شيوه مديريت بحران اقتدارگرايان؛ از سعيد امامي تا بزرگترين فساد مالي
چکیده :فساد مالی فضاحت بار اخیر در عین حال که بسیار تأسف بار و نگران کننده است، فرصت مغتنمی را برای نیروهای جنبش سبز پدید آورده است تا بخش های بیشتری از جامعه را به این حقیقت آگاه سازند که علت و ریشه اصلی این مفاسد روش انحصار طلبانه و استبداد مطلقه فردی در اداره کشور و از بین بردن مطبوعات آزاد و احزاب مستقل است. از این رو تأکید و پیگیری رسوایی فضاحت بار کنونی و ممانعت از به فراموشی سپرده شدن آن وظیفه مبرم رسانهها و احزاب و تشکلهای جنبش سبز است....
کلمه-علی محمد شمس: بحران قتل های زنجیرهای با زنجیرهای از اقدامات و تدابیر حاکمیت اقتدارگرا به گونه ای هدایت شد که به یک نقطه در مدیریت میانی یعنی سعید امامی متمرکز شده تا با حذف وی ظاهراُ (و نه واقعاُ) امکان پیگیری ماجرا تا سطوح بالاتر منتفی گردد. البته مدیریت بحران از نوع اقتدارگرایانه آن تنها در حذف سعید امامی خلاصه نمیشد. چرا که با بسنده کردن به این اقدام حاکمیت اقتدارگرا قادر نبود در برابر سیل ابهامها و سوء ظنها و اتهامات افکار عمومی کمر راست کند و مریدان را همچنان در حلقه ارادت حفظ نماید. در بحرانی اینچنین، بسنده کردن به حذف فیزیکی نقطه وصل میان کانون طراح و تصمیم گیر (ستاد) با عوامل اجرایی و عملیاتی (صف) روشی است که عموماُ در حکومتهای نظامی کودتایی و دیکتاتوریهای عریان که امکان برخاستن هیچ صدای آزادی در آن ها وجود ندارد معمول بوده است. این تکنولوژی در ایران به دلیل عدم امکان حاکم کردن این نوع از دیکتاتوری جواب نمیداد. نوآوری و خلاقیت کانون اقتدار در ایران را باید در تغییر و یا به عبارت بهتر بهبود و افزایش کارآمدی این شیوه جستجو کرد.
بنابراین تدابیر و تمهیدات دیگری نیز لازم بود. از جمله مهمترین تغییرات در جهت ارتقای این تکنولوژی عبارت بودند از طرح سناریوهای فریب، کنترل و مدیریت رسانهای از طریق سازماندهی رسانههای در اختیار و اعمال فشار و ارعاب و تهدید دیگر رسانهها، ابهام آفرینی و ایجاد مه آلود پیرامون اصل موضوع که بسیار و شفاف و بی ابهام است و نیز اظهارات صریح و وعدههای قاطع مبنی بر پیگیری ماجرا که البته نهایتاً به محکومیت و مجازات ظاهری عناصر عملیاتی سطوح پایین میانجامد. این بسته یا به قول امروزیها پکیج مدیریت بحران و یا بهتر بگویم پکیج مدیریت برای نجات کانون اقتدار از بحران طی بیست سال اخیر بارها و بارها از سوی این کانون به اجرا در آمده و متناسب با شرایط در هر مورد بخشهایی از آن کمرنگ یا پررنگ شده و البته به مرور زمان بر بهبود و پیچیدگی آن افزوده شده است.
در ماجرای کوی دانشگاه لازم نبود مهرهای حذف فیزیکی شود بلکه کافی بود سردار نظری در وهله اول برکنار و محاکمه شود و البته در مراحل بعد که آب ها از آسیاب افتاد از او تقدیر شود تا اعتقاد و اعتماد عوامل اجرایی نسبت به کانون بحران متزلزل نشود. آن ماجرا که به تعبیر رهبری دل انسان را به درد میآورد و به نخبگانی که چشمان را از حدقه درآورده بودند و از پنجرههای خوابگاه به بیرون پرتاب شده بودند، وعده پیگیری قاطع ماجرا تا روشن شدن تمامی ابعاد آن داده میشد، عاقبت ختم به خیر شد و به متهم شدن یک سرباز نیروی انتظامی انجامید. اما رسانههای رسمی از محاکمه و حبس و زندانی شدن دهها دانشجوی مظلوم در آن ماجرا سخنی به میان نیاوردند. در آن ماجرا رسانههای در اختیار وظیفه مدیریت فضای تبلیغاتی را برعهده داشتند و وظیفه اعمال فشار بر رسانههای مستقل به قوه قضائیه واگذار شده بود زیرا در آن زمان وزارت اطلاعات در اختیار اقتدارگرایان نبود و اطلاعات سپاه نیز هنوز قدرت نگرفته بود. همچنین متهم کردن اصلاح طلبان ازجمله مصطفی تاجزاده که در آن زمان معاونت سیاسی وزارت کشور را برعهده داشت و مسؤلان وقت وزارت علوم به تحریک و ایجاد بحران در خدمت ابهام افرینی و مه آلود کردن فضا در آن ماجرا به جرا در آمد.
در ماجرای سعید امامی که همزمان با فاجعه کوی دانشگاه رخ داده بود و با آن به نوعی مرتبط بود، همین مدیریت اعمال شد. سعید امامی ناگهان با خوردن داروی نظافت خودکشی کرد!! و به این ترتیب حلقه وصل نیروهای عملیاتی با کانونهای طراح و عامل در سطوح بالاتر قطع و امکان پیگری ماجرا عملاُ منتفی شد، با اعلام این که این کار یقیناُ کار صهیونیستهاست طرح سناریوی فریب کلید خورد و تعدادی از عوامل سطوح پایین وزارت اطلاعات دستگیر و شکنجه شدند تا اعتراف کنند با سیا و موساد رابطه داشته و مأمور بودهاند در نظام، بحران آفرینی کنند که البته ماجرای شکنجه وحشیانه آن ها خود به ماجرایی دیگر تبدیل شد. طرح ابهام آفرینی و مه آلودکردن فضا نیز با اقدام روح الله حسینیان در برنامه چراغ صدا و سیمای علی لاریجانی کلید خورد تا انگشت اتهام را در این ماجرا متوجه دولت خاتمی و اصلاح طلبان کنند و آسمان و ریسمان به هم بافته شود تا حداقل مریدان و نیروهای بدنه وابستگی عوامل قتلهای زنجیرهای به اصلاح طلبان را باور کنند.
