکنند» مرا به یاد ساخت و ساز بیرویه در شمال تهران در دوره سازندگی میاندازد که با فروش تراکم، مثلاً در کوچه 6 متری ساختمان هفت طبقه ساخته میشد. وقتی اعتراض میکردیم، عدهای میگفتند اگر اشکال داشت، رهبری یا رئیس جمهور وقت که تالی تلو رهبری بود خودشان میگفتند. آن قدر تعلل شد تا آسیب جدی به شمال تهران از نظر اصول مهندسی شهری و ترافیک و غیره وارد شد که آثار آن تا سالهای دور باقی خواهد ماند. در سال 59 تا 62 که در پخش رادیو مطلب مینوشتم، وقتی موسیقی غیرمجاز پخش میشد و ما اعتراض میکردیم، میگفتند اگر اشکال داشت از دفتر امام زنگ میزدند. واقعاً تصور برخی، از اصل ولایت فقیه همین اندازه مضحک و تعجبآور است و خیال میکنند ولایت فقیه تکالیف را از گردن ما ساقط میکند، در حالی که هر فردی و هر نهادی در جای خود وظیفه خودش را دارد.
به هرحال جمعآوری امضا برای سؤالات مذکور آغاز شد و به مرور امضاها به حد نصاب رسید و از آن حد نیز گذشت. اما مدتی تأمل کردیم تا شرایط مناسب فرا رسد و مثلاً مدتی از اجرای قانون هدفمندی یارانهها بگذرد. در این بین جلسهای با شورای داوری اصولگرایان داشتیم و این شورا با اصل سؤال موافقت کرد ولی زمان تحویل آن را موکول به اعلام خود نمود. ما هم مدتی صبر کردیم تا این شورا موافقت خود را با تحویل سؤال به هیأت رئیسه مجلس اعلام نمود. در تاریخ 5/4/90 یعنی چهار ماه پیش این سؤال با صد امضا تحویل هیأت رئیسه شد و بقیه ماجرا همان است که میدانید.
در این میان نامهای نیز برای مقام معظم رهبری ارسال نمودم که متن آن از این قرار است:
«محضر مبارک رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی
حضرت آیتالله خامنهای دامت برکاته
با اهداء سلام و آرزوی سلامتی و توفیق الهی، در خصوص نامه سؤال از رئیس جمهور محترم که به امضای یکصد تن از نمایندگان مجلس رسیده است، به استحضار میرساند که قصد و نیت همه امضاکنندگان، قرار دادن دولت در ریل قانون و تقویت نظام جمهوری اسلامی است. ظنّ قوی دارم که این اقدام موجب تفاهم بیشتر دولت و مجلس خواهد شد. سؤال به کمیسیون مربوط میرود، نماینده رئیس جمهور در حضور نماینده سؤالکنندگان توضیحات لازم را میدهد، اگر همچنان 72 تن از امضاکنندگان قانع نشده باشند سؤال به صحن علنی میآید. در آنجا سؤالکنندگان یک ربع و رئیس جمهور یک ساعت فرصت دارند که صحبت کنند. در پایان هم بحث رأیگیری برای قانع شدن یا نشدن مجلس در کار نیست، بنابراین آسیبی به دولت وارد نمیآید.
