نامهی تاریخی آیتالله دستغیب به رئیس خبرگان: آقای مهدوی کنی! از چه نظامی دفاع میکنید؟ آیا این نظام با اینهمه تخلف، باز هم اسلامی است؟
چکیده :حضرت آیتالله مهدویکنی! جنابعالی از چه نظامی دفاع میکنید، و مردم مدافع کدام نظام باید باشند، میفرمائید از نظام اسلامی، حال ببینید با این تخلّفات از قرآن و سنّت باز هم نظام اسلامی است؟ آیا آبروی مؤمن بخصوص مراجع، محترم نیست، و صحیح است که بعضی از آنها مورد هتک واقع شوند؟ آیا نه این است که در محاکمات و پیش از اجراء حکم باید هر دو طرف دعوی حضور داشته باشند و اتّهام معلوم باشد؟ که از جمله آبروی آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و موسوی برده میشود با اتّهامهای واهی و بدون محاکمه، این است اجرای احکام اسلام؟ و این است رضایت امام زمان (علیهالسلام)؟...
آیتاللهالعظمی سید علیمحمد دستغیب در نامههایی به آیتالله مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان، به شدت از قانونشکنیهای حاکمیت در دو سال اخیر انتقاد کرد و خواستار تشکیل یک کمیتهی حقیقتیاب مورد رضایت طرفین برای بررسی تخلفات صورت گرفته از شرع و قانون و نیز بررسی علت دخالت سپاه و نیروهای امنیتی در نهادهای مختلف اجتماعی و زندگی مردم شد.
به گزارش کلمه، آیتالله دستغیب که نماینده مردم استان فارس در مجلس خبرگان رهبری است، در دو نامه که قبل و بعد از اجلاس اخیر مجلس خبرگان برای رئیس این مجلس ارسال کرده و در حال حاضر برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، موارد متعددی از تخلفات مسئولان نظام از قرآن و سنت و قانون اساسی به ویژه در دو سال اخیر را برشمرده و تاکید کرده است: اگر این مسیر ادامه پیدا کند و تغییری در وضع مملکت صورت نگیرد و زندانیان آزاد نگردند و مطبوعات آزاد نگردند و قانون اساسی اجراء نگردد، آنگاه تنها خبری که از این خبرگان برداشت میشود این است که اعضاء آن اختیار و اجتهادی ندارند، و این همه خلاف شرعها را مجبورند تأیید کنند.
ایشان در نامه اول خود که در 27 ماه مبارک 1432 (5 شهریور 1390) نگاشته شده، با اشاره به اینکه امنیتی برای خود جهت حضور در جلسه مجلس خبرگان نمیبیند و لذا مطالب خود را به وسیله بیانیه به اطلاع مردم میرساند، به سوء استفاده انتخاباتی از بیتالمال و حمله به مسجد قبا توسط «نمایندگان اصل یکصدوده» قانون اساسی اشاره کرده و پرسیده است: آیا شما آنچه را در این مملکت به خصوص طول این دو سال بر ملت گذشته موافق با قرآن و سنت رسولالله (ص) میدانید؟ تاریخ گواهی میدهد که در حیات خبرگان خلاف شرعهای بسیاری صورت گرفته، اما خبرگان عکسالعملی نسبت به آن نشان نداده بلکه تأیید هم کردهاند، و اگر کسی بخواهد مطلب حق و منطقی و عقلی بیان کند شامل تمام اتهامات میشود.
در نامه دوم نیز که به تاریخ 16 شهریور (همزمان با آخرین روز اجلاس دهم خبرگان دورهی چهارم) ارسال شده و آیتالله دستغیب ابراز امیدواری کرده که این نامه به دست آیتالله مهدوی کنی برسد و او هم به وظیفهی شرعی و قانونی خود عمل کند، با اشاره به سوابق آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و موسوی، و اتهاماتی که به آنها وارد میشود، آمده است: عجیب است مثل اینکه حفظ اسلام در یک شخص تجلّی کرده که اگر او حفظ نشود اسلام از بین رفته و اگر او باشد اسلام هم هست، هر چند چیزی از احکام اسلام نماند و حتّی عقاید مردم سست شود، و همه بیتفاوت شوند و بازگشت به قبل کنند!
آیتالله دستغیب در این نامه همچنین در واکنش به اظهارات آیتالله مهدوی کنی که خواستار آن شده بود که مردم مدافع نظام باشند، پرسیده است: جنابعالی از چه نظامی دفاع میکنید، و مردم مدافع کدام نظام باید باشند، میفرمائید از نظام اسلامی، حال ببینید با این تخلّفات از قرآن و سنّت باز هم نظام اسلامی است؟ آیا آبروی مؤمن بخصوص مراجع، محترم نیست، و صحیح است که بعضی از آنها مورد هتک واقع شوند؟ آیا نه این است که در محاکمات و پیش از اجراء حکم باید هر دو طرف دعوی حضور داشته باشند و اتّهام معلوم باشد؟ از جمله آبروی آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و موسوی برده میشود با اتّهامهای واهی و بدون محاکمه، این است اجرای احکام اسلام؟ و این است رضایت امام زمان (علیهالسلام)؟
این مرجع تقلید مقیم شیراز در این نامه همچنین به حمایت از خاتمی، کروبی و موسوی پرداخته و دربارهی آنها نوشته است: آقای خاتمی با آن همه محبوبیّت در زمان ریاست جمهوری و کشف آن همه خلاف قانون و خلاف شرع و قدرت انتقامجوئی، اما جز محبّت و حفظ نظام و رهبری راهی نرفت. چهره مهر و محبّت اسلامی را در نظر مردم دنیا نشان داد. عزّت و سربلندی مردم مسلمان ایران را در تمام کشورها افزایش داد. مراجع عظام و روحانیّون والامقام را در دنیا رفعت بخشید. البته همه از برکات تربیّت امام عزیز بوده. آقای کروبی به برکت امام راحل (رحمتالله) نگذاشت مجلس از استقلال و رأس امور بودن خارج شود و با شهامت تخلّفات از قانون و شرع را تذکّر داد. آقای میرحسین موسوی که به عنوان نخستوزیر زمان امام (رحمتالله) مشهور شد جز امانتداری در انجام قانون و بیتالمال مسلمین کاری نکرد، که بیجهت محبوب امام (رحمتالله) واقع نگردید.
