سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گزارشی که آدم‌ربایان را نگران کرد: کسی آنها را فراموش نکرده است...
» موجی که یک پیام غیررسمی میرحسین در فضای فرهنگی ایران ایجاد کرد

گزارشی که آدم‌ربایان را نگران کرد: کسی آنها را فراموش نکرده است

چکیده :«کلمه» وقتی دو هفته پیش از دیدار او و رهنورد با فرزندانشان خبر داد، بنا به ملاحظاتی اشاره‌ای به دو کتابی که او به دخترانش معرفی کرده بود، نکرد. معرفی یکی از آن دو کتاب و اشاره به جمله‌ی میرحسین در شبکه‌های اجتماعی و سپس سایت‌های غیررسمی کافی بود تا موجی باورنکردنی به راه بیفتد: هر دو ترجمه‌ی موجود در بازار از این کتاب چند روزه نایاب شد، نسخه‌های الکترونیکی آن در هزاران نسخه دانلود شد و بریده‌های کتاب در ایمیل‌ها و پیام‌های جمعی دست به دست شد. همه به دنبال آن بودند که ببینند میرحسین موسوی این روزها چه حال و روزگاری دارد چرا که به دخترانش گفته بود: «به هر کسی که می خواهد از وضع حال من خبردار شود بگوئید که کتاب "گزارش یک آدم ربایی" گابریل گارسیا مارکز را بخواند.»...


کلمه- گروه اجتماعی:

مخالفانش می‌گویند: «او فراموش شده است، هیچ‌کس دیگر به حرف او توجهی نمی‌کند، برای کسی اهمیت ندارد که آزاد باشد یا در حصر، و همان اندک محبوبیت قبلی را هم از دست داده است» اما حالا حتی گابریل گارسیا مارکز هم می‌داند که آنها دروغ می‌گویند. او هم حتما این روزها شهادت می‌دهد که نه جنبش سبز در ایران مرده است، نه چیزی از محبوبیت و توجه افکار عمومی به میرحسین موسوی کم شده است و نه کسی می‌تواند نفوذ کلام این رهبر در حصر جنبش سبز را ندیده بگیرد.

دو سال قبل، پس از عاشورای حماسی و خونین 88، موسوی در بیانیه‌ای اشاره کرد که به او و دوستانش گفته می‌شد اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابان‌ها نخواهند آمد، اما حرکت وسیع مردم در روز عاشورا بطلان این تصور را ثابت کرد. حالا پس از دو سال، یک اتفاق ساده، ثابت کرده که همه‌ی توهمات در خصوص پایان جنبش سبز یا حتی ایجاد فضای مصنوعی و اغراق‌شده توسط رسانه‌های این جریان، نقش بر آب است: اتفاقی که در خصوص کتاب «گزارش یک آدم ربایی» افتاده است.

«کلمه» وقتی دو هفته پیش از دیدار او و رهنورد با فرزندانششان خبر داد، بنا به ملاحظاتی اشاره‌ای به دو کتابی که او به دخترانش معرفی کرده بود، نکرد. معرفی یکی از آن دو کتاب و اشاره به جمله‌ی میرحسین در شبکه‌های اجتماعی و سپس سایت‌های غیررسمی کافی بود تا موجی باورنکردنی به راه بیفتد: هر دو ترجمه‌ی موجود در بازار از این کتاب چند روزه نایاب شد، نسخه‌های الکترونیکی آن در هزاران نسخه دانلود شد و بریده‌های کتاب در ایمیل‌ها و پیام‌های جمعی دست به دست شد. همه به دنبال آن بودند که ببینند میرحسین موسوی این روزها چه حال و روزگاری دارد چرا که به دخترانش گفته بود: «به هر کسی که می خواهد از وضع حال من خبردار شود بگوئید که کتاب “گزارش یک آدم ربایی” گابریل گارسیا مارکز را بخواند.»