شاید مهمترین اثر این کار این باشد که رئیس جمهور، دیگر به آسانی نمیتواند بگوید فلان قانون را قبول ندارم و اجرا نمیکنم، زیرا میفهمد که به زودی باید در محضر مجلس حاضر شود و توضیح بدهد. این کار را به صلاح کشور و برای آینده نظام جمهوری اسلامی مفید میدانیم. اگر رئیس جمهور فرد دیگری بود نیز اینجانب به همین ترتیب عمل میکردم. ما نیز مانند حضرتعالی معتقدیم که دولت دوره چهارساله خود را به پایان برساند اما در مسیر ریلگذاری شده توسط مجلس، و این سؤال را در همین راستا تفسیر میکنیم. برداشت شخصی من این است که حضرتعالی اگر این کار به صورت منطقی و اخلاقی و به دور از جنجال صورت گیرد مخالفتی ندارید. شورای داوری اصولگرایان مرکب از آقایان حجج اسلام رهبر، ابراهیمی، مصباحی مقدم، آقا تهرانی و سبحانینیا در جلسهای که برای بررسی این موضوع برگزار کردند موافقت خود را با طرح سؤال با اکثریت آراء اعلام نمودند. بنابراین این سؤال با حمایت روحانیون مجلس و صد نماینده امضاکننده مطرح شده است. نمایندگانی هم که امضا نکردهاند اکثرشان موافق طرح سؤالاند ولی ملاحظاتی دارند. بسیاری از آنها نیز به این دلیل امضا نکردند که میگفتند کار از سؤال گذشته و باید استیضاح کرد و عدم کفایت سیاسی را مطرح نمود که ما با این تندرویها به شدت مخالفیم. درخواست اینجانب از حضرتعالی این است که دست ما را در به انجام رساندن این کار باز بگذارید و قطعا ما کار را به گونهای هدایت خواهیم کرد که به نفع دولت و مجلس و به طور کلی نظام جمهوری اسلامی تمام شود و مردم دنیا دریابند که دموکراسی واقعی در جمهوری اسلامی ایران است. قبلا از حسن تدبیر حضرتعالی سپاسگزارم. بدیهی است که چنانچه اعلام مخالفت فرمایید مطیع امر خواهیم بود. در صورت لزوم خدمت خواهم رسید.» (انتهای نامه).
ظنّ قوی دارم که بیانات رهبر انقلاب در جمع دانشگاهیان استان کرمانشاه پاسخی به این نامه و نیز مطلبی است که در استعفانامه آوردهام. ایشان فرمودند نمایندگان مجلس در بخشهای خودشان مسئولیتهای مشخص دارند. در همه اینها رهبری نه میتواند دخالت کند، نه حق دارد دخالت کند، نه قادر است دخالت کند، اصلاً امکان ندارد.
بنابراین خودداری هیئت رئیسه از به جریان انداختن طرح سؤال از رئیس جمهور ارتباطی با رهبری ندارد. تنها این احتمال باقی میماند که ترس از بیان مطالبی شبیه آنچه که در مناظرات انتخاباتی رخ داد عامل عزم راسخ هیئت رئیسه بر عدم به جریان افتادن این سؤال بوده است و البته این دلیل، مسموع نیست. نمیتوان گفت چون فردی تعدادی پرونده زیر بغل دارد و جسارت لازم را هم دارد، همه باید مطابق میل او رفتار کنیم تا دورهاش به سر رسد. ضمن اینکه این امر منحصر به تریبون مجلس نیست و رئیس جمهور در هر هفته بارها فرصت بیان آنچه راکه مایل است به گوش ملت برساند دارد.
به هر حال استعفای من از آن جهت است که احساس میکنم مجلس قادر به انجام برخی کارهای بزرگ و اساسی در جهت استیفای حقوق ملت و نظام اسلامی نیست و حقیقت فدای برخی مصلحتها میشود که در واقع مصلحت نیستند. مجلس مانند کارخانهای است که با 50 درصد ظرفیت اسمی خود کار میکند، ما میخواهیم آن را به 100 درصد یا لا اقل 90 درصد برسانیم. مجلس هم مانند هر اجتماع مدنی قابل رشد و انحطاط است. باید با آزاد گذاشتن نمایندهها موجبات رشد مجلس را فراهم کنیم. فرضاً طرح سؤال از رئیس جمهور طرح اشتباهی باشد، هیأت رئیسه اجازه دهد به جریان افتد. اگر آثار سوئی داشته باشد، نماینده فعلی در نوبت بعد، یا نمایندگان مجالس بعدی با احتیاط بیشتری آن را امضا میکنند. همین طور است در مورد استیضاح وزیران یا تحقیق و تفحص از سازمانهای مختلف. این یعنی رشد مجلس به عنوان یک شخصیت حقوقی. اما اگر همواره هیأت رئیسههای مجالس مختلف مانند پدری که دائم به فرزندان خود امر و نهی میکند مانع آزمون و خطای نمایندگان شوند، مجلس هیچ گاه رشد پیدا نمیکند.
اقتدار مجلس موجب اقتدار نظام است چه در زمان دولت اصول گرا و چه در زمان دولت اصلاح طلب. من به برخی از برادران اصولگرا که مخالف طرح سؤال بودند میگفتم اگر در آینده یک رئیس جمهور اصلاح طلب روی کار بیاید و بگوید من فلان قانون را اجرا نمیکنم، شما قادر به سؤال از رئیس جمهور نخواهید بود، چون امروز با آن مخالفت کردید و به شما میگویند یک بام و دو هوا نمیشود. ما باید به گونهای موضع بگیریم و سخن بگوییم که چه در زمان دولت اصولگرا و چه در زمان دولت اصلاحطلب، چه زمانی که در قوه مقننه هستیم و چه زمانی که در قوه مجریه هستیم حرفمان یکی باشد.
