آرزو می کنم حج قاضی مقیسه مقبول افتد
چکیده :آرزو می کنم، قاضی مقیسه از حج که برگشت، دیگر قضاوت نکند. آرزو می کنم حج قاضی مقیسه زودتر از همه ی حاجیان امسال مقبول افتد......
یکی از مخاطبان سبز اندیش کلمه در یادداشتی که به کلمه ارسال کرده نوشته است:
خواهر سید محمد ابراهیمی یکی از زندانیان گمنام جنبش سبز، با اشاره به بستری شدن برادرش در آسایشگاه روانی امین آباد پس از فشار های شدید در زندان و انفرادی گفته است: پدرم او را در آسایشگاه با وضعیت بسیار بدی دیده بود که بعد از دو هفته پدرم از غصه فوت کرد.
خانم محتشمی پور هم می گوید قاضی مقیسه به سفر حج رفته است. قاضی نه چندان مستقلی که نام و شهرتش را مدیون محکامه اسیرانی چون سید محمد ابراهیمی است.
گویی مولانا برای اینان سروده است :
ای قوم به حج رفته کجائید، کجائید؟
معشوق همین جاست بیایید، بیایید
قصدم تخطئه ی حج هیچ مسلمانی نیست، لابد قاضی مقیسه هم امیدی به بخشایش الهی دارد، مبارکش باد.
اما برای او و برای همه ی قاضیانی حج رفته و نرفته ای که این روزها شرمنده ی سیدمحمد ابراهیمی ها و خانواده هایشان هستند، آرزویی دارم …
آرزو می کنم، قاضی مقیسه از حج که برگشت، دیگر قضاوت نکند. آرزو می کنم حج قاضی مقیسه زودتر از همه ی حاجیان امسال مقبول افتد…














بابا کجا سیر می کنی؟ این حاجی فکر می کند دارد در حکومت علی اقامه حق می کند!
بترسید از آه مظلوم که چون شعله های آتش بر آسمان همی رود .
هفت سنگم رو براش نگه ميدارم
ازقدیم گفتند توبه گرگ مرگ است بااین حال ازخداوند هدایت برای اووهمقطارانش رامسئلت داریم
ای گردنش بشکنه .بحق اباالفضل.
امین
رفته از خدا بپر سد چه جوری می شود بیشتر ظلم کرد و حکم های قرون وسطی و بی حساب وکتاب و شکنجه برای مردم ونخبگان صادر کرد
!!!!!!!!!! اخر ازراه خون ریختن وشکنجه و زندانی کردن مردم و حکم های بی حساب و کتاب پول در اوردن وبه حج رفتن هم زیارت صد در صد قبول است !!!!!!!!!1
حج مقیسه زمانی قبول میشه که نماینده های خدا !!! خلیفه های خدا!!!!!!!!ر تاییدش کنن سید محمد ابراهیمی ها و خانواده های که به هر نحوی هزینه ای پرداختند ایا از حقشون می گذرند!!!؟ من که فکر نمی کنم!!!!!!!!!!!
اینان روی شریح قاضی را ..و آنان روی محمدرضا را سفید کردند
ان شاء ا…
داستان حج رفتن این قاضی (مقیسه) مرا بیاد داستانی انداخت که از شمر ابن ذی الجوشن ملعون روایت میکنند (ما در جوانی پای منبری شنیدیم و ان شاالله دوستان متخصص امر صحت و سقمش را بفرمایند هرچند استنتاج داستان بیشتر مورد نظر است). میگویند شمر چند سفر پیاده حج بجا آورده بود که یکی از آنها پس از قتل امام حسین (ع) بوده است . ریزاننده خون ثارالله و آن ملعون ابدی در طواف بود که لکه خونی بر احرام میبیند که نمیدانست خون حشره ائی است ویا چیز دیگر . از فرط احتیاط قصد کرد که احرام تمیز کند و طواف بجا آورد هرچند اندازه آن لکه بسیار کوچک و قابل اغماض بود . کسی از شیعیان (احتمالا) وقتی متوجه موضوع شد گفت : ای شمر تو خون حسن هنوز بر دستانت تازه است و آنگاه نگران قطره ائی شبهه ناک از خون هستی . حج رفتن برخی اینگونه است و هرچند تمام مستحباتش را بجا آورند و آنچنان اهل تهجد و نوافل باشند که چون خوارج با تیغ پینه از پیشانی بردارند باز سرنوشت عبادتشان بهتر از ابن ملجم و ابن ذی الجوشن نیست. لعنه الله علی قوم الظالمین
زنده باد این هموطن سبزاندیش
لعنت خدا بر منافقین
شیطان از نزول سوره توبه نگران شد ولی به فوریت راهی برای آن پیدا کرد و گفت : آنان را چنان گمراه کنم که در حال ظلم و ستم و گناه فکر کنند در حال صواب و نیایش هستند تا اصلآ به فکر توبه و سوره توبه نیفتند ! و بواقع که با خود حق بینی بشر چه آسان از بخشش خداوند خود را محروم میکنند.
این قوم به حج رفته همچون این قاضی نمیداند که با حکمش نه فقط سید ابراهیمی ، بلکه یک پدر درگذشته و یک مادر دلخون و خواهران و برادران و همسر و فرزند خردسال او را نیز ، بی گناه مجازات کرده و تا ابد مورد نفرین آنهاست و صد حج هم راهی به طلب بخشش الهی برای او نمی گشاید حتی اگر این حکم تنها حکم او باشد.
کار این جنایت کاران دیگر دارد به پایان میرسد قذافی هم و مزدورانش به درک واصل شدن .نوبت این جانی ها فرا رسیده
ممنون از نثر زیبای نویسنده محترم اللهم فک کل اسیر
نرود میخ آهنین در سنگ
خدا إنشاءالله با فرج مهدی موعودش عج ظلم را ریشه کن کند … یا حق