ایشان یادآور شده است: جنابعالی به خاطر دارید که مردم ایران در ابتداء انقلاب سال پنجاه و هفت به تبعیّت از مراجع و علماء به حق، فریاد میزدند «استقلال آزادی جمهوری اسلامی» که هر سه برگرفته از قرآن و سنّت و تکیه کلام مرحوم امام خمینی بود. متأسفانه وضعی پیش آمده که از آنچه میخواستند و فریاد میزدند و مدّتی میوه شیرین آن را یافتند، جز شبحی نمیبینند، و خود را جدا از آن مییابند.
نماینده استان فارس در مجلس خبرگان، در پایان نامهی اخیر خود نیز پیشنهاد داده است که «برای رضایت صاحب شرع و حفظ سه پایهی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» هیئتی از افراد مطمئن و مورد نظر هر دو گروه تشکیل شود تا تخلفات صورت گرفته از قانون و خلاف شرع را بررسی کند و رضایت مراجع و علما و فضلا جلب و از آنها اعاده حیثیت شود. ایشان همچنین تاکید کرده است که این هیئت باید بررسی کند «به چه وجه شرعی و قانونی و عرفی، سپاه و نیروهای امنیّتی در تمام شؤون زندگی مادّی و معنوی مردم وارد شده، و چرا و به چه جهت بیوت مراجع و دفاتر ایشان و وسائل تبلیغاتی آنان به شدّت تحت نظارت آنها است مساجد، حسینیّهها و مراکز اجتماعات دینی اضافه بر ادارات و دانشگاهها در اختیار تام ایشان است. حوزهها و مراکز علمی و فقهی که لازم است مستقل باشد و فقیه مستقل تحویل جامعه دهد در محدودیّت و کنترل شدید سپاه و نیروهای امنیّتی ظاهر و پنهان است. و هر کس پا را از خواستههای آنها فراتر گذاشت به احکام غلاظ و شداد که در قرآن و سنّت نیست محکوم میشود؟»
به گزارش کلمه، متن کامل دو نامهی آیتالله دستغیب به رئیس مجلس خبرگان در ادامه میآید:
بسمالله الرحمن الرحیم
وَالعَصرِ اِنّ الاِنسانَ لَفی خُسرٍ اِلّا الّذینَ ءامَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوا بِالحقِّ وَ تَواصَوا بالصَّبرِ
حضور محترم حضرت آیتالله مهدویکنی رئیس مجلس خبرگان رهبری
سلام علیکم
عبادت شما در این ماه مبارک رمضان «1390» هجری شمسی مطابق «1432» هجری قمری قبول باشد. به خداوند جلیل و غفار امیدواریم که ما را از خواب غفلت و از خسران که دامنگیر همه میباشد «وَالعَصرِ اِنَّ الاِنسانَ لَفی خُسرٍ» خارج نموده و از بندگان صالح قرار دهد «اِلّا الّذینَ ءامَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ». اما برای خارج شدن از خسران احتیاج به همت و حرکت است در غیر این صورت «لَفی خُسر» خواهد بود.
شما را به عنوان نماینده و رئیس مجلس خبرگان «مجتهدین» انتخاب کردهاند، وظیفه دارید که نسبت به مسائل جاری در مملکت و تطابق آنها با احکام اسلام رسیدگی کنید، به خصوص از شخص حضرتعالی که در شبهای ماه مبارک رمضان مردم را به خداوند و پیغمبر (ص) و ائمه اطهار (ع) دعوت کرده و میکنید، تا گفتار و کردار مطابق باشد، شما در مقام ریاست مجلس خبرگان هستید باید اجتهادتان ظاهر شود و الا مسأله تقلید پیش میآید که با سابقه حوزویت جنابعالی و تدریس و تدرس فقه و اصول سازگار نیست.
مطالبی را به عنوان نمونه نسبت به خلاف شرعها و خلاف ادب های صورت گرفته در مملکت از زبان یکی از اعضاء مجلس خبرگان جهت جبران و خروج از وضع موجود میشنوید: جناب آقای مهدویکنی آیا شما آنچه را در این مملکت به خصوص طول این دو سال بر ملت گذشته موافق با قرآن و سنت رسولالله (ص) میدانید؟ تاریخ گواهی میدهد که در حیات خبرگان خلاف شرعهای بسیاری صورت گرفته، اما خبرگان عکسالعملی نسبت به آن نشان نداده بلکه تأیید هم کردهاند، و اگر کسی بخواهد مطلب حق و منطقی و عقلی بیان کند شامل تمام اتهامات میشود که خود حضرتعالی به خوبی آگاه هستید.
جناب آقای مهدویکنی، آیا شما نسبت به ریاست جمهوری نهم ملاحظه کردید، و تشکیل این جمعیت مورد نظر عدهای از خبرگان و مجلس شورای اسلامی و در رأس شورای نگهبان، شاهد بودید. حتماً شما هم این مسأله را به خوبی مطلع هستید که قرار بر این بود تا آنها که متصل به امام امت (رحمتالله) بوده و هستند از سر راه برداشته شوند! اینها مسأله مقدس مآبی نیست، آنچه اتفاق افتاده را نمیتوان منکر شد.
خدا را در نظر بیاورید اینها تماماً فردای قیامت جلوی چشم ما است و باید جوابگو باشیم. شما از افراد صاحب نفوذ و اثر هستید و نمیتوانید بگوئید از من کاری ساخته نیست.
انصاف دهیم در هنگام نامزدی آقای هاشمیرفسنجانی یعنی ریاست جمهوری نهم چه بر سر آقای هاشمی آوردند. یعنی در حقیقت بر سر امام امت(رحمتالله) تخریب آقای هاشمی از ناحیه چه کسی بود، آیا غیر از سپاه و اطلاعات و نیروهای امنیتی انجام گرفت. تخریب ایشان یعنی تخریب روحانیت. این را با چه منطقی میتوان تطبیق داده و توجیه کرد! آیا برای بیرون کردن رقیب باید از بیتالمال توسط نمایندگان اصل یکصدوده سرمایهگذاری شود تا آقای هاشمی رئیسجمهور نشود؟ اگر میگوئید اینطور نیست، پس بگذارید پردهها کنار رود پیش از اینکه «یوم تبلی السرائر» گردد، خود جناب آقای هاشمی نسبت به تخلفات صورت گرفته در ریاست جمهوری نهم بیان کنند. شما نمیتوانید بگوئید مطالب گذشته است، آبروی مؤمن در تمام زمانها باید ملاحظه شود. و از همه مهم تر تأیید مجلس خبرگان نسبت به ریاست جمهوری آن شخص، که انسان چه بگوید آن هنگام که اجتهاد جای خود را با تقلید عوض کرده.
