به راستی ما با میرحسین و کروبی چه کنیم؟
چکیده :به راستی ما با موسوی و کروبی چه کنیم؟ به جهانیان چه پاسخ دهیم؟ با حداقل بیست میلیون هوادار اینان چه؟ گرچه ماهمچنان می توانیم بر خیمه های جهلِ مردم بی نوای خویش، وبه ضرب فریب گستریِ رسانه های حکومتی مان، رنگ افشانی کنیم، اما با جهان فهم چه؟ جهان فهم می گوید: موسوی و کروبی یا مقصرند یا نه. اگر نیستند آزادشان کنید. واگر مقصرند به جرمشان رسیدگی کنید. آنهم نه در پستوهای دستگاه خفیفِ قضایی. که پیشِ چشمِ مردم جهان. همان کاری که دیگران دربلاد کفرمی کنند....
محمد نوری زاد، جهادگر و مستندساز در یادداشتی به بازداشت غیرقانونی موسوی، رهنورد و کروبی پرداخته و نوشته است: ما با شتاب ، توصیه ی فرد پریشان حالی چون شیخ احمد جنتی را عملی کردیم و آقایان موسوی و کروبی را با همسرانشان به حبس خانگی درانداختیم. بعدش چه؟ جنتی اما به ما نیاموخت سرانجام ماجرا بکجا خواهد انجامید. جنتی یک هواری کشید و ما سراسیمه با ریسمان همان هوار به چاهی فرو شدیم که بیرون آمدنش به سادگی ممکن نیست.
نوریزاد در ادامه به گزینه های پیش روی حاکمیت برای برخورد با میرحسین و کروبی پرداخته و آورده است: با نزدیک شدن زمان برگزاری انتخابات دراسفند ماه سال جاری، گرمای داستانِ این “چه کنم ها” فزونی می گیرد و مجدداً التهاب جامعه را برمی انگیزد.
وی بر این اساس راه حل هایی مشفقانه برا ی جبران این حرکت اشتباه حاکمیت ارایه کرده است.
متن یادداشت خواندنی نوری زاد به نقل از وبسایت رسمی این نویسنده و محقق پیش روی شماست:
برای ما تصمیم گیران وحاکمان، مرده ی موسوی و کروبی به نفع و صلاح است یا زنده ی آنان؟ آزاد کردن آنان نشانه ی اقتدار و نیکبختیِ ماست یا حبس و تنگنای آنان؟ اگرنه این به صلاح است و نه آن، پس باید چه خاکی به سرکنیم و از این مخمصه ی تلخ وپیچ درپیچ بدر رویم؟ برای دستگاه قضاییِ این سرزمینِ غُبار برسر، داستان حبس خانگی آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان، داستان غمباری است. بزرگان ما این روزها نشسته اند و سربه هزارتوی کاسه ی چه کنم فروبرده اند و روزی هزار بار از خود می پرسند چگونه از این ورطه ی وحشت بدر روند؟ و چگونه ازپس این بختک شومی که راه گلوی آنان را فشرده است، برآیند؟ ما با شتاب ، توصیه ی فرد پریشان حالی چون شیخ احمد جنتی را عملی کردیم و آقایان موسوی و کروبی را با همسرانشان به حبس خانگی درانداختیم. بعدش چه؟ جنتی اما به ما نیاموخت سرانجام ماجرا بکجا خواهد انجامید. جنتی یک هواری کشید و ما سراسیمه با ریسمان همان هوار به چاهی فرو شدیم که بیرون آمدنش به سادگی ممکن نیست.
با این همه، داستان این حبس خانگی باید به یک سرانجام متوازنی منجر شود. یا رومیِ رومی یا زنگیِ زنگی. یا باید آنان را رها کنیم، یا در دادگاهی علنی به محاکمه ی آنان بپردازیم. نمی شود حبس خانگی آنان به درازا بیانجامد. چرا که تصمیم گیران ما نیک می دانند ریسمانِ این بی سرانجامی هرچه بیشتر کشیده شود، برمحبوبیت و مظلومیت حبس شدگان افزوده می گردد. چه در داخل، و چه در سطح جهان.
تصمیم گیران ما نیک می دانند رهاییِ این بزرگواران فتنه گر نیز، با غوغایی از رفت و آمدها و بحث ها و جدل ها همراه خواهد شد. نمی شود ما یکی را از حبس بدرببریم و به او بگوییم: مباد کسی به خانه ات بیاید. و مباد خودت نیزبه خانه ی کسی بروی یا با کسی همصحبت شوی!
نیز ازآنسوی، نظام اگر به دادگاهی کردنِ اینان اراده کند، جنجال تازه ای را باب کرده است. جنجالی که داغ و آتشین است و خون تازه ای به رگ معترضین و ناراضیان می دواند. دادگاهی کردنِ حبس شدگان، آرزوی حتمی مردمِ معترض از یک سوی و نقطه ی آسیب حاکمان ما از دگرسوی است. چرا که در هر خانه محفلی علیه نظام یا له او پا می گیرد و فضای تلخ مشاجرات انسانی و سیاسی به داخل خانه ها کشیده می شود. فراتر از خانه ها، جامعه، مجددا بهانه ای برای نفس کشیدن پیدا می کند. شعبده ای که بزعم ما از تک و تا افتاده بود، باز به جولان در می افتد و هوادار می طلبد.
