پولها کجاست؟
چکیده :به دادستان، مطبوعات و مسوولان بانكي توصيه ميكنم قبل از آنكه مقصر را بيابند، پيدا كنند كه پولها كجا رفته و اگر غير از اين صورت گيرد اشتباه و انحراف از مسير است....
اين اختلاس يا سوءاستفاده مالي – كه ميتوان آن را به جرات بزرگترين اختلاس يا سوءاستفاده تاريخ كشور و حتي خاورميانه قلمداد كرد- سه سوال از سوي رسانهها و افكار عمومي مطرح ميشود. نخست آنكه پرسيده ميشود اين پولها كجا رفته است؟ دوم ميپرسند كه مقصر اين سوءاستفاده چه افراد و نهادهايي هستند و سوم آنكه چگونه ميتوان جلو وقوع اين نوع پديدهها را در نظام اقتصادي كشور گرفت؟ از نظر نگارنده، براي رسيدگي به اين پرونده بايد به اين سوالات پاسخ داده شود و از سوي ديگر بايد طرح دقيقي براي حل موضوع داشت كه چه مراحلي بايد طي شود و اگر طرح درستي ترسيم نشود هم زمان بيشتري طول ميكشد، بههميندليل بهتر است كه به شرح اين موضوع پرداخته شود: در ارتباط با سوال نخست در اين مرحله مهمترين نكته اين است به جاي آنكه قوهقضاييه وارد قضيه شود بهتر است كه متخصصان بانكي و كارشناسان اقتصادي وارد عمل شوند. نبايد انتظار داشت كه ضابطان قضايي بتوانند با مهارت علمي و فني اين پرونده را حل كنند، بلكه اين كار را بايد كارشناسان بانكي يعني، كميسيون مشتركي از بازرسان بانك صادرات و مديران باتجربه بانكملي و بانكمركزي بر عهده بگيرند كه تبحر دارند و اين قضيه را بررسي و به رييس قوه قضاييه گزارش كنند. مطمئنا اگر نهادهاي ديگري وارد قضيه شوند، قضيه بيشك رنگوبوي سياسي و جناحي به خود ميگيرد و جنبههاي قضايي و اقتصادي آن ناديده گرفته ميشود.
اكنون بيش از دوماه است مردم مطلع شدهاند كه چنين اختلاس يا تخلف مالياي صورت گرفته، اما اگر دقيق گفته نشود كه اين پولها كجا رفته و اگر گفته شود كه بانك آريا بوده نيز نقطه مثبتي نيست.
زيرا آنچه كه در شركت آريا مصرف شده پنجدرصد كل اين مبلغ بوده و آنچه كه براي خريد شركتهاي دولتي براي خصوصيسازي نيز پرداخت شده پنجدرصد كل مبلغ بوده و آنچه كه به عنوان وثيقه براي دريافت اعتبارات پرداخت شده نيز 10درصد اين مبلغ بوده است. البته اين اطلاعاتي است كه مطبوعات به نقل از مسوولان بيان كردهاند و ما هم فرض را بر موثق بودن آن ميگذاريم و آنوقت اين سوال پيش ميآيد كه 80درصد باقيمانده از اين مبلغ كجاست؟
از نظر من كارشناس بانكي، اين قضيه مجهول است و به همين دليل نيز نگارنده به دادستان، مطبوعات و مسوولان بانكي توصيه ميكنم قبل از آنكه مقصر را بيابند، پيدا كنند كه پولها كجا رفته و اگر غير از اين صورت گيرد اشتباه و انحراف از مسير است.
درخصوص مساله دوم يعني مقصر چه كسي است؟ زماني ميتوان جواب اين سوال را داد كه به سوال نخست پاسخ دهيم. وقتي سوال اول به جواب نرسد نميتوان درباره مقصر سخن گفت. اين همه تاكيد به بازداشت و زندان و مجازات عاملان، مسير درستي نيست و حتي شنيدهام كه بعضي از مديرعاملان بانكها ممنوعالخروج، بازداشت يا با قرار موقت آزاد شدهاند.