آیا اگر این مطالب در زمان خودش رسیدگی میشد این اتفاقات دو سال گذشته پیش میآمد؟ آیا شما نسبت به مناظره تلویزیونی هشتاد و هشت آقایان موسوی و کروبی که هر دو مؤمن و مورد نظر امام امت (رحمتالله) بودند، و اتهاماتی که به جناب آقای هاشمیرفسنجانی و ناطق نوری زده شد بدون حق دفاع، هیچ مسئولیتی ندارید؟ آیا آبروی اسلام از بین برود، آبروی مؤمن از بین برود و مجلس خبرگان مهر تأیید بر آن بزند. این نیست جز اینکه اجتهاد از وضع خود خارج شده و معنای تقلید ظاهر گردیده.
آیا مسأله ریاست جمهوری دهم سال هشتاد و هشت همان برنامه مهندسی شده سال هشتاد و چهار نمیباشد، که بنا است افرادی که تابع نظر امام امت (رحمتالله) هستند از صحنه خارج شوند. اقوی دلیل وقوع شیء است.
شاید گفته شود اینها موافق نظر اصل یکصدوده نمیباشد. گفته میشود اصل یکصد و ده نباید تابع قانون اساسی باشد، هنگامی که قانون چنین اشخاصی را تأیید کرده، آیا صحیح است از پول بیتالمال جهت تخریب آنها خرج کرد، و اینگونه رقیب را از صحنه خارج نمود، و تمام آراء و بندهای قانون را زیر پا گذاشت؟
آیا صحیح است که مجلس خبرگان تمام مخالفتهای با قانون اساسی را بیربط بداند و بدون نظر به شأن مجلس خبرگان که حافظ قانون اساسی است، مهر تأیید بر اوضاع زده و در مقام مداحی به تخریب افراد دامن بزند؟ آیا این اشخاص نمایندگان ملت هستند یا تابعین شورای نگهبان، چون اینها به خوبی مطلع از خلاف شرع ها و خلاف قانونهای صورت گرفته در مملکت هستند.
آیا وقایع اتفاق افتاده هشتاد و هشت به بعد مورد تأیید شما است؟ آیا افرادی که به ظاهر مهر «فتنه» بر آنها زده میشود از شیعیان علی بن ابیطالب(ع) نیستند؟ آنها به امام امت و قانون اساسی پای بند نیستند؟ آیا مسأله انتخابات هشتاد و هشت ریاست جمهوری منطقی و قانونی بود؟ آیا خواست مردم تأمین شد؟ آیا نباید آراء مردمی که به دستور امام امت به صحنه آمدند و رأی دادند حفظ شود، و قابل شمارش باشد؟
چرا مردم را قانع نکردند و تاکنون از ناحیه سپاه و دیگر ارگانهای نظامی مردم سرکوب گردیدهاند و هیچکس جوابگو نمیباشد؟
جناب آقای مهدویکنی با همه این اوضاع وضع موجود را تأیید میکنید؟ آیا نه این است که قوام مجلس خبرگان، مراجع و علماء هستند، آیا آنها وضع موجود را تأیید میکنند؟ آیا اینها خارجی هستند، اینها وابسته به خارج میباشند؟ جناب آیتالله وحید خراسانی وابسته به بیگانه است؟ سایر مراجع منتقد وابسته به خارج هستند؟
اینجانب که فقط حرف حق آن هم در بیانیهها و مجالس وعظ و بر طبق گزارشهای متواتر و بعضاً (کالعیان) بیان میکنم، باید مورد گفتارها و حرکات خلاف شرع و خلاف قانون و عقل و منطق قرار گیرم، آیا جواب حرف حق حمله به بیت که زن و فرزند در آن هستند و حمله به حوزه علمیه و مسجد قبا و حمله به شاگردان و طلاب اینجانب میباشد؟ آن هم از ناحیه فرماندهان سپاه و نماینده اصل یکصد و ده؟ و از همه اینها عجیبتر، هنگامی که به مقامات رجوع میشود به قوه قضائیه رجوع میشود که به مسجد و بیت حمله شده، در عوض رسیدگی، طلاب و مؤمنین نمازگزار را متهم کرده و میگویند چرا دفاع کردید، چرا مقاومت کردید! هیچ ارگانی حق رسیدگی ندارد، این از ناحیه سپاه و بسیج و . . . میباشد!
شما ملاحظه بفرمائید که سپاه و بسیج چگونه به سرنوشت مردم مسلط شده که هیچ کس حق سخن گفتن ندارد. طلاب حقیر که در اکثر مساجد و ادارات به اقامه نماز و ارشاد مشغول بودهاند، بیرون راندهاند، به اتهام اینکه اینها ضد ولایت فقیه هستند.
آیا این همه خلاف شرع ها که در زندان و امور مردم و تخلفات دیگر که بنا نیست همه آنها بیان شود صورت میگیرد، از ناحیه شورای نگهبان نیست؟ اگر شورای نگهبان به وظیفه اصلی خود که حفظ رأی مردم و رسیدگی به شکایات آنها، و حذف نظارت استصوابی، و دخالت نکردن در انتخابات بود عمل میکرد، این مطالب صورت نمیگرفت.
اگر شورای نگهبان گذاشته بود که مجلسین از افرادی باشند که مردم قبول دارند، میتوانست در مقابل خلاف شرع ها و خلاف قانون ها بایستد.
اگر شورای نگهبان حافظ رأی مردم بود، آنها رئیس جمهوری انتخاب میکردند که متقی و صاحب رأی و دارای جایگاه علمی و مطلع از قرآن و سنت، و مطلع از مسائل سیاسی و مطلع از مسائل جبهه و جنگ بوده باشد، و این همه گرفتاری برای ملت به بار نمیآوردند. مثل اینکه فردی را میطلبند که تابع نظر آنها باشد که این هم مساعد نگردید!
