علوی تبار: استبداد فردی، به شدت شکننده است/ هزینه ی پیروزی با خشونت زیاد است
چکیده :اتفاقی که در لیبی افتاد فقط برای دیکتاتور ها یک درس نیست بلکه برای طرفداران دموکراسی هم درسی جدی است. پرهیز از خشونت و به دنبال روشهای تدریجی اصلاح طلبانه بودن، ما را از عوارض بعد از پیروزی مصون می کند. یعنی در داستان لیبی، مردم پیروزی به دست آوردند. اما این مردم برای به دست آوردن این پیروزی تا همین جا هم هزینه های زیادی پرداختند. هزینه هایی هم بعد از این بر دوششان خواهد بود. بنابراین همانطور که مستبدان باید از سقوط قذافی درس بگیرند مبارزان دموکراسی خواه هم باید درس بگیرند که گاهی اوقات روش ما مهمتر از هدفی است که دنبال می کنیم. دموکراسی و آزادی هدفهای والایی هستند که باید از طریق روش های مسالمت جویانه متکی بر مردم بدست بیاید....
لیبی رسما از دیکتاتوری قذافی آزاد شد. با اینحال وضعیت خاص جمعیتی در لیبی و نیز شیوه ی آزاد سازی لیبی بیم و امیدهایی را برای آینده مردم لیبی ایجاد کرده است. دکتر علیرضا علوی تبار، پژوهشگر سیاسی و استاد دانشگاه در این زمینه به خبرنگار کلمه می گوید: مشکل اصلی لیبی این است که ساخت و بافت قبیله ای دارد و این ممکن است که وحدت ملی را مقداری دچار مشکل کند. مشکل دیگر نیز این است که این پیروزی با کمک نیروهای ناتو به دست آمده و طبیعتا آن نیروها برای خودشان جایگاه مهمی در آینده لیبی قایل خواهند شد و این گونه پیروزیها که با کمک نیروی خارجی بدست می آید همیشه در معرض خطر سو استفاده هستند و این موارد می تواند به مقدار زیادی به توسعه درونزای لیبی لطمه بزند.
علیرضا علویتبار ادامه داد: همچنین پیروزی هایی که از طریق خشونت به دست می آید با توجه به اینکه در جریان خشونت و جنگ داخلی عده ای کشته به جا می ماند و کینه هایی در مردم شکل می گیرد، این نگرانی وجود دارد که این کینه ها خودش را در انتقام هایی نشان دهد بنابراین این پیروزیها همواره در معرض افتادن به ورطه انتقام جویی و انتقام گیری های متقابل است.
سردبیر روزنامهی به نام دوران اصلاحات، صبح امروز، تاکید کرد: علیرغم این نگرانی ها، در آمد نفتی بالای لیبی، وجود یک طبقه متوسط از نظر مالی قوی و برخی خدمات اجتماعی عمومی که در لیبی به دلیل درآمد بالای نفتی وجود داشته زمینه های مادی رشد جامعه مدنی را در لیبی فراهم می کند.
وی ادامه داد: به نظر میرسد آینده لیبی که به متغیرهای گوناگونی بستگی دارد و این وضعیت نگرانی توام با امید را رقم زده است.
این پژوهشگر، همچنین در تحلیل و ریشه یابی آنچه که بر قذافی و حکومت او گذشته است به کلمه گفت: قذافی در زمان قدرت داشتن به خاطر امکانی که نفت به وی داده بود تعدادی را پیرامون خودش داشت، اما به محض آغاز دوران افول، آنقدر آن افراد با سرعت از دورش پراکنده شدند که شاید پیش بینی آن برای دیگران هم دشوار بود. وی خاطر نشان کرد: این خصوصیت حکومت های فردی و استبدادی است که وقتی دوران افول حکومت فرا میرسد کسانی که تا دیروز خودشان را همراهان آن حاکم می دیدند به طور کامل از اطراف وی پراکنده می شوند و هیچ کس برای دفاع نمی ماند و آن مستبد کاملا تنها می شود.
استاد دانشگاه تهران با بیان این نکته که حکومت های متکی بر یک فرد به شدت شکننده هستند، بر تفاوت بین دیکتاتوری و استبداد تاکید کرد و گفت: دیکتاتوری به هر حال متکی بر بخشی از جامعه است. گرچه این بخش از جامعه اکثریت نیست و از اقلیت تشکیل شده اما به هر حال این ارتباط حکومت در بخشی از جامعه وجود دارد. اما در حکومت های استبدادی، و فرد سالاری، اساسا حکومت با هیچ بخش از جامعه ارتباط ارگانیک ندارد. وی با اشاره به ایرانِ قبل از انقلاب گفت: شاه حتی نتوانست یک تظاهرات ۱۰ هزار نفری به نفع خودش راه اندازد. در حالی که دیکتاتور هایی در بخش های دیگری از جهان می شناسیم که علی رغم اینکه نماینده اقلیت بودند توانستند همان اقلیت را در دفاع از خودشان بسیج کنند. حکومت قذافی حکومت اقلیت نبود بلکه حکومت کاملا فردی بود.
