سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مادر مهدی محمودیان: به مهدی گفتند فکر می کنی میگذاریم کسی که به رهبر نامه می نویسد ا...

مادر مهدی محمودیان: به مهدی گفتند فکر می کنی میگذاریم کسی که به رهبر نامه می نویسد از اینجا سالم بیرون برود؟

چکیده :دیگر از رهبر که بالاتر نداریم مگر مهدی به ایشان نامه ننوشت و از وضعیت زندان و زندانی ها خبر نداد؟ فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟ هیچی! فقط بازجوها و مسئولین زندان به مهدی گفته اند "فکر می کنی میگذاریم کسی که جرات می کند به رهبر نامه بنویسد از اینجا سالم بیرون برود"؟ آخر مگر در آن نامه به رهبر توهین شده بود؟ آیا جز این بود که می خواست به رهبر کشور خبر دهد که در زندانها چه می گذرد؟...


در حالیکه وضعیت جسمانی مهدی محمودیان، روزنامه نگار زندانی و افشاگر جنایات بازداشتگاه کهریزک، کماکان وخیم و نامناسب گزارش شده، برخلاف وعده های قبلیِ دادستانی و مسئولین زندان، وی برای درمان هنوز به هیچ مرکز درمانی منتقل نشده است.

به گزارش جرس، فاطمه الوندی مادر این زندانی سیاسی، با اشاره و بیان وعده های مقامات قضایی پیرامون اعزام فرزندش به مرکز درمانی و همچنین مرخصی، در صورت عدم مصاحبۀ خانواده با رسانه ها، گفته است “آنها به من گفتند اگر مهدی دو، سه ماه حرفی نزند و شما هم با کسی مصاحبه نکنید حتما به او مرخصی می دهیم.من و پدرش و بقیه خانواده و بخصوص دوستانش با اصرار زیاد از او خواستیم تا دیگر سکوت کند و او نیز برخلاف میل خود به احترام دوستان و من و پدرش قبول کرد.ما نیز باوجود تماسهای مکرر با هیچ جا مصاحبه نکردیم اما الان با گذشت چند ماه نه تنها با درخواست مرخصی او موافقت نکردند بلکه حتی با وجود سه مرتبه دستور پزشکی قانونی حاضر به اعزام او به بیمارستان هم نشدند و معلوم شد همه قولهایشان دروغ بوده و فقط قصد فریب ما را داشته اند.”

این مادر سالخورده، با اظهار نا امیدی از دروغ و ظلم و بیعدالتی حاکم بر کشور می گوید “دیگر جز خدا راه به جایی ندارم و در این مملکت فریاد رسی نمی بینم به مراجع قم هم خبر دادیم فقط سر تکان دادند و متاسف شدند و گفتند خودشان هم از این ظلمها خبر دارند اما کاری برای ما نکردند. در این کشور اسلامی از دست مراجع دینی هم کاری بر نمی آید.”

متن مصاحبۀ مادر مهدی محمودیان پیرامون وضعیت فرزندش و عملکرد مسئولین کشور به شرح زیر است:

خانم الوندی چرا در چند ماه گذشته جز خبری که دو هفته قبل از ملاقات نوه تان با پدرش در زندان به رسانه ها دادید دیگر هیچ صحبتی با رسانه ها نداشتید؟

من نه سخنرانم نه اهل سیاست و تا قبل از دستگیری مهدی چیزی از این حرفها سرم نمیشد.اما حالا کم کم دارم یک چیزهایی میفهمم و از اینکه فرزندم باعث شد ولو در سن پیری چشم و گوشم نسبت به این مسائل باز شود خیلی خوشحالم و به ام افتخار میکنم.

من تا قبل از این شرایط فکر نمیکردم که مسئولین دروغ بگویند و قصد فریب مردم را داشته باشند و هر چه از این حرفها درباره آنها زده می شد باور نمی کردم اما حالا دارم با پوست و گوشت خودم این چیزها رو احساس می کنم.

چطور؟

مثلا همین که در این مدت نه مهدی و نه من و پدرش در این مدت هیچ حرفی نزدیم یکی از فریب کاری مسئولین بود.آنها به من گفتند اگر مهدی دو،سه ماه حرفی نزند و شما هم با کسی مصاحبه نکنید حتما به او مرخصی میدهیم.من و پدرش و بقیه خانواده و بخصوص دوستانش با اصرار زیاد از او خواستیم تا دیگر سکونت کند و او نیز برخلاف میل خود به احترام دوستان و من و پدرش قبول کرد.ما نیز باوجود تماسهای مکرر با هیچ جا مصاحبه نکردیم اما الان با گذشت چند ماه نه تنها با درخواست مرخصی او موافقت نکردند بلکه حتی با وجود سه مرتبه دستور پزشکی قانونی حاضر به اعزام او به بیمارستان هم نشدند و معلوم شد همه قولهایشان دروغ بوده و فقط قصد فریب ما را داشته اند.