 پایان دویست روز بی‌خبری از حال و روز یک «همراه»

«حال‌وهوا مناسب بود تا از غم درون صحبت کنند. ماروخا که می‌دانست این جوان‌ها (نگهبانان) هم زندانی هستند از تجارب خود، با سه پسرش که اکنون همه بزرگ شده‌اند برای آن‌ها تعریف می‌کرد تا شاید به دردشان بخورد.»

گزارش يك آدم‌ربايي – صفحه ۲۶۰

کتاب «گزارش یک آدم‌ربایی» یک داستان واقعی است. مارکز، خود داستانِ نوشتن این کتاب را در مقدمه این‌گونه روایت می‌کند: «ماروخا پاچون و شوهرش آلبرتو وي باميزار در اكتبر 1993 به من پيشنهاد كردند درباره شش ماه ربايش ماروخا و تلاش‌هاي سرسختانه آلبرتو براي آزادي او، كتابي بنويسم. طرح نخست به پايان رسيده بود كه فهميدم اين آدم‌ربايي را نمي‌توان جدا از ديگر موارد آدم‌ربايي كه همزمان در كشور روي داده بود، مورد بررسي قرار داد.»

اما وقتی خبر در شهر پیچید که میرحسین چه توصیه ای کرده، همان روز این کتاب که دو ترجمه جاهد جهانشاهی (نشر آگاه) و‌‌ ترجمه كیومرث پارسای (نشر علم) از آن در بازار موجود است(بود)خواهان پیدا کرد و نایاب شد.

یکی از خبرنگاران در صفحه مجازی خبرخوان(ریدر) خود درباره حال و هوای روزهای اول کتاب فروشی های پایتخت بعد از این توصیه میرحسین تجربه شخصی خود را توصیف می کند و می نویسد: در فاصله‌ی سرو غذا در رستورانی در ونک، می‌روم سراغ دو کتاب‌فروشی پرمشتری شهر؛ شهرکتاب ونک و کتاب‌فروشی بهمن. وقتی «گزارش یک آدم‌ربایی» را جست‌وجو می‌کنم، هیچ کس نه سراغ کامپیوتر می‌رود، نه فهرست موجودی‌ها. این نام برای‌شان خیلی آشناتر از این حرف‌هاست، انگار درست سه روز است که همه‌ی پایتخت‌نشین‌ها دنبال گزارشی از یک آدم‌ربایی می‌گردند.در هر دو کتاب‌فروشی جوابم با لبخندی پرمفهوم روبه‌روست؛ «خیلی پرمشتری شده، الان ندارم، هر چی امروز آوردم، تموم شده، مگه بعدازظهر سر بزنی، سفارش دادم برسه».

این خبرنگار که با دردسر بسیار بالاخره نسخه ای از این کتاب را پیدا می کند توضیح می دهد که « دویست روز است که حتا چند خط هم نمی‌دانیم درباره‌ی این‌که این چهار مرد و زن، چگونه روزگار می‌گذرانند، با آن‌ها چه می‌کنند و چگونه روزگاری‌ست.حالا چندین سال پس از این‌که مارکز گزارشی از یک آدم‌ربایی را نوشت، بدون آن‌که شاید خود بداند، هزاران کیلومتر این‌ورتر دنیا داستان او، رنگ حقیقت گرفته است؛ مردم شهر اما به لطف هوش میرحسین، اکنون دیگر می‌توانند گزارش این آدم‌ربایی را بخوانند.»

 اینترنت پیام او را شنید و پخش کرد

پاچو با قدرت تفكرات خود در زندان آن گروه را مورد سرزنش قرار داده بود: «…همه ما مي‌دانيم در كلمبيا چطور ميتوان آراء مردم را از آن خود كرد؛ و اغلب نمايندگان مجلس چگونه انتخاب مي‌شوند.» اشاره كرده بود كه خريد و فروش آراي مردم در سراسر كشور، و به ويژه در مناطق ساحلي، و تقلب در شمارش آنها مرسوم و رايج است و بسياري از نمايندگان؛ از شيوه‌هاي نامطلوب سياسي از جمله زد و بندهاي پشت پرده به منظوركسب آرا استفاده مي‌كنند. به همين دليل هم همواره عده اي معين انتخاب ميشوند.