در نظام جمهوری اسلامی دو نهاد است که مانع استبداد دولتها میشوند؛ یکی ولایت فقیه و دیگر مجلس شورای اسلامی. در این میان این مجلس است که باید سپر رهبری قرار گیرد نه رهبری سپر مجلس. آنها که میگویند اگر لازم باشد رهبری وارد میشوند، در واقع میخواهند رهبری را سپر خود قرار دهند نه برعکس، و این یعنی عافیتطلبی و خودخواهی. در زمان جمعآوری امضا برای سؤال از رئیس جمهور برخی میگفتند هر وقت آقا بگویند من امضا میکنم. به آنها میگفتم اگر آقا بگویند که دیگر سؤال مجلس نیست، آن میشود سؤال رهبری و دیگر نیازی به ورود ما نیست، ما دنبال سؤال مجلس از رئیس جمهور هستیم.
اما چرا ما به این جا رسیدیم که سؤال از رئیس جمهور به صورت یک تابو در آمده و هنوز نتوانسته ایم آن را بشکنیم. به نظر من یکی از علل آن بت سازی است، آن هم توسط اطرافیان. این موضوع اختصاص به این دوره ندارد، بر دوره سازندگی و دوره اصلاحات نیز صدق میکند. آن قدر فردی را به اعتبار رأی مردم بالا میبریم که جرأت پرسیدن یک سؤال را از او پیدا نمیکنیم و گاهی امر بر خود آن فرد هم مشتبه میشود و حرفهایی میزند در قامت یک ایدئولوگ که مثلاً ما جنگ فرهنگی نداریم، جنگ فرهنگ با فرهنگ معنی ندارد، درست نقطه مقابل تأکیدات رهبر انقلاب بر تهاجم و بلکه شبیخون فرهنگی، و یا در مقابل رسیدگی به پرونده اقتصادی برخی اعضای دولت می گوید کابینه خط قرمز است. اینجاست که عدهای احساس حاشیه امن پیدا میکنند و تخلفاتی مانند اختلاس سه هزار میلیاردی رخ میدهد.
علت دیگر این است که وقتی یک رئیس جمهور رأی میآورد، خصوصا اگر رأی بالایی بیاورد، فکر میکند که میتواند مسیر فرهنگ و اقتصاد و سیاست خارجی کشور را مطابق نظریات خود عوض کند، در حالی که رئیس جمهور صرفاً یک مجری است و باید سیاستهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشور را که در جای خود مصوب شده و قوانین مصوب مجلس را اجرا کند و به راحتی در مقابل مجلس پاسخگو باشد.
علت سوم، روحیه ملاحظهکاری و رودربایستی و رفیقبازی و به تعبیر امیرالمؤمنین مصانعه است که در برخی از ما متولیان امور کشور چه در مجلس، چه در قوه قضائیه و چه در قوه مجریه وجود دارد. با مصانعه، اوامر الهی اقامه نمیشود. امام علی(علیهالسلام) فرمود: انما یقیم امر الله من لایصانع و لایضارع و لایتبع المطامع. امر خدا را فقط کسی برپا میکند که اهل مصانعه و ملاحظهکاری نباشد، اشکالات جامعه در خود او وجود نداشته باشد و بندهی طمع نیز نباشد.
به هر حال استعفای اینجانب آخرین دستگیره ای است که یک نماینده می تواند به آن متمسک شود و پاسخی است به این پرسش مردم که سؤال از رئیس جمهور به کجا انجامید؟ نمیشود صد نماینده، کاری را آغاز کنند و بعد از مدتی ناگهان آن را رها کنند بدون هرگونه توضیحی. پاسخ اینجانب به آنها این است: اکنون که قادر به استیفای بخشی از حقوق شما نیستم، از سمت خود استعفا میدهم، زیرا ما نمایندگان مجلس در ابتدا به خدای قادر متعال سوگند یاد کردهایم که همواره به حفظ حقوق ملت پایبند باشیم و از قانون اساسی دفاع نماییم.