به راستی ما با موسوی و کروبی چه کنیم؟ به جهانیان چه پاسخ دهیم؟ با حداقل بیست میلیون هوادار اینان چه؟ گرچه ماهمچنان می توانیم بر خیمه های جهلِ مردم بی نوای خویش، وبه ضرب فریب گستریِ رسانه های حکومتی مان، رنگ افشانی کنیم، اما با جهان فهم چه؟ جهان فهم می گوید: موسوی و کروبی یا مقصرند یا نه. اگر نیستند آزادشان کنید. واگر مقصرند به جرمشان رسیدگی کنید. آنهم نه در پستوهای دستگاه خفیفِ قضایی. که پیشِ چشمِ مردم جهان. همان کاری که دیگران دربلاد کفرمی کنند.
حبس خانگی موسوی و کروبی لقمه ی گلوگیری بود که درابتدا طعمی خوش داشت و راه تنفسی برای ما فراهم آورد. اما هرچه بر این حبسِ طنز گذشت، زهرناکیِ این لقمه، کاری تر و کاری تر شد.
رنجِ بزرگِ ما نه از آن روی است که نمی توانیم سروته این درماندگیِ ویرانگر را در یک دادگاه به هم آوریم. بل رنج ما به این است که هم موسوی و هم کروبی، از بسیاری از برمسند نشستگان ما پاک تر و شایسته تر ودرستکارتر و خدوم تر و مردمی تر بوده اند. هریک از این دو، برای برون رفت مردم از تنگنای حصاری که ما درچهار اطراف کشورمان بالا برده ایم به میانه ی میدان آمده بودند. خلاصه هم موسوی وهم کروبی، سخنانِ نافذ و بی برو برگشتی برای گفتن دارند که برملا شدن آنها دریک دادگاه بایسته و آشکار، خواب ما را برمی آشوبد.
دستگیری فردی چون “ریگی” اگر برای دستگاههای امنیتی و قضایی ما افتخاربحساب آید، حبس خانگی موسوی و کروبی وهمسرانشان، مطلقاَ از افتخار و فهم و درایت و کاردانیِ ما حکایت نمی کند. بل از آن روی که دیانت و انسانیت ما را درمواجهه با چهار انسانِ بلاتکلیف به چالش می کشد، برسرشکستگی ما و دستگاههای ذیربطِ ما نیز تداوم می بخشد. ما اگر به ابتدایی ترین خصلت های مسلمانی متصف بودیم، تکلیفِ خبط و خطای این چهارنفر را روشن می کردیم و درمحکمه ای آشکار، خسارت های احتمالی آنان را به رخ جهانِ فهم می کشیدیم و حقانیتِ احتمالیِ خود را برمی کشیدیم. حبس بلاتکلیف این چهارنفرو سخن گفتن های یک جانبه ی ما و تشکرهای تمام نشدنی ما از خودمان، هم برانسانیت و مسلمانیِ ما خط کشیده است وهم قدر و قیمت دستگاه عتیقه ی قضایی ما را به خاک انداخته است.
با نزدیک شدن زمان برگزاری انتخابات دراسفند ماه سال جاری، گرمای داستانِ این “چه کنم ها” فزونی می گیرد و مجدداً التهاب جامعه را برمی انگیزد. این که خلاصه با این چهار نفر چه باید کرد و اساساَ چه می توان کرد؟ تنها راه مشفقانه ای که به نظر من می رسد، اینها ست:
۱ – با توجه به حیثیتی که امروزه درجهان از ما به خاک افتاده، می دانم آزادی بدون قید وشرط آقایان موسوی وکروبی به سادگی درافق فهم ما جا نمی گیرد. چرا که پذیرش آن، با پرسش های متعددی مترادف خواهد بود. این که : “چرا گرفتید و چرا آزاد کردید؟ و از این حبس خانگی چه عایدتان شد؟ شما با حبس اینان، محبوبیت آنان را افزایش دادید و چهره خود را مخوف تر ساختید”. با این همه من می گویم اگر بنای برون رفت از این مخمصه را داریم، باید بدانیم خسارتِ آزادیِ حبس شدگان با هرتبعاتی که خواهد داشت، از تداومِ حبس آنان کمتر است. وهمین کم و بیشِ خسارت، می تواند عامل خوبی برای تصمیم گیریِ درستِ ما باشد. آزادی این چهار نفر، می تواند با طعمِ آزادیِ سایرِ زندانیان سیاسی بیامیزد و خسارت ها و خیزش های درکمین را به ورطه ی تعویق اندازد. اگر هنوزحسی از شرم در روانِ ما می جنبد، از خیزش ها و جنبش های مردمان منطقه عبرت بگیریم و برای فریب مردمِ خویش، به دیگر سوی اشاره نکنیم.