گزارش يك آدم‌ربايي، صفحه 433

اما یکی از اتفاق های جالب ایجاد یک موج و انرژی تازه در فضای مجازی بود به طوریکه صفحه ای با عنوان «گزارش یک آدم ربایی – حال و هوای یک رئیس جمهوری در حصر» در فیسبوک و توییتر ساخته شد و اعضای صفحه که ساعت به ساعت بر تعدادشان افزوده می‌شود درباره این کتاب سخن می گویند.

آنها تجربه های خود را در خرید و حاشیه های مربوط به این کتاب با دیگران به اشتراک می گذارند.

یکی از کاربران اینترنت در صفحه فیس بوک «گزارش یک آدم ربایی – حال و هوای یک رئیس جمهوری در حصر» درباره تجربه خرید این کتاب می نویسد: «دو روز پیش از سایت اینترنتی آدینه بوک دو جلد کتاب «گزارش یک آدم روبایی» راخریدم. امروز صبح از فروشگاه کتاب به من زنگ زدندکه این کتاب نایاب شده و اصل کتاب دیگر موجود نیست. در حال حاضر کپی کتاب خارج از انتشارات تهیه می شود که ما می توانیم برای شما تهیه اش کنیم و برایتان بفرستیم مایل هستید؟

پرسیدم: کپی اش قابل خواندن هست؟

گفت: آره الان یکی اش جلوی خودم هست. می خواهم ببرم بخوانمش..

گفتم: یعنی اصلش اصلا موجود نیست؟

گفت: نه فروشش یک دفعه رفت بالا باید صبر کنید چاپ جدیدش برسه.. بالاخره در جریان هستین که!!!

گفتم بله! پس بفرستید.»

انتشار خبر در رسانه‌های رسمی؛ احتیاط، سانسور، حذف

«ماروخا اگر از رويدادي ناراحت مي‌شد، آشكارا احساس خود را بيان مي‌كرد و واكنش نشان مي‌داد. در واقع عادت اون اينگونه بود. در برابر نگهبانان كه وظيفه‌اي جز زورگويي نداشتند هرگز عقب نشيني نمي‌كرد و چنان قاطعانه با آنها حرف ميزد كه به شدت از او مي‌ترسيدند.»

گزارش يك آدم‌ربايي -صفحه ۱۶۹

خبرگزاری ها و روزنامه های کشور بعد از این اتفاق با احتیاط اخبار حوزه کتاب را پوشش می دادند به طوریکه سایت آینده نیوز در خبری که تنها میزان فروش بازار کتاب پایتخت را نشان می داد نوشت: «این هفته دو چاپ از یک كتاب قدیمی در فهرست پرفروش‌ها قرار گرفته است. «گزارش یک آدم‌ربایی» نوشته گابریل گارسیا ماركز با ترجمه جاهد جهانشاهی (نشر آگاه) و‌‌ همان كتاب با ترجمه كیومرث پارسای (نشر علم) با فاصله كمی از هم در صدر پرفروش‌ها ایستاده‌اند.»

این رسانه هیچ اشاره ای به دلیل این موضوع نداشت. از سوی دیگر موجی که برای خرید این کتاب به وجود آمد باعث شد روزنامه شرق نیز٬ در قسمتی از گزارش خود پیرامون بازار کتاب٬ به بالا رفتن فروش این کتاب در بازار اشاره کرده و بنویسد: «شايد با گذشت 15سال از خلق اين اثر براي آقاي «ماركز» هم جالب باشد كه اين كتاب اين روزها در ايران طرفداران بسياري دارد.»