در ماجرای ترور سعید حجاریان نیز بار دیگر این مدیریت اعمال شد. حاکمیت اقتدار در آغاز بر ضرورت پیگیری قاطع موضوع و دستگیری و مجازات ضارب تأکید کرد. در این ماجرا سپاه خود بلافاصله ضارب را که عضو نهادهای تحت پوشش بود دستگیر کرد تا به دست اطلاعات نیفتد و نیاز به حذف فیزیک وی نباشد. توجیه ضارب ماجرا را در مسیر مطمئنی قرار داد. ابهام آفرینی و مهالود کردن فضا نیز طبق معمول کلید خورد و رسانههای در خدمت کانون اقتدار نظیر کیهان مامور شدند تا تبلیغ کنند اصلاح طلبان خود طراح ترور سعید حجاریان بودهاند. دست آخر هم ضارب به چند سال زندان محکوم شد تا ماههای بعد که آب ها از آسیاب افتاد در دانشگاهی که پسر حجاریان تحصیل میکند با او همکلاس شود.
در ماجرای زهرا کاظمی همین سناریو تکرار شد، وعدهها قاطع پیگری موضوع و تأکید و دستور بر شناسایی و مجازات متخلفان، اجبار خانواده زهرا کاظمی به دفن سریع وی و از بین بردن امکان روشن شدن ابعاد بیشتر ماجرا، تغییر سریع تیم نگهبانی و مأموران زندان اوین که از نزدیک شاهد ماجرا بودند و اعزام آن ها به نقاط مختلف کشور امکان شناسایی عاملان اصلی را منتفی کرد، اجرای سناریوهای فریب، ابهام آفرینی و ایجاد شایعه رابطه زهرا کاظمی با اصلاح طلبان، همگی به اجرا درآمد تا دست آخر دادگاه رسیدگی ماجرا بعد از گذشت یکی دو سال از ماجرا و افتادن آب ها از آسیاب حکم کند که به علت عدم امکان شناسایی قاتل زهرا کاظمی دولت به خانواده وی دیه بپردازد.
در حوادث بعداز ۲۲ خرداد ۸۸ به ویژه در ماجرای ندا آقا سلطان و ترانه موسوی همین پکیج مدیریت بحران به کار گرفته شد. ابهام آفرینی (انتساب کشته شدن ندا به سرویسهای بیگانه و مصاحبههای ساختگی با مادر و خواهر ساختگی ترانه موسوی) سناریوهای فریب و … مجدداُ اجرا شد.
در تمام این موارد تنها شرایط متفاوت و میزان باز و بسته بودن دست کانون اقتدار در نحوه اجرای این پکیج و بخش های مختلف آن تغییراتی را به وجود میآورد.
اکنون کانون اصلی اقتدار با بحران دیگری مواجه است. بی سابقه ترین اختلاس مالی نظام بانکی معاصر.. بحرانی که از عمق و گسترگی فساد در تار و پود مجموعه تحت مدیریت حکایت دارد و توخالی بودن تمام آن شعارها و وعدهها و ادعاهای سالهای گذشته را آشکار ساخته است. بحرانی که به روشنی کذب همه تعریف و تمجیدها و حمایتهای بی دریغ دال بر پاکدستی بینظیرترین دولت از مشروطه تا کنون را آشکار ساخته. بحرانی که در هر کشوری رخ دهد دولتی را واژگون میکند. بنابراین همان بسته نرم افزار مدیریت بحران باید به کار گرفته شود. امروز البته اجرای این بسته نرم افزاری ظاهراُ سادهتر از گذشته است زیرا نه مجلس آزادی وجود دارد و نه مطبوعات مستقل قدرتمند و نه احزاب آزاد. و البته از سوی دیگر مشکلاتی نیز وجود دارد که بدان اشاره خواهیم کرد. حدود بیش از یک ماه پیش با پخش شدن اخباری دال بر وقوع بی سابقه ترین اختلاس تاریخ نظام بانکی کشور، رهبری در ملاقاتی با سران قوا ضمن تذکر این نکته که آن چه اتفاق افتاده حادثهای بسیار سنگین است و میتواند برای نظام عواقب ناگواری داشته باشد از ایشان میخواهند که این موضوع را مدیریت کنند. به این ترتیب اجرای بسته نرم افزاری مدیریت بحران کلید خورد. بخش تبلیغاتی این بسته بلافاصله به اجرا در آمد. در این بخش طبق تصمیمی که در جلسه سران قوا و نمایندگان آنان گرفته شد مقرر گرید در سطح تبلیغاتی اولاُ تأکید شود که کشف این فساد توسط خود نظام صورت گرفته است بنابراین سیستم سالم است. ثانیاُ بر عزم سیستم در برخورد با این فساد تأکید شود و ثالثاُ دامنه فساد محدود و از ابعاد آن کاسته شود. این بخش با سخنرانیهای مختلف انجام شد. آن ها همگی مدعی شدند اولین کسی بودند که به این اختلاس پی برده و دستور رسیدگی داده اند. مدیر بانک صادرات (بانک اصلی متهم در این ماجرا) گامی فراتر گذاشت مدعی شد باید به خاطر کشف ماجرا از وی تشکر شود و نهایتاُ عنوان شد که این تخلف و اختلاس اولا سه هزار میلیارد نبوده و ثانیاُ محدود به یک شعبه بانک در یکی ازشهرستانهای کشور بوده است. اما جنگ قدرت میان بخشهای مختلف حاکمیت در این جا نیز موجب شد خط تبلیغاتی آن چنان که طراحی شده بود پیش نرود. ادعای پیشگامی در کشف این فساد توسط هریک از قوا موجب درگیریهای لفظی و افشاگریهای متقابل و نقض غرض شد.
