مصطفی رحماندوست: بارها گفتهام که با ممیزی کتاب بزرگسال مخالفم / معاون وزیر ارشاد فرافکنی میکند
چکیده :من از روزگاران گذشته و از همان آغاز دهها مصاحبه داشتهام که سابقهشان در اینترنت هم موجود است؛ با این مضمون که «با ممیزی کتاب بزرگسالان مخالفم». دلیل مخالفت من با سانسور کتابهای بزرگسالان این است که آنها عقل دارند و قدرت انتخاب، پس حق دارند که خودشان کتابشان را انتخاب کنند. ما بزرگسال را وقتی میرود رای میدهد، قبولش داریم، وقتی میرود بجنگد، قبولش داریم، ولی وقتی میخواهد کتاب بخواند میگوییم اجازه بده که چند نفر این کتاب را بررسی کنند، بعد اگر خوب بود، برو آن را بخوان....
مصطفی رحماندوست در واکنش به اظهارات اخیر معاون فرهنگی وزیر ارشاد که از وی به عنوان «عامل ممیزی صدها کتاب در بیش از 30 سال گذشته» نام برده بود، این سخنان را تلاش ارشاد برای یافتن «یاور مجازی» در اِعمال سختگیریها به ناشران توصیف کرد. وی همچنین تاکید کرد که «سند سانسور مثنوی معنوی را دارم» و گفت: من از روزگاران گذشته و از همان آغاز دهها مصاحبه داشتهام که سابقهشان در اینترنت هم موجود است؛ با این مضمون که «با ممیزی کتاب بزرگسالان مخالفم».
بهمن دری ضمن متهم کردن برخی نویسندگان به هرزهنویسی و ابتذال جنسی، از اینکه مصطفی رحماندوست هم از عملکرد دولت در حوزه کتاب انتقاد کرده و از ممیزی مثنوی مولوی پرده برداشته، به شدت انتقاد کرده و گفته بود: «ایشان بیش از 30 سال است که در همه دورههای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در هیأت نظارت بر چاپ کتاب کودک و نوجوان عضو بوده است و حتی در ممیزی صدها کتاب از همکاران فعال اداره کتاب بوده و در نگارش بسیاری از آییننامهها نقش مؤثری داشته است و بهعنوان سرگروه بررسان با سختگیریهای بعضاً ناموجه و سلیقهای از انتشار بسیاری از کتابها ممانعت کرده است که در دوره جدید، برای بسیاری از آن کتابها مجوز صادر کردهایم. حال نمیدانیم چطور ایشان که در دوران وزارت آقایان میناچی، دوزدوزانی، معادیخواه، خاتمی، لاریجانی، میرسلیم، مهاجرانی، مسجدجامعی و صفارهرندی پای ثابت گروههای بررسی کتاب بوده، به خاطر برخی تصورات احتمالاً شخصی، ذوقزده شده و اداره کتاب را مورد هجمه قرار میدهد و البته در کارنامه ایشان ممیزی دهها کتاب بازنویسیشده هم به چشم میخورد.»
معاون وزیر ارشاد دولت احمدینژاد همچنین ادعا کرده بود: «نیاز به ارائه سند نیست که در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی در هیچ دورهای هیچیک از کتابهای کلاسیک ممیزی نشده و نخواهد شد؛ چون معتقدیم که این آثار میراث کهن و ماندگاری است که هویت دینی و ملی ما را به جهانیان عرضه میکند. حافظ، سعدی، مولوی، فردوسی، ناصرخسرو، وحشی بافقی، جامی، نظامی، رودکی و دهها شاعر و نویسنده بزرگمایه، از مفاخر و مشاهیر ما هستند.»
اما رحماندوست با تاکید مجدد بر اظهارات قبلیاش در مصاحبه با خبرگزاری مهر در خصوص سانسور «مثنوی معنوی» در اداره کتاب وزارت ارشاد افزود: من باز هم میگویم و سند هم دارم که گفته بودند فلاپی کتاب «مثنوی معنوی» باید سانسور شود و این کار شده است. مشکل این است که دوستان وقتی حرفی میزنند، باید سر حرفشان بایستند.
این نویسنده حوزه کودک و نوجوان گفت: به نظر من آقای دری مشکلات خودش را فرافکنی میکند و «جای عشق خود به عشق دیگران گوید سخن». من از روزگاران گذشته و از همان آغاز دهها مصاحبه داشتهام که سابقهشان در اینترنت هم موجود است؛ با این مضمون که «با ممیزی کتاب بزرگسالان مخالفم».
