سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » فخرالسادات محتشمی پور: خسته می شوم از نقش بازی کردن ها، وقتی هزینه هنرمندی در سرزمینم صبوری است...

فخرالسادات محتشمی پور: خسته می شوم از نقش بازی کردن ها، وقتی هزینه هنرمندی در سرزمینم صبوری است

چکیده :وقتی آقایان سلامت زندانی را برای همه ریخت و پاش های سفرهای استانی شان و بقیه حیف و میل های بیت المال رنگ فدیه می دهند، مانند تو سرما را به جان می خریم. روزه اعتراضی می گیریم و به گرما معترضانه دست رد می زنیم. ...


فخرالسادات محتشمی پور، فعال سیاسی و همسر سید مصطفی تاج زاده عضو دربند سازمان مجاهدین در یادداشتی با اشاره به سرمای این روزهای اوین و قطعی گاز و آب گرم این زندان در صفحه فیس بوک خود می نویسد:

طبق عادت زندان بعد از نماز صبح سعی می کنم چشم ها را ببندم و به زور خودم را بخوابانم!

در شکنجه گاه انفرادی برای کشتن وقت باید دست به هرکاری می زدم هرکاری که بی کاری نباشد و این جا که وقت کم می آید برای همه روزمرگی های آدم، تنها برای رفع بی حوصلگی و دلتنگی باید وقت را کشت!

حالا این صدای باران است که خواب را دورتر می کند از چشمانم و این سوز و سرمایی که خودش را از هر شکاف درب و پنجره ها می کشاند داخل اتاق تا یاد من بیاورد جایی که تو هستی هوا سرد است.

همین دوشنبه بود که وقتی کاپشن ورزشی را تنت دیدم زود پرسیدم جایت سرد است؟ سرما نخوری عزیزم و تو مثل همیشه گفتی نگران نباش همه چیز خوب است! همه چیز خوب است؟ همه چیز چگونه می تواند خوب باشد وقتی به دلیل سرد بودن هوا چند روز است در نوبت حمامی؟! همه چیز خوب است! حرف های دکتر را می زنی به خصوص وقتی می رود فرنگ یا فرنگی ها می آیند این جا برای مصاحبه! همه چیز خوب است!

گاهی حرصم را در می آوری ناخواسته نادانسته ولی حرص من در می آید وقتی فکر سلامتی خودت نیستی همسرجان! درمانت؟ خوراکت؟ می دانم مرا بر و بر نگاه می کنی و می گویی تو دیگر چرا فخری؟! در مقابل سؤال های عجیب مادرت که مادرانه سعی می کند خودش را راضی کند که همه چیز تقصیر توست تا بتواند از خودت برای رفع مشکلاتت کمک بگیرد، ابتدا مهربانانه همراهی اش می کنی و بعد که اصرارهایش کلافه ات می کند، می گویی حاج خانم این چیزها که دست من نیست من این جا زندانی ام یادتان رفته؟؟؟ اشک که به چشمان مادر می آید تو سرت را زیر می اندازی و سکوت می کنی و ما زود بحث را عوض می کنیم. اگر فاطمه باشد می گوییم دختر لطیفه ای چیزی! و او هنرمندانه صحنه را به کمدی می کشاند تا تو کمی بخندی و مادر حال و هوایش عوض شود. این بار که گفتی دلتنگ بچه هایی دل من هم تنگ تر شد به تمامی و با این که گفتی سردت نیست و گفتی که ورزش می کنی و گفتی اگر سردت باشد می روی زیر پتو تا گرم شوی، هنوز آن سرمای استخوان سوز در تمام تن من نفوذ می کند.

من سردم است مصطفی با این که روزه دار نیستم با این که سرایدار همین دو شب پیش آمد و گفت می توانید از شوفاژها استفاده کنید. ما خانه را تا تو نباشی گرم نمی کنیم.

در فرهنگ ایرانی زن اجاق خانه را گرم می کند. اما بدان که زن این خانه تا مردش نیاید گرما را هم برخود حرام می کند تو بخواهی یا نخواهی تا وقتی آقایان سلامت زندانی را برای همه ریخت و پاش های سفرهای استانی شان و بقیه حیف و میل های بیت المال رنگ فدیه می دهند، مانند تو سرما را به جان می خریم. روزه اعتراضی می گیریم و به گرما معترضانه دست رد می زنیم. من و تو یک روحیم در دو بدن چگونه این نیمه دورافتاده از تو تاب بیاورد مشقت های نیمه دیگرش را این جا در راحت و رفاه؟؟؟ حالا تو هی بگو فخری تو اگر خوب باشی، شاد باشی، راحت باشی، سلامت باشی، سرحال باشی و لبخند بزنی، اینجا حال من هم خوب خواهد بود. خوب این عکش هم صادق است تو اگر روزه باشی، سردت باشد، دلتنگ باشی، خدای ناکرده بیمار باشی، در سختی باشی، تنها باشی من باید خیلی بی غیرت باشم که شادی را هم نشین روزهای تنهایی ام کنم.

همسرجان بی تو شادی کردن های من آن چنان فرمایشی است که هر کودک نادانی هم می فهمد. خسته می شوم از این نقش بازی کردن ها وقتی هنرمندی در سرزمین من هزینه اش خروار خروار تحمل است و صبوری!


5 پاسخ به “فخرالسادات محتشمی پور: خسته می شوم از نقش بازی کردن ها، وقتی هزینه هنرمندی در سرزمینم صبوری است”

  1. ناشناس گفت:

    درودو سلام بر نسل وفاداری که با اخلا صهایش این چنین گرفتار نا محرمان ودشمنان واقعی ملت بزگوار ایران به نام دین با شهوت نفر ت هایشان جنایت ها در زندان ها بر فرزندان پاک این سرزمین زندگی ها را زنده به گور میکنند درود بر شرف زنان ومردان گرفتار در بند های جنایتکاران در حاکمیت نظام به اصطلاح جمهوری اسلا می فردای زیباتری را تقیم ملت ایران با جان هایشان میدهند و نفرین خدا بر جنایتکارن حاکم را که شهوت قدرت بینایی چشم هایشان را گرفته نمونه مرگ جنایت کار ی مثل قذافی را نمی بینند که در اینده نزد یک گریبان انها را خواهد گرفت جانباز جنگ بهمن ت در سال 61 عملیات بیت المقدس ازاد سازی خر مشهر

  2. ترانه سبز گفت:

    ستايش عشق هاي دل هاي دلتنگ.

  3. سبزاندیش گفت:

    از فذیم گفتند عمر روزهای سخت کم است و ظلم پایدار نمی ماند. اندکی صبر سحرنزدیک است.

  4. سبز اندیش گفت:

    اندکی صبرسحرنزدیک است

  5. ناشناس گفت:

    ان الله مع الصابرين