سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از وبلاگ‌ها/ ایران؛ غرق در فساد، دروغ و چاپلوسی...

از وبلاگ‌ها/ ایران؛ غرق در فساد، دروغ و چاپلوسی

چکیده :یک دسته مردمانی که به ظاهر خیلی مؤدب و در فن لفاظی ماهر باشند و زندگانی خود را از فاسدترین راه‌ها تأمین نمایند به عنوان وزیر در ایران معرفی می‌شوند. اینان جز دسیسه و توطئه بر ضد یکدیگر کار دیگری نمی‌کنند تا خود را جلو انداخته و حریف خویش را نابود سازند و در عین حال باید نسبت به پادشاه متملق و چاپلوس گردند و با این اسلحه کشنده(ضدیت با یکدیگر و تملق از شاه) امور مملکتی را اصلاح نمایند. / با آنکه کلیه ارقام و اطلاعات به قید صحت از طرف مقامات رسمی ایران تهیه و توزیع می‌گردد اما به هیچ یک از مندرجات آن اعتمادی و اطمینان نیست. تا حدی که اگر از خود آن مقامات عالیه رسمی مدارک و دلیل برای صحت گزارش‌هایشان بخواهند از اثبات آن عاجزند....


بررسی و تحلیل انقلاب مشروطه به عنوان نقطه آغاز حرکت‌های مدرن در ایران تا به امروز مورد بحث و بررسی بوده است. در میان آرا و نظرات مختلف اما کمتر توجهی به زمینه این انقلاب تاریخی شده است. انقلابی که با همکاری روحانیون و روشنفکران به وقوع پیوست.

از جمله مسائلی که نقش پر رنگی در آغاز نهضت مشروطه داشت، «سیستم فاسد سیاسی» حکومت قاجار بود. سیستمی که عملا کشور را به دو منطقه نفوذ انگلیس و روسیه تبدیل نموده و این میان مردم ایران نقش گوشت قربانی را داشتند و از دست حاکمان نیز کاری ساخته نبود.

«ایران و مسأله ایران» گزارشی است از وضعیت کشورمان پیش از انقلاب مشروطه که توسط یک لرد انگلیسی به نام کرزن نگاشته شده. وی در پاییز ۱۸۸۹ به ایران آمد. بخشی از گزارش‌های وی را علی جواهر کلام به فارسی برگردانده است.

ورای زمان کمی که کرزن برای شناخت ایران داشته و طبعا با عینک استعمار طلب دولت انگلیس که همیشه به فکر رقیب اصلی‌اش روسیه بود به مسائل می‌نگریسته اما از لابه‌لای حرف‌های او می‌شود بخش‌هایی از وضعیت دوره‌ای را که او رصد کرده بود تصویر کرد؛ حرف‌ها و گزارش‌هایی که با اقوال دیگر نیز تضادی ندارد.

گور، کور، دور

در این دوره وضع بد اقتصادی و فرهنگی از شاخصه‌های سطح زندگی مردم عادی است. نکته قابل توجه آن که این ضعف فرهنگی به جهت نبود منابع مالی نبوده بلکه برآمده از سوء مدیریت شاهان بوده است؛ در اصل «سلاطین صفویه زندگی را در می و معشوقه و گردش منحصر می‌دانستند و البته ناصرالدین شاه هم از آنان تقلید می‌کند.»(ص۷۱) به همین واسطه ثروت ملّت ایران از دست می‌رفت بی آنکه چیزی نصیبش شود: «الماس کوه نور به انگلستان منتقل شد و دریای نور که ۲۰۰ هزار لیره قیمت داشت ولی فتحعلی شاه دستور داد اسم خودش را روی آن نقش کنند که این کار باعث شد قیمتش نصف شود.»(ص۵۱)

همین بی‌مسؤولیتی‌های بزرگان مملکت قواعد خاصی را برای حفظ قدرت در میان خودشان پدید آورده بود. برای نمونه «محمد شاه پدر ناصرالدین شاه علاقمند بود که عباس میرزا(برادر ناصرالدین) شاه شود، اما ناصرالدین وقتی شاه شد بلافاصله عباس میرزا را به عراق تبعید کرد. عاقبت وی با پادرمیانی پس از مدتها به ایران آمد و تا آخر هم در انزوا بود… این وضع رفتار با برادران و پسران و نزدیکان در میان پادشاهان شرقی رواج کامل دارد و البته ایران هم سهم کاملی از آن می‌برد. علتش هم معلوم است. فساد محیط و اصطکاک منافع منتفذین زمینه‌ هرگونه آشوب و قیام و حتی آدم کشی را مهیا می‌دارد. پدر ناصرالدین شاه هم که بر همین اساس شاه شد سه اصل داشت: «گور؛ کور؛ دور»»(ص۶۹)

آمار دروغ

طبعا در چنین سیستم حکومتی خواه ناخواه جز معدودی از مسؤولان کشور دل‌سوزی چندانی برای مردم نمی‌کردند و منافع خود را بر منافع مردم ترجیح می‌دادند اما چاره‌ای جز دروغ‌گویی به مردم با آمار غلط نبود:«با آنکه کلیه ارقام و اطلاعات به قید صحت از طرف مقامات رسمی ایران تهیه و توزیع می‌گردد اما به هیچ یک از مندرجات آن اعتمادی و اطمینان نیست. تا حدی که اگر از خود آن مقامات عالیه رسمی مدارک و دلیل برای صحت گزارش‌هایشان بخواهند از اثبات آن عاجزند.»(ص ۱۰۳)