بخش عملیاتی بسته نرم افزاری مدیریت بحران با تشکیل هیئت رسیدگی به این موضوع از سوی رئیس قوه قضائیه کلید خورد. محسنی اژه ای در رأس هیئتی مأمور رسیدگی به این ماجرا شد. در آن زمان خاوری رئیس بانک ملی بازداشت شده بود. اما او همزمان با تشکیل این هیئت به دلیل نامعلومی آزاد شد. اخبار و شایعات حاکی از آن است که آزادی وی به دستور محسنی اژه ای بوده است. او خود ظاهراُ در جلسهای به قصور خود در آزاد شدن خاوری اعتراف کرده است. به این ترتیب با فراهم آمدن و یا فراهم آوردن فرار خاوری به خارج از کشور مرحله حذف حلقه واسط به اجرا در آمد تا او به عنوان عامل اصلی در این ماجرا و سقف این فساد در نظام معرفی شود و تردامنی مقامات بسیار بالاتر در این ماجرا همچنان پوشیده بماند. خروج خاوری که یکی از متهمان اصلی این پرونده است به خارج از کشور امر سادهای نیست. در پروندههای اختلاس بسیار ساده و جرائم پیش پا افتاده اولین اقدامی که قوه قضائیه انجام میدهد ممنوع الخروج کردن متهمان پرونده است، بنابراین چگونه میتوان باور کرد که متهم چنین پرونده سنگینی بدون کمترین مشکلی از زندان موقتاً آزاد شود و آزادانه کشور را ترک کند؟
بخش کنترل رسانهای در این عملیات مدیریت بحران با اظهارات شیخ احمد جنتی امام جمعه تهران رقم خورد او که به دلیل سابقه همکاری جهرمی با شورای نگهبان در دورههای گذشته و نقش تعیین کننده وی در ایجاد دفاتر نظارتی شورای نگهبان و حذف کاندیداهای اصلاح طلب ارادت زیادی به جهرمی دارد در نماز جمعه در قامت یک معلم اخلاق ظاهر شد و همگان از جمله رسانهها را از تهمت و غیبت در این ماجرا پرهیز داد تا مبادا آخرتشان به باد داده شود. اما این توصیه اخلاقی کافی نبود. مقام رهبری با تأکید بر این که در باره این ماجرا هرچه لازم بوده گفته شده و مسؤلان ماجرا را با قطعیت پیگیری میکنند و بحث بیشتر در این باره به مصلحت کشور نیست، عملاً رسانهها را از ادامه پیگیری ماجرا منع کردند. ایشان همچنان با بیان این که اگر به توصیههای ایشان در ده سال پیش (یعنی در دولت اصلاحات) عمل می شد، امروز شاهد این فساد نبودیم عملاُ و البته به نحوی ظریف و غیر مستقیم این فساد را به اصلاح طلبان نسبت داد. و همزمان با این سخنان روزنامه کیهان به مدیریت نماینده ولی فقیه طی خبری مجعول آقای خاتمی رئیس جمهور دولت اصلاحات را سهامدار بانک سامان (یکی از بانکهای خصوصی در گیر در این ماجرا) معرفی کرد تا سناریوی ابهام آفرینی و تردید افکنی در این ماجرا کلید بخورد. به این ترتیب باید در روزهای آینده منتظر اجرای دو بخش دیگر از این بسته نرم افزار باشیم، اول سناریوهای فریب به منظور انحراف افکار عمومی از این ماجرا و دوم و البته با فاصله زمانی خیلی بیشتر رسیدگی قضایی و محکوم شدن عوامل دست دوم و سوم و ختم به خیر شدن مشکل.
اما این بار به نظر می رسد کانون اقتدار در اجرای این تکنولوژی با یکی دو مشکل جدی روبروست از جمله این که:
۱- جنس بحران کنونی از جنس حمله به کوی دانشگاه و ماجرای کهریزک و قتل زهرا کاظمی نیست. جنس این ماجرا از نوع فساد و آلودگی مالی است که به دلیل گسترگی در سطح و عمق حاکمیت کنونی همه بخشهای حاکمیت در آن درگیرند. اختلاسی در حجم سه هزار میلیارد تومان چیزی نیست که فقط به رئیس دفتر و معاون احمدی نژاد و یا فلان مقام در قوه قضائیه یا رئیس فلان بانک محدود شود به همین دلیل است که جمع کردن ماجرا خیلی ساده نیست. و هیچ بخشی راضی نمیشود آلوده به این ماجرا معرفی شود در حالی که بخش دیگر سر به سلامت بیرون ببرد. به همین دلیل هر بخش به محض این که احساس کند در این ماجرا قرار است قربانی شود دست به افشاگری علیه بخش یا مقام دیگر دست میزند و افشاگری جهرمی مبنی بر فراری دادن خاوری که آشکارا قوه قضائیه و شخص محسنی اژه ای را متهم کرد، باید در همین چارچوب تحلیل کرد.
مشکل دوم کانون اقتدار در مدیریت این بحران اختلافعمیق و ریشه دار میان بخشهای مختلف حاکمیت است. اختلافی که خود موجب افشای این پرونده شد. برای باندهای مختلف اصول گرایان حاکم که به چیزی جز قدرت و حذف رقیب خود نمیاندیشند بسیار سخت خواهد بود از افشاگری و روکردن دست حریف در این ماجرا چشم بپوشند. جنگ لفظی و تبلیغاتی شدید میان دولت و قوه قضائیه و قوه مقننه در این ماجرا که در همین چند روز به فحاشی صریح و تهدید به افشاگری علنی علیه یکدیگر انجامیده ناشی از همین واقعیت است. رئیس قوه قضائیه دولت را وقیح میخواند، روزنامه ایران ارگان رسمی دولت اعلام میکند رئیس جمهور علیه رقبای خود بیش از یکصد و سی هزار پرونده دارد که اگر دست برندارند افشا خواهد کرد، در مراسم استقبال به اصطلاح مردمی از احمدی نژاد به هنگام بازگشت از سفر نیویورک مستقبلین به طور سازمان یافته شعار میدهند قهرمان افشا کن، تا پیامی باشد برای امثال رئیس قوه قضائیه که پرونده فساد گسترده مالی برادرش در کشو میز احمدینژاد است. این اختلاف به حدی است که حتی توصیه رهبری به پایان دادن درگیریها در این ماجرا و در نظر گرفتن مصالح کشور، مانع از آن نشد که احمدی نژاد در مصاحبه با سیما به صراحت مخالفان خود را مسؤل این اختلاس معرفی نکند و نگوید آنها به خاطر منافع خود مانع اصلاحات من در سیستم بانکی کشور شدند و مجلس دست دولت وی را در نظارت بر بانکهای خصوصی بست. بنابراین به نظر می رسد جنگ قدرت در میان بخشهای مختلف حاکمیت شدیدتر از آن باشد که عمل به تأثیر هشدارهای رهبری چند روزی بیشتر طول بکشد.