۲ – کاری با مردم ایران – چه در داخل و چه خارج برای شرکتِ هرچه بیشتر در انتخاباتِ آتیِ مجلس نداشته باشیم. مگربعد از انتخابات مجلس قرار است چه تغییراتی در ارکان کشور رخ بدهد که مردم برای شرکت در انتخابات سراز پای نشناسند؟ ما خود نیک ترازهمگان می دانیم : مردمی که باید رای بدهند، می دهند، و ما با احتسابِ همان رایِ مختصر نیز می توانیم به تداوم روند پیشینِ خود ادامه دهیم. خودمان بهتر از دیگران می دانیم : ما را با کم و بیش آرای مردم کاری نیست. صد نفرهم که به ما رای بدهند، ما با همان صد رای، بساط برقراریِ خود را برمی افرازیم.
۳ – اسلام هیچگاه به قدری که در این سی و سه سال از هواداران دروغینی چون ما آسیب دیده است، در طول تاریخ آسیب ندیده بود. پیشنهاد می کنم نرم نرم پای اسلام را از دم و دستگاه قضا و غیرِقضای خود بربچینیم. اگر که خواستار بقای مسلمانی در این مُلک هستیم. آخرچرا به صورت خود سیلی نزنیم و از خدا طلب بخشایش نکنیم؟ شاید با این قدم خیر، خدای خوب برای سرانجام ما تمهیدی به کار اندازد و کاسه های چه کنم را از پیش روی ما بردارد. سخن به پایانِ خود رسید. کجاست خردی که در جانِ ناقابلِ ما آتش اندازد و ما را از چنبرِ هوایِ چموشی که دچارش گشته ایم، برهاند؟














1- سوره: 7 , آیه: 179
و در حقيقت بسيارى از جنيان و آدميان را براى دوزخ آفريدهايم [چرا كه] دلهايى دارند كه با آن [حقايق را] دريافت نمىكنند و چشمانى دارند كه با آنها نمىبينند و گوشهايى دارند كه با آنها نمىشنوند آنان همانند چهارپايان بلكه گمراهترند [آرى] آنها همان غافلماندگانند
عجیبهه دیروز داشتم فکر می کردم آقای نوریزاد چی شده ساکت شده؟؟؟
نوریزاد زنده باشی و سلامت درود به تو به شرفت به قلم پاکت
..،میرحسین مستحق اعدام هست.
اين رژيم خودش ميداند بهترين و خدمتگذارترين افراد مملکت را به اسارت گرفته ميرحسين در
دوران 8 سال نخست وزيري بهترين خدمات و عاليترين مديريت را ارائه کرد و شخص امام هم بسيار
از خدمات ايشان به کشور راضي بود و در نامه هايي که به سران ان زمان نوشته اند اين رضايت
کاملا مشهود است اقاي کروبي هم در همه دوران مسئوليت ودر مجلس ششم خوب کار کردند و در
دوره ايشان مجلس کاملا مستقل بود نه مثل حالا که مجلس فقط گوش به فرمان يک شخص هست
و از خود هيچ اراده اي ندارد بنا بر اين کاملا به ضرر حکومت است که بيش از اين به اين حصر و
اسارت اين عزيزان ادامه دهد و دارد با اين کار گور خودش را مي کند رفع حصر بهتري کار است
شمس تبریزی من
حداقل هفته ای یکبار قلم بدست بگیر و مارا از تراوشات ذهن خود و همچنین قلم را از شور وشوق بی نصیب مگرداند
دوست دار شما
آقاي نوري زاد با اين يادداشت نشان دادند كه از تحليل سياسي هيچ نمي دانند. فقط شعار دادن بلد هستند. بهتر است به همان كارهاي قبل بپردازند تا نوشتن يادداشت…متاسفانه جنبشي كه ما هزينه اش را از لحاظ مادي و معنوي مي پردازيم براي برخي شدن پلكاني براي ترقي و خود مطرح كردن.
يا حسين …ميرحسين
کار از این چیزها گذشته آقای نوریزاد دیکتاتور منیتش بیش از این حرف هاست که به اشتباهات و خلاف قانون هاش اعتراف کنه. بنابراین این مقاله عصبانیش می کنه و شما دوباره 209 یا انفرادی تشریف خواهید برد. البته فکر می کنم در این ورطه ای که این ها ساخته اند جای ما و شما همان جا بهتر باشد زیرا که از یک سو با افرادی اندیشمند و فرهیخته نشست و برخاست اجباری داریم و از سوی دیگر خبر گندکاری ها و افتضاحات، کمتر به ما می رسد تا خودمان رو کمتر بخوریم!
