رسول جعفریان: کاش در ایران تجربهی متفاوتی با قذافی و صدام به دنیا ارائه کنیم
چکیده :غالب رهبران مسلمانان که اینک یکی پس از دیگری افتضاحشان آشکار می شود نه برای دیگران ـ که نه توانش را دارند و نه عقلش را ـ بلکه برای ملت های خود هم جز سرکوب و ستم و فقر و کشت و کشتار چیزی به ارمغان نیاوردند. اگر سالهایی چند هم آرام بوده و هستند، به ضرورت آن بوده و هست که خبری از اعتراض نبوده و نیست تا بخواهند دست به این کشت و کشتارها بزنند. دلیل این وضعیت و چرایی این شرایط هم واضح است. آنها همه چیز را تنها بقای خود را می طلبند و همه چیز و هر امکاناتی را صرف همین هدف کرده و می کنند....
رسول جعفریان، پژوهشگر اصولگرا و رئیس کتابخانه مجلس، در یادداشتی کوتاه، به مرگ رهبر لیبی واکنش نشان داد و خواستار آن شد که ایران اسلامی الگویی متفاوت با قذافی و صدام به دنیا ارائه کند. وی برای این منظور، “درایت بیشتر، گذشت و حلم بالاتر، مشارکت مردمی فزونترا، متانت و استواری و مهم تر از همه عقل و فهم و پرهیز از افراط گری و پیاده کردن خط اعتدال ” را پیشنهاد کرد. متن یادداشت حجتالاسلام جعفریان را به نقل از خبرآنلاین بخوانید:
کشته شدن قذافی مردم لیبی را خوشحال کرد… آزادیخواهان جهان را … اما برای کلیت دنیای اسلامی چه پیامی داشت ….
فارغ از هر آنچه این ماهها و این روزها در لیبی گذشت، باید اعتراف کرد که داستان این سالها و روزهای عراق و مصر و لیبی و یمن ، یک سرشکستگی برای جهان اسلام است. این درست است که غرب تا توانست از دولت های فاسد قبلی حمایت کرد و ثروتشان را چاپید و حالا هم فریاد دمکراسی و آزادیخواهی سر داده و این نکبت از چشم مورخان تیزبین در آینده نزدیک و دور، پنهان نخواهد ماند، اما از غرب که بگذریم، برای ما مسلمانان این سرشکستگی در دنیای معاصر یقینی خواهد بود.
هرچه هست غرب برای خود و در درون خود تلاش می کند آزادی و زندگی مادی حداقلی را برای بیشتر مردمش حفظ کند، و صد البته برای دیگر جنگ و نفرت و ستم می خواهد، اما غالب رهبران مسلمانان که اینک یکی پس از دیگری افتضاحشان آشکار می شود نه برای دیگران ـ که نه توانش را دارند و نه عقلش را ـ بلکه برای ملت های خود هم جز سرکوب و ستم و فقر و کشت و کشتار چیزی به ارمغان نیاوردند. اگر سالهایی چند هم آرام بوده و هستند، به ضرورت آن بوده و هست که خبری از اعتراض نبوده و نیست تا بخواهند دست به این کشت و کشتارها بزنند. دلیل این وضعیت و چرایی این شرایط هم واضح است. آنها همه چیز را تنها بقای خود را می طلبند و همه چیز و هر امکاناتی را صرف همین هدف کرده و می کنند. بنابرین چیزی از عقل و فکر و ثروت و قدرت باقی نمی ماند که به خواهند برای ملت های خود هزینه کنند.
