دلیلی قانع کننده برای زندانی شدن میرحسین
چکیده :این سطور، سخنان یک سال پیش میر حسیناند. مردی که نه ادعای پیشگویی داشت و نه با اجنه و رمال و اسطرلاب میانهای داشت ونه خودش را نایب امام زمان میدانست و نه هوای مدیریت جهانی داشت....
کلمه- مهستی شیرازی: در مراسم ختم پدر آقای حسن روحانی، خبرنگار یکی از سایتهای اقتدارگرا از محمد رضا خاتمی پرسیده بود «اگر این اختلاس در دوران مجلس ششم اتفاق افتاده بود، مجلس با آن چه برخوردی میکرد؟» و دکتر خاتمی جواب داده بود که «در دروان مجلس ششم چنین اختلاسی اتفاق نمیافتاد».
خاتمی درست گفته است. مجلس ششم هر چه بود یک مجلس فرمایشی نبود. آن مجلس حتی هنگامی که تن به حکم حکومتی سپرد، آنقدر شفافیت داشت که هیات رئیسه را وادار کند تا برای درج در صورتجلسات مجلس و ثبت در تاریخ، متن فرمان رهبری خوانده شود تا آیندگان بدانند چه ارادهای خواهان محدود کردن رسانه هاست و از «شفافیت در مقابل ملت» هراسان است.
و نکته جالب آنجاست که میر حسین موسوی در بیانیه شماره ۱۸ خود هنگامی که از «غارت بزرگ ملی» گفت و هشدار داد که در نبود دستگاههای نظارتی مستقل، فاجعههای اقتصادی در راهند، راز پرهیز از آن را «شفافیت در برابر ملت» دانست. در بیاینهٔ شماره ۱۸ آمده است:
امروز بیت المال در معرض یغمای یغماگران قدیس مآب است و هنوز ملت علیرغم ادعاها و دستورهای شدید از شناسایی و معرفی و محاکمه این مفسدان چیزی ندیده است. کجا رفت آن پرونده بزرگی که در مجلس باز شد و یک شبه در یک معامله پایاپای بسته شد؟ چه کسی جرات دارد پرونده واگذاریهای بزرگ را به بهانه اجرای اصل ۴۴ به مراکز قدرت و نفوذ باز کند و پرده از این غارت بزرگ ملی که منجر به ایجاد انحصارهای بزرگ اقتصادی شده است، برکشد؟ چه کسی آن شجاعت را دارد که از فاجعه نبود کمترین نظارت مالی بر دستگاههای نظامی و امنیتی و نهادهای شبه دولتی که سراسر فضای اقتصادی کشور را تحت تاثیر خود قرار دادهاند دم برآورد؟ و باز ملت ما سوال میکند که آیا این بود آن نظام اسلامی و عادلانه که در پی آن بودیم. «شفافیت در مقابل ملت» چه مشکلی ایجاد میکرد که به پنهانکاری از ملت پناه بردیم؟ آیا آن اصل طلایی شفافیت حکومت در مقابل ملت را از زبان پیر جماران یادمان رفته است که میگفت: «کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح دهید.»
این سطور، سخنان یک سال پیش میر حسیناند. مردی که نه ادعای پیشگویی داشت و نه با اجنه و رمال و اسطرلاب میانهای داشت ونه خودش را نایب امام زمان میدانست و نه هوای مدیریت جهانی داشت.
یکسال و اندی پیش – و نه ده سال قبل – میر حسین موسوی در بیانیهٔ شماره ۱۸ خود آنچه را که امروز شاهدیم، تمام و کمال هشدار داد. آنها که بایست میشنیدند، شنیدند، اما گویی ارادهای برای برخورد با مفسدان اقتصادی وجود نداشت. نه تنها ارادهای وجود نداشت بلکه صاحبان این سخن را نیز محصور و زندانی کردند تا مبادا بیش از این منادی حقوق برباد رفته مردم و اموال غارت شدهٔ بیت المال باشد.
یکسال و اندی پیش، میر حسین موسوی پرسید «شفافیت در مقابل ملت چه مشکلی ایجاد میکرد که به پنهانکاری از ملت پناه بردیم؟» و امروز هم اگرچه طشت رسوایی مدیریت اقتدارگرایانه از بام افتاده است اما گویی هنوز هم ارادهای برای شفافیت در مقابل ملت وجود ندارد. هنوز هم مردم نامحرماند و حق ندارند سراغی از بیت المال خویش بگیرند.
