سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » یادداشت محمد عزلتی مقدم به مناسبت هفته‌ی دفاع مقدس: سپاه نباید سیاسی شود...

یادداشت محمد عزلتی مقدم به مناسبت هفته‌ی دفاع مقدس: سپاه نباید سیاسی شود

چکیده :دخالت نظامیان در سیاست در آن حد که خود به اداره کشور بپردازند، به هرج و مرج و دیکتاتوری و سلب مقوله آزادی منتهی خواهد شد. در یک نظام سیاسی که نیروی نظامی پس از دخالتهای مستقیم و غیر مستقیم در سیاست، سرانجام با کودتا و توسل به زور مستقیماً قدرت را به دست می گیرد، اوضاع آشفته ای رخ می نماید. در چنین وضعی فرمانده نظامی که رهبری کودتا را در دست دارد، برای تحکیم موقعیت خود ناچار است که سمت ها و مقام های مهم سیاسی را به نظامیان واگذار کند. آنچه که برای جامعه و مردم در این موقعیت بیش از همه غیر قابل تحمل است، این است که تقسیم کارها و پستها برپایه کاردانی و شایستگی دارندگان این سمت ها نیست بلکه فقط بر اساس دوری و نزدیکی این افراد به مراکز قدرت از یک سو و از سوی دیگر نیازی است که مراکز قدرت به این افراد دارد....


محمد عزلتی مقدم، از رزمندگان و فرماندهان دوره هشت سال جنگ تحمیلی به مناسبت هفته‌ی دفاع مقدس در یادداشتی که در اختیار کلمه قرار داده است، به مبانی فکری و چگونگی تشکیل سپاه پاسداران پرداخته و جوانب و تبعات ورود این نیروی نظامی به سیاست را مورد بررسی قرار داده است. متن این یادداشت را بخوانید:

 

هدف از انتخاب این موضوع بررسی ماهیت سپاه پاسداران به عنوان یک نهاد نظامی و تعیین محدوده وظایف آن در نظام جمهوری اسلامی است. این تلاش درصدد پاسخگویی به این سوال بوده است که سازمانهای مسلح در ایران همواره نسبتی با نهاد دین داشته اند. سپاه پاسداران در جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران که به مدت هشت سال طول کشید آیا توانسته است با پایبندی به باورها و اعتقادات اسلامی و بدون دخالت در منازعات سیاسی داخلی و پرهیز از منفعت طلبی توانایی و کارآمدی خود را برای غلبه بر دشمنان کشور و انقلاب نشان دهد؟

در زیر خلاصه ای از شرایطی که موجب صیانت از این نهاد بر آمده از انقلاب می شود را با هم مرور میکنیم.

در نظریه ای سپاه به عنوان نهادی صرفاً نظامی معرفی شده که مانند هر نیروی مسلح دیگر جز مبارزه مسلحانه و اقدام از طریق نظامی‌گری وظیفه دیگری ندارد. به همین دلیل می بایست از هر گونه دخالت در امور دیگری پرهیز نموده و فقط در مقابل مداخلات و تهدیدات نظامی و آشوبهای مسلحانه و به طور کلی کسانی که علیه نظام دست به اسلحه می برند به مقابله برخیزد.

در این نظریه اعتقاد بر این است که سپاه پاسداران نیرویی صرفاً نظامی است. به همین دلیل تمامی تشکیلات و آموزشها و تخصصها و استعدادهای آن بر همین مبنا شکل گرفته و حتی روحیات افراد آن مانند نظامیان با دیسیپلین و نظام اهنین سلسله مراتبی عجین شده است و عادت کرده اند که به قدرت اسلحه متکی باشند. بنابراین صرفاً توان نظامی‌گری دارند. به همین دلیل می بایست از مداخله در امور دیگر به دلیل ماهیت غیر نظامی داشتن آنها خودداری کنند، زیرا این امر موجب نظامی شدن دولت و سلب حقوق و آزادی های مردم می گیرد. زیربنای این نظریه اصل ممنوعیت دخالت نظامیان در امور سیاسی است که طرفداران بسیار زیادی دارد.

این نظریه دخالت نظامیان در سیاست و فرهنگ را عین ناامنی ملی دانسته و هر گونه اظهار نظر سپاهیان در امور سیاسی یا فرهنگی را مغایر اصول مختلف قانون اساسی می داند و مدعی است که این امر مخاطرات ناشی از دخالت نظامیان در امور سیاسی و خطر ناشی از تسلط زبان نظامی گری بر مقدرات یک کشور را بر اذهان عمومی متبادر می سازد.

