مادر مسعود هاشم زاده، یکی از شهدای جنبش سبز: مسئولان با دروغ هایشان خون به دل ما می کنند
چکیده :پدر مسعود همیشه می گفت از خدا هیچی نمیخواهم فقط میخواهم ظلمی را که به ما و به بچه های ما شده ببیند. او آرزو داشت محاکمه قاتل بچه اش را ببیند، اما رفت. ولی من هستم ایستاده ام و جواب میخواهم. تا روزی که زنده ام جواب میخواهم. بچه های ما نتوانستند ظلم را تحمل کنند ناحق را نتوانستند تحمل کنند و رفتند و کشته شدند ما نیز تحمل نخواهیم کرد....
مسعود هاشم زاده، جوان 27 ساله ای بود که در راهپیمایی روز 30 خرداد ۸۸ با اصابت مستقیم گلوله جان باخت و خانواده اش پیکر او را در روستای ولی آباد یکی از روستاهای رشت دفن کردند. خانواده او نیز همانند بسیاری از خانواده ها با طرح شکایتی خواهان معرفی و محاکمه قاتل فرزندشان شدند. اینک که بیش از دو سال از این واقعه می گذرد پدر مسعود هاشم زاده نیز فوت شد. فاطمه محسنی مادر مسعود هاشم زاده در گفت و گویی به جرس گفت: پدر مسعود هاشم زاده داغ فرزند را به دل داشت و زمانی که حرف های آقای لاریجانی را می شنید حرص می خورد و مریضی اش شدید تر می شد که چطور او می تواند بگوید در جریان انتخابات فقط یک نفر کشته شده است.
حرف لاریجانی حرف زور بود
وی این ماجرا را تشریح کرد و افزود: آقای هاشم زاده وقتی در خانه بستری بود حرف های لاریجانی را از تلویزیون شنید، بیماری اش شدید تر شد؛ یعنی صحبت ایشان، حرف زور بود. صدایم کرد و گفت خانم، چی می گه این آقا؟ این همه جوان ها کشته شدند، چرا می گوید یک نفر کشته شد؟ این جمله را خودمان از تلویزیون شنیدیم، و پدر مسعود وقتی شنید بی اندازه حرص می خورد، غصه می خورد. ما خودمان با اینکه عزادار بودیم به خاطر درگذشت پدر مسعود، صحبت های اخیر احمدی نژاد را هم شنیدیم. این جمله ها را وقتی پدر و مادر ها و خانواده ها گوش می دهند داغون می شوند.
وی درباره مشکلاتی که بعد از کشته شدن فرزندش با آن مواجه شدند می گوید: در روزهای نخست که پسرم کشته شد برای ما مشکل به وجود آمده بود و هنوز که دو سال گذشت باز هم مشکل به وجود می آورند. به خاطر اینکه جنازه را از ما نگیرند، آوردیم در روستای خودمان پسرم را دفن کردیم. ما تهران زندگی می کردیم. پسر دیگرم هم بازداشت شده بود و در مراسم خاکسپاری مسعود بود که او را آزاد کردند.
پدر مسعود می گفت که هرجا توانستی حرفت را بزن
مادر شهید هاشم زاده تاکید می کند که آقای هاشم زاده (قبل از فوت شدن) می گفت هرجا که توانستی حرفت را بزن؛ ما پدر و مادرها دیگر از جان گذشته هستیم، به خاطر داغ بچه هایمان.
گفتند که پرونده پیگیری نمی شود
اما خانم محسنی با سایت روزآنلاین هم گفت و گویی داشت و درباره آخرین وضعیت پرونده پسرش گفت: هر بار پی گیری کردیم بی نتیجه بوده. یک بار ما را دادگاه خواستند و من و پدر مسعود رفتیم. گفتند باید دیه بگیرید. ما هم گفتیم دیه نمیخواهیم، قاتل را میخواهیم ببینیم و بپرسیم به چه گناهی بچه های ما را کشتند؟ مگر بچه های ما چه می خواستند؟ اما گفتند پرونده پی گیری نمی شود. پیگری هم نشد هر چه رفتیم و امدیم بی نتیجه بوده. الان یک سال و خورده ای از آن جلسه که گفتند دیه بگیرید گذشته و پرونده را مسکوت گذاشته اند. هیچ جوابی هم به ما نمیدهند. پدر مسعود هم که رفت اما من همچنان پی گیر خواهم بود.