مشکل سوم وجود پروندههای اختلاسی به مراتب سنگینتر از این است که احتمالاُ امواج آن قبل از پایان موج این اختلاس از راه خواهد رسید. بنا بر اطلاعات موثق حجم تنها یکی از این پروندهها که مربوط به اختلاس بانکی دیگری میشود بین هفت هزار تا ده هزار میلیارد تومان است یعنی چیزی بیش از دو و سه برابر فساد کنونی. و رد پای افرادی در برخی نهادها و بیوت عالی در آن عیان است. ابعاد بحرانی که این پروندههای جدید فساد ایجاد خواهد کرد عظیمتر و سهمگینتر از قدرت و توان کانون اصلی اقتدار برای مدیریت و کنترل آن است.
فساد مالی فضاحت بار اخیر در عین حال که بسیار تأسف بار و نگران کننده است، فرصت مغتنمی را برای نیروهای جنبش سبز پدید آورده است تا بخش های بیشتری از جامعه را به این حقیقت آگاه سازند که علت و ریشه اصلی این مفاسد روش انحصار طلبانه و استبداد مطلقه فردی در اداره کشور و از بین بردن مطبوعات آزاد و احزاب مستقل است. از این رو تأکید و پیگیری رسوایی فضاحت بار کنونی و ممانعت از به فراموشی سپرده شدن آن وظیفه مبرم رسانهها و احزاب و تشکلهای جنبش سبز است.














از این حرف ها نزنید شما می دانید که در آینده ایی نزدیک امام المسلمین جهان ولی امر جهانیان خواهد شد پس دارید مقام عظمای ولایت را تضعیف می کنید. او اکنون ایران را ابر قدرت کرده احمدی نژاد به امر آقا بر جهان مدیریت می کند. فوج فوج سران جهان برای دست بوسی خدمت امام جهانیان می رسند. حال در این مدیریت موفق جهانی یک پرونده سه میلیاردی هم پیدا شود چرا شما اینقدر حسود هستید. نورانیت و وقار و بزرگی و شکوه را در امام مسلمین ببینید. ….
تحلیل پر مغزی بود چند بار خواندمش
مه آلود کردن فضا در آن ماجرا به ((((((((((((ااجرا))))))))))+جرا در آمد.
دشمن اصلی امریکاست همین سعید امامی دست امریکا و عامل یکطرف.انجمن حجتیه و موتلفه طرف دیگر .واز همه بد تر این …. که ملت و گشور را بیچاره کرده.و همگی در خدمت امریکا
بخدا قسم از این موش و گربه بازی ملت خسته شدند, اقایا ن چرا همگی دلسوزان یک بیانیه که همگیر باشد را نمیدهید, گفته های فردی دیدید که هیچ اثری ندارد و کسی به ان توجه نمیکند, تا کی میخواهید مماشات کنید.
وقت تنگ است برادر مملکت را نجات دهید.
رهبران جنبش سبز مردم ایران را ازاد کنید, زندانیان بی گناه سیاسی ایران را ازاد کنید.
تمام نا هنجاری های کشور و قتل های زنجیرهای اختلاس و عقب افتادگی صنعتی و گرانی تورم زندانی سیاسی و غیره اعتیاد اعدام های بی رویه
و محا صره اقتصادی و سیاسی و رشوه و بهم ریختگی اجتماعی ناشی از حکو مت استبدادی و تحجر ….. و چند
تائی دیگر دوربر او را گرفته و چاپ لوسی می کنند به وجود اورده اند و مسئول همه کشتارها هم همین چند …. که حرص قدرت و شو کت
و پول انها را برداشته و دارند میمیرند اما از ان دست بردار نیستند
نویسنده شیر مادر حلالت
تشکر فراوان از نویسنده و سایت وزین کلمه.
مقاله به جا و منطقي بود .و وقايع پشت پرده را عالي تشريح كرده.
تحليل بسيار جالب و دقيقي بود…يكي از فاكتور هائي كه يك روش برخورد را بي اثر مي كند بدون شك تكرار آن است….ولي مشكل از حافظه تاريخي ضعيف و نبود آگاهي كافي در بين برخي اقشار جامعه است كه دركِ تكراري بودن روش برخورد نظام سلطه ( بدون توجه به نوع و جنس بحران) را مشكل مي كند.
شما که آخر تو انتخابات شرکت میکنید اون هم با چهرهای نه چندان شناخته شدتان پس چرا این قدر فیلم بازی میکنید من از طرفدارانتان شاید باشم اما کم کم دارم به شما شک میکمن چون هم نظراتم را که مطلب خاصی توش نبود وتنها یه سوال ازتون کرده بودم در مورد منظور شما از شخص مخاطب دیکتاتور که کیه (…. ) رانگذاشتید هم شما نیز دچار سیاست زدگی بی مورد در کارهاتن دارید میشوید شما نیز دارید کم کم به سمت دروغ مصلحتی پیش میرید و بعد …
روایت است که:
ماهی از سرش میگندد! و خود خوان حدیث این مطلب !!!