علوی تبار در تشریح علل شکاف بین مردم و حاکمان افزود نبود آزادی را از جمله عوامل این شکاف و جدایی دانست و گفت: “آزادی نه فقط یک ارزش بلکه یک روش هم هست”. با استفاده از روش آزادی ما خودمان و نقاط ضعف مان را بهتر می شناسیم و بیشتر می بینیم. در کشورهایی مثل لیبی و به طور کلی کشورهای رانتی- نفتی به دلیل استقلال حکومت از جامعه، دولت ها معمولا نیازی به بازگو کردن و گفتگوی با مردم و تفاهم با آن ها نمی بینند. این نبود آزادی و در پی آن جدایی از مردم باعث می شود حاکمان، بسیاری از مشکلات را نبینند و نسبت به مسائلی که هر روز فاصله شان را با مردم بیشتر می کند بی توجه باشند.
وی در پایان تصریح کرد: اتفاقی که در لیبی افتاد فقط برای دیکتاتور ها یک درس نیست بلکه برای طرفداران دموکراسی هم درسی جدی است. پرهیز از خشونت و به دنبال روشهای تدریجی اصلاح طلبانه بودن، ما را از عوارض بعد از پیروزی مصون می کند. یعنی در داستان لیبی، مردم پیروزی به دست آوردند. اما این مردم برای به دست آوردن این پیروزی تا همین جا هم هزینه های زیادی پرداختند. هزینه هایی هم بعد از این بر دوششان خواهد بود. بنابراین همانطور که مستبدان باید از سقوط قذافی درس بگیرند مبارزان دموکراسی خواه هم باید درس بگیرند که گاهی اوقات روش ما مهمتر از هدفی است که دنبال می کنیم. دموکراسی و آزادی هدفهای والایی هستند که باید از طریق روش های مسالمت جویانه متکی بر مردم بدست بیاید.














آخرین خبر لیگ برتر سیاست: با حذف لیبی ، ایران و سوریه به فینال رسیدند!!!
بزرگترین مشکل دیکتاتورها : توهم خود بزرگ بینی و خود محوری او دوری از مردم و خود است
اگر محمدرضاپهلوی حرفهای مخالفین خود بویژه آقای خمینی را می شنید شاید هرگز انقلابی رخ نمی داد و متعاقب آن اعدام فله ای انسانها در 57 ؛ جنگ ایران و عراق که صدها هزار انسان به گام مر گ رفتند ، مهاجرت میلیونها انسانها و …… که تا به امروز اثرات ان ادامه دارد .
اگر عنوان کنید که برداشتهای فعلی شما، “هزینه ی پیروزی با خشونت زیاد است”، منظور شما فقط در مورد لیبی است یا از ایران ۳۰ سال قبل؟
خوب پرهیز از خشونت برای اصلاح طلبان یک راه درست است .اما رزیم خشونت گر و مستبد وقدرت طلب که با جانم خواهش که حاضر نیست
قدرت را و ثروت وشوکت را از دست بدهد پس چه گزینه ای برای مردم باقی می ماند .خود شاه یا صدام یا قذافی یا هر مستبد و متحجر قدرت
طلب راهی جز خشونت برای مردم نمی گذارند و عاقبت خود وجامعه را با هم نابود می کنند شما همین انز جار و نفرت عمومی را در کشور خودمان
نسبت به مسئولین ببینید .خوب این یک جا سر باز میکند و غیر قابل کنترل می شود .در علم شیمی اسید سولفوریک اهن را سوراخ میکند .
که این ناشی از عنا صر این اسید است .می شود به این عنا صر گفت جانم نوکرتم خشونت نکن .اگر در جامعه لیبی یا قذافی یا زمان شاه
و هر استبداد دیگر مردم نسبت به رژیم خشونت می کنند خود ان حکو مت ها هستند که عناصر خشونت را فراهم می اورند و جامعه به ناچار دست به خشونت می زند کسی که در تلوزیون ادعا می کرد قذافی را کشته وبا دست کلت شلیک شده را به مردم نشان می داد و خشونت وشادی در وجودش فوران میکرد وداد میزد محصول جامعه ای است که خود قذافی به وجود اورده است .اگر امروز دار زدن مردم وبه نمایش گذاشتن و جان کندن انسانها در خیابان وشلاق زدن اندیشه در کشورو شکنجه وزور در جامعه را دولت ترویج می کند .نباید انتظار داشته باشد که خود مردم با او به طریقی دیگر
رفتار کنند .از کوزه همان تراود که در اوست
من فکر می کنم اقای علوی تبار در تعریف دیکتا توری و حکومت فردی کمی به اشتباه رفتند استبداد و حکومت دیکتا توری یکی است درجه استبداد یا دیکتا توری است که متغیر وفرق دارد.قذافی هم تظاهرات چندصد هزار نفری در طرابلس راه انداخته بود و در طبقه مرفه ومتوسط اجتماعی تا حدودی نفوذ داشت .اما قدرت مخالفان وحمایت غرب وامریکا در هم پیوند خورد و رژیم اورا درهم پیچید .خطری که امروز کشور ما را هم دارد تهدید می کند
من به کلیه کسانی که پژوهش می کنند یک نکته را یادآوری می شوم. یک تئوری هنگامی دارای ارزش است که با واقعیت همخوانی داشته باشد. از این رو، هر کس که کار پژوهش می کند یک بخش مهم از کار او آزمایش و ارزیابی مدلش با واقعیت است. متاسفانه بسیاری از تئوریسین های ما این موضوع ساده را فراموش می کنند و در نتیجه مدلهایی می سازند که خیلی زود فرو می ریزد.