مسعود من نه بسیجی بود نه طرفدار احمدی نژاد و نه اغتشاشگر
مسئولان با دروغ هایشان خون به دل ما می کنند
وی در واکنش به سخنان احمدی نژاد در آمریکا گفت: مسعود من نه بسیجی بود نه طرفدار احمدی نژاد و نه اغتشاشگر. او و سهراب و کیانوش و سایر بچه های ما دنبال آزادی بودند. چیز زیادی نمی خواستند. بعد از انتخابات کشته شدند و مسئولان حرفی برای گفتن ندارند که هر بار حرف جدیدی می زنند و با دروغ هایشان خون به دل ما می کنند. جواب ما را که نمیدهند هیچ، می گویند فقط یک نفر کشته شده یا می گویند بسیجی بوده اند و…در پرونده پسر من مشخصات قاتل او هست و شاهدان عینی قاتل او را شناسایی کرده اند. بخواهند رسیدگی کنند خیلی راحت می توانند قاتل را معرفی کنند اما می بینید که نمی کنند و میخواهند با یک دیه همه چیز را تمام کنند و ازآن طرف هم اصلا منکر بچه های ما می شوند. چه بگوییم واقعا.
تا روزی که زنده ام ایستاده ام و جواب می خواهم
این مادر داغدیده افزود: پدر مسعود همیشه می گفت از خدا هیچی نمیخواهم فقط میخواهم ظلمی را که به ما و به بچه های ما شده ببیند. او آرزو داشت محاکمه قاتل بچه اش را ببینداما رفت. ولی من هستم ایستاده ام و جواب میخواهم. تا روزی که زنده ام جواب میخواهم. بچه های ما نتوانستند ظلم را تحمل کنند ناحق را نتوانستند تحمل کنند و رفتند و کشته شدند ما نیز تحمل نخواهیم کرد باید مشخص شود بچه های ما به چه گناهی کشته شدند. اینجا جواب ندهند از سازمان ملل جواب خواهم خواست. از نهادهای بین المللی و سازمان ملل خواهم خواست که صدای ما را بشنوند و نگذارند خون جوان های ما پایمال شود.














این ها نه انسان هستند نه مسلمان اینها گرگانی هستند در لباس میش . خدا لعنت شان کند که ابروی ایران وایرانی را برده اند .در همه زمینه ها ادم خجالت می کشد به گوید ایرانی است
خانم ها شم زاده به شما و تمام خانواده شهیدا در جنگ در جنبش سبز تسلیت میگویم و خودم که خانواده شهید هستم شمارا درک می کنم کسی که نماز نخواند به دستور خدا عمل نکرده اما دروغ گو دشمن خداست .که این ها از بالا تا پائین همه دروغ میگویند.و دروغ گوئی و فریب عوام را برای حفظ خودشان لازم می دانند
من اون اوایل یک بار توی صف پمپ بنزین عکس مسعود عزیز رو دیدم که پشت شیشه ماشینی بود. رفتم جلو و سوال کردم و متوجه شدم اون شخص پدر مسعود هستش… هیچی نتونستم بگم جز اینکه امیدوارم جاش همیشه سبز باشه و بتونیم راهشون رو ادامه بدیم , پدر مسعود هم با بزرگواری تمام تشکر کرد . دیگه نتونستم چیزی بگم و بغض راه گلوم رو بست ؛ درست مثل الان …………………
هیچ وقت اون نگاه قدر شناسانه پدر مسعود از یادم نمیره …
خانم هاشم زاده امیدوارم شرمنده شما و مسعود و پدرش و بقیه عزیزانی که تو این راه رفتن نشیم