پس تخلف از ناحیه شورای نگهبان میباشد که خبرگان موظف به تذکر میباشند، و الا همان تقلید است که بر اجتهاد مقدم شده. همان تسلط نیروهای نظامی و امنیتی بر حوزههای علمیه است که بنا دارند اجتهاد برچیده شود.
جناب آقای مهدویکنی، آیا جرم افراد زندانی سیاسی چیست؟ چرا محکمه عادلانه بر حسب شرع و قانون صورت نمیگیرد؟ چرا اینها از حقوق اولیه خودشان بیبهرهاند؟ آیا مخالفت با عقیده شخص مخالفت با قرآن و سنت است؟
اگر این مسیر ادامه پیدا کند و تغییری در وضع مملکت صورت نگیرد و زندانیان آزاد نگردند و مطبوعات آزاد نگردند و قانون اساسی اجراء نگردد، آنگاه تنها خبری که از این خبرگان برداشت میشود این است که اعضاء آن اختیار و اجتهادی ندارند، و این همه خلاف شرعها را مجبورند تأیید کنند.
جناب آقای مهدویکنی، این معنی بر کسی پوشیده نیست که جنابعالی بارها نسبت به جناب آقای هاشمیرفسنجانی اعتراف داشتید که از ناحیه تقوی و علم و سیاست و در نهایت اداره خبرگان بر شما اولی است، آیا انتخاب شما از ناحیه اجتهاد بود یا تقلید؟
مردم ایران فهیم هستند، صبور هستند، قانع هستند، عالم و محترم هستند، اما تا چه حد باید این خلاف قانونها را تحمل کنند، تا دیر نشده مردم را نسبت به جمهوری اسلامی آشتی دهید و کدورتها را بردارید که خداوند ارحم الراحمین است.
در خاتمه عرض شود که اینجانب هیچ امنیتی برای خود نمیبینم چون به بیت حمله شد، به حوزه و مسجد حمله شد، و سایت هایشان نسبتهای خلاف واقع به حقیر دادند، عدهای از خبرگان هم که بنا دارند سکوت رعایت شود، به قوه قضائیه هم که شکایت شود که آن هم اختیاری ندارد، اختیارات در قوه قهریه سپاه جمع شده. بنابراین تکلیفی در حضور به مجلس خبرگان نمیبینم، و مطالب حق را به وسیله بیانیه به سمع مردم شریف میرسانم، انشاءالله. والسلام علیکم و رحمتالله و برکاته.
سید علی محمد دستغیب
بیست و هفتم رمضان المبارک 1432
بسمالله الرحمن الرحیم
محضر مبارک حضرت آیتالله مهدویکنی رئیس مجلس خبرگان رهبری
سلام علیکم
غرض از تصدیع تذکر به مطالبی است که یادآوری آنها خوب است. جنابعالی در سن پختگی و تدبیر و خارج کردن حبّ دنیا هستند که از این جهت شایسته تبریک است.
حضرتعالی که مشهور به تقوا و تعهّد هستید به خوبی میدانید که دفاع از حق در هر زمان و مکان بر مؤمن به خصوص مجتهد لازم است بلکه از وظائف مجتهد است که «و ما علی الرسول الّا البلاغ» حق همان قرآن و سنّت است و عامل به آن دو و مدافع آنها حق و متّقی است، و غیر آن بیراهه است.
جنابعالی به خاطر دارید که مردم ایران در ابتداء انقلاب سال پنجاه و هفت به تبعیّت از مراجع و علماء به حق، فریاد میزدند «استقلال آزادی جمهوری اسلامی» که هر سه برگرفته از قرآن و سنّت و تکیه کلام مرحوم امام خمینی بود. متأسفانه وضعی پیش آمده که از آنچه میخواستند و فریاد میزدند و مدّتی میوه شیرین آن را یافتند، جز شبحی نمیبینند، و خود را جدا از آن مییابند.
حضرت آیتالله مهدویکنی شما وظیفه سنگینی را به عهده گرفتید، و مسئولیت خطیری به عهده شما است، و آن سعی و کوشش در پیاده شدن احکام الهی است که تخلف از آن مسؤول عندالله میباشید. جنابعالی از چه نظامی دفاع میکنید، و مردم مدافع کدام نظام باید باشند، میفرمائید از نظام اسلامی، حال ببینید با این تخلّفات از قرآن و سنّت باز هم نظام اسلامی است؟ آیا آبروی مؤمن بخصوص مراجع، محترم نیست، و صحیح است که بعضی از آنها مورد هتک واقع شوند؟ آیا نه این است که در محاکمات و پیش از اجراء حکم باید هر دو طرف دعوی حضور داشته باشند و اتّهام معلوم باشد؟
که از جمله آبروی آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و موسوی برده میشود با اتّهامهای واهی و بدون محاکمه، این است اجرای احکام اسلام؟ و این است رضایت امام زمان (علیهالسلام)؟
جرم آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و موسوی در چیست؟ آیا دفاع نکردن از خلاف قانون و خلاف شرع جرم است؟ شما خوب میدانید که آقای هاشمی معرّف رهبر بود و تا حال حاضر نیز مدافع ایشان است، و ناچار است خطرات را متذّکر شود.
آقای خاتمی با آن همه محبوبیّت در زمان ریاست جمهوری و کشف آن همه خلاف قانون و خلاف شرع و قدرت انتقامجوئی، اما جز محبّت و حفظ نظام و رهبری راهی نرفت. چهره مهر و محبّت اسلامی را در نظر مردم دنیا نشان داد. عزّت و سربلندی مردم مسلمان ایران را در تمام کشورها افزایش داد. مراجع عظام و روحانیّون والامقام را در دنیا رفعت بخشید. البته همه از برکات تربیّت امام عزیز بوده.
آقای کروبی به برکت امام راحل (رحمتالله) نگذاشت مجلس از استقلال و رأس امور بودن خارج شود و با شهامت تخلّفات از قانون و شرع را تذکّر داد.
آقای میرحسین موسوی که به عنوان نخستوزیر زمان امام (رحمتالله) مشهور شد جز امانتداری در انجام قانون و بیتالمال مسلمین کاری نکرد، که بیجهت محبوب امام (رحمتالله) واقع نگردید.