آقای نوری زاد عزیز؛ آیا گوش شنوایی در این دستگاه سراغ دارید؟ اینان حتی مقام تقریبا تشریفاتی رییس جمهور را تحمل نمی کنند و سخن از تغییر روند انتخاب رییس قوه مجریه بر زبان می آورند. انگار باید به مولایمان حسین(ع) اقتدا کنیم
اگر شما بيست ميليون هوادار داريد پس تكليف 55 ميليون مردم خواهان نظام و رهبري چيست آيا اين افراد در گنجه تخيلات شما نمي گنجد
رهبران سبز ما را آزاد كنيد؛ تا اين گلو گيری به خفه شدنتان نه انجاميده
درود بر تو نیکمرد
به یاد قصه کهن آذری افتادم که مادربزرگم در گوش کودکیهایم نجوا می کرد که: “روزی خروسی سکه ای پیدا کرد. فریاد برآورد که ای مردم! چه نشسته اید که آنچه از آن شماست را مضروب به نام پادشاه یافتم! به دستور پادشاه خروس را به زندان افکندند، فریاد برآورد که ای مردم نمی دانستم که در دستگاه پادشاه چنین سیاهچالهای مخوفی هست! آزادش کردند، فریاد زد که شاه از فریاد ما می ترسد! او را در آب جوش انداختند، بانگ در داد که ای مردم نمی دانستم که حمام شاهتان اینقدر گرم است! پرهایش را کندند و او را پختند و خوراک شاه شد. از شکم شاه ندا در داد که ای مردم چه نشسته اید که هر چه پلیدی است در شکم شاهتان است!”
فط این سخن میر سبزمان”در پیروزی ما کسی شکست نخواهد خورد”امروز ازادی سرافرازان وطن برای همه بازی برد برد هست کشور در استانه بحرانی بی سابقه از نظر اقتصادی هست و این انقلاب فقط با اعتماد دوباره مردم به نظام خواهد توانست از این بحران خارج شود
عزیز جان مثل تقلب د ر انتخابا ت میشود که حالا چه کنند اگر این ادم را که با تقلب کردند رئیس جمهور استیضاح کنند خوب به ملت ایران و دنیا چه بگویند که تقلب کردیم کشتیم توهین کردیم زندانی کردیم و حالا هم استیضاح و دو مسال باقیمانده را چه کنند بدون رئیس جمهور سر کنند یا اینکه دوباره انتخابات ریاست جمهوری بگذارند خوب کر رای میده این کار از اول نبایدانجام میشد حقارتی بود این تقلب انتهای حقارت بود خوب حالا چه کنند با این احمدی دزد متقلب هرزه گو بسازند که توانشان دیگر اجازه نمیدهد بر کنارش کنند چه میشود حتی دیگر دنبال درخت چه کنم گشتن هم بی فایده است هیچ روزنه امیدی برایشان نیست
سلام برادر
طبق معمل نوشته های گذشته اتان عالی بود ولی من نمی دانم این نامه و پیشنهاد ها را به کی نوشته ای به رهبر یا به …..
در هر صورت به هر مسوولی که نوشته باشی یا کشتی نظام را به سرعت به سمت پرتگاه مبرد ویامثل عزیزانی مثل اقای هاشمی وسید حسن آقا و…نظاره گر هستند ودر حال حاضر صلاح!!!!!!!!!!!!!! نمی دانند اقدامی کنند . حالا کی صلاح دانند خدا میداند!!!!!!!!
عالی بود .دلمون برای نوشته هات تنگ شده بود .بنویس برادر که نوشتن شما مرحمی است برای دل تنگمون
اولا که بنظرم نوشته های نوری زاد قبل ازاینکه رنگ حق وحقیقت داشته باشد نوعی سندسازی برای پاک کردن گذشته کثیف وی است.
ثانیا: اگروی توبه کرده باشد وازسوی عده ای بعنوان “حر” سپاه یزید معرفی شود لازمه اش عدم استفاده ازهمان ادبیات یزیدیان است هرچندنقد حاکمیت باشد
ثالثا: نه دستگیری ونه محاکمه غیرعلنی ومخفیانه “عبدالمالک ریگی” افتخاربه حساب نمی آِید زیرادستگیری وی درقبال وعده 4 میلیارددلارقراردادهای نفتی وردوبدل شدن رشوه بین ” برادران قاچاقچی” ایرانی وپاکستانی بوده واتهامات ومحاکمه محرمانه وی نیزنشان داد که وی درچهارچوب احقاق حق اهل سنت می چنگیده است اعتقاد وی برکشتن نیروهای نظامی نیزعکس العمل طبیعی براعدام های بدوت دلیل بود که تا هم اکنون ادامه دارد ومولانا عبدالحمید امام جماعت زاهدان بارها به آن اعتراض کرده است
این آقایان( موسوی و کروبی) را حداقل تا انتخابات رئیس جمهور بعدی در حبس نگه میدارند تا بخیالشان علت اعتراض رفته باشد . وبعد از آن هر اعتراضی به معنای اعتراض به رهبر و نظام و خداست و تاوانش چیز دیگری . خدا این انگلیسی ها را نابود کند که ما را بهتر از خودمان میشناسند . در مورد ایرانی ها میگفتند : “ایرانیها را گرسنه نگهدارید , هر بلایی که میخواهید سرشان بیاورید” . زمان شاه سیر بودیم انقلاب کردیم , حالا مارا گرسنه نگهداشته اند هر بلایی که دلشان بخواهند سر ما میاوررند.