وقتی پول وقدرت وزور در دست یکنفر باشد وآن یک نفر هم بخواهد دیگران ازاو حمایت وتبعیت کنند واهل بصیرت هم باشند!سهم خودشان هم در قبال خدمتشان می خواهند وچون می دانند که اوضاع واحوال از چه قرار ونرخ خدمتشان چقدر است دیگر به آنجه که آن یک نفر مقرر می کند قانع نمی شوند ودزذانه دست در جیب مراد خود می کنند!(در واقع جیب ملت را می زنند)هر چه به کانون نزدیکتر شدن خرجش بیشتر آخر طرف کلی باید صدای شگ از خودش در بیاورد تا آن یک نفر قانع شود که این از همه بیشتر هم بصیرت دارد وهم بیشتر از همه ذوب شده حالا در عوض این تحقیری که این حرفه ایها خودشان را درمقابل آن یک نفر می کنند دیگر نمی توانند به مقدار اندک بخشش های آن یک نفر معظم اکتفا کنند پس اوضاع ازاین بد وبد تر از این می شود آما دم ولایی های مجلس خبر گان گرم که چقدر تقوا دارند!
بسیار زیبا بود. این حضرات فکر می کنند کارشان را خوب بلدند اما این رویه نمی تواند بیش از این ادامه یابد.
بسیار عالی بود.
خان مظفر—-هزار دستان………!!!!!ودیگر هیچ مفتش شش انگشتی..شعبون بی..
متاسفانه اسم جنتی تو مقاله نبود
خیلی جالب و جامع بود ، ممنون .
یکی دیگر از مشکلات بزرگ این بحران همزمان شدن فقر و فشار مالی طاقت فرسا بر مردم با این اختلاس بزرگ است.
تا زمانی سناریوها و جوسازی حاکمیت با این شگردها جواب میدهد که لو نرفته باشد ولی چون خیلی زیاد انجام شده ، نخ نما شده . از همان روزهای اول پخش اختلاس در تاکسی و اتوبوس و … از هر قشری را که می دیدیم ، یک جمله در 99درصد صحبتهای مردم شنیده میشد و میشود و آنهم اینکه چند نفر دست سوم و چهارم را قربانی میکنند و موضوع ماستمالی میشود .
لذا فقر و بیکاری و سایر بحرانها با همزمانی این اختلاسهای تاریخی و نخ نما شدن شگردهای تکراری حاکمیت ، بطور ملموسی بحران مشروعیت را عریان کرده و حاکمیت در امور سیاسی و مالی و سیاست خارجی به یک بی آبروی وقیح در بین قشر مرفه و متوسط و ضعیف و حتی قشر مذهبی مبدل شده که فقط با طبل تو خالی تبلیغات ، کار امروز را به فردا موکول کردن میگذراند.
عالی بود…بسیار ریزبینانه تشریح کرده اید
هشت سال اصلاح طلبان اکثریت مجلس را داشتند و رئیس جمهور هم محمد خاتمی بوده است. بدون تردید اصلاح طلبان هم درسناریوهای فریب، کنترل و مدیریت رسانهای شرکت داشته اند.
واقعا عالی بود .. در سطح وسیع به اشتراک گذاشته شد
با سپاس از نگارنده این تحلیل زیبا و جامع.
باید این نتیجه گیری آخر نگارنده تحلیل را در هر مجلسی نقل کرد که:
“فساد مالی فضاحت بار اخیر در عین حال که بسیار تأسف بار و نگران کننده است، فرصت مغتنمی را برای نیروهای جنبش سبز پدید آورده است تا بخش های بیشتری از جامعه را به این حقیقت آگاه سازند که علت و ریشه اصلی این مفاسد روش انحصار طلبانه و استبداد مطلقه فردی در اداره کشور و از بین بردن مطبوعات آزاد و احزاب مستقل است. از این رو تأکید و پیگیری رسوایی فضاحت بار کنونی و ممانعت از به فراموشی سپرده شدن آن وظیفه مبرم رسانهها و احزاب و تشکلهای جنبش سبز است”.
جناب شمس دست مریزاد که مقاله پرمغزی بود با اشاراتی وزین و مستدل . آنچه دیگر مبرهن است این است که پروژه اطلاح این نظام فاسد که در حقیقت لاشه جمهوری اسلامی است که بیست سال پیش به مرض لا علاج استبداد دچار شد و در 22 خرداد 1388 فوت نموده اما جسد را نگهداشته اند دیگر موفق نخواهد بود و بقول یکی از یزرگان انتخابات 88 این نظام نه جمهوری است و نه اسلامی , عمان نظامی که نسل پیش از ما با خون خویش برپایش کرد و نسل ما با جان خویش برجایش داشت. نجات این مرده لاممکن هست و باید بفکر جایگزینی بود که از ارزشهای والای ملت ایران در انقلاب 57 و اخلاق حاصله از ایثارهای ایام دفاع و پیام مجاهدت آزادیخواهان از مشروطه تا به امروز دور نباشد . آنچه مبرهن است عدم کارآئی حکومت مبتنی بر اصل ولایت فقیه (دیکتاتوری مذهبی-فردی) و ایجاد پیوند بین دمکراسی و حضور شریعتمداران (روحانیون و یا رادیکالیستهای غیر روحانی) در لباس سیاسی و اجرائی است . آخرین فرصت ایجاد یک لولای مناسب بین مردمسالاری و نگاه دینی به سیاست در 22 خرداد 1388 با بی خردی دیکتاتور حاکم بر ایران و مشاورین و مجریان دست آلوده ایشان به خون و مال نا حق از دست رفت . امروز جنبش سبز مطالباتی غیر از 22 و 25 خرداد 1388 دارد . دیگر شعارش رأی من کو و یا درخواست انتخابات دستکاری نشده و آزاد نیست , بلکه امروز اکثریت مردم خواهان تغییر اساسی در نظام هستند اما از طریق گفتمان و روشهای غیر خشونتبار . ملت ایران از انقلاب و عوارضش آگاهند و بعید است راهی غیر مسالمت آمیز برای ایجاد تغییر در پیش گیرند , مگر اینکه بی خردی حاکم مستبد و دستیارانش کشور را در ورطه حمله نظامی اجنبی غرق کند که از خدا میخواهیم چنین فرجام شومی برای ملتی که بقدر کفایت ستم کشیده رقم نزند . برای اعتقاد آوردن مردم به اینکه بخشهای عمده ائی از افراد حقیقی و حقوقی داخل این نظام فاسد دزد بیت الماند نیازی به افشاگریهای اخیر نبود و نیست و مردم سالهاست که چنین باوری داشتند . آنچه امروز در این افشاگریها نمایان است عدم تحمل محافل طماع قدرت در داخل نظام نسبت به همدیگر است که بزودی به تقابلهای سهمگینتر دیگری منتج خواهد شد . ما نیز همچون رهبر در بند جنبش سبز و میر عزیز ملت معتقدیم که صبر چاره ساز است اما خود به شخصه دیگر اعتقادی ندارم که ماحصل همه این وقایع آنچیزی است که در خرداد 1388 بدنبالش بودیم . در حالیکه با یک حکومت فاسد رو به افول و مردمی که تحت ستمهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی دچار دگردیسیهای اساسی در باورها و رفتارشان شدند آنچنانکه در اخلاق عمومی جامعه خلل و ثلمه های شدید وارد شده دیگر نمیتوان براحتی امید به محصولی مطلوب داشت . سران جنبش و نیروهای اثرگذار باید به فکر یک آلترناتیو مناسب برای جایگزینی این نظام باشند وگرنه در روز واقعه دستان همه خالی خواهد بود الّا دستان دشمن قدار و طراحان بدپندار اجنبی.
