سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مهدی محمودیان: آقای دادستان! گویا در جمهوری اسلامی ديگر گوشی برای تظلم‌خواهی ملت نیست...
» نامه‌ای به دولت‌آبادی و تاکید بر خودداری از رفتن با دستبند و پابند به بیمارستان

مهدی محمودیان: آقای دادستان! گویا در جمهوری اسلامی ديگر گوشی برای تظلم‌خواهی ملت نیست

چکیده :بيش از دو سال از محكوميت خود را گذرانده‌ام و حتي يك دقيقه هم به مرخصي نرفته‌ام و در بيش از 20 ماه از اين مدت حتي از حق تماس تلفني نيز محروم بوده‌ام و به طور كاملا غيرقانوني و بدون هيچ حكم قضايي بيش از 18 ماه است كه به زندان رجايي‌شهر تبعيد شده‌ام. آقاي دادستان! گفتن از ظلم و ستمي كه بر من و تمام دوستان در بندم رفته ديگر تكراري شده است و گويا در جمهوري اسلامي ديگر گوشي براي تظلم‌خواهي ملت ايران نيست كه اگر با ورودم به زندان اين ظلم‌ها را نمي‌ديدم، اگر اين فشارها و شكنجه‌ها را نمي‌كشيدم و لمس نمي كردم به راهي كه آمده‌ام شك مي كردم....


مهدی محمودیان، روزنامه‌‌نگار زندانی، در نامه ای به دادستان تهران با اشاره به مظالمی که طی این دو سال بر وی رفته، از شدت بیماری اش نوشته و افزوده است: گويا در جمهوري اسلامي ديگر گوشي براي تظلم‌خواهي ملت ايران نيست.

به گزارش جرس، مهدی محمودیان که بخشی از ریه اش را در اثر عدم رسیدگی پزشکی در زندان از دست داده است، پس از ماهها نامه نگاری برای درمان، امروز به این دلیل که رییس بیمارستان می خواست بر دست و پای او زنجیر ببندد، از رفتن به بیمارستان خودداری کرد.

محموديان به دليل نگارش نامه به رهبري و توضيح شرايط وحشتناك زندان‌هاي ايران، تحت فشار قرار دارد و مرداني رييس جديد زندان رجايي‌شهر در توضيح دليل زدن پابند و دستبند به او براي اعزام به بيمارستان گفته است كه بايد اينگونه به بيمارستان بروي تا متوجه شرايط وخيم زندان شوي.

پس از این اتفاق، مهدی محمودیان در نامه ای به دادستان تهران به شرح وضعیت خود پرداخت و از بی عدالتی موجود انتقاد کرد. متن کامل این نامه به شرح زیر است:

دادستان تهران
جناب آقاي جعفري دولت‌آبادي

همانطور كه پيش از اين شخصا به صورت حضوري و بارها به صورت كتبي به جنابعالي و معاونان و دستيارانتان گفته‌ و نوشته‌ام، بر اثر شكنجه‌هاي غير انساني دربند 209 وزارت اطلاعات، دچار عفونت ريه شده و بعد از انتقال به بند 350 اوين چندين بار دچار حملات تنفسي شده‌ام به‌گونه‌اي كه مسئولين بهداري زندان اوين درخواست اورژانسي اعزام به بيمارستان را به دفتر شما ارسال نموده‌اند و شما بعد از 7 ماه در مهرماه سال 89 اجازه اعزام به بيمارستان را صادر فرموديد كه ديگر نوشداروي بعد از مرگ سهراب بود. به گواهي پزشكي قانوني كه نزد شما است، قسمت‌هايي از حجم ريه‌ام را به خاطر عدم رسيدگي به موقع از دست داده‌ و بايد تا آخر عمر از اسپري براي تنفس استفاده كنم.

جناب آقاي دادستان

در بهمن سال 89 ده‌ها مرتبه و در مدت‌هاي طولاني دچار حملات عصبي و دچار بي‌هوشي و تشنج شده‌ام. تا كنون سه نفر از متخصصين بهداري زندان درخواست كردند تا براي “سي‌تي‌اسكن” مغز و انجام آزمايشات قلبي به بيمارستان خارج از زندان اعزام شوم كه اينبار نيز مدت 7 ماه به طول كشيد تا مجوز اعزام به بيمارستان را صادر كنيد. جالب اينجاست طي اين مدت نزديك به 5 مرتبه پزشك قانوني كرج به دستور شما بنده را مورد معاينه قرار دادند و هربار بر انجام فوري “سي‌تي‌اسكن” تاكيد كردند اما شما بعد از گذشت 7 ماه مجوز درمان در خارج از زندان را صادر كرديد.