یکی از مسائل مشترکی که در خواسته‌های مشروطه خواهان دیده می‌شود مسأله قانون است. تا پیش از مشروطه عملا قول شاه قانون کشور بود و شاه نیز از قدرت مطلقه برخوردار بود. «یک ضرب المثل قدیمی می‌گوید: «عادات و قوانین فارس‌ها و مادها تغییر ناپذیر می‌باشد»… اگر بگوییم از چندین قرن تا کنون این گفته درست مانده است راه اغراق نرفته‌ایم؛ همین حرف‌هایی که کوروش و داریوش درباره خود و رعایای خویش در کتیبه‌های تخت جمشید نگاشته‌اند همین امروز هم در ایران شایع می‌باشد. شاه ایران شاهنشاه، قبله عالم، قدر قدرت، فلک صولت، انجم حشم، خورشید کلاه و مانند آن عنوان لقب دارد. حرفش قانون و امرش مطاع است. اختیارش نامحدود و برمال و جان رعیت‌های خود حکومت مطلقه می‌کند. شاه ایران یک تنه هم قوه مقننه و هم قوه مجریه و هم قوه قضاییه را تشکیل می‌دهد.»(ص ۹۲)

این مسأله در عمل نتیجه‌ای جز زوال عدالت در کشور نداشت:«در سال ۱۸۶۱ میلادی برابر ۱۲۷۸ نان تهران کمیاب بود و عده‌ای از انبارداران و محتکرین مردم را شوراندند تا نان خویش را گران بفروشند. شاه وقت بدون توجه به اصل قضیه کلانتر شهر را به دار آویخت و بعد معلوم شد کلانتر کاملا بی‌گناه بوده ولی کار از کار گذشته بود.» (ص ۷۷)

قضای ناصواب

از این روایت‌ و روایت‌های مشابه به خوبی می‌توان وضعیت نظام قضایی کشور را نیز تصور نمود: «پس از اطلاع از اوضاع قضایی این کشور به خوبی احساس می‌شود که در سر تا سر ایران تزلزل روحی حکم‌فرما است… حس وظیفه شناسی از میان مردم رخت بربسته، اعتماد دولت از مردم و اطمینان مردم از دولت به کلی سلب شده است. شرافت، افتخار، غرور ملی، تقوی، روح ملی، وطن خواهی، کیفر خائن و تشویق خادم در این سرزمین یافت نمی‌شود. فقط در یک موضوع کلیه افراد و طبقات با یکدیگر همکاری جدی می‌کنند و آن عبارت است از تعمیم مفاسد اخلاقی.»(ص ۱۰۷)

با چنین وضعی کاملا طبیعی بود که انتخاب حاکمان نه بر مبنای تعهد و کاردانی بود بلکه هر که بهتر می‌توانست حق مردم را به نفع شاه پایمال کند بر سر قدرت می‌ماند. میرزا ملکم خان پیش از کرزن می‌گوید: «یک دسته مردمانی که به ظاهر خیلی مؤدب و در فن لفاظی ماهر باشند و زندگانی خود را از فاسدترین راه‌ها تأمین نمایند به عنوان وزیر در ایران معرفی می‌شوند. اینان جز دسیسه و توطئه بر ضد یکدیگر کار دیگری نمی‌کنند تا خود را جلو انداخته و حریف خویش را نابود سازند و در عین حال باید نسبت به پادشاه متملق و چاپلوس گردند و با این اسلحه کشنده(ضدیت با یکدیگر و تملق از شاه) امور مملکتی را اصلاح نمایند.» البته این تحلیل توسط کرزن نیز مورد تأیید قرار می‌گیرد.(ص ۸۹)

اما نکته جالب اینجاست که در عمل چنین ساز و کاری قانون نانوشته‌ای پیدا کرده بود؛ آن هم دادن «تقدیمی»! «به این معنی که هر شهری کتابچه‌ای دارد در این کتابچه مالیات دهی آن شهر ثبت است. کسی که می‌خواهد حاکم شهری بشود آن کتابچه را به دقت مطالعه کرده و مبلغی بر آن می‎‌افزاید و آن افزایش را به خدمت شاه یا یکی از وزیران مقرب یا یکی از بانونان حرمسرا(بسته به اهمیت شهر) می‌فرستد و فرمان حکومت را می‌گیرد.»(ص۹۴)

منبع: وبلاگ تورجان / سید مرتضی ابطحی


4 پاسخ به “از وبلاگ‌ها/ ایران؛ غرق در فساد، دروغ و چاپلوسی”

  1. اعظم گفت:

    یا حسین میرحسین
    کم کم داره وقتش میرسه که حرکتی جدی انجام بدیم برای آزادی میرحسین و کروبی.
    امیدوارم شورای هماهنگی از اشتباهاتش درس گرفته باشه و تلاش کنه جنبش اجتماعی رو دوباره احیا کنه

  2. cha گفت:

    نه خیر ایران غرق در ولایت …. چرا کامنت ام را منتشر نمکنید

  3. کریم گفت:

    اصطلاح «فتنه» را اولین بار دارو دسته رجوی به خاتمی به عنوان نماینده اصلاح طلبان اطلاق کردند و بعداز آنها تمام افراطیون راست و چپ از این اصطلاح و نام گذاری برای ضربه زده به اصلاحات بهره بردند. و امروز این کلمه میرود تا معنی خود را تغییر دهد.

  4. ناشناس گفت:

    تورجان فرزند شهیدی از زنجان است درود بر ایشان