سراینده مجموعههای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشتها» افزود: دلیل مخالفت من با سانسور کتابهای بزرگسالان این است که آنها عقل دارند و قدرت انتخاب، پس حق دارند که خودشان کتابشان را انتخاب کنند. اگر هم کتابی بد باشد، طبق قانون مطبوعات که شامل کتاب و نشریات هر دو است، افراد حق دارند شکایت کنند و در دادگاه صالحه و با حضور هیئت منصفه به این شکایت رسیدگی خواهد شد.
رحماندوست با اشاره به این بخش از سخنان بهمن دری درباره همکاری وی با گروههای بررسی کتاب در دوران وزارت آقایان میناچی، دوزدوزانی٬ معادیخواه، خاتمی، لاریجانی، میرسلیم، مهاجرانی، مسجدجامعی و صفارهرندی در ارشاد، با بیان اینکه «همکاری من با وزارت ارشاد از دوره آقای خاتمی و با عنوان مدیرکل دفتر مجامع و فعالیتهای فرهنگی این وزارتخانه شروع شد» تاکید کرد: من این حرفها را هم در زمان آقای خاتمی، هم در دوره آقای میرسلیم، هم در زمان آقای لاریجانی و هم در دوره آقای صفارهرندی گفتهام.
این شاعر و پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان ادامه داد: ما بزرگسال را وقتی میرود رای میدهد، قبولش داریم، وقتی میرود بجنگد، قبولش داریم، ولی وقتی میخواهد کتاب بخواند میگوییم اجازه بده که چند نفر این کتاب را بررسی کنند، بعد اگر خوب بود، برو آن را بخوان.
نویسنده کتابهای «فرهنگ آسان» (دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان) و «فرهنگ ضربالمثلها» افزود: من به عنوان عضو هیئت نظارت بر کتاب کودکان و نوجوانان، هیچ گاه بررس و ممیز کتابها نبودهام و به آقای دری پیشنهاد میدهم بروند اصول و قواعد و قوانین هیئت نظارت بر کتابهای کودک و نوجوان را مطالعه کنند ببیند فلسفه وجودی هیئت نظارت چیست.
رحماندوست گفت: هیئت نظارت بر کتابهای کودکان و نوجوانان، کارش این بوده که برای مسائل جدید مربوط به کتابهای این حوزه، قانون تعیین کند، دوم اینکه وقتی ممیزان ارشاد کتابی را بررسی کردند و اشکالی به آن گرفتند که ناشر و پدیدآورنده کتاب، آن اشکال را قبول نداشتند، هیئت نظارت وارد عمل شود و در واقع به عنوان شورای حل اختلاف عمل میکند.
این شاعر اضافه کرد: به عنوان مثال هیئت نظارت بررسی میکرد و مثلاً به این نتیجه میرسید که کتابهای خارجی نباید زیاد ترجمه شود و این با هدف رشد سطح نوشتاری نویسندگان داخلی بود. دوم اینکه هیئت نظارت اختلافات موجود بین نویسنده و ناشر با اداره کتاب را بررسی و رای نهایی را صادر میکرد.
رحماندوست با ذکر مثالی اضافه کرد: در زمان آقای صفارهرندی، یک بار اختلافی درباره تصویرگری چند کتاب مذهبی پیش آمد که هیئت نظارت رای داد که این کتابها خوب است چاپ شوند، اما اداره کتاب که آن زمان مدیرش آقای حمیدزاده بود، از دادن مجوز نشر به آنها خودداری کرد.
وی افزود: همین جا اعلام کنم که من آن زمان و به دلیل این مسائل، بدون اینکه استعفا بدهم، از هیئت نظارت بر کتابهای کودک و نوجوان آمدم بیرون؛ من وقتی میدیدم تصمیمات هیئت نظارت اجرا نمیشود و آقای حمیدزاده میگفت «شما اجازه بدهید ما تصمیمات را بگیریم» از این هیئت آمدم بیرون و دیگر هم به جلسات آن نرفتم.
این شاعر با بیان اینکه «آقای دری، شان و جایگاه هیئت نظارت را نمیشناسد» گفت: اولاً که اعضای هیئت نظارت نه از سوی وزرا، بلکه از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی انتخاب میشوند و وزارت ارشاد موظف به اجرای تصمیمات این هیئت است. ثانیاً کار هیئت نظارت همانطور که گفتم بررسی و ممیزی کتاب نبوده است و آقای دری در این باره اشتباه میکند.