خطاب به اون ناشناسی که کامنت اول رو داده :
….
وای بر شما….به روزی این که این ملت همگی با هم بیدار بشن از این خواب غفلتی که باعثش امثال شماها بودین
به کوری چشم شما این ملت رو بالاخره بیدار میکنیم…وای بر شما به روزی این سراسر این ملت به پا خیزد
تقصیر ماها هم هست
همیشه تا سر قضیه میاد فتیله را پایین میکشه میگه کشش ندید انگار به ما میگه. زود فراموش میکنیم و نتیجتا مساله فراموش میشه.
بابا جان باید کشش داد. کش——ش داد .کشش داااااد.حتا اگر برای فراموش کردن یک مساله بحران دیگری هم ایجاد کنند باید به هر دو پرداخت نه اینکه اولی را فراموش کرد.
مسایل مالی چیزی نیست که به سادگی از یاد مردم برود. گرایش سران به زندگی اشرافی و تجمل گرایی، بروز ژرفای بی سابقه طبقاتی، گسیل شدن امکانات برای لذت برای اقلیت اشراف مانند برج میلاد، ظهور کاخهای متعدد در کنار مردم بی خانمان و …. چیز هایی هستند که تا مغز استخوان مردم را سوزانده و می سوزاند، به خصوص که همه اینها به نام اسلام انجام می گیرد. اطمینان داشت باشید که اگر هدف زدودن اسلام باشد، برنامه ها با موفقیت کامل پیش می رود. ایجاد این قبیل عقده ها در بین مردم وبه ویژه حوانان، دردها و زخمهایی به مراتب بدتر از زندان و شکنجه آنان را سوزانده قلبشان را به درد آورده و آنها را به طغیان نزدیکر می سازد.
خیلی تشکر می کنم از کامنت اول تا به باور سایت محترم کلمه بیاید که ادمهای محترم ونادان اینگونه در ایران زیاد داریم که خود را عقل کل می دانند وخبر ندارند چه ظلمی در حقشان شده که از حقایق دور نگهداشته شده اند تازه این باسوادشان بود که به اینترنت دسترسی داشت وای به حال توده مردم که ازامثال اینها خط فکری میگیرند درحالیکه ما دراطلاع رسانی خارج از اینترنت بسیار ضعیف عمل کرده ایم
تحلیل کارشناسی و زیبایی بود .
اری بار دیگر شاهد اولویت مصلحت بر حقیقت میشویم و باز شما دوستان را بر سر سفره رهبری خواهیم دید
هر گاه کار به انجا رسد که ببینید نه جای شماست و نه جای انان که در حال حاضر در راسند میشود مصلحت نظام و بار دیگر مصالحه می کنید و وای بر این مردم بیچاره که باید شاهد جه زدو بندهایی به نام ملت باشند
جناب مطلع :میدانید که دانستن و نگفتن خود به معنای خیانت است .ایا جنس سکوت شما هم از جنس سکوتیست که رهبری بر ان اصرار دارند ؟
یا میترسید با گفتن حقایق موجود بساط سفره احتمالی اینده خود را از کف دهید؟ مطمئن باشید هیچ بازگشتی شما را به دامنه قدرت نخواهد بود ،پس سکوت نکنید و خون عزیزانمان که برای استقرار حق بر این مملکت ریخته شده را پایمال نکنید
سلام
سناریوی مدیریت بحران در همین سایت ادامه دارد و از دوستان سایبری خواهشمند است هوشمندانه تر عمل کنند!
اولا این که تمام اتفاقات زمان خاتمی به ضرر ایشان بود مثل حذف روزنامه های اصلاح طلبان (جامعه و توس …) حذف فیزیکی ملی مذهبی ها(داریوش فروهر….) و هزاران ترفند دیگر برای محدود کردن ایشان و جلوگیری از ریشه گرفتن نهال قدرتمند دوم خرداد مثل همین نابودی “طرح اقتصادی” آقای خاتمی که در اوان ریاستشان به رهبری ارائه دادند و رهبری هم با ارجاع آن طرح به مجمع تشخیص مصلحت نابودی آن طرح را رقم زدند و ثانیا از همه مهمتر این که اگر اصلاح طلبان همدست توطئه گرها بودند حتما توسط اصولگراها!(همان توطئه گرها) رسوا میشدند . جمله تاریخی جناب موسوی در مناظره با محمود که یادتان هست : ” ما نهادی داریم صالح و شماها اگر اتهامی در هسته مرکزی ستاد ما پیدا کنید آنرا افشا خواهید کرد چون شماها این طور آدمی هستید! “.
