سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیا می شود بدون دروغ گفتن، زندگی كرد؟...

آیا می شود بدون دروغ گفتن، زندگی كرد؟

چکیده :من این موضوع را كمی تحقیق كردم و در دانشگاه در چندین كلاس، از دانشجویان سوال كردم كه آیا بدون دروغ میتوان زندگی كرد؟ با كمال تاسف همۀ آنها گفتند كه امكان پذیر نیست. تحقیق را گسترش دادم و از چند دانشجوی دیگر كه آشنا و فامیل بودند؛ در آلمان و بعضی در كانادا تحصیل میكردند سوال كردم؛ نظر آنها این بود كه در این كشورها به دروغ گفتن كمتر نیاز پیدا میكنی....


دكتر مجید زاهدی در یادداشتی با عنوان “راستی چرا دروغ میگوییم. آیا میشود بدون دروغ گفتن، زندگی كرد؟” نوشت:

من این موضوع را كمی تحقیق كردم و در دانشگاه در چندین كلاس، از دانشجویان سوال كردم كه آیا بدون دروغ میتوان زندگی كرد؟ با كمال تاسف همۀ آنها گفتند كه امكان پذیر نیست. تحقیق را گسترش دادم و از چند دانشجوی دیگر كه آشنا و فامیل بودند؛ در آلمان و بعضی در كانادا تحصیل میكردند سوال كردم؛ نظر آنها این بود كه در این كشورها به دروغ گفتن كمتر نیاز پیدا میكنی.

با مقایسۀ پاسخ دانشجویان داخل و خارج؛ معلوم میشود كه دروغ معلول شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است، بعبارت ساده تر، دروغ یك امر علت و معلولی است یعنی اگر عواملی كه باعث دروغ گفتن میشوند از بین بروند به تبع آنها دروغگوئی نیز فراموش خواهد شد.

دروغگوئی در اسلام و سایر ادیان؛ گناه كبیره محسوب میشود و در بین كلیۀ فرهنگ ها مذموم میباشد. روحانیون ادیان مختلف و اخلاقیون؛ مردم را به راستگوئی دعوت میكنند ولی تا زمانیكه عوامل دروغگوئی پابرجاست؛ موعظه ها نیز كار ساز نخواهند بود.

پس اگر علاقه داریم دروغ گفتن در جامعه كاهش یابد و حتی فراموش شود باید علت ها را نابود كرد. البته این كار ساده ای نیست و برای رفع علت ها؛ تفكر، تدبر، تعامل، شجاعت … مصالحه و ارادۀ مردم بویژه سیاست گذاران فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه لازم است. یعنی باید طراحان آئین نامه ها و قانون گذاران در تدوین قوانین؛ تمام جوانب امر را دقیقا پیشاپیش مطالعه و بحث نمایند تا قانون مصوب، طوری نباشد كه مردم را وادار به دروغگوئی كند و حتی برای گریز از اجرای قانون ناپخته، مرتكب جرم های ثانوی شوند در این مورد مثال های فراوان وجود دارد كه در زندگی روزمره مشاهده میكنیم و از طریق رسانه ها از آنها مطلع میشویم.

برای روشن شدن مسئله؛ موضوع را بیشتر باز میكنم و از جامعۀ كوچك، شروع و به ترتیب پیش میروم:

اگر قرار است بین زن و شوهر دروغی در كار نباشد، بایستی روابط بین آنها ساده؛ صمیمی و شفاف باشد. زمانی این امر امكان پذیر است كه ازدواج بر اساس شناخت؛ علاقه و با اهداف متعالی صورت گیرد.

اگر قراراست كودك در خانه دروغ نگوید، او را به خاطر اشتباهاتش نباید تحقیر و تنبیه كرد و لازم است به خواسته های او جواب خوب و مناسب داد و در صورت عدم امكان برآورد خواست او؛ موانع را باید كاملا روشن و قاطع اعلام كرد تا هم بچه سیاست مشخص خانواده را برای همیشه بفهمد و هم با دروغ آشنا نشود.

اگر قرار است دانش آموز در مدرسه دروغ نگوید، معلمین، مدیران؛ برنامه ریزان آموزش و پرورش وظیفۀ سنگینی خواهند داشت كه باید تمام عواملی كه باعث دروغ گفتن دانش آموز خواهد شد، متوجه شوند و پیشاپیش آنها را برطرف نمایند تا علتی باقی نماند كه دانش آموز، نیازی به دروغ گفتن داشته باشد. به عبارت دیگر دانش آموز باید در كلاس از هر نظر احساس امنیت كند. برای رسیدن به این هدف، متفكرین باذوق نظام آموزشی كشور می توانند با تدابیر لازم، سیستم آموزشی را چنان متحول كنند كه جامعه معصوم آموزش و پرورش بجای دروغ؛ خشونت، پژمردگی؛ افسردگی و رقابت های خسته كنندۀ بی حاصل؛ به جامعۀ شاداب؛ صالح؛ با نشاط؛ متفكر؛ مبتكر و اهل مشاركت و تعامل بدل شوند.