در حاليكه اين مسير درستي نيست و نخست بايد به دنبال اين پاسخ بود كه سههزار ميليارد تومان چه شده است؟
سوم آنكه چطور ميتوان جلو چنين سوءاستفادههايي را گرفت؟ در اينباره بايد به مطلب اساسيتري توجه كرد. نظام بانكي در ايران اختراع نشده و رشد بومي نداشته است. ما نظام بانكي را از نظامهاي پيشرفته گرفتهايم، روشها و تكنيكهاي بانكي امروزه توسعهيافته و كميتهها و آييننامههاي بينالمللي در اين خصوص تشكيل شده، به طوري كه اگر امروز يك بانك ورشكسته شود به يك كشور و يك بانك محدود نيست. و همه دنيا از آن متاثر ميشوند.
بنابراين حفظ سلامتي يك بانك نگراني همه دنياست و از اين رو 25 سال پيش كميته «بال» در شهري در سوييس تشكيل شد تا براي سلامت بانكها قواعد و نظامهاي خاصي وضع كند كه اگر اين سيستمهاي جهاني، قواعد بانكي و دولتي را رعايت كنند احتمال اينگونه تقلبها كاهش پيدا ميكند يا اگر اتفاقي بيفتد ضرر عمدهاي متوجه نظام بانكي نميشود. قوانين مربوط به كميته بال در 1987 يا 1986 وضع شده و از آن زمان تاكنون چندين بار عوض شده و در تمام كشورها به جز ايران اجرا ميشود.
نكته ديگر اينكه در ايران براي اينگونه مسايل لازم نيست به دنبال روشهاي كنترل سوءاستفاده اسلامي برويم، اينكه ديگر سيستم ربوي نيست. به طور مثال، يك نفر چرخ را اختراع كرده و امروزه هم مبناي كل صنعت جهان قرار گرفته حال اگر ما بگوييم نه ما بايد خودمان يك بار ديگر آن را از اول درست كنيم، اين فرهنگ درستي نيست. بايد از پيشرفتهاي جهاني استفاده كرد. تا پيش از انقلاب بهطور منظم، بانك مركزي به دانشآموزان مستعد با معدل بالاي 18 بورس ميداد تا در انگليس يا آمريكا در بانكداري و بيمه، تخصص پيدا كنند اما اين امر پس از انقلاب متوقف شد و در اين 30سال ما در سطح نازل و عقبماندهاي قرار گرفتهايم.
مطلب چهارم كه در سوالهاي نخست نيامد درخصوص نقش رسانههاست. به طور عمده نقش رسانهها در جلوگيري از فساد بسيار مهم است. رسانههاي آزاد، مهمترين ابزار مبارزه با فساد هستند. اگر رسانهها، انحصاري دست دولت باشند حتما فساد در دولت يا سازمانها و موسسات زيرمجموعه زياد ميشود اما اگر رسانهها در اختيار بخشخصوصي، مردم و گروههاي غيردولتي و كساني باشد كه نقش ديدهبان سلامت جامعه را برعهده دارند، مطمئنا با فساد مقابله ميشود و در اولين فرصت، هر فسادي را رو خواهند كرد.
اين ديدهبانان ميتوانند روحانيون، دانشجويان و روشنفكران باشند. اگر مطبوعات آزاد نباشند فساد گستردهتر و در ابعاد وسيعتري پخش ميشود. البته مطبوعات نبايد فرد، شركت يا شخص حقوقي را قبل از محكوميت متهم كنند اما نميتوان آنان را مجبور كرد تا درباره فساد حرف نزنند و اين امر غيرمنطقي است كه روزنامهها را مجبور به سكوت كرد و اگر چنين اتفاقي رخ دهد اينگونه مسايل – همانگونه كه امروز شاهد آن هستيم – زيرزميني و درگوشي، مانند ارسال پيامك، در بين مردم پخش ميشود.
* مديرعامل اسبق بانك صادرات
منبع: روزنامه شرق














بسیار سوال اساسی و به جایی است که این روزها به هیچ وجه خوشایند سیاسیون نیست!