مبانی تئوریک این نظریه، آرایی است که در عکس العمل به دخالت جبارانه نظامیان در قبضه کردن قدرت سیاسی در کشورهای مختلف مانند ژنرال فرانکو در اسپانیا، ژنرال پینوشه در شیلی و سوهارتو در اندونزی و… مطرح گردیده است.

هارلدلاسول از اولین نظریه پردازانی است که در این خصوص نظراتی را مطرح ساخته است. او در سال 1941 نظریه دولت پادگان را مطرح ساخت. از دیگر نظریه پردازان در این خصوص موریس دورژه است. وی در کتاب جامعه شناسی خود میگوید: «نظامیان مسلح، هم برای فرمانروایان و هم برای شهروندان بی سلاح خطر مداومند، تلاش این است که این خطر محدود شود». او هدف سیاست را از میان برداشتن خشونت و جایگزین کردن مبارزه غیر مسلحانه به جای تعارض های خونبار دانسته و با تکیه بر فساد آور بودن قدرت ابراز میدارد : «ارتش به مقتضای طبع خود همواره برای دولت خطرناک است و همان مکانیسمی که هر مقتدر را به سوء استفاده از آن وا میدارد آنانی را که سلاح های نظامی در اختیار دارند به سوء استفاده از قدرت دچار میکند».

برتراندراسل نیز در کتاب قدرت، قدرت نظامیان را که برای حفظ قدرت خود دست به هر جنایتی می زنند به عنوان سمبل قدرت برهنه مطرح میکند.

از نظر پیروان چنین نظریاتی، چون سپاه پاسداران نیز یک نیروی نظامی دارای سلاح است در هر زمانی می تواند این توانایی خود را در راه اهداف رهبران خود به کار بندد و همین امر موجب میشود که سایر گروه هایی که فاقد این توانایی هستند، عملاً از صحنه رقابت سیاسی کنار روند. به عبارت دیگر ورود سپاه در چنین عرصه ای، نظامی گری در عرصه سیاست خواهد بود و این وضعیت با اصول دموکراسی منافات دارد. از این رو سپاه پاسداران فقط می بایست از انقلاب در مقابل آن دسته از تهدیداتی حمایت کند که اولاً جنبه مسلحانه داشته باشد و ثانیاً به منازعات و اختلاف گروهی و جناحی بین رقیبان سیاسی در داخل مرتبط نباشد. فرمایش‌های حضرت امام خمینی (ره) در خصوص ممنوعیت ورود سپاه در باند بازی و گروه گرایی، ناظر به همین مطلب است.

از نظر آنها این سخنان اطلاق دارند و سپاه به هیچ عنوان نمی تواند با جناح ها و گروه های سیاسی مبارزه کند ( تا زمانی که مبارزه مسلحانه نکرده اند) حتی اگر این گروهها با اصول اساسی نظام جمهوری اسلامی مخالف باشند و به مبارزه سیاسی علیه آن اقدام نمایند، انجام هر گونه اقدامی علیه آنان در چارچوب نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن نیست.

بنابر این نظریه، سپاه باید فارغ از هر گونه جناح بندی و بدون توجه به گروه های موجود در جامعه وظیفه خود را انجام دهد و حفاظت از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن، در ابعاد سیاسی و فرهنگی هیچ ملازمه ای با جناح بندی و حمایت از گروه و دسته خاصی ندارد.

در این دیدگاه سپاه باید مراقب باشد تا خود نیز به ابزار و وسیله ای برای قدرت طلبی و سهم خواهی از قدرت تبدیل نگردد بلکه باید همواره به عنوان یک نهاد هوشمند و اصلاح گر، ضعف ها و انحرافات فکری، اجرایی که ممکن است دستاوردهای انقلاب اسلامی را بتدریج در معرض آسیب جدی و انهدام قرار دهد رصد نموده و به مقابله با آن برخیزد و یا مواظب باشد دشمنان، دستاوردهای انقلاب را نابود نسازند.