بدیهی است که نمایندگان محترم هرگونه رأی بدهند مورد رضایت اینجانب است، چه رفتن و چه ماندن. در این مدت سه و نیم ساله از همکاران عزیزم بهرههای فراوان علمی و معنوی بردم و همواره قدردان آن خواهم بود و اگر ناخواسته حق کسی را ضایع کرده ام حلالیت می طلبم.
بدیهی است که مطرح شدن استعفای اینجانب به معنی منتفی شدن طرح سئوال از رئیس جمهور نیست. این طرح اکنون 2 یا 3 امضا کم دارد و طبعا امضاکنندگان محترم می توانند آن را با جدیت دنبال کنند.














آقای مطهری مساله یک آدم و یک مشت پرونده زیر بغل نیست. مگر پالیزدار مشتی پرونده زیر بغل نداشت که او را بارها زندانی کردند و به آن روز در آوردندش. مساله اینجاست که آقای رهبری حرفی زده که اکنون درآن آچمز شده است. او وقتی گفت این شخص مورد اعتماد من است و من با او بیش از همه تفاهم دارم و تمام تخم مرغ هایش را در سبد این بابای پرونده به بغل گذاشت، حالا که او دم درآورده رو مانده که که اگر بخواهد با یک اشاره از شر او خلاص شود تمام ایراد و انتقاد ها متوجه خود رهبری خواهد شد که شما چگونه خود را با بصیرت و عقل کل می خوانید که چنین اشتباه بزرگی در مورد چنین آدم فاسد و بی صلاحیتی کردید. پس ناچار است به هر ساز او برقصد تا این دوره نکبتی او تمام شده و از شرش خلاص شود. بعد هم قصد دارد یک مترسکی را بعنوان رئیس جمهور به مجلس بقبولاند که هروقت خواست حرف زیادی بزند، گوش او را گرفته بیرون کند و شخص دیگری را که صد درصد فرمانبر اوست به جای وی به گمارد. با این وضع هم مملکت را نمی شود گرداند و باید فکر اساسی کرد. زیرا هفتاد و پنج میلیون مردم ایران که بازیچه دست کسی نمی توانند بشوند که درعرض همین دوسه سال این همه اشتباه کرده است بدون آنکه شهامت پذیرش این اشتباهات آشکار را داشته باشد. آنوقت دستور داده این همه آدم را صرفا به اتهام همکاری با کمیته انتخاباتی کروبی و موسوی زندانی کرده آن بلاها را سرشان بیاورند تازه مقداری هم طلبکار است که گفته امام راحل مخالفان را می کشت من که فقط آنها را زندانی می کنم. انگار اگر امام راحل این کار را می کرده بسیار کار خوبی بوده است. عرض می کنم ایشان بابت اشتباهات خود و بلایی که سر مردم می آورند قدری هم خود را طلبکار میدانند. اینجاست که آدم بدجوری می سوزد و این درد را نمیداند با که درمیان نهد. بدبختی ما ملت در طول تاریخ طولانی مان همین بوده است.
مشکل آقای احمدی نژاد نیست مشکل این است که به جای اینکه قانون و معیارهای قانونی و اخلاق اصل و معیار باشد ، آقای خامنه ای معیار شده است نظر آقای خامنه ای بالاتر و ارجهتر از تمام عقلانیات و بدیهیات گردیده است آقای ده نمکی می گفت به خدا اگر آقا بگوید ماست سیاه است ما هم می گوییم ماست سیاه است این منطق و استدلال آقایان است . آقای توکلی و آقای مطهری اگر رهبری بگوید که استیضاح و یا سئوال از رئیس دولت صلاح نیست آیا بازهم با این شدت در مورد استیضاح وزیر و یا سئوال از رئیس دولت استدلال می کنید . آقای مطهری در مصاحبه با مجله شهروند امروز گفته بودند که ولایت فقیه تعطیل عقل نیست حال از ایشان باید پرسید که اگرتعطیل عقل نیست پس چیست آیا غیر از انکار واقعیت چیز دیگری است ؟ آقایان محترم شما را به خدا قسم میدهم که انصاف داشته باشید و اندیشه کنید و حداقل آزادمرد باشید یقینا شما دو نفر بالای 50 سال دارید و در سراشیبی عمر هستید و تا مرگ حداکثر 25 تا 30 سال فاصله دارید آیا امروز تمام علت و عامل بدبختی های ما استبداد و دیکتاتوری ولایت فقیه نیست که تمام کارهای ایشان حالا چه درست باشد و یا چه غطل ، عین ثواب خوانده می شود ؟
وجود احمدی نژاد خود پرونده ای قطور از فساد است که کف آن سوالات آقای مطهری است و آن هم وتو شد….!؟
تمام سخنان و استدلالهای آقای مطهری را حق میدانم بغیر از این جمله: .