خوشحال شدم که خبری از نوری زاد عزیز شنیدم تا همین دیروز نگران شما بودم و اینکه وبلاگتان به روز نمی شود
نوری زاد عزیز درود بر شما سخن تان عالی بود
اما بر همگان و بر جهانیان روشن و آشکار است که این دو بزرگوار میرحسین و شیخ کروبی توسط حکومت ربوده شده اند
لذا باید با رباینده گان برخورد قانونی صورت بگیره…نه اینکه از کسانی که خود ناقض قانون هستند، از قوه ی قضاییه ای که هیچ یک از اصول قانونی را رعایت نمی کند و مصداق بی عدالتی و ظلم اشکارست، بخواهیم که تصمیم درست اتخاذ کند.
یا حسین میرحسین
دخود شیفتگی دیکتاتورها سرانجامش قذافی صدامیسم است قذافی و صدام هم دادگاهای عادلانه و شفاف و علنی نداشتند انان نیر مخالفانشان را محبوبشکلی به گروگان میکرفتند قذافی جلود را و صدام نیز احمد حسن البکر را قذافی صدامهای بی منطق و بی مروت و ستمگر و نامشروع حاکم بر ایران نیز توان محاکمه میر با هوش و کاردان و سیاس وشیخ شجاع را ندارد پس انان را در کمال بی شرمی توسط کارگزاران بی بته و حقیر ابن الوقتان گرسنه قدرت منصوب از طرف ظالم
به گروگان میگیرند
musavi aziz shoma baraye hamishe dar ghalbe ma hastin khoda hafeze shoma bashad enshaalllllaaaaaaaaaaaaa:)
اصلا آقاى نورى زادو نميشناسم كيه،چيكارس،هدفش چيه و …
فقط اين رو ميدونم، مثله ميرحسين تو ايران تك و توك هستند،هر كى هم بدون علم و يقين از چيزى،طلب مرگ هر كسى رو ميكنه،بى شرف ترين و بى وجدان ترين موجود خداست و خدام ميدونه باشون چيكار كنه.
بیست میلیون نیست و بیست ودو میلیونه .راستی بعضیا واقعا ای کیو شون پایینه حتی یک حساب ساده ریاضی هم بلد نیستن …میزان طرفداران رهبری طبق آخرین آمار واقعی همان 4یا 5میلیونی بود که به ناطق نوری وبه احمدی نزاد تو مرحله اول ریاست جمهوری 84 رای دادن .وبعد از سخنرانی تاریخی 29 خرداد از این هم کمتر شده .سرتون تو برفه چشاتونو بستید واراجیف می گید
عزیز دل اقای نوری زاد.
اقایان در فکر برانداختن جمهوری اسلامی هستند و در تفکر دیکتاتوری نظامی تهت لوای ولایت, و نوید شاهنشاهی را در لوای اسلام و ولیت فقیه میدهند شما به فکر ازادی موسوی و کروبی هستید؟
این اقایان اگر زره ای وجدان داشتند که این اتفاقات نمیافتاد, این اقایان تمامی سرمایه های ملت ایران را به نابودی کشاندند و به جز فقر , بدبختی و فساد و دزدی هیچ به ارمغان نیاوردند, حالا میخواهید که اینها عاقل شوند واز بین رفتن دیکتاتورها درس عبرت بگیرند, هیهات هیات!!!!!
این اقایان بفکر شهید شدن هستند ولی میخواهند کشور و ملت ما را نیز با خود نابود کنند, اینها نه مسمانند و نه وجدان انسانی دارند فقط بلدند یک عده را با پول و فریب و دروغ به تجمعات ساختگی خودشان بیاورند و نمایش بدهند, در بین این اقایان که ما دیدیم عغلی وجود ندارد که به عاقبت بیاندیشد.
اقا در فکر برداشتن رئیس جمهور و انتخابات ان میکند و میخواهد نخست وزیر دست نشانده داشته باشد و احزاب گوش به فرمان, انوقت شما عزیز دل انتظار دارید که این اقایان به خودشان بیایند و این رهبران را که بقول شما بیست ملیون طرفدار دارند ازاد کنند؟هیهات هیهات.
با کمال تاسف عاقلی را من در بین این جمع حاکمان نمیبینم, اما چرا افراد مسلمان و با وجدانی نظیر شما و روحانیون راستین و پیرو امام ومیهن پرستان همگی یک بیانیه نمیدهید و چاره کار نمکنید و مدتی را تعین نمیکنید برای مصاف مردم با این ظالمان ودزدان, از چه میترسید؟ از مرگ شکنجه و زندان ؟ اینکه هر روز شما که وجدان دارید با مصائبی که در کشور ما اتفاق میافتد و رنج بردن از ان بدترین مرگ, شکنجه و زندان است.