کسانی که به دنبال دلیلی برای حصر و زندان میرحسین میگردند، با خواندن همین چند سطر میتوانند به علت آن پی ببرند. پاسخ مسئولان و متولیان امر به هشدارهای میرحسین، حصر و زندان بود و الحق که در طول تاریخ هر کس که با ارباب ثروت و قدرت در افتاده است پاسخی بهتر از این نشنیده است.














صبح نزدیک است؛ این وعده خداوند در قران کریم است. به امید آزادی همه زندانیان سیاسی، و رهایی میر ما و شیخ شجاع کروبی.
دو سال پیش به خاطر اینکه نتوانستیم 100میلیون تومان وام برای شرکتی که 27نفر نیرو داشت بگیریم این شرکت ورشکسته شد و همه 27 نفر بیکار شدیم – سه خانواده از هم پاشید(به دلیل بیکاری و فقر) حال چگونه است در چنین سیستمی 3000میلیارد تومان گم میشود و حضرات متوجه نمیشوند. دست مریزاد
ازین سخنان بر حق این ازاده مرد چنین برداشت کجی جای تاسف دارد.
دیشب روی دکه تلفن و باکس های برق و تلفن خیابان ها ، 50 شعار با محوریت نام میرحسین موسوی نوشتم . وقتی به خانه برگشتم ، حال خوبی داشتم .
دوستان عليرغم اميدهاي فراواني كه بحمدالله ايجاد شده است. و شكاف عميقي كه خداوند در صفوف ظالمان و مكاران انداخته است. با اينحال مغرور نشويم.
چرا كه هنوز اقشاري از مردم در خواب غفلت هستند. و چه بسا همين اقشار موجبات اميدواري ظالمين را فراهم مي كنند.
در تلويزيون روحانيون خوش صحبت بطور مداوم در همه شبكه ها با حضور مجريان جوان و دكوراسيون شيك، عوام الناس را تحت تاثير سخنان زيبا و مفاهيم مذهبي قرار مي دهند.
به علاوه سناريوي جديد تبليغات مذهبي و تمجيد از امام هشتم و ساير امامان شيعه (ع) را به نحو بي سابقه و گسترده اي در دستور كار قرار داده اند…
یادمان نرود عزیز مان میرحسین گفت :
1- “معامله با خدا کردم”. کسی که با خدا معامله کند شکست در راهش نیست
2- “صبر،صبر، صبر” زیرا خدا با صابرین است. (سوره والعصر نیز بخوانید)
3- ” آینده روشن است “. زیرا او معامله با خدا کرده است.
دوستان به خدا ایمان داشته باشید و وحدت داشته و به این سید عزیز اطمینان کنید و پشت او باشید زیرا او حقیقت را فدای مصلحت نکرد و نخواهد کرد. و مطمئن باشید او دلسوزترین و شریف ترین فرد در حال حاضر برای ایران و ملت ایران است پس او را تنها نگذاریم.
3-
نمی دانم چرا رهبری هر سالی را که اسم گذاری کردند همه چی بر عکس شد.
در سال جهاد اقتصادی چقدر کلاهبرداری ، اختلاس ، دزدی و….داریم. بخاطر همین نباید کششششششششششششششششششش بدیم.
پناه می بریم به خدا معلوم نیست شش ماه دوم چه بلاهایی سر ملت و کشور خواهد آمد.
امیدوارم سال 91 سال توبه رهبری در برابر خدا و ملت ایران لقب بگیرد. و ملت ایران از این همه مصیبت ها و بلایا رهایی پیدا کند.
آینده نگری همراه با عشق به مردم و میهن و امید به فردا ،آنچه میرحسین با خود آورد تا ما را از خلصه و خماری ناشی از استنشاق فضای غبارآود تهمت ،دروغ ،ریا و بدخواهی که ارمغان کفتاران برایمان بود ،رهایی دهد .او ایران را آباد و ایرانی را آزاد می خواهد و این جرم کمی نیست!