آقاي دولت‌ابادي

افسوس كه امروز نيز پس از گذشت اين همه مدت به گفته مسئولين زندان، به دستور شما بايد به پاهايم پابند زده شود و هر يك از دستانم را نيز به يك سرباز دستبند بزنند و به قول زندانبان تحت تدابير شديد امنيتي از زندان خارج شوم كه البته هرگز به اين رفتار غيرقانوني و غير انساني تن نخواهم داد.

آقاي دادستان

همه اينها درحالي‌ست كه بيش از دو سال از محكوميت خود را گذرانده‌ام و حتي يك دقيقه هم به مرخصي نرفته‌ام و در بيش از 20 ماه از اين مدت حتي از حق تماس تلفني نيز محروم بوده‌ام و به طور كاملا غيرقانوني و بدون هيچ حكم قضايي بيش از 18 ماه است كه به زندان رجايي‌شهر تبعيد شده‌ام.

آقاي دادستان

گفتن از ظلم و ستمي كه بر من و تمام دوستان در بندم رفته ديگر تكراري شده است و گويا در جمهوري اسلامي ديگر گوشي براي تظلم‌خواهي ملت ايران نيست كه اگر با ورودم به زندان اين ظلم‌ها را نمي‌ديدم، اگر اين فشارها و شكنجه‌ها را نمي‌كشيدم و لمس نمي كردم به راهي كه آمده‌ام شك مي كردم. جناب آقاي دادستان در انتها از خداوند مي‌خواهم همه ما را در حفظ امانت‌هاي مادي و معنوي كه مردم در دستانمان قرار داده‌اند ياري فرمايد و عقيده‌مان را از حب مقام و ثروت نجات دهد.

مهدي محموديان
زندان رجايي‌شهر


7 پاسخ به “مهدی محمودیان: آقای دادستان! گویا در جمهوری اسلامی ديگر گوشی برای تظلم‌خواهی ملت نیست”

  1. reza گفت:

    مگر از ابتدای این حکومت گوش شنوا یی بوده است که اکنون چنین میگوئید،به جرات میگویم اگر قبلاً به شمایی که چنین تجربه تلخی را در حال گذراندن هستید ،کسی میگفت که چه در زندانها میگذرد ایا باورتان میشد ؟ایا باور می کردید که در حکومتی که نام اسلامی را بر خود می نهد با زندانی که به هر جرمی گرفتار زندان شده است ،چنین رفتار غیر اسلامی و انسانی می کند ؟
    حکومت با کفر ادامه می یابد اما با ظلم هرگز

  2. پیمان گفت:

    و این بود ثمره استبداد دینی که یک مرد شریف که پرده از روی جنایات این رژیم برداشته باید این زجرها را بکشد و کسی که 3000 میلیارد می‌دزد برود کانادا خوشگذرانی

  3. کیوان گفت:

    دیکتا توری و واپسگرائی و ظلم به نام دین امروز بی داد می کند . خدایا مردم ما را به ویژه زندانیان سیاسی را از دست این جلادان دین نما هر چه زود تر
    رهائی بخش .که کشور وهمه چیز را نا بود کردید

  4. لرستانی گفت:

    دستمریزاد مرد.
    نفست گرم ابر مرد. برادر . همخون…
    دریغ و درد جز اشک و این کلمات نارسا و قلبی که صادقانه دوستت بدارد چیزی از من برنمی آید…دریغ و درد…
    اگر این فشارها و شکنجه‌ها را نمی‌کشیدم و لمس نمی کردم به راهی که آمده‌ام شک می کردم….

  5. ایرانی گفت:

    در این مملکت اگر دزد باشی از همه ی امکانات مادی و معنوی برخورداری اما اگر بخواهی ذره ای انسانیت داشته باشی شرایطی اینچنینی در انتظار است! و این است حکومت اسلامی…

  6. ناشناس گفت:

    تعريف جهان سوم نقل از پروفسور محمود حسابي: جهان سوم جايي است كه اگر بخواهي مملكتت را بسازي خانه ات را خراب ميكنند و اگر بخواهي خانه ات اباد كني بايد مملكتت را خراب بكني حال شما بررسي كنيد كه ايران جهان چندم است ؟؟؟؟

  7. ناشناس گفت:

    همین رفتارها باعث شده که هرروز مردم از دیانت فاصله بگیرند