صحبت از قظاوت اسلامی نکنید که دیگر حالت تهوه به من و خیلی های دیگر دست میدهد, چون در حال حاظر ان چیزی که وجود ندارد روح قوانین اسلامی در این کشور است.پیروز باشید.
رهبران جنبش سبز مردم ایرتان را ازاد کنید, زندانیان سیاسی بی گناه ایران را ازاد کنید
تنها راه این است که دیکتاتور به رفتن سلام کند
..
این خانم یا آقای ناشناسی که نوشته هواداران نظام و رهبری 55 میلیون نفرند. خواستم بدونم آمارشنمو از کجا آوردن. روی چه حسابی اینقدر قطعی حرف می زنند. بر فرض که زیادتر باشید آیا زیادتر بودن توجیه زورگویه و گردن کلفتیه.
برادر بزگوار آقای نوری زاد باآقای مهندس سید میرحسین موسوی همان کاری کردند با حضرت علی علیه سلام بعداز رحلت رسول خدا کردند.؟؟؟؟؟
وقتی کشورمان آماج حملات و نابسامانیهای داخلی و خارجی شد ، انموقعه به فکر این بزرگواران می افتند . نمی دانم چرا فهم چنین موضوع واضحی سخت اتفاق می افتد.
خانم فرانک عزیز
خوشحال میشوم اگر دلایل خود را بر این ادعا که آقای نوریزاد از تحلیل سیاسی هیچ نمیدانند نیز ضمیمه افاضات فوق نمایید.
تصور حقیر این است که سرکار خانم _البته اگر واقعا خانم باشید و فرانک!!!_ هم به جای انتقاد سازنده و صحیح راه تفرقه افکنی را برگزیده اید البته با نقاب یا حسین …میرحسین ولی به قول آن نماینده مجلس ساده دل “متاسفانه مردم آگاه شده اند”
هوادارهای واقعی نظام !جمهوری!اسلامی!رازمانی می شودشناخت که شرایط زندگی وکارماننداروپاوژاپن وآمریکاوانگلیس باشدومردم کاملاآزادباشندتابه چیزی آزادانه نه یا آری بگویند.کسی که برای ده هزارتومان حقوق اضافی بسیجی می شودیاعضوگردان عاشوراویاجاسوسی می کند یا برای رئیس شدن یا پست گرفتن پاچه خواری می کندوعضوحزب … می شود،آیاپشتیبانی اش ازاین دستگاه ستم گروناکارامد، خیلی تودارومحکم است.آیاجمع کردن یک عده دانش آموزوکارمندوپاسدارونوجوان ویا بی سوادبسیجی با دادن ساندیس ودستمزد وبه به وچه چه ودعوت نامه فرستادن ها خیلی دشواراست . بااین وضع که گفته شدآنان نزدیک به 20میلیون هواداردارندواگرنان وشهرت وپست وپول راکناربگذارندمی شود2000نفرکه آن هانیزهرروز2000بارنق می زنند وسرکوفت بارشان می کنند که ای بی عرضه های نادان جمع کنیداین بساط ریا ودروغ وفریب را .
آقای نوریزاد عزیز امیدوارم سلامت باشید. اون آقایی که از گذشته ی ایشان می گی. آیا این همه مصایبی که در پی یک نامه به رهبر فرزانه!! در اوین به ایشان رفت از نظر شما کفاره ی گذشته نیست؟ شما از ابتدای حیاتتان پاک و مطهر بودید و هیچ اشتباهی مرتکب نشدی؟ کمی انصاف داشته باش. تو برای آزادی ایران چه کردی که امروز همه را محاکمه می کنی؟
“55 میلیون هوادار داریم” ؟؟؟؟؟
یعنی “نوزاد شیرخواره” هم طرفدار شماست؟؟؟؟ شما تمام قشر زیر 19 سال را هم به پای خود حساب کردید؟ صحیحش این بود میگفتید 20 میلیون در برابر 15 میلیون , یا 40 میلیون در برابر 30 میلیون
در اخرین انتخابات مهندسی شده هم که سن رای گیری را به 19 سال رساندید تا آرا میرحسین کم بشود در حالیکه در انتخابات کم طرفدار سن رای گیری را به پایینترین نقطه ممکنه یعنی 15 سالگی میرساندید.
خسته شدیم از این بالا و پایین کردنهای شما , مورد دیگرش همین “نخست وزیری” است که زمانی که آقای هاشمی میخواست رییس جمهور شود برای خودش پست نخست وزیری را حذف کرد تا ریاستش “تشریفاتی” نباشد حالا هم بر عکس یعنی چون آغا میخواهد از دست انتخابات ریاست جمهوری راحت شود میخواهد پست “ریاست جمهوری” را حذف کند!!