در یک بررسی تاریخی، مشخص گردید که سابقه دخالت نظامیان در سیاست به تاریخ تاسیس و انسجام نیروهای مسلح برمیگردد. به عبارت دیگر فرماندهان نظامی همواره در مقاطع مختلف تاریخ، درصدد بدست گرفتن قدرت و اداره امور کشور یکی از قطب های نیرومند کشورها محسوب می شدند که البته این امر همیشه ذهن مسئولین را به خود مشغول ساخته و آنان را به اجرای اقداماتی در جهت کنترل قدرت نظامیان واداشته است.

پیامدهای دخالت نظامیان در سیاست در سه بعد کشور را آسیب پذیر می سازد:

الف- تغییر وضعیت کشور از عادی به نظامی

انحصار قدرت سیاسی در دست نظامیان به قیمت محدود شدن آزادی و حقوق سیاسی مردم و گروه های سیاسی و ضعف حیات سیاسی جامعه تمام خواهد شد و تبعیض نامعقولی را در تقسیم قدرت و کیفیت به کار گیری آن تحمیل خواهد کرد. آنها که به نوآوری ارتش ها و نقش های مثبت و سودمند نیروهای نظامی در برانداختن ریشه های ظلم و فساد و فقر استناد می کنند نمی توانند از این نوع دلایل نتیجه مطلوب خود را بدست آورند. زیرا نظامیان در چنین شرایطی می توانند به عنوان یک نیروی بازدارنده عمل کنند نه نیروی هدایت کننده. بی شک در شرایط وجود عوامل فشار از قبیل ظلم و فساد و فقر و انحطاط فرهنگی، نظامیان به دلیل تخصص نظامی گری خود، آن توانایی را ندارند که این پدیده ها را در جامعه ریشه کن سازند، آنها می توانند با بستن راه بر عوامل انسانی این پدیده های منفی، زمینه جریان طبیعی سیاست و رهبری را در جامعه فراهم آورند. به عبارت روشن تر به قدرت نظامی باید به مثابه قدرت اقتصادی و قدرت علمی نگریست. همان گونه که نقش اقتصاد و علم در سیاست را نمی توان نفی کرد، ولی معنی آن چنین نیست که قدرت سیاسی بدست صاحبان ثروت یا علم سپرده شود، بلکه مفهوم آن این است که نیروی نظامی و همچنین قدرت اقتصادی و علمی ابزاری در پیشبرد و رهبری سیاست کشور است و نیروهای نظامی بدون انکه قدرت سیاسی را بدست بگیرد باید نقش خود را در سلامت سیاست در برابر نیروهای فشار ایفا نماید.

ب- تضعیف توان نیروهای نظامی و عدم کارایی در لحظات حساس

از جمله مواردی که می تواند بنیان یک نیروی نظامی را از هم پاشیده و یکپارچگی و اتحاد آنرا از بین ببرد، دخالت نیروهای یاد شده در سیاست به معنی تمایل داشتن به گروه ها و جناح های داخلی است.

اگر نظامیان وارد امور سیاسی شوند و هر فردی جذب یک حزب و یا گروه موجه یا غیر موجه شوند، کارایی نیروهایی نظامی را تا حد از هم پاشیدگی رسانده و نه تنها در شرایط سخت و دشوار به یاری مدیران کشور نمی آیند، بلکه خود تبدیل به گره کوری شده و مشکلی بر سایر مشکلات می افزایند.

برای روشن شدن مسئله تصور نمایید یک لشگر رزمی که برخی از کارکنان آن وابسته به گروه و دسته ای خاص باشند، حال اگر در چنین شرایطی جنگی رخ دهد و لازم باشد تا از ان لشگر برای سد پیشروی دشمن استفاده شود، مسلماً شخص وابسته به حزبی که در ان لشگر خدمت میکند به دستور فرمانده خود مبنی بر مقابله هر چه سریعتر با دشمن گوش فرا نداده و منتظر می ماند تا ببیند حزب خود چه واکنشی نسبت به بروز جنگ نشان داده و چه سیاستی را اتخاذ میکند تا همگام با آن عمل نماید و در اینجا دیگر امر فرمانده لشگر نیست که هدف را مشخص میکند بلکه این حزب و گروه آن شخص است که باید معلوم نماید آیا در این جنگ شرکت نماید یا خیر. پس استقلال نظامیان از احزاب و دسته جات سیاسی ضرورتی انکار ناپذیر است که ضامن بقا نیروهای مسلح در تامین امنیت کشور است. زیرا در غیر این صورت هنگام بروز اختلاف بین گروه ها و احزاب داخلی چنانچه نظامیان هم به عضویت این احزاب در آمده باشند بدون شک خطر وقوع جنگ داخلی، کشور را تهدید خواهد کرد.

