نامه شورای فعالان ملی مذهبی به صادق لاریجانی
چکیده :فعالان ملی-مذهبی با انتشار نامه ای سر گشاده خطاب به رییس قوه قضاییه خواستار بررسی «تخلفات مقامات انتظامی در جریان تشییع جنازه مرحوم مهندس عزت الله سحابی»، «شکایت خانواده شهید هاله سحابی» و «علل و عوامل حمله قلبی زنده یاد هدی صابر» شدند....
فعالان ملی-مذهبی با انتشار نامه ای سر گشاده خطاب به رییس قوه قضاییه خواستار بررسی «تخلفات مقامات انتظامی در جریان تشییع جنازه مرحوم مهندس عزت الله سحابی»، «شکایت خانواده شهید هاله سحابی» و «علل و عوامل حمله قلبی زنده یاد هدی صابر» شدند.
به گزارش میزان خبر، فعالان ملی-مذهبی با انتشار نامه ای سر گشاده خطاب به رییس قوه قضاییه خواستار بررسی «تخلفات مقامات انتظامی در جریان تشییع جنازه مرحوم مهندس عزت الله سحابی»، «شکایت خانواده شهید هاله سحابی» و «علل و عوامل حمله قلبی زنده یاد هدی صابر» شدند.
متن این نامه به شرح زیر است:
به نام خدا
ریاست محترم قوه قضاییه
احتراما به اطلاع میرساند طی ماههای اخیر فعالان ملی- مذهبی از جهات مختلف در معرض تهدیدها و فشارهای امنیتی قرار گرفتهاند. البته این برخوردهای عموما غیرقانونی و تهدیدآمیز تازگی ندارد. در طول سالهای پس از انقلاب به انحای گوناگون مسئولان امر با نقض حقوق مصرح در قانون اساسی فعالان ملی- مذهبی را همچون سایر نیروهای مستقل مدافع آزادی و دمکراسی، تحت انواع فشارها قرار دادهاند تا آنان از انجام وظایف دینی و ملی صرفنظر کنند. آخرین این برخوردهای غیرقانونی و مغایر با موازین دینی و ملی در جریان فوت و تشییع جنازه مرحوم مهندس عزت الله سحابی رخ داد؛ فشارها و برخوردهایی که به فاجعه شهادت فرزند او هاله سحابی و همراه برجستهاش، هدی صابر منجر شد.
شورای فعالان ملی – مذهبی اگرچه ارزیابی مثبتی از استقلال قوه تحت مدیریت جنابعالی ندارد، اما به حکم وظیفه دینی و ملی خود و از آنجا که مطابق کلام وحی امر به معروف و نهی از منکر از وظایف ذاتی همه مسلمانان قلمداد شده، انتظار دارد در موارد زیر دستور بررسی و پیگیری سریع را صادر فرمایید:
۱- بررسی تخلفات مقامات انتظامی در جریان تشییع جنازه مرحوم مهندس عزت الله سحابی و نقض توافقات حاصل از مذاکرات متعدد آنان با خانواده سحابی، که منجر به هتک حرمت مرحوم مهندس عزت الله سحابی و خانواده محترم ایشان شد، و نهایتا به فاجعه شهادت مرحومه هاله سحابی ختم گردید.
۲- بررسی شکایت خانواده شهید هاله سحابی درباره عامل ضربه به او در جریان تشییع پیکر پدرش که منجر به سقوط او بر زمین و نهایتا ایست قلبی وی شد. همچنین بررسی نحوه برخورد ماموران حاضر در صحنه با پیکر مرحومه. خاطر نشان میسازد به علت وجود تعداد زیادی دوربین فیلمبرداری در محل حادثه که همگی مربوط به واحدهای امنیتی بود، لحظه به لحظه حادثه تصویر برداری شده، ضمن آنکه شاهدان حاضر در مراسم نیز بارها آمادگی خود را برای بیان شهادت در برابر هر مرجع صالح اعلام کردهاند.
۳- بررسی علل و عوامل حمله قلبی زنده یاد هدی صابر در زندان، عدم ارائه خدمات درمانی مناسب و به موقع توسط مقامات زندان و تعلل در اطلاع رسانی به خانواده وی در زمان فوت آن مرحوم.