زیرا آنچه اکنون در جامعه خویش می بینیم کاملا بخلاف آن است و اگر ولایت فقیه خود استبداد دینی نبود و بنا داشت جلوی استبداد در جامعه را بگیرد نه تنها پاسخ به نامه شما میداد بلکه شما و امضا کنندگان را تشویق میکرد حال آنکه عملکرد هیئت رئیسه و اکثریت نمایندگان حاکی از این است که اراده ای نامرئی(و شاید هم مرئی )نمیخواهد رییس جمهور منصوب به دست انداز بیفتد و همه اینها نفی کننده دمکراسی و مردم سالاری دینی و آزادی است
rahmat be on shiriii ke madaret be shoma dade roheee pedaret shaddddd va ahsant ke be on pedari ke hamchin farzandi raa bozorg kard age tamame majlesihaa injor az haghe mardom defa mikardan be ghole shomaaa in hamee pole mardom be taraj namirafttt esme shomaa dar tarikhee ma mimanad
روح پرفتوح استاد مطهری از داشتن چنین فرزندی شاد و از داشتن چنان دامادی (لاریجانی) غمگین است
“درخواست اینجانب از حضرتعالی این است که دست ما را در به انجام رساندن این کار باز بگذارید و قطعا ما کار را به گونهای هدایت خواهیم کرد که به نفع دولت و مجلس و به طور کلی نظام جمهوری تمام شود” افسار مجلس در دست رهبر و ادعای دموکراسی
اقای مطهری شما فرزند مطهری بزرگ هستید به شهامت شما درود می فرستیم اما لازم است یک مقدار از یکی به نعل یکی به میخ زدن دست بردارید .همه مشکلات کشور امروز از استبداد مذهبی است این را هر بچه ای می داند .اقای خامنه ای در چاه استبداد و تحجر که خود در پیرا مونش
درست کرده افتاده ….. .اکنون هم یک عده می خواهند شرایط به وجود امده را توسط رهبر
به گردن دیگران بیندازند در شان شما نیست که در لفافه در این شرایط سخن بگوئید
با این که با همه مواضع آقای مطهری نیستم ولی از آنجا که ایشان تلاش دارند در راه حق گام بردارند دوستشان دارم و فکر میکنم نظام ایشان را تحمل نخواهد کرد چون اولا با تباهی مخالفند و ثانیا از خود فکری دارند
آقای مطهری مگر شما نبودی که در سال 88 خطاب به موسوی و کروبی گفتی شما ساکت باشید و فتنه نکنید، آنوقتی که خیال نظام (رهبری) از بابت شما راحت شود به حساب احمدی نژاد می رسد و او را سر جایش می نشاند!
خوب برادر، الان که 10 ماه هست آن بندگان خدا به اجبار و با حبس غیرقانونی ساکت شده اند! پس چی شد؟ رهبر به حساب احمدی نژاد که نرسید هیچ، با لطایف الحیل از طرح یک سوال خشک و خالی هم در مجلس جلوگیری می کند!