تا به حال بیشتر از آنکه موضوع رنگی از واقعیت داشته باشه، تنها بوق و کرنای سیاسی داشته
معلوم نیست که الان کسی می تونه پولش رو از بانک پس بگیره با این اوضاع یا نه
باید روزی به حساب حامی اصلی احمدی نژاد کسی که در نماز جمعه 29 خرداد دستور کشتار مردم را داد رسیدگی شود. مطمئن باشید آن روز خیلی از واقعیتها رو خواهد شد
پولها دست کودتاگرانی است که در انتخابات تقلب کردند وجوانان را کشتند وروزنامه ها رابستند وروزنامه نگاران را زندانی کردند وخفقان را در کشور بیشتر کردند .آنها با کمک همین پولها این کارها را انجام دادند ومملکت را به این روز سیاه کشاندند وحالا بر مرده ملت بوق وکرنا می زنند
چطور انتظار دارید مطبوعات وقتی می بینند حامی احمدی نژاد میگوید این دولت بهترین دولت صد سال اخیر است ، از او انتقاد شود یادمان باشد تا چندی قبل و حتی هم اکنون نیز انتقاد به دولت حتی تخلفات دولت مساوی است با زندان و محکومیت و ضد امنیت ملی !!!!!
میرحسین مگر چه میگفت ، او هم از فساد و دزدی و دروغ نهادینه شده در دولت و رمالی میگفت .
پولها برای خرید رای به جیب عوام خواهد رفت
این وظیفه علمای قم است که به عوام الناس بفهماندکه پول دریافتی ازدولت برای دادن رای گناهی نابخشودنی است.متاسفانه علماوفضلای قم هرکدام به سوراخی خزیده اندوصدائی ازانهاشنیده نمیشود. روشنفکران کجاهستندانهم معلوم نیست گرچه دانشگاه حزب نیست ولی خداخیرشان بدهدهمیشه دانشکاه به کمک مظلومان آمده است..
این پولها الان موقعیت لذیزی پیدا کرده یعنی یکبار مارک دزدی بهش خوردهو میشه یه جوری مخفیانه تناول بشه یک عارق جانانه پشت سرسش زد و یک الحمد الله هم پشتش گفت دستی به ریش کشید و انگار نه انگار !
بخش خصوصی از این بزرگ تر و ازادتر در ایران که یک قلم خانه اش 180 میلیارد تومان و ماشین بچه اش 6 میلیارد تومان است در کجای دنیا سراغ دارید؟ مشکل در ایران پیوند خوردن بخش خصوصی با دولت و تبدیل شدن دولت به بخش خصوصی است. اگر یاد گرفتن قواعد بانکداری در امریکا راه حل بود که خود امریکا نظام بانکی اش ورشکست نمی شد و 10 میلیارد دلار بدهی بالا نمی اورد. پس مشکل از کم دانشی هم نیست. کل این سیستم که همه چیز را تابع سود کرده مشکل دارد. تا این را قبول نکنیم مسئله حل نمی شه.
مادام که جای مهر برپیشانی به سواد و تخصص ارجعییت داشته باشد جز این اگر شد تعجب کنید ،از ان مسئول بی بهره از علم و سواد چه انتظاری میرود ،کسی که در عالم خویش در حال خدمت به خلق خداست را چگونه میتوان توبیخ نمود،بزرگترین گناه این افراد نداشتن جرات گفتن کلمه نمیتوانم و نمیدانم است انانی که براستی مقدار فهم و درکشان مانع از تشخیص صواب از ناصواب و درست از غلط است ، را چگونه میتوان گناه کار دانست؟ گناه اینان بر گردن کسانیست که با علم به ناتوانی و بیسوادی این افراد در جهت بهره بردن از نفهمی ایشان ،اصرار و ابرام بر سر کار گماردن چنین افرادی دارند و خود را بی انکه در دید عموم گذاشته باشند بر خر مراد سوار می کنند
اینقدر مسیله را کش ندهید یکدفعه محمودی یک چیزی میگه کار را ازاین هم خرابتر میکنه !!!!! ندیدین گفته میگم ها!!!!!!!!!!!!!
درترکیه، سوریه، بیلو روس، آفریقای جنوبی، کومور، بورکینافاسو، سی شل، مقدار زیادی هم در انگلیس بود که بلوکه شد و آقا را به شدت عصبانی کرد.