پس برای اینكه دانش آموز دروغ نگوید؛ ماباید چقدر تلاش كنیم تا علل شناخته شده و نشده را كشف كرده و راه حل مناسبی برای آنها ارائه دهیم و اعمال نماییم تا یك معلول بزرگ (دروغ) كه ننگ جامعۀ شریف آموزش و پرورش كشور است، نابود شود.

اگر قرار است در جامعۀ بزرگ ما؛ ایران؛ كسی دروغ نگوید:

طبیعی ترین و عملی ترین راه همان است كه انسان مراحل تربیتی خانه و مدرسه را بدون اینكه عوامل دروغگوئی برایش تحمیل شود با راستگوئی سپری كند تا صداقت جزو فرهنگ عمومی شود و در غیر این صورت با نصحیت و موعظه، انتظار راستگوئی در جامعه، خیالی بیش نیست.

در پایان ضمن تاكید برمراعات صداقت و شفقت در خانه و مدرسه، برای ما فرض است كه از دروغ بپرهیزیم و بقول تولستوی “دروغ گفتن یعنی گذشتن از تمام فضایل انسانی “در دروغ گویی آدم احساس ضعف و حقار ت میكند و در راستگوئی ضمن اینكه احساس قدرت، شجاعت، امنیت و شخصیت میكند حتی در جامعه ای كه دروغ در آنجا بیشتر شایع است، راستگویان در پیش مردم، محترم تر؛ معتبرتر ودر كارشان موفق تر هستند.

كوتاه سخن اینكه اگر همت گماریم تا عواملی كه سبب دروغگوئی می شوند، برطرف گردند، جامعه انسانی و سالم خواهیم داشت و بطوری كه اشاره شد، در این راه، وظیفۀ فرهنگیان، سیاستمداران؛ حقوقدانان، جامعه شناسان و هنرمندان از دیگران سنگین تر است.

منبع: آینده


9 پاسخ به “آیا می شود بدون دروغ گفتن، زندگی كرد؟”

  1. ناشناس گفت:

    بستگی به فرهنگ طرف دارد .همچنین ایدولوزی.کسانیکه دروغ میگویند اگثرا سواد و دانش حرفه و فن ندارند وبخصوص دلال بازی خیلی اثر بر افزون دروغ دارد از نظر کاری مقایسه کنید یک دلال ویک نفر که کار تولیدی دارد درست در دو دنیای متضاد هستند.مثلا همین اخوند ها دستشان مثل ابر سفید .اصلا نمیدانند کار یعنی چه .پای منبر 90 در صد حرفشان دروغ است چون سواد و دانش حرفه فن ندارند.

  2. سيد گفت:

    براي حاکمان ايران دروغ مثل اکسيژن است بدون ان ميميرند

  3. حربه براي بقا گفت:

    خير دولتيها بدون دروغ نميتوانند زندگي کنند هزينه زندگي اقا جان بالاست

  4. ناشناس گفت:

    ای بابا ! چنان تو این چند ساله به اندازه تمام عمرمون دروغ شنیدیم که اگر و تنها اگر! این عزیزان هم دیگه نتونن یا نخوان دروغ بگن ! ما نمی تونیم دیگه چیزی رو باور کنیم و سفید رو سفید و سیاه رو سیاه ببینیم (تو این مدت عادت کردیم همه چیز رو وارونه برداشت کنیم تا به اصل ماجرا برسیم ، نقطه چین ها رو خودمون پر کنیم و خلاصه به شنیدن افعال معکوس خو کنیم)

  5. مهسا گفت:

    احمدی نژاد که تا حالا تونسته

  6. reza گفت:

    باز هم برگشتیم به کلمه ای زشت و پلید به نام “مصلحت” و تا زمانی که چنین مفهومی وجود داشته باشد حقیقت مرده است و مصلحت که نام دیگر دروغ است زنده و بالنده است

  7. ناشناس گفت:

    ستون شورای نگهبان دروغ است

  8. محق گفت:

    در این باره فرموده اند :
    “النجات فی الصدق” . قهرا
    “الهلاکت فی الکذب” . نتیجتا
    زندگی زیبا و نجات و رستگاری در راستی و درستی است و مرگ زشت در دروغ است .

  9. احمدی نژاد گفت:

    اصلا” وابدا”