قصه شما مانند سید مرحوم جمال الدین اسد آبادی هست که زمان ناصرالدین شاه می خواست اصلاحاتی در ایران و جهان اسلام پدید آورد، اما پس از مدتها تلاش متوجه شد مشکل اصلی شخص شاه هست و باید یا او مبارزه کرد! آیا شما هنوز متوجه مشکل اصلی نشده ای؟
اقای مطهری خدا پدر بزرگوارت را بیامرزت برادر جان همان تهدید اقای احمدی نژآد که گفت 140 سند دارم که رو می کنم کار خودش را کرد و بقول معروف چوب را که بر داری گربه دزده فلان میشه و شد و از این حربه هم اقای خامنه ای در برابر امریکا میخواهد استفاده کند و گفته ما 100 سند داریم که نشان میدهد امریکا تروریست است از این که امریکا تروریست است شکی نیست ایا امریکا از این 100 سند میترسد که رو شود؟اما ایا جهان این را متوجه میشود یا بر علیه خود ما استفاده می کند ما با این تحلیل های بصیرانه!!! چوب لای چرخ خود می گذاریم و امریکا و دیگران را تشویق به مداخله نظامی در ایران می کنیم خدا داند شاید غرض اصلی ما هم همین باشد شاید با حمله امریکا و … بخواهیم خود ر از اعمال ننگینی که در این 20 سال مرتکب شدیم تبرئه کنیم والله اعلم
آقای مطهری شما هم دیکتاتورید و فقط منطقتون فرق میکنه، برای خود مبانیی دارید و ظاهرا به آنها پایبندید ولی در مقابل نظر اکسریت تنها تا جایی تمکین می کنید که با آن مبانی منافاتی نداشته باشد. اگر اینطور نبود پیش از همه اینها باید به وجود شورایی ایراد میگرفتید که تنها اجازه میدهد یک طیف خاص از رجالی همچون شما و تنها با سلایقی متفاوت در دایره قدرت قرار بگیرند.
فقط آقای مطهری نیست همه باید کمک کنیم که حق مردم از خیانتکاران گرفته شود .ما باید دست به دست هم بدهیم که این نامردا هرکس که به ایران و ایرانی خیانت می کنه باید دستش و قطع کرد زنده باد میرحسین
دکتر حاج بابايي وزير آموزش و پرورش:
فقط مطيع امر رهبري
و پيرو خط شهدا هستم
وزير آموزش و پرورش در بازديد از غرفه خبرگزاري پانا در هجدهمين نمايشگاه بين المللي مطبوعات و خبرگزاريها گفت: با هيچ گروه و دستهاي عقد اخوت نبسته ام و فقط مطيع امر رهبرم.
حميدرضا حاج بابايي اظهار کرد: تبيعت از ولايت، تبعيت عملکردي است و هيچ کس حق ندارد نه يک قدم جلوتر و نه يک قدم عقب تر از ولايت حرکت کند، من هم جدا از اين قاعده نيستم.
وي ادامه داد: نبايد هيچ مسؤولي در اين مملکت وجود داشته باشد که در خط رهبري نباشد، در غير اين صورت او را نمي توان از مسؤولين نظام دانست.
حاج بابايي تصريح کرد: در مدتي که وزير بوده ام به دنبال مطالبات رهبري و مردم در آموزش و پرورش بوده ام، البته فعاليتهاي آموزش و پرورش بسيار گسترده و حساس است و وزير آموزش و پرورش بايد تمام ذهنش را معطوف به ارتقاي جايگاه نظام تعليم و تربيت، فرهنگيان فرهيخته و دانش آموزان نمايد که من هم به دنبال اين موضوع هستم.
وزير آموزش و پرورش در ادامه در پاسخ سؤالي در خصوص برخي جريانات سياسي کشور که اين روزها از آن نام برده ميشود، گفت: من وزير “بابا آب داد” هستم و وظيفه دارم تمام توان خود را براي ارتقاي نظام تعليم و تربيت به کار ببرم و فضاي آموزش و پرورش را به فضاي کار و خدمت تبديل کنم نه چيز ديگر.
لاریجانی ها یکی از مشکلات عمده مردم شده اند و عملکردشان ضد مردمی است.
اقای مطهری خودتونو به …..نزنید همش زیر سر ..