تفکیل قایل شدن بین استبداد و دیکتاتوری هیچ اهمیتی ندارد. این که بگوییم حکومت قذافی حکومت فرد بود هم به نظر درست نمی رسد. اگر قذافی مدافعانی نداشت، حکومتش یک شبه فرو می ریخت، در حالی که ما می دانیم این کمک ناتو بود که منجر به فروپاشی قذافی شد. کافی است ببینیم که شهر سرت چه مقاومتی در برابر مخالفان قذافی کرد. پس قذافی چیزی بسیار فراتر از یک تظاهرات فراهم کرد: مردمی که تا پای جان برایش جنگیدند.
اما مشکل دوم این مقاله و دیگر دوستان اصلاح طلب آن است که همواره یک طرف داستان را می بینند. یک بازی دو طرف دارد و نتیجه بازی و چگونگی بازی برایندی از رفتار دو تیم است. این خیال باطلی است که ما تصور کنیم می توانیم بدون در نظر گرفتن رفتار حریف، شیوه بازی را تعریف کنیم. اصولا آنچه که باعث تغییر (سقوط) یک حکومت می شود اشتباه های آن حکومت است و چگونگی تغییر نیز بر اساس رفتار آن حکومت مشخص می شود. نگاهی به سه کشور تونس، مصر و لیبی نشان می دهد که رفتار حکومت بود که شیوه سقوط آنها را مشخص کرد. بن علی خیلی زود تسلیم شد، مبارک کمی مقاومت کرد اما قذافی به قیمت از میان بردن کشور و مردم لیبی ایستاد.
من امیدوارم که آقای علوی تبار، کمی در تئوری های خود تجدید نظر کنند و بدانند که تئوری هایشان چندان با واقعیات نمی خواند. در اصل ایشان ایده آلشان که تغییر حکومت از راه اصلاحات است را به عنوان یک تئوری بیان می کنند. در حالی که تئوری چیزی است که باید بر مبنای واقعیت باشد نه علایق ما.
اقای علوی تبار ملت ایران سی سال است اصلاح طلبانه وبدور از خشونت در جهت تحقق خواسته هایشان پای میفشارندوحاکمیت درتمام موارد باسرکوب شکنجه وزندان واعدام مقابله کرده مطمئن باشید حرکت تکاملی قانونمند جامعه بموقع مسیر خود را در جهت مقابله با دیکتاتوری حکومت هموار خواهد نمود در شرایتی حکومت مجبور به باز کردن فضای سیاسی خواهد شد انروز روز اغاز سرنگونی دیکتاتور است درحال حاضر متاسفانه با اعمالیکه سیاست های خارجی حکومت نشان میدهد خطر بر خورد نظامی ودخالت خارجی بیشتر میشود ایجاست که باید اصلاح طلبان در سیاست گذاریهای خود شان تجدید نظر کنند تا دیر نشده تکلیف باید مشخص شود به نعل ومیخ کوبیدن سازگار نیست
جناب علی تبار با توجه به اینکه شما هم پژو هشگر سیاسی و هم استاد دانشگاه هستید با مستفاد از سخن شماکه هزینه پیروزی با خشونت زیاد است یعنی مفهوم ان هزینه پیروزی با مسالمت کمتر است . بنابراین جنبشی برای پیروزی بر اساس مسالمت بر خاست و با مظلومیت و مورد ظلم قرار گرفتن که بد ترمادون و پایین تر از سطح مسالمت است روبرو شد وتازه با این وجود در مقابل خشونت علیه خود در موقعیت ارعاب و خفه شدن و در زنجیر قرار گرفت . اگر با توجه به آموزه های دینی و اینکه شاخص در تفابل و تضاد با ننگ که مصداق ان روش و سیره حسین بن علی (ع ) می باشدمنبع حرکت شیعه علوی انقلابی باشد سخن شما به راستی نه تنها اصلاح طلبانه ( باسبق تجربه خود ) نیست بلکه به شدت محافظه کارانه و از دور خارج شده است چون نه عیار سنجی از دین دارد و نه اصلاح طلبانه است ونه موجد حرکت و جنبش .