میگویند حال فعلی ایشان تغییر کرده، ایشان در صدد براندازی نظام و یا تحریف آن و حذف رهبری هستند! میگویند قرائن و مدارک موجود است! خوب عقل و شرع و عرف حکم میکند که آنها را حاضر کند و آنها را با حفظ شخصیّت و اختیار حاضر کنید و ارائه دهید تا بتوانند آنچه که واقع است بگویند و حق روشن شود.
عجیب است مثل اینکه حفظ اسلام در یک شخص تجلّی کرده که اگر او حفظ نشود اسلام از بین رفته و اگر او باشد اسلام هم هست، هر چند چیزی از احکام اسلام نماند و حتّی عقاید مردم سست شود، و همه بیتفاوت شوند و بازگشت به قبل کنند!
حضرت آیتالله مهدویکنی ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری، پیشنهاد میشود که برای رضایت صاحب شرع و حفظ سه پایه، استقلال آزادی جمهوری اسلامی هیئتی تشکیل شود از افراد مطمئن و مورد نظر هر دو گروه و مسأله تخلّفات از قانون و خلاف شرع بررسی گردد. و رضایت مراجع عظام و علماء و فضلاء عدول فراهم گردد و اعاده حیثیّت از آنان بشود و بررسی شود به چه وجه شرعی و قانونی و عرفی، سپاه و نیروهای امنیّتی در تمام شؤون زندگی مادّی و معنوی مردم وارد شده، و چرا و به چه جهت بیوت مراجع و دفاتر ایشان و وسائل تبلیغاتی آنان به شدّت تحت نظارت آنها است مساجد، حسینیّهها و مراکز اجتماعات دینی اضافه بر ادارات و دانشگاهها در اختیار تام ایشان است.
حوزهها و مراکز علمی و فقهی که لازم است مستقل باشد و فقیه مستقل تحویل جامعه دهد در محدودیّت و کنترل شدید سپاه و نیروهای امنیّتی ظاهر و پنهان است. و هر کس پا را از خواستههای آنها فراتر گذاشت به احکام غلاظ و شداد که در قرآن و سنّت نیست محکوم میشود؟
امید است این نامه به دست شما برسد و به وظیفه شرعی و قانونی خویش عمل کنید.
سید علی محمد دستغیب
16/6/90














درود بر آیت الله دستغیب مرجع سبز و آزاده و دوست داشتنی ، خدا ایشان را حفظ کند
خداي مهربان درقران فرموده هر که را بخواهيم هدايت مي کنيم و هر که قابل هدايت نباشد او را به حال خودش رها مي کنيم
تا در تاريکي فکر و قلبش غوطه ور باشد و در جهل و ناداني بميرد .
ايت الله دستغيب عزيزم اين حکومتيان که غرق ثروت و قدرت شده اند و دستشان به خون بيگناهان الوده است و زبانشان
به دروغ الوده و مکر و فريب همه زندگيشان را فرا گرفته ديگر قابل هدايت نيستند و خدا را فراموش کرده اند و اگر پيامبر
خدا هم انها را پند دهد گوشي براي شنيدن ندارند و قلبي براي هدايت
خداوند انها را به حال حودشان واگذاشته تا در وقت معين به حسابشان رسد
درود بر آیتالله دستغیب که از حق دفاع میکند
من فکر می کنم پاسخ مهدوی کنی یک چیزی باشد در این ردیف البته که اسلامی است وگرنه مگر مرا در راس این مجلس می گذاشتند آن هم به آن صورتی که ملاحظه کردید؟ پیش از من قدری اسلامی نبود و داشت به انحراف می کشید به همین علت با آن ترتیبات آن دیگری را کنار گذاشته و مرا به این سمت برگزیدند که از این گونه انحرافات جلوگیری کنم. البته باعث خوشحالی این حقیر شد که اینگونه استعلام فرمودید و در آیته هم بسیار سرافراز خواهم شد که ارشاد بفرمایید الاحقر کنی
سلام بر مرجع سبز ایران ، دلمان برای آیت الله العظمی سید علی محمد دستغیب تنگ شده بود ، واقعا وجود ایشان برای ملت ایرات یک غنیمت است .
یا حسین میر حسین
از اینکه می بینم اشخاصی در شورای نگهبان هستند که حرف مردم را می زنند خوشحالم و امیدوار
درود بر علمای ازاده ای که دین خود را به دنیای دیگران نمی فروشند افرین بر مراجع ازاده و مردمی
درود خدا بر شما باد
جناب آیت الله دستغیب خدا جای حق نسشته هیچ ظلمی ماندگار نیست به امید روزی هستیم که دست اشراراز سر این مملکت ومردم برداشته شده و امنیت در کشور عزیزمان پایدار شود تا آن روز دست بر دعا برمیداریم
تک تک حرف ها عین واقعیت است مهدوی کنی جواب بدهد
زنده باد موسوی زنده باد خاتمی و زنده باد مخالف من
سلام بر مرجع بزگوار که جای آیت الله منتظری را پر کردند ممنون ایشان هستیم
آیت الله العظمی سید علی محمد دستغیب شمعی در تاریکی مطلق علما شیعه و سنی هستند.
خوشحالیم از بسخن آمدن دوباره سید بزرگوار و مرجع عالیقدر تشیع آیت الله دستغیب شیرازی که بعد از مدتی سکوت باز به حق گویی خود ادامه دادند گرچه متاسفانه قلوب بیشتر مخاطبین ایشان در این نامه دچار قساوت و حب به ریاست دنیای فانی شده است
عجیب است مثل اینکه حفظ اسلام در یک شخص تجلّی کرده که اگر او حفظ نشود اسلام از بین رفته و اگر او باشد اسلام هم هست، هر چند چیزی از احکام اسلام نماند
درورد بر آیت الله دستغیب
فقط چیزی که من از این نامه ها متوجه شدم این بود که بازم حرفهای حضرت امام بیشتر از هر چیزی دیگری تاثیر گذار بوده پس معلوم میشه هر چیزی که حضرت امام آن زمان فرمودن برای این زمانهای ما بوده و نشان میدهد که ما نباید بگذاریم این مملکت به دست نا اهلان بیفتدد خدایش رحمت کند
رزمنده سنگر ساز بی سنگر
دیگر فرصت برای اصلاح مهدوی کنی و امثال ایشان و انقلاب کلا دیر شده آب رفته به جوی باز نمی گردد روز انتقام مردم نزدیک است
سلام ودرود خدا وخلق او بر اندیشمندان وانسانهای مردمی واهل معرفت واصلاح وسلام بر آیت الله بزرگوار جناب سید علی محمد دستغیب!