حال جناب سایبری که قبلا هم کامنت میگذاشتید اگر ادله ای راجع به نیرنگهای اصلاح طلبان دارید عیان بفرمایید وگرنه با به کار بردن الفاظ جادویی مثلِ (اگر و حتما و بدون تردید و…..) برای تحمیق ما راه به جایی نخواهید برد , بگذریم از این که در مملکت اسلامی این عمل شما(تهمت) گناه کبیره محسوب میشود.
اللهم اشغل الظالمین بالظالمین
شما هم دارین مثل شریعتمداری رفتار می کنین. اتهامی ( 7هزار میلیلرد) که هنوز اثبات نشده و شما هم بدون ذکر جزئیات مطرح می کنید.لطفا ارزش مقاله را با این جور حرفها پایین نبرید
برادران سعید ( امامی ، مظفری و عسکر عزیز ) : سرتون و بالا بگیرین و به خودتون افتخار کنین گوش به فرمان ولی امر مسلمین بودن اوج سعادت و افتخار برای هر رعیت میتونه باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مقام عظمای عزیز : ما به داشتن ولی امر با هوش ، با ذکاوت ، با بصیرت و زیرکی مث شما افتخار کرده و کلی با دنیا حال میکنیم با بودن شما دنیای ما آباد شده و قطعن آخرت ما هم تضمین شده هستش ، بدا به حال دنیای بیرون ( البته غیر از برادران حزب اله ، برادران طالبان و القاعده و … ) که از داشتن نعمت وجود ذی جود و مبارک شما محرومن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خدایا شکرت بخاطر این نعمت بسیار بزرگت ، سایه ی ایشون رو برای هزاران سال بر سر اسلام و مسلمین مستدام نگه دار آمین
زنده باشید بخاطر روشنگری و افشاگری. ممنونم
مقاله بسیار خوبی بود، نسخه ای از این مقاله را در اختیار همکاران قرار دادم.
واقعا در این برهه نیاز به چنین مقالات و روشنگری هایی است.
با سلام،
اولاً، این آقای شمس کیست که اینهمه اطلاعات پسپرده دارند،
دومأ، ارزش اطلاعاتی این مقاله صفر است چون هیچگونه نامی به جز افردی که در رساناها از آن یاد شده به خواننده عرضه نمیکند،
سومأ، این که همان روش جناب احمدی نژاد است که میگفت “بگم، بگم”
در انتها، جناب شمس در آینده به خود این همه زحمت ندهید، اگر قصد ندارید اطلاعات جدید به خواننده خود بدهید و اسرار هویدا کنید!! از این گونه تحلیلها به اندازه کافی دیده و خواندهایم
سلام 1396
بعید میدانم تو از طرفداران باشی . اگر هستی واقعا نوع نقدت را عوض کن. مثلا بگو شما نباید در انتخابات شرکت کنید و به این دلایل میخواهید شرکت کنید. روش نوشتنکنونیت بیشتر روش نوشتن برادران گمنام ویا مخالفان سرسخت جنبش است که میخواهند به قول خودشان نرم بازی کنند. این نو تحلیل ها فقط برای دلسرد کردن مردم و بی اعتماد سازی است. همه مسولین و فعالین شناخته شده جنبش تاکید میکنند که بدون تحقق شرایط در انتخابات شرکت نمی کنند و این شرایط هم تا حالا محقق نشده است. چطور شما نتیجه گیری میکنی که حتما شرکت میکنید؟
رهبران جنبش را آزاد کنید…
به نظرم جنبش سبز میتونه خیلی فعالتر از اینها عمل کنه.. عملکرد شورای هماهنگی عملا جنبش اجتماعی رو از بین برده و برای تبدیل دوباره جنبش سبز به یک جنبش اجتماعی باید خیلی فعالانه تر عمل کرد…
رهبران جنبش را آزاد کنید
یا حسین! میرحسین!
میرحسین پاکدست و پاکزادم آرزوست.
دیکتاتور بالاخره خواهد رفت و نوید روشنایی از راه خواهد رسید
من از کانال های مطمئن شنیدم مجموع اقاریر افرادی که دستگیر شدهاند حاکی از اختلاس وسوئ استفاده در حدود 25 میلیارد دلار است.این را داشته باشید تا خودشان بتدریج آن را بگویند/
از خوانندگان محترم سایت کلمه تقاضا دارم به این سوالات فکر کنند و در صورت تمایل پاسخ دهند :
1-.نقطه تحمل ایرانیان در برخورد با حاکمان مستبد تا کجاست ؟
2- ایجاد رعب و وحشت چقدر بر ملت ایران تا رسیدن به نقطه تحمل تاثیر گذار است ؟
3- عامل اصلی بقای مستبدان در کشور ما ناشی از نحوه نگرش مردم به حاکمیت است .یا عدم آگاهی از امکانات بالفعل وبالقوه مملکت؟
4- مشکل اصلی ما ایرانیان با این همه ثروت وهوش خدادادی دین ماست یا فرهنگ ماست که باعث شده همیشه دنبال قهرمان باشیم تا کشورمان را از دست غارتگران و مستبدان نجات دهد بدون اینکه بدانند قهرمان واقعی و نجات دهنده کشورشان خودشان هستند؟
تحیل زیبا و روشنگرانه ای بود … ممنون
ما شالله ما شالله .ماشاله به رهبر .ماشالله ماشالله .ماشالله به بصیرت !!!!!!!!!!!