اما از همه قابل تامل تر خبری بود که برای چند دقیقه بر روی خروجی خبرگزاری مهر باقی ماند و سریع اصلاح شد.

تیتر خبر این بود: « اوضاع بازار کتاب مثل همیشه/ اثر مارکز در یک هفته تمام شد» اما گویی مسئولان این سایت متوجه شده اند که نباید در رسانه اشان واقعیت ها نشان داده شود سریع اقدام به اصلاح تیتر خبر کردند و بخشی از مطلب که اشاره به این کتاب داشت نیز حذف شد.

در بخشی از این خبر آمده بود:«اما این فروشنده درباره کتاب «گزارش یک آدم ربایی» گابریل گارسیا مارکز حرف‌های جالبی دارد. او می گوید: خیلی‌ها دنبال این کتاب می‌آیند ولی چاپش در یک هفته به اتمام رسید. در حالی که دو ناشر چاپش کرده‌اند. در حال حاضر همه نسخه‌های این کتاب در فروشگاه ما به فروش رفته است. این وضع در همه کتابفروشی‌های انقلاب وجود دارد و تقریبا نمی‌توان فروشگاهی را پیدا کرد که از «گزارش یک آدم ربایی» یک نسخه داشته باشد. در کتابفروشی‌ خجسته هم همین سخنان شنیده می‌شود که می‌گویند: روزی ۵۰ نفر به دنبال این کتاب می‌آیند اما ما نسخه ای از آن نداریم. »

تصویری از خبر خبرگزاری مهر قبل از حذف بخش مربوط به کتاب گزارش یک آدم ربایی

تنها چند دقیقه کافی بود که مسئولان این خبرگزاری که در مطلب خود اشاره ای به توصیه میرحسین هم نکرده بودند و تنها گزارشی از واقعیت موجود در بازار کتاب ارائه کردند یادشان آمد که آنچه که آن را فتنه می نامند قرار بود خیلی وقت پیش مرده باشد اما این خبر چیز دیگری می گوید بنابراین آن را حذف کرده و تیتر زدند: «اوضاع بازار کتاب مثل همیشه/ تا مردن 4 نفس باقی است»

وقتی مارکز صدای میرحسین را به دنیا رساند

آنها – نگهبانان- هم مانند گروگانها به عيسي مسيح و مريم مقدس متوسل مي‌شدند، هر روز دعا مي خواندند و حمايت و آمرزش ميطلبيدند، نذر مي‌كردند و صدقه مي‌دادند تا قديسان، آنها را در انجام هر نوع جنايتي موفق گردانند.

گزارش يك آدم‌ربايي، صفحه 102

 

خبر به رسانه های دنیا هم رسید. رسانه های کلمبیایی در چند نوبت به این موضوع پرداختند از سوی دیگر روزنامه گاردین نیز گزارشی در این باره با تیتر « کتاب گابریل گارسیا مارکز الهام‌بخش مخالفان درایران» منتشر کرد و در بخشی از آن نوشت : « کتاب “گزارش یک آدم ربایی” در حالی در کتابفروشی های تهران به فروش می رود که رهبر مخالفان، که در حصر خانگی است، آن را انعکاس دقیق تجربه خود توصیف کرده است.میر حسین موسوی، نخست وزیر سابق ایران و رهبر در بازداشت مخالفان دولت ایران می گوید کتاب “گزارش یک آدم ربایی” مارکز انعکاس دقیق زندگی او تحت بازداشت خانگی است. گابریل گارسیا مارکز، نویسنده برنده جایزه نوبل، به انعکاس دنیای ماورای الطبیعه و گاه مخوف امروزی مشهور است که در آن هیچ چیز آنطور که به نظر می رسد نیست.با این وجود در این مورد، کشورمورد نظر کلمبیا نیست بلکه ایران، در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، است.چاپ کتاب “گزارش یک آدم ربایی”، که مارکز آن را در سال 1996 نوشته است، این هفته، پس از آنکه میر حسین موسوی گفت این داستان کلمبیایی وصف الحال وضعیت زندگی او در حصر خانگی است، نایاب شد.»