عده اي از جوانان قصد دارند براي آزادي ايه الله كروبي و اقاي موسوي و دكتر رهنورد و همه زندان سياسي ضرب الاجل نعيين كنند و تهديد به خودكشي دسته جمعي بكنند.البته هنوز انرا در فيسبوك و توويتر علني نكرده اند. اگر علني كنند حتمن با استقبال زيادي روبرو خواهد شد و بي بي سي و همه رسانه هاي بين المللي اين خبر داغ را اعلام مي كنند و خلاصه دردسر عجيبي براي دولت ايجاد خواهد شد…………
ازمردمسالاری دینی که دراین سایت وجودداردمتشکریم امیدوارم درجامعه این مسئله بست پیداکندوشاهدابراز نظرمخالفان واصلاح طلبان باشیم درهندوستان منتقدین حاکمیت بطورازاد انتقادکرده وسخنرانی انها همزمان ازچندین شبکه تلوزیون پخش میشود ولی ماکه ادعای مسلمانی میکنیم منتقدان ونخبه گانمان درسیاهچال زندانی هستندواین ضربه ای جبران ناپذیربه اسلام ومملکتمان میباشد
…
يا حسين مير حسين
چنین توهمی را هم بنی صدر باور داشت واقعا باور داشت ۱۱ میلیون طرفدار دارد آنهم در اوایل انقلاب میر حسین انگشت کوچیکه بنی صدر هم نمیشه
کینه و حقارتی که در سال 64 اغاز شد و اگر نبود هاشمی و پا در میانی ایشان شاید دیگر نامی از ان شخصیت کم اثر در تاریخ نمی ماند امروز ان عقده ها شعله ای افروخته که از هرکس که یاد امام خمینی (قدس سره ) را در اذهان زنده می کند را انتقام می ستاند . از احمد او شروع و بکجا ختم خواهد شد الله و العلم
متاسفانه اژدهای نفس ایشان بقدری قوت گرفته که تا خود را نسوزاند ارام نمی گیرد . مسئله نه موسویست . نه کروبی . مسئله کینه های حقارت باریست که از امامان کشید روزهایی را که هرگز فراموش نمی کند .
خدایا تو شاهدی بنام دینت پا در وادی بلا نهادیم و امروز شرمنده از اینکه با نام دینت چگونه بر مردم ستم می کنند شرمنده روی بندگان شمائیم
خدایا خدایا خدایا به برکت ذات مقدست که فهم هیچ فهمدتده ای را بدان راه نیست و برکت وجود پاگانی که خون خود در دراه اعتلای نام و دین مقدست نثار نمودند عاقبت ما را ختم بخیر بگردان این ملت بحق مسحق چنین ذلالتی در دنیا و نیستند
اشکور الیک یا الله
آقای نوریزاد خداوند شما را حفظ نماید. کاش ما از سرنوشتی که گریبان قذافی را گرفت درس میگرفتیم. وای بر آن زمانی که دیر شود
آقایی که خود را طلبه معرفی کردی آن زمان که روزنامه جمهوری اسلامی که صاحب امتیازش رهبر معظم بود و میر حسین سر دبیر لطفا سری به ارشیو روزنامه در آن زمان بزنید که سر مقالههایش را موسوی مینوشت و مقایسه کنید آن موسوی را با امروز
آقای ارتش سایبری: … موسوی که تا پایان عمر امام مورد تآیید خاص ایشان بود . اگر قرار است بنی صدر را مثال بزنید با اصولگرایان فعلی که آن زمان موسوم به راستگرا بودند آنرا قیاس کنید که در زمان جنگ در مقابل امام می ایستادندو چیزی که برایشان مهم بود بسط قدرت بود و جنگ و آینده مملکت برایشان بی ارزش بود و چنانچه در خاطرات آیت الله هاشمی میخوانیم هر روز با آقای هاشمی تماس داشتند تا ترتیب ملاقات با امام را بدهند تا بروند راجع به حزب !!! با امام صحبت کنند که آخر سر هم امام از این بی توجهی به جنگ و امور کشور چنان عصبانی شدند که گقتند حزب را تعطیل کنید و از تشکیل مجمع روحانیون مبارز حمایت کردند . آقای ارتش سایبری اگر شما مطالعه ندارید توصییه میکنیم کمی مطالعه کنید و جریانات اصیل انقلاب را که باعث حفظ نظام شدند بشناسید که بعد از امام، آقای هاشمی و آقای موسوی موثرترین بودند.
جناب نوریزاد خدا حفظتان کند ، نگران بی خبری از شما بودیم ، چند روز قبل هم در سایتتان نظری گذاردم و جویای احوال شدم که خوشبختانه با این مقاله زیبا خیالمان راحت شد که صحیح و سالم و همواره عاقل و دیندار و خداترس و دلسوز هستید و انشاالله همیشه برقرار و ما را از مقالات پر احساس و صادقانه خود بهره مند کنید. البته با جانب احتیاط چرا که ما ،به امثال موسوی و خاتمی و شما ، سالم و زنده و آزاد نیازمندیم.
مطلب نظردهنده محترم “طلبه” بسیار ظریف و به ریشه که در سال 64 و بعد از آن است کاملآ صحیح اشاره کردند.
