شجریان، آینهی عیبنمای دوران ما/ یادداشتی از هادی خانیکی
چکیده :همه اينها وقتي از او سرمايه نمادين ساخته است كه در كنار مردم مانده و «ربنا» خوانده و از «بيداد» ناليده است. او هنوز در پايان هر آوازش براي مردم با «مرغ سحر» ناله سر ميدهد تا داغهاي نهفته آنان را تازهتر كند و همين «راز مانا»ي هنر اوست. به گفته سايه، شجريان «آينه عيبنماي دوران ما است» و او اين را در عرصههاي گوناگون نشان داده است....
هادی خانیکی
از جمله ويژگيهاي مهمي كه از منظر فرهنگ براي ما ايرانيان برشمردهاند، «شاعرانه» ديدن جهان، «رندي» و «كيمياگري» است. شاعرانه ديدن يعني توجه به جنبههاي نمادين و خروج از تنگيهاي مكان و زمان و تنگناهاي لفظ و زبان و رندي يعني پردهپوشي در عين عيبنمايي، در سايه بودن و ديگران را در آفتاب ديدن.
كيمياگري هم كه روشن است؛ از همين خاك جهان دگري ساختن است، با «نظر» به داشتههاي مادي، معنايي ديگر دادن است. زبان «شاعرانه، رندانه و كيمياگرانه»، زبان دشوار سخن گفتن و سخن شنيدن در جهان پيچيده و فرهنگي ايراني است و كساني كه به اين زبان نزديك شدهاند، توانستهاند سر از گفتوگو با ديگري درآورند. حافظ كه زبان ناگفتنيهاي جامعه ماست، نمونه تمام نماي اين واقعيت است، كسي است كه توانسته است فراتر از كلام با همه گفتوگو كند.
اين سخن را ميتوان از زواياي گوناگون شكافت و به اعتبار آن براي هر توفيق يا عدم توفيقي در هر ساحت از زندگي اجتماعي دلايل و عواملي زباني نيز يافت. اگر در حوزه سياست، اجتماع و حتي اقتصاد، كاستيها و كژفهميها فاجعه ميآفريند و بحران ميسازد، بايد به ضرورت فهم فرهنگي بهاي بيشتر داد. فهم فرهنگي يعني به محيط و پديدههاي انساني و اجتماعي از زاويه فرهنگ نگريستن و به سرمايههاي مادي از منظر فرهنگ اعتبار دادن. اين نگاه جامعه و جهان را از سر تفنن نميبيند، سر از نوستالژي و زندگي در گذشته هم در نميآورد، اما به نقش فزاينده فرهنگ و هنر واقف است و غفلت از سرمايههاي فرهنگي و نمادين را زيانبار ميداند و آثار و عوارض اجتماعي، سياسي و اقتصادي بيتوجهي به آنها را به وضوح درمييابد.
اين روزها به اعتبار عبور پر بار و پر افتخار استاد محمدرضا شجريان از قله 70 سالگي، سخن از او در ميان است و در اين ميانه ميتوان از اين زاويه نيز به اين پديده نادر دوران نگريست. شجريان زبان هنرمندانه ناگفتنيهاي مردم ماست و گزاف نيست اگر بگوييم تصويري از ذهن و زبان حافظ در زمانه ماست. «رندي» و «كيمياگري» و «شاعرانه ديدن» جهان كه سرشار از ناكاميها و تلخيها و ناخوشاينديهاست، هنر ويژه اوست و مردمي كه از اين خصلتها بيبهره نيستند نيز، با اين زبان هنري او بيشتر و بهتر گفتوگو ميكنند.
سالها پيش فريدون مشيري درباره او گفته است: شجريان علاوه بر كار موسيقي و آواز به چندين هنر ديگر آراسته است… آوازش را با آواز قناريها ميآميزد كه دادوستدي بسيار دلنشين است… سنتور نيز ميسازد، سالهاست به گُلبازي مشغول است… استاد خوشنويسي نيز هست و خطش همچون آوازش شيرين و خوش است. اما همه اينها وقتي از او سرمايه نمادين ساخته است كه در كنار مردم مانده و «ربنا» خوانده و از «بيداد» ناليده است. او هنوز در پايان هر آوازش براي مردم با «مرغ سحر» ناله سر ميدهد تا داغهاي نهفته آنان را تازهتر كند و همين «راز مانا»ي هنر اوست. به گفته سايه، شجريان «آينه عيبنماي دوران ما است» و او اين را در عرصههاي گوناگون نشان داده است. پس بهتر آنكه آينه را نشكنيم، غبار از آن بزداييم و باز هم بگوييم:
هنر خويش به دنيا نفروشي زنهار/ گوهري در همه عالم به بهاي تو كجاست؟
منبع: اعتماد














خدایا میر عزیز دربندمان ،مهندس موسوی و خسرو شیرین زبان آواز ایران استاد شجریان را از گزند نامردمان پست روزگار در پناه خودت حفظ بفرما.
شجریان صدای فریاد اعتراض یک ملت است علیه حاکمیت ظالم و زورگو و غیر مشروع
صدا ی دلنشین استاد,جلوه ای از زیبایی پروردگارست..که تنها کور دلان از ان بی نصیب اند.بگذار تا ابد بر طبل جهل وتعصب و تحجر خود بکوبند…
درود بر خاک پای مردم ایران زمین
تما م دولتمردان ایران فدای یک تار گندیده ی استاد شجریان عزیز و گرامی
تما م دولتمردان ایران فدای یک تارموی گندیده ی استاد شجریان عزیز و گرامی