اما ما مطلع شدیم که ظاهرا ایشان خودش حاضر نشده است که به بیمارستان اعزام شود. آیا این خبر صحیح است؟

بله اما یک دفعه میخواستند بدون آنکه مرخصی بدهند خودمان هزینه درمان را بپذیریم که او قبول نکرد و با وجودیکه ما خواستیم که بپذیرد اما گفت این برخلاف قانون است و تا زمانی که من در زندانم هزینه درمان با سازمان زندانهاست و یکبار دیگر همین دو روز پیش بود که از ساعت 8 صبح تا 11 مهدی و چند زندانی دیگر را در یک اتاق کوچک نگه می دارند و وقتی می خواهند آنها را به بیمارستان اعزام کنند میگویند به دستور دادستان بایستی علاوه بر دستبند و پابند دست و پای شما را از هر طرف به یک سرباز زنجیر کنند که هیچ یک از آنها حاضر به این کار نمی شوند و رئیس زندان هم اجازه اعزام نمی دهد.ولی من اگر جای آنها بودم حتما قبول می کردم چون هم درمان می شدم و هم به مردم نشان می دادم که اینها با آدمهایی که قصدشان ساختن و اصلاح مملکت است چگونه رفتار می کنند و اتفاقا خیلی هم خوبست و امیدوارم تا قبل از هفته آینده که وقت ملاقات است این حرف من را بشنوند و به آن عمل کنند.

آیا در زندان هم درمان صورت می گیرد؟

بله اما زندان فقط یک دکتر عمومی دارد و خودتان بهتر می دانید که زندانی ها با بیماریهای مختلف و حادی که دارند به دکترهای متخصص نیاز دارند.بدتر اینکه همان دکتر هم وقتی دارو می دهد آنها نسخه را به خودمان می دهند تا دارو را تهیه کنیم. من تا حالا چندین نسخه بالای صد و دویست هزار تومانی تهیه کرده ام اما این داروها را اینقدر دیر به دست زندانی می رسانند که دیگر هیچ فایده ای ندارد.مثلا سه هفته پیش به ما یک نسخه داد که ما دو هفته پیش داروها را در ملاقات بعدی به زندان تحویل دادیم اما هنوز بعد از دو هفته داروها را به او نداده بودند.آن هم دارویی که برای درمان معده درد و اسهال بود و گمان نمی کنم دیگر بعد از سه هفته فایده ای داشته باشد.

اما خدای ناکرده ممکن است اگر وضع به همین صورت ادامه پیدا کند آسیب جدی به ایشان و سایر زندانیها وارد شود. فکر می کنید راه چاره چیست؟

از من راه چاره می خواهید؟ من پیرزن چه می دانم چه کار باید کرد. مگر به همین علت دو، سه نفر از زندانیهای سیاسی نمرده اند؟ مگر فرقی در رفتار آقایان کرد؟ مگر اثری روی آنها گذاشت؟ من کاری که می توانم انجام دهم همین کارهایی است که تا حالا انجام می دادم. به دادسرا بروم و برای درمان فرزندم درخواست مرخصی کنم. و به هر کس بتواند کاری کند خبر بدهم و از او درخواست کمک کنم. گرچه این کارها هم گمان نکنم فایده ای داشته باشد. دیگر از رهبر که بالاتر نداریم مگر مهدی به ایشان نامه ننوشت و از وضعیت زندان و زندانی ها خبر نداد؟ فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟ هیچی! فقط بازجوها و مسئولین زندان به مهدی گفته اند “فکر می کنی میگذاریم کسی که جرات می کند به رهبر نامه بنویسد از اینجا سالم بیرون برود”؟ آخر مگر در آن نامه به رهبر توهین شده بود؟ آیا جز این بود که می خواست به رهبر کشور خبر دهد که در زندانها چه می گذرد؟ نمی دانم نامه مهدی را به ایشان داده اند یا نه اما خوب می دانم که جز حق چیزی نگفته بود. خب حالا شما می خواهید من چه کار کنم؟ من که دیگر جز خدا راه به جایی ندارم و در این مملکت فریاد رسی نمی بینم به مراجع قم هم خبر دادیم فقط سر تکان دادند و متاسف شدند و گفتند خودشان هم از این ظلمها خبر دارند اما کاری برای ما نکردند. خب وقتی در این کشور اسلامی از دست مراجع دینی کاری بر نمی آید از من توقع داری راه چاره نشان دهم؟