ج- بروز هرج و مرج و دیکتاتوری

دخالت نظامیان در سیاست در آن حد که خود به اداره کشور بپردازند، به هرج و مرج و دیکتاتوری و سلب مقوله آزادی منتهی خواهد شد. در یک نظام سیاسی که نیروی نظامی پس از دخالتهای مستقیم و غیر مستقیم در سیاست، سرانجام با کودتا و توسل به زور مستقیماً قدرت را به دست می گیرد، اوضاع آشفته ای رخ می نماید. در چنین وضعی فرمانده نظامی که رهبری کودتا را در دست دارد، برای تحکیم موقعیت خود ناچار است که سمت ها و مقام های مهم سیاسی را به نظامیان واگذار کند.

آنچه که برای جامعه و مردم در این موقعیت بیش از همه غیر قابل تحمل است، این است که تقسیم کارها و پستها برپایه کاردانی و شایستگی دارندگان این سمت ها نیست بلکه فقط بر اساس دوری و نزدیکی این افراد به مراکز قدرت از یک سو و از سوی دیگر نیازی است که مراکز قدرت به این افراد دارد. نظامیان برای پیشبرد برنامه ها و نگاهداری قدرت شان ناچارند که به خشونت بیشتری دست بزنند و چون همه راه های قانونی برای نشان دادن نارضایتی و اعتراض از مردم گرفته شده است، انان هم برای پاسخ گفتن به خشونت ها جز این که به خشونت دست زنند چاره ای ندارند.

منفعت طلبی نظامیان:

در اغلب ارتش های جهان به دلیل ماهیت نظامی گری، نظامیان به سوی قدرت و ثروت تمایل پیدا کرده و از ابزار خود برای کسب آن سود می جویند. در حالیکه سپاه پاسداران به دلیل رعایت الزامات دینی میل به ثروت و قدرت در بین اعضای ان به مثابه انحراف قلمداد شده و فرایند امور از قبیل آموزش ها، خط مشی ها و برنامه ها در جهتی قرار دارد که تلاش برای امور معنوی و ارتقاء روحی و کسب فضایل اخلاقی وجهه همت عالی پاسداران قرار گیرد. چنانکه گویی مسابقه ای برای ارتقاء اخلاقی و رفتاری در میان فرماندهان و پاسداران در جریان است. البته تلاش برای کسب تقوای الهی و برتری روحی و روانی در میان پاسداران مانعی بر سر راه تلاش آنان در جهت کسب مهارت ها و تخصص های نظامی ایجاد نمیکند. ولی آنچه که محور همه این تلاشها قرار دارد، انگیزه و نیت خدایی شدن و مطیع امر خدا بودن است. برای مثال محیط عمل نظامی، محیطی پر خطر و دشوار است، گرما، سرما، بی خوابی، تشنگی، گرسنگی و خستگی ناشی از فعالیتهای سخت و طولانی نظیر راهپیمایی و غیره همگی محیط و رفتار نظامی را برای انسان های غیر عادی، غیر قابل تحمل می سازد. حتی در زمان صلح نیز، وضع تا اندازه ای به همین گونه است و غیر از دشواری های یاد شده، انجام فعالیت های یکنواخت و تکراری و طولانی و تحمل زندگی ملال اور نظامی، امری مشکل است اما انچه همه اینها را قابل تحمل میکند هدف والای آن است.

در سالهای اولیه پیروزی انقلاب، نهاد سپاه پاسداران از جوانان و افراد مومن و با تقوایی مملو گردیده بود که خصلت هایی چون ایمان، ایثار و فداکاری و وفای به عهد، شهادت طلبی، شجاعت، صداقت و یکرنگی، جدیت و نظم و انضباط فردی و… را یکجا در خود داشتند، به گونه ای که از هاله ای اخلاقی و معنوی برخوردار گردیده بودند.

اصول و ارزشها در سپاه پاسداران :

اصول و ارزشهایی که سپاه پاسداران در عملکرد خود پایبندی به انها را عملاً نشان داده، همواره حفظ خواهد گردید. سپاه هیچ گاه در مقابل مردم و علیه آنان قرار نخواهد گرفت و به عنوان نیروی سرکوب کننده مردم در نخواهد آمد. سپاهیان عدالت را در وجوه مختلف اش، اعم از عدالت سیاسی، عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی و… می بینند و هرگز به ورطه گرایش به جناح ها و احزاب داخل در نمی غلطند و عملکرد انان همواره فراجناحی خواهد بود.