رحماندوست در عین حال تاکید کرد: اعتقاد دارم کتابهای بچهها به دلیل اینکه آنها قدرت دفاع از خودشان را ندارند و اینکه سوء استفادههای زیادی در این زمینه در بازار نشر میشود، نیازمند بررسی دقیق است و این مختص ایران هم نیست و در بسیاری از کشورها آدمهای متخصص و کتابدار، گروههای سنی تعیین میکنند و کتابها را به صورت دقیق و البته علمی بررسی میکنند، اما مشکل این است که دوستان میخواهند برای سختگیریهای خودشان «یاور مجازی» بسازند.
این نویسنده اضافه کرد: به اعتقاد من در این دوره که فایل pdf همه کتابها در دسترس است و به راحتی دانلود میشود و همه میتوانند بخوانند، این نوع ممیزی غلط است.
رحماندوست گفت: من در همان دوره پیشنهاد کردم که وزارت ارشاد از یک NGO حمایت کند تا آنها کتابها را ردهبندی کنند و مثلاً بگویند سطح این کتاب از نظر ما خیلی عالی است، سطح فلان کتاب متوسط و سطح بهمان کتاب پائین است تا خانوادهها اگر به این تشکل اعتماد کردند، با اعتماد به انتخاب آنها، کتاب برای فرزندانشان بخرند.
وی گفت: در کشوری مثل ایتالیا انجمنهای کتابداری متفاوت جمع میشوند و کتاب سال کشورشان را انتخاب میکنند، اما در ایران و در همین دوره آقای دری آمدهاند کتاب مرا به عنوان کتاب برگزیده فصل انتخاب کردهاند، ولی در جلسهای بعد از داوریها، آن را حذف کردهاند. برای من مهم نیست که کتابم رد شده، ولی نشان میدهد که در کشورهای دیگر این کارشناسان هستند که به یک کتاب امتیاز میدهند، اما در اینجا کار به جایی میرسد که کارشناسان هم که کتاب را انتخاب میکنند، عوامل اداری که امروز هستند و فردا نیستند، انتخاب هیئت داوران را وتو میکنند.
این شاعر ادامه داد: علاوه بر اینها، دوستان حالا آمدهاند دفتر و دستک جدیدی باز کردهاند به نام «منشور اخلاقی نویسندگان» و لابد فردا اگر فلان نویسنده ریشش کوتاه باشد یا مویش بیرون باشد، از منشور اخلاقی تخلف کرده و باید به یک جایی سپرده شود تا محاکمه شود.
این شاعر در پایان با بیان اینکه «وزارت ارشاد مسائل خودش را فرافکنی میکند» افزود: هیچ نویسنده و مترجمی خوشش نمیآید اثرش در یک اتاق دربسته بعد از 8 ماه بررسی، غیرقابل چاپ اعلام شود، بدون اینکه ورقهای به او بدهند و دلیلی برایش بیاورند. در آن زمان که تصمیمات هیئت نظارت حداقل شنیده میشد، اگر ناشر و نویسندهای هم اعتراض داشت، اعتراضش را مطرح میکرد تا حرفی فنی درباره دلیل رد شدن کتابش بشنود.














در وزارت ارشاد یک عده آدم شکاک که بیماری سوء ظن دارند نشسته اند این ها باید به روانپزشک مراجعه کنند تا درمان شوند
اینها عوارض نظریه تهاجم فرهنگی هستند ، عارضه ای ندارند که به روانپزشک مراجعه کنند . خودشان عارضه هستند . دیگر از روانپزشک هم کاری ساخته نیست .
جناب آقای رحماندوست نویسنده توانائی است که نامشان برای اکثر هموطنان آشناست شعرهای ایشان در کتابهای دوره دبستان از یاد کسی نمی رود ایشان نویسنده توانمندی است واجازه نمی دهد اقتدار گرایان آثاردرخشان ایشان را با این فرافکنی ها در اذهان مردم ایران تیره وتار جلوه دهند برای این استاد عزیز ودوست داشتنی آرزوی موفقیت دارم
این افراد هرروز با کمک ایادی امریکا درحال بدرد آوردن دل آقا هستند .این حرفها از حلقوم اذناب استکبار خارج می شود. دراین حکومت هیچکس وحتی یکنفر هم نیست که بتواند بفهمد که چی خوب است وچی بد!بنابراین خود فقیه مطلقه هم آخرش نفهمید چی خوب است وچی بد!متوجه نشدید!؟ اشکالی ندارد در این کشور که به آفت استبداد مبتلاهست عادی است.باری فهمیدن عجله نکنید احتیاجی به آن نیست!