برای نویسنده این سطور در این اوضاع و احوال پرسش اساسی این است که آیا ما مسلمانان با داشتن چنین امیران و سرورانی قصد برآمدن در جهان انسانی و تأسیس تمدنی نوین را داریم؟
آیا ما با داشتن این تجربه های سیاسی نکبت بار با دولت هایی چون مبارک و قذافی و صالح که همه چیز و همه کس را برای حفظ قدرت می فروشند، قصد داریم تمدن اسلامی را زنده کنیم؟
آیا ما با داشتن چنین چهره های دیوانه محض یا عاقلانه خود باخته و خود فروخته و خود خواه و خود محور و خود بزرگ بین قصد داریم جهانی متحد سرشار از اخلاق اسلامی بر اساس الگوی زندگی رسول الله (ص) پیاده کنیم؟
و … آیا تضمین می دهیم که پس از این تحولات، پس از این همه ظلم و ستم، دوباره بغداد آزاد شده از دست خلفای عباسی را این بار به مغولان خونخوار غربی ندهیم که باز کسی را یا حزبی را بر ما مسلط کنند که یک تجربه چهل ساله دیگر مثل قذافی را و یک تجربه سی ساله مثل مبارک را در عمل تجربه کنیم؟
مگر آن قبلی ها به اسم آزادی و دمکراسی و رفاه نیامدند؟ مگر همین بعثی ها عراق به نام احیای ملیت عرب و نجات فلسطین و رفاه عمومی، به نام سوسیالیسم و به نام خلق نیامدند؟ حالا هم جماعت جدید به اسم دمکراسی خواهند آمد و اولین میهمانشان هم کلینتون خواهد بود، آن هم درست روزی که قذافی باید با برنامه یا بی برنامه کشته شود؟
از این ها بگذریم. حادثه کشته شدن قذافی به دست انقلابیونی که هواپیماهای ناتو در بالای سرشان، دشمن یعنی دیگر هموطنانشان را بمبماران می کرد، به علاوه تجربه چهل و اندی ساله حکومت یک دیکتاتور انقلابی نما که خون مردمش را می ریخت و حکومت موروثی درست کرده بود، و نیز زندگی مردمی عقب افتاده که دوباره در این جنگ هم سرمایه ها را از دست دادند و باز باید نفت بفروشند یا بتوانند نیم نفسی بکشند و ماشین های کره ای و غربی و امریکایی سوار شوند و روی آنها جشن سقوط دیکتاتورشان را اعلام کنند ـ خنده دار نیست ـ ، … و در نهایت حضور آقابالاسرهایی چون شیاطین امریکایی و اروپایی به اسم ناتو در بالا سر آنها … همه و همه من را به عنوان یک عضو ساده مسلمان از میان امت اسلامی، سرشکسته می کند و نفس را در گلویم حبس می کند و عرق خجالت را بر پیشانیم جاری می سازد.
مثل همیشه خواهیم گفت اینها ربطی به اسلام و مسلمانان ندارد، اما چه کنیم که هرچه بیشتر اتفاق می افتد در ذهن جوان مسلمان ما ربط پیدا می کند و ترسم آن است که روزی روزگاری این تصور مشکلات بیشتری برای دین و دینداری ما پدید آورد.
می خواهم بگویم باید امیدوار باشیم که ما ایرانیان و جماعت پیرو آل محمد (ص) که همیشه ندای عدالت سر داده ایم، بتوانیم تجربه دیگری متفاوت از آنچه در جهان اسلام می گذرد به دنیا ارائه دهیم. مسلما این نیاز به درایت بیشتر، گذشت و حلم بالاتر، مشارکت مردمی فزونترا، متانت و استواری و مهم تر از همه عقل و فهم و پرهیز از افراط گری و پیاده کردن خط اعتدال دارد.














dicktatorha inaro nemifahmanddd
80% ییام آقای جعفریان خطاب به رهبری است
افسوس که دیکتاتورها وقتی میفهمند که دیگه خیلی دیره حالا یکیشون باید این تابو رو بشکنه!
قطعا گزینه بن علی گزینه انتخابی در ایران هست. تا آخرین لحظه ظلم و ستم و غارت اموال این کشور بعد هم فرار به یه جای دور.
بن علی یه جائی رو داشت ولی اینا کجا رو دارن . چون قبل اون بشار اسد هم رفته لبنان هم که پول نباشه اینا رو میخواد چیکار . چاوز هم که یه پاش لب گوره.
جزایر کومور هم البته بد جائی نیست!! با پول ما بیخود براش فرودگاه نزدن که!!
جناب جعفریان، خشمت قابل درک و نگرانیت بجا است. لکن میترسم کمی دیر شده باشد و مشکلات پیش آمده برای کشور و ملّت، و البتّه دین و دینداری، در کف با کفایت آقایان هم لباست کار را از حد گذرانده باشد. دعا کنید – اگرچه کار به دعا بر نمیاید – که کشور به سرنوشت لیبی و آقایان به سرنوشتی چون قذافی دچار نشوند.
