واکنش ابوالفضل فاتح به رسانه وابسته به صداوسیما: اینقدر سخاوت در دروغ و تهمت؟!
چکیده :دروغ پردازی رسانه ی وابسته به صداوسیما علیه ابوالفضل فاتح، با واکنش وی مواجه شد و وی فاتح با اذعان به قحطسالی صداقت و وجدان، از این حد از سخاوت در دروغ و تهمت انتقاد کرد و نوشت: اگر می گذاشتند و رسانه رسانه می ماند، این همه فساد و تباهی و اختلاس نجومی و نیرنگ دامن کشور و انقلاب عزیزمان را نمی گرفت....
دروغ پردازی رسانه ی وابسته به صداوسیما علیه ابوالفضل فاتح، با واکنش وی مواجه شد و فاتح با اذعان به قحطسالی صداقت و وجدان، از این حد از سخاوت در دروغ و تهمت انتقاد کرد و از رسانه های جریان حاکم خواست جانب بیداری و انصاف را نگه دارند و فرصت تنگ خود را به خودخواهی و بازی ارباب دروغ نسپارند. وی تصریح کرده است: اگر می گذاشتند و رسانه رسانه می ماند، این همه فساد و تباهی و اختلاس نجومی و نیرنگ دامن کشور و انقلاب عزیزمان را نمی گرفت.
به گزارش خبرنگار کلمه، تلاش جدید رسانه های مدعی اصولگرایی برای خبرسازی علیه منتقدان وضع موجود، باز هم کار دست انها داد و به رسوایی بیش از پیش آنها انجامید. این خبرها که ابوالفضل فاتح، از مشاوران و همراهان انتخاباتی میرحسین موسوی را هدف گرفته بود و منشأ همه آنها باشگاه خبرنگاران جوان وابسته به سازمان صدا و سیما بود، به فاصله یک روز تکذیب و رسوا شد.
باشگاه خبرنگاران یک بار ادعا کرده بود که بورسیه تحصیلی آقای فاتح قطع شده، و بار دیگر خبر قبلی خود را تغییر داده و مدعی شده بود که جهاد دانشگاهی قرار است این بورسیه را قطع کند؛ اما فاتح امروز اعلام کرد که بورسیه ی وی از چند ماه بعد از انتخابات قطع شده و همچنین خبرهای منتشر شده مشخص کرد که وی در حال حاضر اساسا دانشجو نیست و تحصیل خود را به پایان رسانده است!
بدین ترتیب مشخص شد که خبر باشگاه خبرنگاران، در وهله ی اول هیچ بویی از حقیقت نداشته است و جهاد دانشگاهی از چند ماه بعد از انتخابات 88 تا زمان فارغ التحصیلی فاتح، احتمالا به علت فعالیت های انتخاباتی او، هیچ کمکی برای تحصیل وی پرداخت نکرده که حالا باشگاه خبرنگاران صداوسیما بخواهد از “مراحل عملیاتی شدن لغو قریبالوقوع بورسیه تحصیلی فاتح” سخن بگوید.
ابوالفضل فاتح، در رشته ی پزشکی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده و از نیمه ی سال 1384 با بورسیه ی جهاد دانشگاهی به دانشگاه آکسفورد انگلیس رفته است. بورسیه ی تحصیلی او چند ماه پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری 88 قطع شده و او چند ماه قبل تحصیلش را به پایان رسانده است.
فاتح، موسس و اولین مدیرعامل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به عنوان یکی از زیر مجموعه های سازمان جهاد دانشگاهی بوده است. وی در انتخابات ریاستجمهوری 88 نیز مسئولیت کمیته رسانه و تبلیغات ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی را برعهده داشته است.
او در واکنش به دروغ پردازی رسانه ی وابسته به صداوسیما، در یادداشت کوتاهی نوشته است: سخاوت در دروغ و تهمت به سامعه ی جامعه آسیب می زند. گرچه گویا قحط سالی صداقت و وجدان است اما خوب است رسانه ها جانب بیداری و انصاف نگه دارند و فرصت تنگ خود را به خودخواهی و بازی ارباب دروغ نسپارند. اگر می گذاشتند و رسانه رسانه می ماند، این همه فساد و تباهی و اختلاس نجومی و نیرنگ دامن کشور و انقلاب عزیزمان را نمی گرفت، چنین مردمان شریفمان آزرده نمی شدند و چنین بیگانه در ما طمع نمی کرد.
فاتح افزوده است: اگر همه ی سرمایه های کشور با هم به کار بسته می شد، باز در این وانفسا و رقابت جهانی فرصتی برای درنگ نبود؛ چه رسد به قیمه قیمه کردن ها که کوچک و بزرگ و غریبه و آشنا نمی شناسد و نتیجه حصر گذشته ی افتخارمان و آینده ی امیدمان است.