سپاه پاسداران همچنین در عمل اثبات نمود که کشورهای جهان سوم میتوانند با آموزش و اعتبار بخشی به باورهای اعتقادی و انگیزه های معنوی نظامیان، کمبودهای تسلیحاتی و فن آوری نظامی خود را جبران نموده و در نبردهای نابرابر از حیث تجهیزات، با تکیه بر منابع انسانی، به جنگ نا متقارن با دشمن بپردازند. در این مسیر ارتباط با بدنه نیروهای مردمی و بسیج ملی تضمین کننده پیروزی و غلبه بر دشمن خواهد بود.

امروز سپاه پاسداران به خوبی نقش “بازدارندگی” یعنی تهدید به مجازات برای تاثیر گذاری بر روش تجاوز کارانه دولت های متجاوز را یافته و این جز با عملکرد موفق چهارده ساله و جنگ هشت ساله با دشمنان به دست نیامده است.

وجود چنین نیرویی که از یک سو ترس و وحشت دشمنان کشور و انقلاب را موجب شود و از دیگر سو، اطمینان مردم و اعتماد مسئولین کشور را باعث گردد، فی الواقع حد مطلوبی از فلسفه وجودی یک سازمان نظامی عدالت محور و اسلامی است که می تواند الگو و نمونه ای برای ارتش های جهان اسلام باشد.


6 پاسخ به “یادداشت محمد عزلتی مقدم به مناسبت هفته‌ی دفاع مقدس: سپاه نباید سیاسی شود”

  1. ناشناس گفت:

    ba salam be sardar moghadam vaghean aliiii bod (hamzeh)

  2. علی گفت:

    اینها آرزوها بود ؟ چون واقعیات چیز دیگریست (بجز 8 سال جنگ)

  3. حسام گفت:

    در خبری در سال 89 خوانده بودیم… جعفری فرمانده سپاه : اقناع پاسداران حامی فتنه بهتر از حذف آنهاست.. در دوران مبارزه‌های انتخاباتی میرحسین شماری از فرماندهان سابق سپاه پاسداران نیز از آخرین نخست‌وزیر ایران حمایت کرده بودند.
    محمد عزلتی مقدم، رئیس كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی مهندس موسوی، از جمله فرماندهان سابق سپاه بودند که می‌توان به حمایت آنها از میرحسین موسوی اشاره کرد؛حتی در رویدادهای پس از انتخابات به زندان افتاد
    اقناع یعنی 60 روز بازداشت و انفرادی؟!اقناع یعنی محدود کردن تمام فعالیت های فرد!سربازان خمینی خدا پشت و پناه تان باشد

  4. ناشناس گفت:

    در خبری در سال 89 خوانده بودیم… جعفری فرمانده سپاه : اقناع پاسداران حامی فتنه بهتر از حذف آنهاست.. در دوران مبارزه‌های انتخاباتی میرحسین شماری از فرماندهان سابق سپاه پاسداران نیز از آخرین نخست‌وزیر ایران حمایت کرده بودند.
    محمد عزلتی مقدم، رئیس كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی مهندس موسوی، از جمله فرماندهان سابق سپاه بودند که می‌توان به حمایت آنها از میرحسین موسوی اشاره کرد؛حتی در رویدادهای پس از انتخابات به زندان افتاد
    اقناع یعنی 60 روز بازداشت و انفرادی؟!اقناع یعنی محدود کردن تمام فعالیت های فرد!سربازان امام خمینی خدا پشت و پناه تان باشد

  5. ناشناس گفت:

    البته زمانی که آقای مقدم روی میزان موفقیت سپاه مطالعه فرمودن احتمالا حوادث سال 88 به بعد اتفاق نیافتاده
    چون سپاه علارغم کارنامه ی درخشانش در دوران جنگ با فاصله گرفتن از آرمانهای امام به سازمانی شبیه به یک سازمان جاسوسی تبدیل شد که بخش مهمی از فعالیتهای بخهای مختلف کشور را مستقیما کنترل میکند

  6. مریم گفت:

    خیلی جالب بود
    خدا حفظتون کنه