سبز در آئینه مانده است نگاهت ای مرد شوق دیدار تو دارند سپاهت ای مرد
این بیت را همیشه درگرامیداشت سالگرد فرمانده دلیر جبهه های جنگ آقای مهدی باکری در دانشگاه تبریز بر روی پلاکردهای زیبا می نوشتیم وبه ایشان ادای احترام می نمودیم وواقعا چقدر برازنده ایشان بود لیکن امروز نیز این بیت را تقدیم سردار دربندمان وعزیزچشممان سید موسوی می نماییم
میر حسین عزیزم همیشه باورت داشتم و دارم و برای آزادی شما همسرتان شیخ عزیز و ایران بزرگ از صمیم قلب دعا میکنم. افسوس که هر زمان برای آزادی و پیشرفت ایران عزیزمان مردی پیدا شد نامردان امانش ندادند و مردمان سکوت و بی خیالی پیشه کردند
من فقط فقط به یک دلیل شیفته میر حسینم و آن هم صداقت بصیرت و اخلاص اوست
یا حسین میر حسین مرگ بر استبداد
سال جهــــــــــــــــــــــــاد اختلاســـــــــــــــــی… حواس تان باشد دشمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــن در کمین است و برای جوان ها نقشه میکشد و ..و..و
خدایا شکرت که در ستاد میرحسین بودم
ما تا آخر ایستاده ایم
من اینجا بس دلم تنگ است (نام شعر_چاووشی) _ اخوان ثالث
Saturday, May 16, 2009 6:19:44 PM
من اینجا بس دلم تنگ است !
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بیبرگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟
———————————————
بسان رَهنوردانی که در افسانهها گویند
گرفته کولبارِ زاد ره بر دوش
فشرده چوبدست خیزران در مشت
گهی پر گوی و گه خاموش
در آن مهگون فضای خلوت افسانگیشان راه می پویند
ما هم راه خود را می کنیم آغاز
سه ره پیداست،
نوشته بر سر هر یک به سنگ اَندر
حدیثی کَش نمیخوانی بر آن دیگر
نخستین: راهِ نوش و راحت و شادی
به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی
دودیگر: راه نیمَش ننگ، نیمَش نام
اگر سر بر کنی غوغا، و گر دم در کشی آرام
سه دیگر: راه بی برگشت، بی فرجام
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بیبرگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟
تو دانی کاین سفر هرگز به سوی آسمانها نیست
سوی بهرام، این جاوید خون آشام
سوی ناهید، این بد بیوه گرگ قحبهی بیغم
که میزد جام شومش را به جام «حافظ» و «خیام»
و میرقصید دست افشان و پاکوبان بسان دختر کولی
و کنون میزند با ساغرِ «مَکنیس» یا «نیما»
و فردا نیز خواهد زد به جام هر که بعد از ما
سوی اینها و آنها نیست
به سوی پهندشت بیخداوندیست
که با هر جنبش نبضم
هزاران اخترش پژمرده و پر پر به خاک افتند
بهِل کاین آسمان پاک
چرا گاهِ کسانی چون مسیح و دیگران باشد
که زشتانی چو من هرگز ندانند و ندانستند کآن خوبان
پدرْشان کیست؟
و یا سود و ثمرْشان چیست؟
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بگذاریم
به سوی سرزمینهایی که دیدارش
بسان شعلهی آتش
دواند در رگم خون نشیط زندهی بیدار
نه این خونی که دارم، پیر و سرد و تیره و بیمار
چو کرم نیمه جانی بی سر و بی دم
که از دهلیز نقب آسای زهر اندود رگهایم
کشاند خویشتن را، همچو مستان دست بر دیوار
به سوی قلب من، این غرفهی با پرده های تار
و می پرسد، صدایش ناله ای بی نور
«کسی اینجاست؟
هَلا! من با شمایم ، های!… می پرسم کسی اینجاست؟
کسی اینجا پیام آورد؟
نگاهی، یا که لبخندی؟
فشار گرم دست دوست مانندی؟»
و میبیند صدایی نیست، نور آشنایی نیست، حتی از نگاه
مردهای هم رد پایی نیست
صدایی نیست الا پِت پِت رنجور شمعی در جوار مرگ
مَلول و با سحر نزدیک و دستش گرمِ کار مرگ
وز آن سو می رود بیرون، به سوی غرفه ای دیگر
به امیدی که نوشد از هوای تازهی آزاد
ولی آنجا حدیث بَنگ و افیون است – از اِعطای درویشی که میخواند
«جهان پیر است و بیبنیاد، ازین فرهادکش فریاد»
وز آنجا میرود بیرون، به سوی جمله ساحلها
پس از گشتی کسالت بار
بدان سان باز می پرسد سر اندر غرفهی با پردههای تار
کسی اینجاست؟
و میبیند همان شمع و همان نجواست
که میگویند بمان اینجا؟
که پرسی همچو آن پیر به درد آلودهی مهجور
«خدایا به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژندهی خود را؟»
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بگذاریم
کجا؟ هر جا که پیش آید
بدآنجایی که میگویند خورشید غروب ما
زند بر پردهی شبگیرشان تصویر
بدان دستش گرفته رایتی زربفت و گوید: «زود!»