تصورش را بکنید اگر قذافی دیکتاتوری نمیکرد نه تنها برای ملت لیبی و پیش از ملت لیبی به نفع خودش بود. اگر نظام دموکراتیک بر لیبی حاکم بود نهایتش این میشد که قذافی پس یک دوره یا دو دوره حکومت جای خود را به دیگری میداد یا اگر خیانت و ظلمی میکرد نهایتش این که برکنار میشد. اما الان خود و پسرانش همه زنده بودند. صدام هم همینطور…. آیا تصویر خونین قذافی که به جوانان خشمگین التماس میکند او را نکشند درس عبرت دیگران نیست؟
با این جماعت دزد وپر گو وخودخواه که در هر کار مردم که دخالت می کننند که بماند گره ها در کار مردم می اندازند هیچ انسان آگاه وهیچ انسان فرهیخته عادل از هر طیف سیاسی با وجود دستورات اکید رهبری برای انسداد هر چه بیشتر فعالیتهای سیاسی وحمایت بی چون وچرای ایشان درعمل ونه درحرف از دولت فاسد وبلکه از متملقان وچابلوسان در بیت ودر در ویر خودش ودولت بعید است کار این کشور بهتر از سوریه ولیبی بشود گر دعای ملت این است که اینها هر چه زودتر سر عقل بیایند وجلوی ضرر واضرر بیشتر ازاین گرفته شود
diktatorha mesle ghomarbazhaee hastand ke harche bishtar mibazand ashtehashoon baraye bazi bishtar misheh
دوست عزیز اقای رسول جعفریان خیلی به حاشیه رفتید .مگر ما نفت مان را هم اکنون به کی می فروشیم به همان غربی ها به زور می خواهیم به فروشیم اما انها با ناز از ما می خرند. پولش را هم به سه قسمت می کنیم یک قسمت اشغال های چین کره ترکیه و هند وروس را میخریم انها با شریک شدن غرب و زیرکی وخرد و به دور از شعار با کمک انها تولید می کنند و به ما جا می کنند و به ریش ما می خندند دوم مقداری را هم برای رهبر و هزینه های خارجی و بخش وبای های رهبر وارگان های زیر نظر او که در کمال شگفتی نظارت هم بر انها ممنوع می باشد .قسمت سوم را هم در داخل برای راضی نگه داشتن عده ای که بخورند و فدائی رهبر و چاکر ونوکر او شوند و نخبگان مردم را زندان و اعدام و دروغ وتهمت به انها بزنند .حالا هم تعارف نکن ای عزیز دیر شده بخدا به راه صدام قذافی طالبان و مبارک واسد افتاده ایم وراه بازگشت نداریم .
دیکتا تور ها یک تجربه بیشتر یاد ندارند حکومت زور ونهایت سقوط
آقای جعفریان از معدود اصولگرایان عاقل و روشنفکر است ولی یحتمل او را فردا یا فرداهای دیگر بعنوان بی بصیرت ترد و یا به بند کشند.
اگر 20 درصد اصولگرایان مثل شما واقعا اصولگرا بودند الان وضع کشور خیلی خوب بود!
قطعا شرایط ایران بسیار متفاوت است. ایران چندین مرحله به دموکراسی نزدیکتر است اما موانع انسدادی منحصر به خود را داردکه از نظر تعداد اندک هستند اما خود , موانع بلندی اند و اگر مردم ایران و آگاهان سیاسی و اجتماعی دلسوز , با رویکرد به اهداف اول انقلاب 57 نگاه دقیق و توجه عمیق بفرمایند , و جوانان تا حد زیادی از احساسات ملی و تعصبات دینی و ضد دینی ( که هر دو مضر اند ) بکاهند , مسن تر ها که خاطراتی را بیاد دارند به بررسی علل انحراف و روشنگری برای نسل چندمی ها بپردازند, آنگاه اصلاحات اساسی و ریشه ای با هزینه های بسیار کمتر به زیباترین شکل عملی است. فسبّح بحمد ربّک واستغفره انّه کان توّابا.
نمی دونم چرا همه جا این جمله ی مسخره را می شنوم که( غرب دنبال منافع خودش است ).این طبیعی است که هر کسی به دنبال منافع خویش است اگر نباشد که احمق است .آیا ایران به دنبال منافع خویش نیست .چرا همه ی ما گدا گونه فکر می کنیم منتظریم همه از روی صدقه به ما کمک کنند یا برایمان دموکراسی بیاورند ..باور کنید مشکلات ما در خود ما نهفته است .
جناب جعفریان مسائل ومشکلات و توصیه هایی که بیان کرده اید کاملا متین اما این توصیه ها خطاب به ملت است یا زعمای قوم ؟! ملت چه باید بکنند ؟ جهتگیری اقایان اضمحلال و انسداد و خودکامگیست . اگر هنرتان را برای وعظ آقایان نیز بکار بندید و به زبان خودشان تلاش کنید تا وجدانشان بیدارشود ممنون میشویم.