گاردین از حال این روزهای میرحسین نوشت

گاردین نوشت: « حداقل ۱۰ کتابفروشی درتهران به گاردین گفته اند دیگر نسخه‌ای از این کتاب برای فروش ندارند.»

اما خود مارکز و هوادارانش نیز به این ماجرا واکنش نشان دادند. صفحه مارکز در فیس بوک که بیش از 360 هزار مخاطب دارد خبر این مطلب و فروش بالای «گزارش یک آدم ربایی» را گزارش کرد.

صفحه مارکز و هوادارنش در فیس بوک

بعد از اینکه لینک خبر در صفحه فیس بوک این نویسنده معروف جهان انعکاس پیدا کرد بسیاری در نظرات این سوال را می پرسیدند که «میرحسین» کیست؟ و بسیاری از ایرانی هایی که در این صفحه حضور داشتند درباره میرحسین و ربوده شدندش توضیح می دادند.

 حصر بی‌اثر است؛ مردم آنها را فراموش نکرده‌اند

«در هنگام معاينه ماروخا زمزمه كرد: خيلي متاسفم كه شما را در چنين شرايطي مي‌بينم. من به ميل و اراده‌ِ خودم در اينجا كار نميكنم، يكي از هواداران دكتر لويس كارلوس گالان هستم و به او هم راي داده‌ام.ميدانم كه رنج بسياري را متحمل شده‌ايد، ولي لازم است تا انتها با آرامش تحمل كنيد تا سلامت بمانيد.»

گزارش يك آدم‌ربايي، صفحه 194

بیش از 200 روز گذشت. دیگر واژه های «حصر» و «زندان» معنایی ندارد. گویی «میرحسین» به ما می گوید که حکومت او را ربوده است. از 26 بهمن 1389 حکومت در یک اقدام غیرقانونی او و همسرش را ربوده است. او حضور دائمی نگهبانان را می بیند و لمس می کند.

بی‌قاعده بودن شرایط هم یکی از شباهت‌های بین این کتاب و زندگی این روزهای میرحسین موسوی است. یک‌روز امکان حرف‌زدن تلفنی با خانواده می‌دهند و یک‌دفعه از این امکان محروم می‌شوند. یک روز امکان ملاقات می دهند و روزهای دیگر برای مدت طولانی این امکان را حذف می کنند و …

اما این اتفاق ساده در فروش بالای این کتاب غیر از اینکه ما را از حال و احوال میرحسین آگاه می کند حقیقتی را روشن می سازد که این روزها مردم در جست‌وجوی بی‌امان کتاب‌فروشی‌ها، چهار مرد و زن در حصر را فراموش نکرده اند.نه فقط آنها فراموش نشده‌اند، که حتی کافی است به‌اصطلاح لب تر کنند تا موجی تازه به دنبالشان راه بیفتد؛ آنقدر که در جامعه‌ای کتاب‌نخوان، یک نهضت کتابخوانی راه بیندازد.

یکی از فعالان عرصه رسانه در صفحه فیس بوک خود می نویسد: صفحه اول يك نسخه از این كتاب نوشته ام: به مردي كه معجزه نكرد تا ايمان بياورم. ايمان داد تا معجزه كنم.منتظرم درجشن رهايي اش يك نسخه تقديمش كنم.تمام دلخوشي اين روزهاي من….

از سوی دیگر دوستی می گفت: «چه خوب می شد که هر هفته میرحسین یک کتاب جدید معرفی می کرد تا سرانه کتابخوانی کشور بالا رود.»

نامه بدین‌ترتیب به پایان می‌رسید: «خودتان را به‌عنوان انسانی نشان دهید که هستید و با حرکتی شجاعانه و انسانی، که تمام جهان درک‌خواهدکرد، ربوده‌شدگان ما را بازپس‌گردانید.»