وزین دستش فُتاده مشعلی خاموش و نالد دیر
کجا؟ هر جا که پیش آید
به آنجایی که می گویند
چو گل روییده شهری روشن از دریای تر دامان
و در آن چشمههایی هست
که دایم روید و روید گل و برگ بلورین بال شعر از آن
و می نوشد از آن مردی که می گوید
چرا بر خویشتن هموار باید کرد رنج آبیاری کردن باغی
کز آن گلْ کاغذین روید؟
به آنجایی که می گویند روزی دختری بودهست
که مرگش نیز چون مرگ «تاراس بولبا»
نه چون مرگ من و تو، مرگ پاک دیگری بودهست
کجا؟ هر جا که اینجا نیست
من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم
ز سیلی زن، ز سیلی خور
وزین تصویر بر دیوار ترسانم
درین تصویر
عُمَر با سوط بیرحم خشایرشا
زند دیوانهوار، اما نه بر دریا
به گردهی من، به رگهای فسردهی من
به زندهی تو، به مردهی من
بیا تا راه بسپاریم
به سوی سبزه زارانی که نه کس کشته، ندروده
به سوی سرزمینهایی که در آن هر چه بینی بکر و دوشیزهست
و نقش رنگ و رویش هم بدین سان از ازل بوده
که چونین پاک و پاکیزهست
به سوی آفتاب شاد صحرایی
که نگذارد تهی از خون گرم خویشتن جایی
و ما بر بیکران سبز و مخمل گونه ی دریا
می اندازیم زورقهای خود را چون کُل بادام
و مرغان سپید بادبانها را می آموزیم
که باد شُرطه را آغوش بگشایند
و می رانیم گاهی تند، گاه آرام
بیا ای خسته خاطر دوست! ای مانند من دلکنده و غمگین
من اینجا بس دلم تنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی فرجام بگذاریم
مهدی اخوان ثالث
an safar karde ke sad ghafele del hamrahe ust har koja hast khodaya be salamat darash
ای اهل حرم میر علمدار نیامد سقای حسین سید سالار نیامد علمدار نیامد علمدار نیامد
آن یکی رهبر می گفت «کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح دهید.» این یکی می گوید این کار را بکنید و آن کار را بکنید اما “مردم نفهمند”.
درود بر موسوی
بواقع ، سخنان و بیانیه های میر حسین عزیز نزدیک به پیشگوئی است و بازخوانی مجدد آن روشن بینی و هوش این مرد را میرساند و البته ایستادگی او ستودنی است و الآن می فهمیم که چقدر درست گفت خاتمی که :
” من برای رآی آوردن در روز جمعه انتخابات خوبم ولی رئیس جمهور روز شنبه ، فردای انتخابات میر حسین موسوی است”
خدايا مير حسين ما را به ما برگردان!
خدايا ريشه استبداد و دروغ را از اين مملكت بركن!
خدايا فرصتي فراهم كن كه ملت در بند ما به خود آيد!
درود بر رييس جمهور مقاوممان ميرحسين موسوي
آفرین به مهستی و صد آفرین به مهندس موسوی و درود به همه میهن پرستان
هزاران ميليارد دزدي ميشود ميگويند كش ندهيد دو تار مو دخترانمان از روسري خارج ميشود ميگويند عذاب الهي نازل ميشود.
آفتابه دزد را حد ميزنند و با ضرب و شتم در صندوق عقب ماشين پليس ميچپانند و شاه دزدان آزادانه از كشور متواري ميشوند يا حتي انتظار تشويق دارند.
رسانه ها آزادند در مدح ديكتاتورها به به و چه چه كنند ولي حق افشاگري ندارند.
احزاب سركوب ميشوند و اقتدارگرا ها ميتوانند با هم ليست واحد كذايي بدهند و با خودشان رقابت كنند.
زندانهاي ما دانشگاه شده و دانشگاههاي ما اردوگاه.
واقعا اين نظام اسلامي است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح دهید…
خلاصه ومفید
درود بر میرحسین
زنده باد کروبی
خداییش میر حسین واسه ما خیلی زیاد….
خداوند میر بی ادعای ما را به تاییدات خود موید و به نصرت خود منصور و به حفظه خود محفوظ بدارد
Set him free .we love him .mosavi is our president of Iran.long live Iran.