گیرم که خلق را به طریقی فریفتی ..اخر زدست انتقام طبیعت چه می کنی
رژیم در حال سقوط است .اما چه بر سر این کشور خواهد امد خدا می داند
نه بابا کلمه تو هم داری شجاعت پیدا میکنی . اونقد تا بحال ضعیف می نوشتی که من ترجیح میدادم آینده نیوز رو بخونم ولی اگه از این تحلیلها تو اینجا هم ببینم بازم بهت سر میزنم
دزدا اقتادن دنبال همدیگه و آی دزد آی دزدشون بلند شده , حالا آقا هم اومده گفته کش ندید چون اگه کش بیاد حدس بزنید چی میشه ؟ نمیدونید؟ من بهتون میگم . کشه در میره اونوفت دست همه از بالا گرفته تا پایین رو میشه ولی از طرفی چون لشکر صاحب زمان نیاز به پول داره و این هم باید یه جوری تامین بشه برای همین علمای محترم والامقام و بلند مرتبه ( آسمانی )بسیح شدند و مشغول جمع آوری هزینه لشکرند .یه وقت فکر نکنید خدای نکرده میخوان کار دیگه ای با این پول ها بکنند اصلا و ابدا خدا به دور
آنچه که در بحرانهای پیشین را روی داده است را نباید مدیریت بحران، بلکه به تاخیر افتادن بحران باید دانست. لاپوشانی کردن و مانند کبک سر در میان برف کردن باعث حل مشکل نمی شود، بلکه باعث می شود که مشکل عمق و دامنه بیشتری پیدا کند. اجازه دهید یک مورد مهم را بررسی کنیم. در سال 1378 و به دنبال قتلهای زنجیره ای هیچ کس آیت الله خامنه ای را در پشت این قتلها نمی دانست اما امروز و تنها با گذشت 10 سال، آیت الله خامنه ای در مرکز بحران است.
اما شرایط این بحران بسیار متفاوت از بحرانهای پیشین است. از این رو، حتی اگر حاکمیت بتواند آن را به تعویق اندازد، به تعویق انداختن تنها مدت کوتاهی خواهد بود. دلایل این استدلال چنین است.
1. طبیعت اتهامات مالی به گونه ای است که توجه قشر بیشتری از مردم را برمی انگیزد. از طرف دیگر، هیچ کس باور نمی کند تنها چند عامل جزء درگیر این فساد باشند. از طرف دیگر، باید تعداد زیادی فسادهایی در مرتبه پایینتر باشد تا یکی تا این حد بزرگ شود. بنابراین لاپوشانی کردن آن هر چه بیشتر نظام و در راس آن آیت الله خامنه ای را که به صراحت خواستار پایان دادن به این وضعیت شده است را متهم خواهد کرد.
2. اگر در 29 خرداد 1388 آیت الله خامنه ای خود را در مرکز بحران سیاسی حاکمیت قرار دادند، اکنون آیت الله خامنه ای با درخواست سکوت در مورد فساد اقتصادی، نخستین گام را برای قرار گرفتن در مرکز فساد اقتصادی حاکمیت برداشتند.
3. یک دست بودن قدرت در دست محافظه کاران باعث شده است تا آنها نتوانند دیگران را به دست داشتن در این فساد متهم کنند و بنابراین دستشان برای فرار از اتهام خالی است (متهمان همیشگی نظیر آمریکا، انگلیس، اسراییل، و اصلاح طلبان همگی غایبند).
4. عمق فساد مالی موجود در نظام جمهوری اسلامی به گونه ای است که امکان لاپوشانی و به فراموشی سپرده شدن آن را ناممکن می کند.
5. در طی سالهای گذشته، آیت الله خامنه ای خود و اطرافیانشان را مظهر درستی و پاکی و آیت الله رفسنجانی و اطرافیان را مظهر فساد اقتصادی معرفی کرده اند. این ویژگی تنها دلیلی است که باعث گردیده است که بخشی از مردم هنوز هم از ایشان حمایت کنند. اکنون، با برملاشدن عمق فساد مالی حاکمیت و درگیر شدن آیت الله خامنه ای در آن، این تنها برگ برنده آیت الله خامنه ای در حال تبدیل شدن به پاشنه آشیل ایشان می شود. اگر آیت الله خامنه ای اجازه دهند تا ابعاد این بحران شکافته شود، عمق فساد طبقه حاکمیت (که ایشان نیز بخشی از آن است) برملا خواهد شد و اگر آن را لاپوشانی کنند، کمکی به حل بحران نخواهند کرد، بلکه به عمق و دامنه آن خواهند افزود.
در این میان، بهترین و مناسبترین راهکار نیروهای دموکراسی خواه ایران آن است که کناری بایستند و اجازه دهند تا روند طبیعی زایش دموکراسی در ایران طی شود. دلایل نیز مشخص است.
1. در نبود دشمن مشترک، نیروهای اصولگرا (خدعه گرا)، برای تصاحب قدرت هر چه بیشتر به رقابت با هم خواهند پرداخت و به این ترتیب، هر چه بیشتر ذات و اصل خود را بر ملا خواهند کرد.
2. اگر دولتی نظیر دولت اصلاحات بر سر کار بود، هیچگاه چنین پرونده ای برملا نمی شد و حتی اگر برملا نیز می شد دولت اصلاحات و اصلاح طلبان متهم اصلی می شدند (نظیر پرونده شهرام جزایری).
3. هر فرایندی باید زمان خود را طی کند مانند یک طفل که باید 9 ماه در شکم مادر باشد. اگر این طفل زودتر از زمان مقرر به دنیا آید، نارس خواهد بود. فرایند شکل گیری دموکراسی در ایران نیز باید به تدریج و در پروسه زمان شکل گیرد. اکنون زمان آن است که با روشن شدن واقعیتهای نظام کنونی، اجماعی هر چه قویتر برای تغییر آن و شکل آینده آن شکل گیرد. در اصل، با شناخته تر شدن اشکالات موجود در این سیستم و ریشه یابی آن، اجماع بیشتری در مورد نظام مورد نظر آینده شکل خواهد گرفت.
بسمه تعالی – تحلیل مفید و جالبی است لطفا باز هم بادقت پیگری و ادامه و منعکس فرمائید . ضمنا از اولین نظر دهنده تشکر میکنم .
خدا میداند در عجبم که بسیاری مواقع سیاسیون که غالبا خود را در مسائل مذهبی هم صاحب نظر میدانند چنان تهمت و افترا می زنند که نمونه ان در یهودیان هم کمتر مشاهده میشود با کدام حکم اسلامی افترا میزنند نمیدانم … نمونه ان اغلب روزنامه کیهان مثلا سهامدار بودن جناب محمد خاتمی در بانک سامان .بدون ارائه هیچگونه مدرک وسابقه . ایا به قیامت ایمانی هست . اگر ممکنه یک نفر راهنمائی کنه ………. چطور میشود به قیامت معتقد بود …….