گزارش يك آدم‌ربايي – صفحه 116


145 پاسخ به “گزارشی که آدم‌ربایان را نگران کرد: کسی آنها را فراموش نکرده است”

  1. mehran گفت:

    واقعا!

  2. يارن ياران با هم پيمان گفت:

    مير حسين عزيزم هميشه در قلبم جاي داري دوستت دارم بزرگمرد ايران

  3. ناشناس گفت:

    http://www.persianupload.com/3419839
    دوستانی که لینک دانلود کتاب را می خوان میشه از اینجا دانلود کرد البته اگه واقعا کتاب نایاب هست دانلود کنید

  4. مادر سبز گفت:

    این هم از هوش و زکاوت میر حسینه که به هر طریقی همراه همیشگی جنبشه ! صدای این بیداری را همه شنیدند !! یا حسین میر حسین.

  5. آذرآبادگان گفت:

    با سلام.بيخود نيست كه ما دل در گرو اين مرد بزرگ بسته ايم.مردي كه هر موقع اراده كند دل هاي مرده و افسرده را نيز زنده ميكند.خداوند با اوست و بيشك روزهاي روشن بزودي خواهد رسيد.

  6. حسن گفت:

    برای اينکه بهتر درک کنيم تا چه حد شهوت پرستان از سيد مير حسين و ياران صديقش وحشت دارند کافی است به تله تاتر جريان انحرافی نگاه کنيم ميبينيم انها برای فريب قلب وذهن عوام وانمود ميکنند اين جريان مخالف حاکميت زور و تزوير است تا با اين سناريو جای نهال سبز علوی را بگيرند د چون کار گردان اين سناريو ابليس است بيشتر از گذشته رسوا شدند به همين خاطر از بزرگ تا کوچک همديگر را به…ميکشند شايد نجاتی باشد
    درود خداوند بر مير حسين و کروبی

  7. ناشناس گفت:

    تو شیراز هم گیر نمی یاد و هر جا بری با لبخند میگن :
    تموم شد!

  8. ناشناس گفت:

    یا حسین میر حسین
    مستبدان ظالم بدانند و هراسان باشند که میر حسین هر روز محبوب تر می شود
    برای محبوبیت میر حسین همین بس که دشمنان قسم خورده اش دو و نیم سال است که دنبال مدرک رسوایی اش می گردند اما به هیچ نتیجه ای نرسیده اند و نخواهند رسید

  9. محمد گفت:

    یدالله فوق ایدیهم

  10. ناشناس گفت:

    و سيعلموا الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون

  11. ناشناس گفت:

    در بابل هم تایید میشه ، اصلا نیست .. جالبه یکیشون میگفت آقای موسوی کم یابش کرده دیگه…
    موسوی دمت گرم ، سرت سلامت

  12. ناشناس گفت:

    کتاب دومش کدام است؟ گذاشته اید ببینید کدام کتاب چپی پر فروش می شود بگویید ان کتاب است؟ هر چند مدتهاست دیگر جرات چاپ نظرات مرا ندارید.

  13. جوشن گفت:

    با سلام _ لطفا ترجمه اين كتاب را درسايت كلمه قرار دهيد تا شهرستان هاي كوچك نيز بتوانند از آن استفاده كنند. با تشكر

  14. بخریم گفت:

    سعی کنید کتاب رو بخرید اگر هم دانلودش کردید بازم دنبال اصل کتاب باشین

  15. میم.تهران گفت:

    میرحسین موسوی محبوب ترین شخصیت ایران….درود بر میر عزیز و محبوب ما…خداوند یار و نگهدارش

    «وقتی مارکز صدای میرحسین را به دنیا رساند»

  16. ناشناس گفت:

    راست میگه اصلشو هم بخریم

  17. ایرانی گفت:

    کتاب را امروز از اینترنت گرفتم و شروع به خواندنش نمودم، البته برای رعایت حقوق ناشر می خواهم زمانی که کتاب را در بازار یافتم، بخرمش و به دوستم که با کامپیوتر میانه ای ندارد هدیه کنم.