قال رسول الله (ص) : “ما ولت أمة أمرها رجلا قط و فیهم من هو أعلم منه إلا لم یزل أمرهم یذهب سفالا حتی یرجعوا إلی ما ترکوا”
“با وجود أعلم ، هیچ جامعه ای ، غیر أعلم را به ولایت اختیارنکرد مگر اینکه دائما اموراتش رو به پستی و إنحطاط گراید ؛ تا آنکه سرانجام( با یک توبه جمعی ، آن جامعه برای اصلاح امور خود) به انتخاب أقوی و أعلم بر گردد”
از میرحسین موسوی و زهرا رهنورد چه خبر؟
چرا در خبرها و مقالات کلمه هیچ اشاره ای به اونها نمیشه؟
قیافه مهدوی کنی را مجسم کن بعداز خواندن نامه یک پوز خندی زده وگفته این ضد ولایت فقیه می خواد به ما درس عدالت وقانونمداری بده !عشق است قدرت مداری جواب مظلومان هم روز قیامت یه جوری داده میشه.مردم هم اگر عرضه دارن نتق بکشند.
خدا رو شکر یه آخون فهمیده پیدا شد که حرف حق بزنه
ایت الله یعنی نشانه خدا بشرطی که واقعا خدا پرست باشد وگرنه ایت شیطانند
حضرت ایت ا… درود بر شرفت که علویست اما
نظارت استصوابی ملغا شود
یک کشور به یک نیروی نظامی نیازمند است نه دو نیرو شرایط حکم می کرد که دو نیرو داشته باشیم اما الان ان شرایط بر طرف شده اصلح است سپاه در ارتش ادغام شود
برای بیرون رفت از این وضعیت بهتر است که نظر ایات وحید خراسانی صانعی دستغیب صافی گلپایگانی و … تامین شود
انتخابات توسط یک هیات بیطرف و با حضور نماینده دولت بدون دخالت اجرا شود نمایندگانی از بیوت عظام و خبرگان و مجلس شورای اسلامی شورای مصلحت نظام قوه قضائیه و نمایندگان احزاب انتخابات را برگزار نماید
رهبر نیز باید تابع قانون اساسی باشد و نظر او ارجح بر قانون نمی باشد و مجلس خبرگان باید بر کار او نظارت عملی نماید
ایشان عضو مجلس خبرگان هستند
که حدود دو سال بدلیل تهدید های صورت گرفته از طرف حکومت نتوانسته در جلسات شرکت کنند
جناب آقای دستغیب عزیز
باسلام
نامه شما حجت است و حق گویی شما قابل تقدیر ولی با توجه به سوابق آقای مهدوی کنی و موضع گیری های ایشان ، ایشان همان خصلت های رهبر را دارا می باشد و این نامه ها و .. اثری در ایشان ندارد که هیچ بلکه بر مواضع غلط خود هستند و آنقدر مغرور هستند که جواب این نامه ها را نیز نمی دهند و همین غرور نیز گریبان آنها را بزودی خواهد گرفت کما اینکه همین حالا هم گرفته است و حتی افرادی که حتی به رهبری و دار و دسته اش نزدیک بودند و هستند روز به روز از آنها بخاطر سقوط قریب وقوع اشان دورتر می شوند. بله غروب آفتاب است ولی من صبح را دوست دارم ، جناب دستغیب نامه های شما مایه دلگرمی ماست. و شما ایمان دارید که صبح نزدیک است خدا شما و علمای راستین را حفظ فرماید.
جانا سخن از زبان ما میگویی۰۰به خدا بسیار حرف در دل داریم جایی برای گفتن نداریم۰ازادی که میگفتند این بود?
انسان با خواندن اين دعوت به اسلامها بياد صدر اسلام مي افتد كه كفار جكونه به اسلام وتبعيت از خداوند قادر وتوانا دعوت مي شدند!! ويا به دعوت مراجع راستين قبل از انقلاب كه طاغوت را هشدار وانذار ميدادند! وا اسلاما وااسلاما…..
جانا سخن از زبان ما می گویی۰۰۰۰۰
khoda hefz konad in marjae alighadr ra ke donya ra be akherat nafrokht
چون خدا یار است با سلطان بپیچ
چون ورق برگشت صد سلطان به هیچ
بنازم به نفس گرم اولیاءالله که ما را به این مطلب متوجه می کنند که موثری غیر خدا نیست
این قسمت نامه ایشون عالی بود: عجیب است مثل اینکه حفظ اسلام در یک شخص تجلّی کرده که اگر او حفظ نشود اسلام از بین رفته و اگر او باشد اسلام هم هست، هر چند چیزی از احکام اسلام نماند و حتّی عقاید مردم سست شود، و همه بیتفاوت شوند و بازگشت به قبل کنند!
همیشه میخواهم بدانم وقتی رهبر معظم و آقای کنی این نامهها را میخوانند چه فکر میکنند و میگویند: این پیرمرد شیرازی سیاست سرّش نمیشود و ساده لوح هست.(که این خاندان دستغیب جدّ اندر جدّ روحانی و در بطن سیاست )
یا وضع اینقدر خراب هست که اگر گوشهای در این زودپز رو باز کنند تمام محتوی زودپز به سقف آشپزخانه میخوره، با این نامههای آقای دستغیب و جبهه مشارکت اینجوری بنظر میاد وضع از آنکه ما هم فکر میکنیم آنقدر خرابتر هست که رهبر معظم هیچ چارهای جز رنگ زدن بّر خانهای که از شالوده ویران است را ندارند.