وی در ادامه نوشته است: حقیر که هیچ و پوچم. سالهاست سیلی مدعیان بی معرفت را بر رخسار بزرگان انقلاب دیده ایم. نه می توانیم و نه حق داریم که به امام و انقلابمان پشت کنیم. با اتکال به خدا امیدوار به اصلاح می مانیم و ایمان داریم که مصادره ی هیج انقلابی برای همیشه مقدور نیست.














سلام آقاي فاتح!
خدا را شكر كه زنده و آزاد و سلامت هستيد!!!
بگذاريد بدون پرده پوشى بپرسم كه: ياران ديروز شيخ و مهندس كجايند؟ آيا در اين قحط سالى عشق و معرفت و وجدان و عدالت، سكوت بر شما و ديگر ياران و همراهان موسوى و كروبى حرام و ظلم مضاعف نيست؟
به نام مي پرسم: كجايند آقايان منوچهرى، اميرى، بهشتي، كرباسچى و ديگرانى كه همدوش و همپاى روزهاى سبز اميد و بيدارى بودند؟ حالتان خوب است آقايان؟!!!
@@@@@@@@@@@@@
فعلاً به همين مقدار بسنده كردم تا شايد سخنى از ايشان بشنويم، آمين!
@@@@@@@@@@@@@@
به دبير سايت كلمه: به عنوان يك همراه قديمى اندكى از شما دلگيرم! شما اگر يك جستجوى ساده در سايت خودتان انجام دهيد، خواهيد ديد كه در تمام اين مدت كه نظراتم در سايت شما درج كرده ام، تنها دو بار از شما سوالى پرسيده ام و جز آن هيچگاه نه اعتراض و گلايه اى كرده ام و نه شكوه اى داشته ام؛ ولى شما همين ٢ بار هم از نوشتن جوابى ولو يك كلمه امتناع كرده ايد. اين شرط دوستى نيست دوستان! كامنت نوشتن براى سايت شما از لحاظ امنيت اينترنتى به اندازه كافى ريسكي و خطرناك هست، چه برسد به اينكه من به احترام شما و همكارانتان و على رغم خطرات محتمل، در آن دو نوبت، آدرس ايميل خودم را هم ارسال كرده بودم تا با اطمينان و خيال آسوده پاسخم را ارسال كنيد ولى…!!!
کلمه: ضمن سلام و پوزش فراوان موضوع طرح شده توسط شما و نیز ایمیل شما به دست ما نرسیده و یا ما اهمالی در این زمینه انجام داده ایم . اگر مجددا ارسال کنید متشکر میشویم.
آقای داوود خان این تنها نارسائی برادرانی که از آنان نام آورده اید نیست – نارسائی بسیاری از بیشماران نیز هست – متاسفانه …
این آقا داوود عزیز که کامنت گذاشتن را هم ریسکی و خطرناک میدانند ممکن است بفرمایند از بزرگوراانی که نام آنها را برده اند دقیقا چه انتظاری دارند؟
دوستان کلمه
باب گفتگو و گلایه البته برای بهبود ، با صحبت دوست عزیزمان داوود باز شد. بارها من از دوستان کلم خواستم که نمایشگاه مجاز از جنبش سبز راه اندازی کنند. اماهیچ خبری نشدنمی دانم امکانش وجود دارد یا نه اما امیدوارم که اینکار انجام بشود.
کلمه: با سلام خدمت دوست گرانقدر، اگر پیشنهاد و طرح عملی برای این مساله دارید به نشانی info@kaleme.com طرح خود را ارسال کنید. متشکر
بعد از انتخابات هر روز که از جنبش سبز گذشت برکات زیادی خداوند نصیب ملت ایران و جنبش کرد. دوستان و دشمنان ملت ایران و ایران با این جنبش نمایان تر و شفاف تر شد. مدت ها بود که بسیاری که خود را طرفدار امام و انقلاب و.. می دانستند امتحان پس نداده بودند مدتها بود خیلی ها فکر می کردند که رهبری و اعوان و انصارش در جهت امام و انقلاب حرکت می کنند هر روز که جلوتر رفتیم مشخص شد که اینان ظاهر فریبانی بیش نیستند و هم اکنون این جمله امام کاملآ مصداق اش رهبری و اعوان انصارش بیش نیست و آن جمله طلایی در وصیت ایشان که همین رهبری آن را قرائت کردند و متوجه نشدند که امام به ایشان هم تذکر داده این بود : ” نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد ” و میرما و شیخ ما و یاران او نیز با اتکا به همین جمله و صحبت های دیگر امام و آگاهی که داشتند این جلوی نامحرمان ایستادند و خواهند ایستاد. آقای فاتح هم یکی از همین با هوشان و مومنین هستند که زمان و مکان را درست درک کرده اند و در راه حق پایدارند.