ما به نام خدا و با توكل به خودش فعاليت هايمان را براي آگاهي بخشيدن به مردم و انگيزه دادن و جرات بخشيدن به آنها براي از سر گيري اعتراضات گسترده و سراسري آغاز كرده ايم. به اين دليل كه اينگونه نشستن و با حسرت از گذشته ها ياد كردن و دريغ و تاسف خوردن بر چپاول كشور عزيزمان ايران به دست حاكمان غارتگرش دردي را درمان نخواهد كرد و تا دير نشده بايد فرصت ها را غنيمت شمرد. از ديگر هم وطنان عزيزم درخواست دارم در حد توانشان رهبران دربند جنبش و ديگر مظلومان و آسيب ديدگان را تنها نگذارند و از اين راه به ميهن خويش اداي دين كنند. ما به اين نتيجه رسيده ايم كه فردا براي فرزندانمان هيچ توجيهي در قبال اين سكوت بيمارگونه نمي توانيم دست وپا كنيم و در نزد آيندگان به خيانت محكوم خواهيم شد.
هرگز كسي چنين فجيع به كشتن خود برنخاست
كه من به زندگي اندر نشستم. احمد شاملو
خداييش اين زندگي ست كه ما داريم؟ تخم مرغ كيلويي چهارهزار تومان. نان چهارصد تومان. بنزين هفتصدتومان و…
رفتم با حافظ شیراز رازو نیازی داشته باشم همزمان تلویزیون روشن بود که اقا فرمودند فضولی مطبوعات موقوف . نیتی نمودم حافظ را گشودم این چنین امد. واعظان کین عرضه در محراب و منبر میکنند . چون به خلوت میزوند ان کار دیگر میکنند … مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس . توبه فرمابان چرا خود توبه کمتر میکنند
در سير كذر زمان حقايق نمايان ميشوند و انسانهاي راستين مانند
خورشيد در اسمان تاريخ درخشان خواهند بود.
راه در جهان يكي است و ان راه راستيست
روند کلی اتفاقات به نفع جنبش و مرذم هست به شرطی که بتونیم از این فرصت ها استفاده کنیم… نباید دست روی دست بذاریم و فقط نگاه کنیم و منتظر معجزه باشیم…
ما برای آزادی میرحسین و کزوبی چکار کردیم؟ چه فشاری به جکومت وارد کردیم؟ چکار کردیم تا هزینه این آدم ربایی زیاد بشه برای حکومت؟
شرمنده نباشید ، آگاه سازی کنید ، چرا نمیتوونیم کاری بکنیم ، اونا تو حبس هستند ، ما که بیرونیم ، پس وظیفه ما سنگین تره ، هر جا میشینیم و هر جا هستیم باید داد بزززنیم و مردم رو نسبت به بلایی که داره به سرشون میاد آگاه کنیم …
ما که همه از ایران و ایرانی دم میزنیم و به ایرانی بودن خود افتخار میکنیم دریغ از یک جو غیرت قوم عرب که این گونه دنیا را متحیر کرده……
مير حسين قهرمان تا آخر با توييم چون به حقانيت راه تو پي برده ايم دلتنگيم براي آن روزها كه فرياد زدي با رمالي نميتوان كشورداري كرد آن روزها كه گفتي اين رسم مملكت داري رجال قجر يست مدعيان دروغين بصيرت در خواب بودند و براي حمايت از ديكتاتورها سر و دست مي شكاندند .امروز افتخار ميكنيم كه همه پيشبيني هاي ميرمان به حقيقت پيوست .
يا حسين مير حسين
زنده باد ادتش سبز
میرحسین عزیز درود بر شرافت و انسانیتت. برای آگاهی مردمان سرزمینم میکوشم و تا برچیدن بساط این ظلم و استبداد از پای نخواهم نشست. درود بر میرحسین، درود بر زهرا رهنورد، درود بر مهدی کروبی، درود بر فاطمه کروبی. درود بر تمام مردان و زنانی که برای رسیدن به آزادی مبارزه میکنند.