با مردم صحبتی ندارید؟

نه.فقط باید بگم در این مدت فهمیدم که مهدی درست تشخیص داده بود و سکوت فایده ای که ندارد هیچ، انگار ضرر هم دارد. شاید اگر مردم از وضع بچه های ما با خبر شوند لااقل برای آنها دعا کنند بلکه از این وضعیت و از دست ظالم خلاص شوند.


6 پاسخ به “مادر مهدی محمودیان: به مهدی گفتند فکر می کنی میگذاریم کسی که به رهبر نامه می نویسد از اینجا سالم بیرون برود؟”

  1. کیارش گفت:

    قابل توجه شورای مثلا هماهنگی جنبش سبز که فقط فقط بلد است بیانیه بدهد بس

  2. ناشناس گفت:

    هر چه بگندد نمکش مي زنند واي به روزي که بگندد نمک

    اين هم از حال و روزگار ايران عزيز و مردمش

  3. ناشناس گفت:

    چرا؟ مگر رهبر غیر از ماهاست؟ او هم عین ما دو چشم دارد و دوگوش مثل ما می خورد مثل ما تخلیه می کند. چرا از این رهبران و روسا و پادشاهان یک عنصر مافوق الطبیعه می سازید و بعد به نیایش آن می پردازید این رهبران و سردمداران هم مثل ما اشتباه می کنند و باید به آنها گوشزد کرد.

  4. ترانه سبز گفت:

    مسوول مستقیم جان و سلامتی مهدی محمودیان با شخص رهبر است. او را به خاطر نامه های آگاهی بخشش به رهبر اینطور زجر میدهند. حاضرم بخاطر نجات این انسان شریف التماس کنم. آقای خامنه ای ذره ای از وجدان و انسانیت خود را نشان دهید. آزادش کنید. آقای خامنه ای ذره ای رحم داشته باشید. چراچنین انسانی باید به خاطر حفظ ابهت و هیبت و عظمت شما زجر کش شود. کمی فروداری کنید. کمی گردنتان را پایین بیاورید. کمی این پایین را نگاه کنید. عدالت در آسمانها نیست. عدالت اینجا زیر پای شماست.خواهش میکنم.

  5. ناشناس گفت:

    “ترانه سبز” از اینکه از رهبر التماس کردی خوشحال نشدم- با زبان دیگری با این فرد باید صحبت کرد و آن اینکه: از سرنوشت شاه سابق ایران عبرت بگیر. از سرنوشت حسنی مبارک عبرت بگیر. از سرنوشت قذافی و صدام و اوساما عبرت بگیر. دست از ظلم به مردم که گناهی جز تذکار ندارند بردار. …. آهای میشنوی …؟ حواست هست …؟ دست از ظلم کردن بردار و گرنه زمانه کاری کمر شکن با تو خواهدکرد …. خیال نکن دو تا باتوم و موشک به کار تو خواهند آمد. از تعدی به “حقوق” مردم دست بردار و آنان را برای پیدا کردن راه خود آزاد بگذارد. خدا ترا بر کسی مسلط نیافریده است از استیلای بر مردم دست بردار. تو یک آدم معمولی بلکه پایین تر از معمولی هستی از اینکه اجازه داده ای به پایت بیافتند و از تو خدا بسازند شرم کن. از موسی و از هارون شرم کن و نگذار در تو بدمند و خوار تو را پرستش کنند. بر کنار حفره ای عمیق از آتش و مس گداخته میبینم ترا – باز گرد …

  6. کیوان گفت:

    مادرم نامه نوشتن به فرعون جرم دارد .ان نامه ها که به محمد و علی مردم مینوشتند حتی از سر گله از روزگار انها رهبران واقعی بودند نه این ظالم
    لجباز و از بی خدا خبر و متظا هر که همش از ظلم به مردم فلسطین دم میزند.اما بد ترین ظلم هارا به مردم ایران توسط مزدوران حلقه بگوش انجام میدهد . رو حانیت اسلام هم در خواب خر گوشی مشکلی جز موی زنان و شلوار پسران ندارد . با ظلم حکو متی چه کار دارد !!!!!!!!!!