از استاد مطهری متعجبم چطور موجودی به نام لاریجانی را به دامادی پذیرفت
ان دوستی که نوشته وزیر اموزش پرورش در خدمت رهبری و مطالبات متحجرانه رهبر است درست می گوید .واقعا این ادم حاج با بائی حلقه بگوش و چاکر ونوکر رهبر است و در پی منویات رهبری کتاب فارسی در دوره های راهنمائی را تبدیل به کتاب دینی کرده نوحه خانی وسینه زنی وانشا الله در اینده برای این که بهتر حلقه به گوشی خود را ثابت کند قمه زنی هم در مدارس جزو چند واحد درسی می شود .در مدارس جن گیری و تبلیغ برای این که شطرنج و موسیقی حرام است را معلمین متحجر دارند از صبح تا شب در گوش بچه ها می خوانند . تفکیک جنسی در کودکستان ها هم جز ء منویات رهبری بوده است . گاو ما شیر نداشت مشاالله به شاشش
تازگی کلمه خیلی سانسور می کند مخصو صا در باره رهبر .همه بدبختی این کشور زیر سر او است و شما ها ظاهرا از اداره اطلا عات امده اید ودر خدمت این اقای با بصیرت هستید
اقای مطهری عزیز پرونده های زیر بغل احمدی نژاد مشکل این کشور نیست .مشکل خود بزرگ بینی و خود شیفتگی رهبر و چاپلوسان و نوکران او است که کشور را به ورطه نابودی کشانده اند . پدر تان با ان که متا سفانه اول انقلاب شهید شدند و این روز گار را و این مستبدین را و این متحجرین حکومتی را ندیدند مواضع ازادی خو اهانه بیشتری نسبت به شما داشتند .مطمئن هستم که اگر امروز در حیاط بودند بر سر خامنه ای ها و مصباح ها فریاد می کشیدند
اقای مطهری آقایان موسوی و کروبی الان ساکت هستند و خیالت رهبری راحت و احمدی نژاد هم سر جای خود!
از خدای خود کمی بیشتر ترسیده و مانند آقای نوریزاد به رهبری نامه اعتراضی بنویسید!
a aghaye ahmadinejad agar sanadi dari khiyanatkari ke anharo roo nemikoni dari baj midi va baj migiri
in agha ahmadinejad 140 ta parvandeh dareh o sedasham dar nemiyareh in agha shodeh amanatdare dozdan na amanatdare mardom
جناب آقای مطهری
جنابعالی تا وقتی به این رهبر اعتقاد دارید ره به جایی نمی برید. فقاهت ، عادلت ، اجتهاد ایشان زیر سوال است شما چی دارید می گویید. و ضمنا بعد از پدر بزرگوارتان کمی به نوع معاش دامادهای عزیز پدر تان و خودتان و خانواده تان توجه کنید شاید این مال دل شما را از حق دور کرده باشد و بخاطر همین است که خیلی مشکل است دست از این مقام ها دنیایی بردارید و حق را بگیرد لطفآ یک ذره راجع به مطالب بالا فکر کنید.
مشکل اصلا احمدی نژاد نادان نیست بلکه آنچه اهمیت داردا تا زمانی سیستم وساختار همین است وضع هم همین است
به نظرم در کشور یک حکومت فئودالی از نوع اخوندی حاکم است و با این ساختار ادای دموکراسی در می آوریم . اگر کمی دقت کنید می بینید که جایگاه رهبری با این بیانات کم از اعلیحضرت پادشاهی نیست. نعوذ بالله پیامبر و علی همچین ادعایی نداشتند. پس حاشیه نریم همین است حالا نیازی به تفسیر و توجیه نیست. واقعیت تلخ این است که نمایندگان مجلس ما دست کمی از وکیلان رژیم قبلی ندارند فقط نه تنها سواد ندارند بلکه شعور اجتماعی لازم را هم ندارند. اکثریت رانت خوارند و بله قربان گو . و تا زمانی که انتخابات فرمایشی ولایت مداری برقرار است همین خواهد بود. ملت هم که متاسفانه هنوز شعور سیاسی لازم را ندارند و به راحتی بازیچه و الت دست اقایان هسنتد و برای زنده باد و مرده باد گفتنهاو استقبال نمایشی سر و کله می شکنند. پس باید به همین باید رازی بود که ملت ایران شایسته همین دولت و این دولت نیز لایق این ملت است
باید بصیرت داشت و با بصیرت احمدینژاد رو کرد رییس جمهور و با بصیرت هم خلاف نظر مردم نگهش داشت تا پای یه بحران عظیم و مجلس رو هم با بصیرت تعطیل کرد و اگر هم اون بصیرت های قبلی درست عمل نکرد با یه بصیرت جدید انتخابات ریاست جمهوری رو هم حذف کنیم و بدیم دست مجلس بصیر که بصیرت رو مستقیماً از رهبری به ارث میبره، که مردم دیگه رسماً برن پی کار خودشون و رهبری بصیر با بصیرت همه امور رو دست بگیره.
بهتر نیست واقعاً؟
هیچکس مثل احمدی نژاد نظام را به چالش نکشید! نه منافقین،نه بنی صدر،نه ….
خدایا مرگ مارا برسان که از دست این چپاولگران راحت شویم