اقای نوری زاد الان کجاست ایرانه یا خارج از ایران که این حرف ها را می زند افرین بر این اقا تعجب من از اینه که چطور یک زمانی در کیهان قلم می زدند به هر حال منش کثیف شریعتمداری با افکار این اقا جور در نمیاد
تاجایی که می توانیم با قلم با قدم برای این عزیزان هرکاری که می توانیم بکنیم. در نشریات مقاله بنویسیم کامنت بگذاریم. دست از انتقاد کردن آنان برداریم. آنها در محیطی بسته و زندانی اند. بیرون هم که بودند مراقب آنان بودند بعلاوه شجاعت هرکس حدی دارد. درست که کروبی ازموسوی شجاع تراست اما هردو آنان صداقت دارند. اگر آنها در برابر جبار زمانه سرخم می کردند، نه خیر حتی سرهم خم نمی کردند خود را به جریان آب می سپردند، هرامتیازی می خواستند به آنها میدادند. هم اکنون هم کافیست لب ترکنند که ما کاری نداریم و می خواهیم برگردیم به زندگی عادی خود، جبار زمانه ازخوشحالی سکته خواهد کرد(جطور است همین ترفند را بزنند!!) اما این عزیزان مردانه ایستاده اند و به روی جبار زمانه و فرستادگانش یک نه به اندازه هیکل جبار نثار می کنند. دیگران را ملاحظه کنید. اسم نمی برم به بینید چه احتیاط هایی می کنند واگر جرات کنند حرفی بزنند به محض آنکه صدای پخ را شنیدند فورا حرف خود را تغییر میدهند که نه منظور ما را بد نوشتند و بد تفسیر کردند. این دو عزیر و بقیه عزیزانی که زندانی اند واقعا مردان و زنان بزرگ و شجاعی هستند. شما نمیدانید این کسانی که بر سرکارند چه غیر انسان هایی هستند وقتی بزرگ آنها علنا بگوید رادیو های خارج می گویند؟ خوب بگویند یعنی چه؟ یعنی اینکه من زده ام به سیم آخر و برای اینکه در قدرت بمانم حاضر از همه چیز بگذرم و حتی اگر لازم باشد پسرم را هم میدهم تیرباران کنند. خوب جنس این آدم ها اینگونه است. اما پیروزی با ماست برای آنکه حق با ماست. ما اصلی هستیم و او و طرفدارانش تصنعی اند. زمان به نفع ما میگردد. این جبار همان جبار دوسال پیش نیست. شب ها خواب ندارد. گاه نعره می کشد و به سرش می زند. از داخل خبر دارم که گاه شب ها مثل دیوانه ها مرتب راه می رود و بلند بلند حرفهای بی ربط می زند. بسیار خبر ها هست که نمی توانم بنویسم برای آنکه خبر بیارم در خطر می افتد. هیچ تصور کرده اید که این نامه های زندانیان سیاسی ما چگونه بوسیله عمال خود اینها به دست ما می رسد؟ ما حتی پشت در سلول ها هم هواخواه داریم به صورت ظاهر سیلی به صورت ما میزنند اما خبرها را برای ما می آورند. نوشته ها را برای ما می آورند . این رژیم از درون پوسیده است. ما باید همچنان به مبارزات خود ادامه دهیم و یادمان باشد اگر فردا گروهی سر کار آمدند مثل آدم عمل کنند و مردم را حق مردم را محترم بشمارند و هیچ کس راه دیکتاتوری را مثل این جبار زمانه پیش نگیرد که بازهم سرنگون خواهد شد همانگونه که این یکی در حال سرنگون شدن است .
بی انصافیست به خدا پس زدن حکومت. انان که در جایجای زندگی ما هستند چرا حاکممان هم نباشند . تا دنباله رو هستید همینید
اي آزادمرددربند! نگران نباشيدخداوندبهترين انتقام گيرنده است هرروزبهترازديروز امروزنوبت ديكتاتورليبي بود فردانوبت كدام ديكتاتورخواهدبود!!!؟؟؟ آهاي باتوام اي كه بخودت اسم آزادمردگذاشتيد ودنبال اعدام حق ميگرديد اي اسم نامردزيبنده شماهاست!!!
سپاسگزارم از متن زیبای شما دکتر عزیز. …
ki nist ?
hameye irani ha mostahaghe edaman baradar
toarof nakonid
daaar haaton ro alam konid
دوست عزیز با این عدد 55 میلیون شما داداش من هم که 17 ماهه است رو طرفدار نظام و رهبری اعلام کردید
” با این همه من می گویم اگر بنای برون رفت از این مخمصه را داریم، باید بدانیم خسارتِ آزادیِ حبس شدگان با هرتبعاتی که خواهد داشت، از تداومِ حبس آنان کمتر است ”
آفرين بر شما مرد بزرگ كه از جوانمردان و مصلحان زمان هستيد.
ایران عزیزم قسم به خون تمام خواهران و برادرانم و اه مادران جگر سو خته به اشک فرزندانی که پدرانشان به خاطر این ظالمان در بنداند و یا در زیر خاک ازادت میکنیم