گرگید و به تن رخت شبان پوشیدید
از ما 3 هزار ملیارد تومن دزدیدید
این بار حقیقتا مبارک باشد
در سال جهاد اقتصادی چه نکو
لبیک بگفتید و همی تازیدید
آقای میرحسین موسوی وقتی 48000 میلیارد تومان بدهی اشخاص حقیقی و حقوقی به بانکها تا سال 86 اعلام شد که اکثر اینها در دوران آقای خاتمی بود، چرا از این پیش گویی ها نمیکردند. میرحسین شب 13 خرداد 88 معلوم شد چقدر عرضه اداره مملکت رو داره. و روز بعدش هم وقتی به رئیس جمهور توهین کرد اخلاق و مرامش علنی شد اونجایی که با مهدی کروبی مثلا برای مناظره اومده بود گفت “این آقا (محمود احمدی نژاد) خجالت نمیکشه داره به مردم دروغ میگه” خوب شناختیمش. کار دیروزشو که جلوی احمدی نژاد کم آورده بود رو سپرده بود به امروز!
اذا جاء نصر الله و الفتح
درود به شرافتت سید بزرگوار
من همیشه سر نماز دعات میکنم
و دلم از حصرت میگیره
به همه میگم همونطور که مردم امام حسین رو نشناختن تویی که حسین زمانی رو هم نشناختن
موسوي يادته به احمدي نژاد گفتي من احساس خطر مي كنم كه آمدم در كارزار انتخاباتي اگه يادت نيست من يادمه جبر تاريخ تو را به حصر كشيد تا خطر گريبان آنهايي را بگيرد كه گردن آزادي را فشردند
لطفا درصورت امکان لیثت 32نفر قبلی تحریم شده مسئولین وهمچنین سپرده مسئولین مملکتی درخارج از کشور جهت اطلاع عموم منتشر نمایید.
خدايا چرا بايد يک عده دزد و غارتگر زمام امور کشور ايران را در دست داشته باشند و هر بلايي ميخواهند بر سر کشور عزيز ما
بياورند و هر دروغي ميخواهند به مردم ايران بگويند و هيچ کس هم نبايد کوچکترين اعتراضي بکند
و بايد ايران عزيز و مردم ما از وجود مرد نازنيني چون مير حسين موسوي که سراسر وجودش عشق به ميهن و مردمش است
و صداقت خلوص مديريت عاليش در امور کشور بر همگان ثابت است در زندان غارتگران در حبس باشد و مردم از وجودش محروم باشند
شايد ملت ما لياقت مير حسين عزيز را ندارند و همين حاکمين دروغگو و اختلاسگر لايق اين مردم هستند
درود فراوان بر موسوی دوستت داریم
باسلام ما جمعی از عکاسان انقلاب وسالهای جنگ بااحساس درد رنجهای بیشماری در طول عر ض این سی وسه سال گذ شته در ترکیب روح روانمان پنهان شده از نا محرمانانی که با شهوت های حیوانی بر قدرت چسبیده اندو به روشنی در محو زیبای اگاهی پاک ملت ایران ودر بند کشیدن فرزندان این سرزمین وانسانهای با اخلا صی چون مهندس میر حسین موسوی وهمسرش واقای مهدی کروبی وهمسر ش که در قبل از انقلاب نیز در زندان ها بودهاند در حقیقت نفس های ازادگی در جهت ازبین بردن احساس ناب ریشه های هویت ایرانی را می سوزانند
واسه خودم دلم میسوزه ای بابا من دارم تو بدبختی و فقر دستو پا میزنم شبا از ترس شهریه 250 هزارتومنی دانشگام خوابم نمیبره به خدا بعد تو همین کشور اسلامی!!!!!!آدمایی هستن که 3000 میلییارد تومن میدزدن
بنام خدای خمینی(س)
داش مهدی گل! مگر جناب آقای احمدی نژاد هاله نور و بحث تورم 25 درصدی رو انکار نکرد اگه اینها به اضمام مسائل دیگه دروغ نیست پس چیه؟ برادر الان که بیسار بدتر از کلام سید بزرگوار موسوی رو طیف شما دارن به آقای احمدی نژاد میگن!! کجایی داداش! اختلاس و سوء مدیریت مملکت رو برد!!
سلام بر تو ای مرد
آقا مهدی
خاصیت “دیکتاتوری” همین است دیگر , عزیزم
48 هزار میلیارد و 123 میلیارد و 3000 میلیارد , زیاد فکرش را نکن دیوانه میشوی مخصوصا اگر حکومت عدل “خمینی کبیر” را درک کرده باشی و با حکومت دیکتاتور مقایسه کنی بیشتر زجر میکشی , تازه این دله دزدیها کار درباریان است دزدهای بزرگتر که “ایران خانم” را به یغما برده اند.
پس بگو درود بر خمینی مرگ بر دیکتاتوررررررررررررررررررررررررررر