@سلام ودرود بر مرجع تقليد مردمي آيت الله سيدعلي محمددستغيب شيرازي@
از اینکه هنوز با این همه ارعاب ووحشت انگ دورغ مردی بزرگ که جز خدا از کسی ترس ندارد دراین سرزمین بلا زده طاعون زد ه ازحق عدالت می گویدباورمان می شود که حق نمرده وما را تنها نگذاشت است .این سید آقا سرور سلار ما
شالوده نامه سید جلیل القدر دستغیب دفاع از خاتمی و موسوی و کروبی و هاشمی بود و این جمله اصلی که : “عجیب است مثل اینکه حفظ اسلام در یک شخص تجلّی کرده که اگر او حفظ نشود اسلام از بین رفته و اگر او باشد اسلام هم هست، هر چند چیزی از احکام اسلام نماند و حتّی عقاید مردم سست شود، و همه بیتفاوت شوند و بازگشت به قبل کنند!
درود…
خواهشا برای نظرات موافق مخالف بذاری.
سید عزیز مایی …. زنده… سلامت …. سربلند و پایدار باشی
جناب آیت الله، واقعا این همه موعظه کردید این ها را، اثر نکرد. مثل “مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان” شده اند اینها. از روزی که نفس پاک میرحسین اینها را شقی کرد، حتم کردم که راه برگشت براینها بسته شده ایت. بهتر است بس بنشینیم و دادخواهی کنیم از خداوند عالم ، تا مگر نفسی پاک از میان مردم، آتشی در خرقه اینها بیاندازد.
احسنت. خداوند به شما خیر عطا کند
درود بر شرفت. مخلص اون اسلامی هستم که شما آیت الله اش هستی.انقدر حقه باز و دزد با پیشونی سیاه شده دیدیم که دیگه داشت یادمون میرفت روحانی باشرف و با خدا هم هست.
به نام خداوندگار جان و خرد
مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلى بَنِى إِسْرائیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْس أَوْ فَساد فِی الاَْرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمیعاً
به همین جهت بر بنى اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس، انسانى را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روى زمین بکشد، چنان است که گویى همه انسان ها را کشته است(سوره مائده- آیه 32)
علمای اسلام و بزرگان اندیشه!
سالیان دراز در سرزمینمان علما و بزرگان، سرمایه ای که پیامبر و ائمه برای آنها به جای گذاشته بودند را با تمامی سختی ها و مشکلات به نسل ما رساندند . ثمره آن مجاهدت ها و شهدا، گروهی کثیر از مومنین شد.
علما و بزرگان!
هيچ زمان تصور نمي كردم مصيبت وارده بر امت ايران را با چشم خود ببينم وقتي كه زماني دورتر نصايح علامه بزرگ آقاي انصاري را مي خواندم كه با حكومت اسلامي در زمان غيبت مخالف بود و ثمره آن را نابودي سالها تلاش ائمه و علما مي دانست و چه به روشني مي بینم كه اين موضوع در حال وقوع است.
علما و بزرگان!
بسیار رنج آور است، وقتی به اسم اسلام، به اسم شیعه، تجاوز می کنند، شکنجه می کنند، می کشند، ربا می خورند و ذره ذره باورهای دینی مردم را از قلب های پاکشان بیرون می کشند.
علما و بزرگان!
بر بنده وظیفه است تا عملا و صراحتا از جنایتی که بر مردم شیعه به اسم اسلام می شود سخن بگویم.
در حدیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده است: «لَزَوالُ الدّنْیا جَمیعاً أهْوَنُ عَلَى اللهِ مِنْ دَم سُفِکَ بِغَیْرِ حَقٍّ; تمام دنیا ویران شود در پیشگاه خداوند آسان تر از این است که خونى به ناحق ریخته شود».(1)
در حدیث دیگرى از امام معصوم(علیه السلام) مى خوانیم: «أُتِیَ رَسُولَ اللهِ(صلى الله علیه وآله) فَقِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللهِ قَتِیلٌ فِی مَسْجِدِ جُهَیْنَةَ فَقَامَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله علیه وآله) یَمْشِی حَتَّى انْتَهَى إِلَى مَسْجِدِهِمْ قَالَ وَتَسَامَعَ النَّاسُ فَأَتَوْهُ فَقَالَ(علیه السلام) مَنْ قَتَلَ ذَا قَالُوا یَا رَسُولَ اللهِ مَا نَدْرِی فَقَالَ قَتِیلٌ مِنَ الْمُسْلِمِینَ بَیْنَ ظَهْرَانَیِ الْمُسْلِمِینَ لاَ یُدْرَى مَنْ قَتَلَهُ وَاللهِ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ لَوْ أَنَّ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَالاَْرْضِ شَرِکُوا فِی دَمِ امْرِئ مُسْلِم وَرَضُوا بِهِ لاََکَبَّهُمُ اللهُ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ فِی النَّارِ أَوْ قَالَ عَلَى وُجُوهِهِمْ; کسى خدمت رسول خدا رسید و عرض کرد: اى رسول خدا کشته اى در مسجد (قبیله) جُهَیْنه افتاده است. پیامبر برخاست و حرکت کرد تا به مسجد آنها رسید. هنگامى که مردم این سخن را شنیدند در آنجا اجتماع کردند پیامبر فرمود: چه کسى این فرد را کشته است؟ عرض کردند: اى رسول خدا نمى دانیم. عرض کرد: کسى در میان مسلمانان کشته شود و قاتل او معلوم نباشد؟ قسم به خدایى که مرا مبعوث به حق کرده است اگر تمام اهل آسمان ها و زمین شریک خون مسلمانى باشند و راضى به آن شوند همه آنها را به صورت در آتش دوزخ خواهد افکند».(2)
علما و بزرگان!
با وجود این همه ظلم که بر جامعه ایران روا می شود جواب خداوند بزرگ مرتبه را چگونه باید داد؟ جواب پیامبر(ص) و ائمه را چه خواهید داد؟ ادامه سکوت شما نشانه رضایت بر این جنایات است و به فرموده پیامبر شریک کشته ها و ظلم ها خواهید بود.
بسيار برايم سخت است اگر زماني مردماني كه با زحمت وتلاش سالیان زیاد پدرم شيعه شدند بپرسند اين بود اسلامي كه پدرتان به ما مي گفت؟ اسلامي كه پيامبرش الگوي اخلاق و درستي و امانت بود و هيچ خوني در آن به ظلم ريخته نمي شد و مردم از ترس حكام به لكنت نمي افتادند . اما حالا حتي حق دفن اسلامي مرده شان هم ندارند.
علما و بزرگان!