شورای فعالان ملی- مذهبی
۱۸ مهرماه ۱۳۹۰














نامه ی سرگشاده پیمان معادی (بازیگر فیلم هایي چون جدایي نادر از سیمین، درباره الی و …) در مورد وضع امروز سینما ی ما
اینجا هرچه شود ….. هر چه باشد ….هنوز ایران است
سلام کردن گاه رسمیتی میدهد که نمیشود از دل حرف زد .
بگذارید آخرین ردیف سینما نشسته باشم و خیره به نقش آرایی شما روی پرده هایی که روزگاری نه چندان دور پاره اش میکردید حرف بزنم .
ما نه گوسفندیم و نه خود را به خریت زده ایم.
تنها تفاوتمان اینست که بلندگو ها را به شما داده اند و تماشاچیگری را به ما پیش فروش کرده اند . شما میتازید و گرد و خاک میکنید …
ما چشمهایمان از غبار ِشما و اشک هایمان گِل میشود اما چیزی نمی توانیم بگوییم . نه اینکه آزادی بیان نداریم …. چرا داریم ، مشکل اینجاست که آزادی پس از بیان نداریم !
روی سخنم با شماست که گیشه ها را در دست گرفته اید و آنقدر عوامل پشت صحنه دارید که سالی یک فیلم را ساخته تدوین و میکس کنید تا عید ها کنار سفره هفت سین برای فرزندانتان از خستگی های یکسال زحمت بگویید و آنها به شما
افتخار کنند که چه مردانه دم از حقیقت میزنید .
دلم از روزگاری میگیرد که ” آدم برفی” ، جرم بود .
” مارمولک” به زیر پا ها خزید ، گربه های اشرافی ایرانی در زیرزمین ها بایگانی شد .” دایره” را دو سال دور زدید و دم از سینمای خلاق زدید.
ناصر تقوایی این روز ها خاک میخورد… مخملباف پای ماندن نداشت …
بهرام بیضایی با تمام دنیا قهر است.
مسعودکیمیایی هنوز خواب اسطوره هایش را میبیند …
پرویز فنی زاده که در خاک باشد ، بهروز وثوق که ممنوعه و فاطمه معتمد آریا مفقود الاثر ..
باید پرچمدار سینمای ما حامد کمیلی شود …
باید مسعود ده نمکی اپرای مجلل در گیشه ها به راه بیندازد…
باید فریدون جیرانی یک هفته شب نخوابی بکشد تا برنامه ترور شخصیت بازیگر های ما را بکشد .
بگذار این فریاد نصفه ای باشد که از گلوی یک نسل بیرون پریده است .
نسل ما را ببخشید … ما خواستیم نفهم بمانیم … نشد … به خدا نشد …
وقتی “داش آکل” به غیرتمان زد …
وقتی “قیصر” به پاشنه های خوابیده ی ما خندید …
وقتی “مسافران” را نفس کشیدیم ..
وقتی “هامون” را به جان نا خود آگاهمان انداختند…
دست ما که نبود . ما “گاو ِ ” مهرجویی را دیده ایم که گاو نمانیم….
ندانستیم از” باشو” هم غریبه ای کوچکتر میشویم.
ما را ببخشید که طعم سینمای خوب را چشیده ایم ….
ما را ببخشید اگر دستهای لرزان اکبر عبدی در “مادر” از یادمان نرفت …
اگر کمر خمیده معتمد آریای “گیلانه” را تا خوردیم ..
اگر با حاج کاظم ” آژانس شیشه ای” ، عذاب وجدان گرفته ایم …
اگر در” مهاجر” ، جبهه هایمان را دید زده ایم .اگر طعم ناب گیلاس را چشیده ایم .
اگر پای ” بایسیکلران” ، خوابمان گرفت و به خود فحش دادیم.
اگر فریماه فرجامی را خندیدید و ما خاطراتمان آتشمان زد ….
شما اهل به خود آمدن نیستید ، نبودید … اما بدانید سکوت ما از سر بی کسییست …
مارا در این بی کسی گِل گرفته اید و دل این نسل برای ” ناخدا خورشید” ها تنگ است …
ما خون دل میخوریم و بزرگان این سینما سکوت میکنند ….
شما هم میتازید ….
آقای اخراجیها
آقای پایان نامه
آقای ضد سینما
اینجا هرچه شود ….. هر چه باشد ….هنوز ایران است
کاش این نسل آنقدر غیرت داشته باشد تا گوش همیشه طلبکار شما را ، به این نوشته برساند …
پيمان معادی