سلام دوباره:
١- نمى دانم كه كامنت من را به همين شكل دريافت كرده ايد يا مخصوصاً خط آخر آن را حذف نموده و به درخواستم بى توجهى كرده ايد؟!!! اگر حالت دوم است كه بايد بگويم شاهد مدعايم از غيب رسيد ولى به دليل اعتماد هميشگى ام به دوستان محترم سايت كلمه، بيشتر احتمال مى دهم فرض اول صحيح باشد؛ پس بند آخر نوشته ام را مجدداً ارسال مى كنم تا دوست ناشناس عزيزم هم متوجه نيت بنده از ارسال اين كامنت بشوند:
@@@@@@
به دبير سايت كلمه: به عنوان يك همراه قديمى اندكى از شما دلگيرم! شما اگر يك جستجوى ساده در سايت خودتان انجام دهيد، خواهيد ديد كه در تمام اين مدت كه نظراتم در سايت شما درج كرده ام، تنها دو بار از شما سوالى پرسيده ام و جز آن هيچگاه نه اعتراض و گلايه اى كرده ام و نه شكوه اى داشته ام؛ ولى شما همين ٢ بار هم از نوشتن جوابى ولو يك كلمه امتناع كرده ايد. اين شرط دوستى نيست دوستان! كامنت نوشتن براى سايت شما از لحاظ امنيت اينترنتى به اندازه كافى ريسكي و خطرناك هست، چه برسد به اينكه من به احترام شما و همكارانتان و على رغم خطرات محتمل، در آن دو نوبت، آدرس ايميل خودم را هم ارسال كرده بودم تا با اطمينان و خيال آسوده پاسخم را ارسال كنيد ولى…!!!
اين چند خط را لطفاً در سايت منتشر نكنيد. چرا كه فقط براى تذكر و اطلاع شخصى شما نوشتم تا روان شناسى مخاطب را لحاظ بفرماييد و سطح توقعات خرد و كلان مردم را بدانيد و براى مثال سؤالات ديگران را هرگز و هر اندازه سرتان شلوغ بود، بدون پاسخ باقى نگذاريد. شاد باشيد!
—————————————————-
٢- دوست ناشناس عزيزى پرسيده اند: چه انتظارى از اين عزيزان دارم و البته كنايه اى هم داشته اند به ادعاى من كه كامنت گذاشتن در سايت را عملى ريسكى و خطرناك دانسته ام.
و اما پاسخ من:
الف- به دليل حذف پورت https بخش ارسال كامنت سايت كلمه -كه على رغم تذكر قبلى ام به مسئولان سايت و پرسش از چرايي اين امر هنوز تغييرى در اين وضعيت صورت نگرفته است؛- پيگيرى و رديابى كامنت گذاران از سوى مخابرات و ساير دستگاه هاى اطلاعاتي- امنيتى به سادگى امكان پذير است.
ب- انتظار من از اين عزيزان چيست؟ ترجيح مى دادم اين گلايه را بيشتر از اين ادامه نمي دادم و اكنون هم تنها به احترام شما يك خط پاسخ مى دهم:
شما نام مرا در سايت كلمه جستجو كنيد و تعداد نوشته هايم را ببينيد و بشماريد تا اينكه: هم دريابيد كه تذكرم در باب ريسك كامنت گذاشتن از سر ترس و واهمه شخصى نيست و هم اينكه دريابيد چه انتظارى از عزيزانى كه نامشان را برده ام و برخلاف بنده از دوستان قديمى و همراهان نزديك اين دو عزيز اسير هستند در سطح جامعه وجود دارد.
ج- تذكر بنده از باب كنايه و تعريض و تمسخر و توهين به اين عزيزان -كه ارادت بسيار به آنان داشته و دارم- نبود؛ بلكه از باب دوست داشتن ايشان بود؛ چرا كه تاريخ قاضى بسيار بى رحمى است و سرند و ترازوى دقيقى است در دستان آنان كه از پى كاروان ما زندگان امروز و خفتگان فرداها خواهند آمد.
———————————————-
٣- عزيزان سايت كلمه: از بنده نرنجيد. انتظارات جامعه از شما در غياب مهندس موسوى بسيار سنگين تر از زمان حضور ايشان است. شاد باشيد!
(در ضمن لطفاً اينبار بدون حذف منتشر كنيد)
از رسانه مصادره شده توسط حکومت چه انتظاری داریم .این رسانه سه هدف را دنبال میکند 1-مسائل جهان و کشور را وارونه جلوه دهد 2- دروغ
و فریب عوام را سر لوحه کارش دارد .سه بزرگ کردن مشکلات کشور های دیگر و کوچک کردن وپنهان کردن مشکلات کشور خودمان