اعلام برائت کنید از ظلمی که به اسم اسلام و مذهب شیعه به مردم شیعه و دیگر ادیان این کشور می شود . به یاد آرید دوران حضرت فاطمه(س) را وقتی او به شهادت رسید و علی (ع) این بانوی بزرگوار را شبانه دفن کرد. آن زمان هم علمای دوران سکوت کردند. شرم این حرکتشان تا این زمان هنوز مانده است. گریه ها می کنیم بر ظلم و ستمی که بر فاطمه (س) روا شد و سکوتی که علمای آن زمان کردند.باور کنید در زمان ما هم به نام اسلام می کشند و شبانه دفن می کنند.
علما و بزرگان!
آیا می خواهید مردم در قلب مسلمان باشند یا در ظاهر؟ آیا می دانید در دهه اخیر میزان عشق و علاقه مردم به پایه های اسلام که نماز و روزه است کمرنگ تر شده است؟
قلب ها را دریابید و بنویسید و بگویید و فریاد بزنید که اینها که انجام می دهند اسلام نیست که شما علمای اسلام هستید و می دانید این ظلم ها و جنایات در اسلام جایی ندارد.
حجت بر شما تمام نخواهد شد اگر سکوت کنید و اگر نمی دانستید حال که آگاهید. پس اقدام کنید که عمر به فردا شاید نباشد و فردا جلوی خدا شرمگین نباشید.
خدایا ! با چه زبانی بگویم . چگونه بگویم که خواستار تغییر و برچیده شدن ظلم و ستم هستم و جز تو امید و پناهی ندارم.
خرداد ماه ١٣٩٠
حسن زاده
1. میزان الحکمه، ج 10، ص 4769.
2. بحارالانوار، ج 101، ص 383، ح 3.
thanks a lot
بنده به نوبه خودم تصمیم گرفته ام که لقب ” آیت الله” را برای هر کسی به کار نبرم چون فکر میکنم به شدت مورد مواخذه قرار خواهم گرفت چون عده ای آیت هر چیزی هستند غیر از خدا. بلکه پاک از خدا بیخبرند. در هر حال در این آخرین ملاقاتی که آقای مهدوی کنی با آقای خامنه ای داشتند گویا مطالبی به این مضمون نقل فرموده اند که ” … هر چه رهبر بپسندند ما هم همان را میپسندیم و درست نیست که اوقات رهبری را با طرح پاره ای از مسائل تلخ بکنیم”. این عملکرد آقای مهدوی کنی در جواب به نامه آیت الله دستغیب میباشد. با خودم فکر میکردم خوب بود آقای علی خامنه ای که ادعای تقوی دارد به این آقای مهدوی کنی میگفت که بهتر است اوقات من در این دنیا تلخ شود تا در آخرت. بعد با خودم گفتم که هر چه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک.
با درود به مرجع شجاع آیت الله دستغیب من به نوبه خودم از شما برای پاسداری از حقوق مردم سپاسگذارم بعد از آیت الله منتظری که یکی از شجاع ترین و مردمی ترین مراجع معاصر بود کسانی همانند شما و آیت الله صانعی و آیت الله بیات هستند که ایران را ادامه میدهید و متاسفانه سایر علما حاضر به شکستن سکوت خود در برابر تضییع حقوق مردم نیستند و در حالی که در حال خون گریستن برای مردم بحرین و مصر و تونس هستند ولی گویا ایران و سوریه را فراموش کرده اند و یا خدایی نکرده ما مردم ایران و یا مردم بی گناه سوریه را داخل آدم یا مسلمان نمیدانند. بگذریم .
و البته در مواردی نیز با شما اختلاف نظر دارم که این اختلاف نظر در هر جامعه پویایی امری طبیعی است و اختلاف نظر در اینجاست که من و کسانی مثل من تنها را حفظ اسلام و حقوق مردم را برپایی حکومتی سکولار میدانیم که در آن نهاد دین مستقل از نهاد دولت اداره شود و علما به هدایت و ارشاد جامعه و امور معنوی مردم بپردازند و سیاستمداران کار سیاست کنند و در عرصه سیاست مذهب و عقاید مذهبی ملاک صلاحیت افراد نباشد بلکه افراد بر اساس شایستگی و اعتقاد به حقوق مردم و تخصص امور را اداره کنند و بدیهی است که در چنین سیستمی هم مسلمانان و هم غیر مسلمنان حق فعالیت سیاسی دارند و در صورت انتخاب شدن میتوانند به قدرت برسند ولی اساس نظام بر پایه سکولاریسم و جدایی دین از دولت بنا نهاده شده است و قوانین عرفی که به مقتضای زمان قابل تغییر هستند و اصول جهانشمول حقوق بشر مبنای اداره جامعه قرار میگرند به طور یقین میگویم که در چنین جامعه ای است که دین نه تنها حفظ میشود و بلکه ترویج پیدا میکند و اما در کشوری که دین وارد حکومت شود هرچه هم که حکومت صالح باشد ولی وقوع اشتباهات و خطا امری اجتناب ناپذیر در امر سیاست است و اما در یک حکومت دینی آنچه ضربه میخورد دین است که هر اشتباهی و خطایی به پای دین گذاشته میشود در حالیکه در یک حکومت سکولار اشتباهات افراد متوجه خود فرد و یا احزاب حامی فرد است و نه اعتقادات مذهبی او و اساس دین.
من فکر میکنم اگر روحانیون ما سعی میکردند به ترویج عقاید آیت الله خویی در زمینه جدایی دین از دولت و منحصر دانستن ولایت فقیه به احکام فردی در میان طیف های مذهبی بپردازند آینده را میشد امیدوار کننده تر دانست .
و البته مطمئن هستم روزی همگی به اینجا خواهیم رسید که راه حل خروج از بن بست تاسیس حکومتی غیر دینی با حفظ احترام و حرمت دین و نهاد است.با سپاس
وجود آدمهای مثل ایشان که نگذاشته از دین برگردیم .
خداي مهربانم الله دستغيب را براي ما مردم ايران حفظ بفرما که دلگرمي ما به اين انسانهاي خدا ترس خداجوي درستکار
مردمي شجاع و اگاه است که که در اين روزگار وانفسا که اکثر ادميان اسير قدرت و پول و ثروت هستند ايشان يک هديه خداوندي
براي ما مردم هستند . درود بر مرجع عاليقدر ايت الله دستغيب
خدا هممونو به راه راست هدایت کنه