    میرحسین عزیز،درست است که تا حالا از نزدیک ندیدمت ولی دلم واقعا برایت تنگ است.

  18. ناشناس گفت:

    دیکتاتور مگر در خواب ببیند که مردم میرشان و شیخ شان را فراموش کنند. به خدا قسم روزی نیست که به میرحسین و صداقتش و به کروبی و شجاعتش و به دو بانوی عزیز ایران زمین فکر نکنم.

  19. ناشناس گفت:

    در آینده ما باید چه کتابهایی که بنویسیم
    1- گزارش یک تجاورز
    2- گزارش یک آدم ربایی
    3- گزارش یک شکنجه
    4- گزارش یک اعتراف اجباری
    5- گزارش یک دادگاه فرمایشی
    6- گزارش یک اختلاس
    و….

  20. ناشناس گفت:

    به نقل از فیس بوک “حصر آفتاب”
    “چه زود عادت کردیم به حصر و حبس شما. ما که با هم کار را شروع کردیم و نگران بودیم مبادا مرد میدان نباشید و در میانه کار تنهایمان بگذارید، حالا به شماره کردن روزهای حصرتان اکتفا کرده ایم و سوگمندانه کاری از دستمان بر نمی آید

    حال این دویست و چند کلمه را می نویسم تا بعد از دویست و چند روز، به یاد خودم و دیگران بیاورم قرارمان این نبود

    قرار این نبود که شما تا آخر راه بروید و ما در میانه کار به زندگی خویش مشغول شویم. ما قرار بود سبز بودن را زندگی کنیم … “

  21. ناشناس گفت:

    تنهای بی سنگ و صبور
    خونه سرد و سوت کور
    توی شبات ستاره نیست
    موندی و راه چاره نیست
    اما تو کوه درد باش
    طاقت بیار و مرد باش
    زنده باد میر حسین زنده باد رهنورد زنده باد کروبی

  22. ناشناس گفت:

    درود بر عشقم میر حسین به ان روزی که در میدان توپخانه با خودرویت وارد میدان شدی ما منتظر دستور جهادتیم یا حسین میرحسین

  23. ناشناس گفت:

    lotfan agar mitavanid ebook in ketab ra besurate pdf dar site montasher konid.ba kamale tashakor

  24. سبز یعنی استقامت تا بهار گفت:

    درود بر میر دلها

  25. ناشناس گفت:

    درود بر میرحسین

  26. میر دوست گفت:

    مگر می شود مردی به صداقت و نیکویی میر را فراموش کنیم‏، میرقلبها روز به روز محبوب تر می شود .
    در بین اطرافیان محبوبیت او را می بینم که روز به روز بیشتر می شود. در ماههای اخیر همه به صداقت کلام او عینا رسیدند.
    درود بر میرحسین موسوی که سبز اندیش ترین مرد ایران است.

  27. SARKHORDEYE NEZAM گفت:

    Faghat ye nafar baraye keramate mellatash az hame chi gozasht
    va on ensane pak, MOUSAVI BODO HAST
    KE JAYGHAHI KHAS DAR TARIKHE IRAN SABZ GASHTE

  28. ناشناس گفت:

    واي خدايا! گريه ام گرفت.

  29. ناشناس گفت:

    جاوید باد نام و یاد میرحسین و به امید ایرانی اباد و ازاد و سکولار

  30. ناشناس گفت:

    gozaresh soghote akharin diktator

  31. امیروو گفت:

    من این کتاب رو چن سال پیش خونده بودم … الانم خوشحالم که یه آدم محبوب مثل میرحسین موسوی نه تنها شخصیتی سیاسیه که فرهنگی هم هس و با اینکه دربنده می تونه مردم رو حتی به کتاب خونی تشویق کنه… که اگه ما ایرانیا یه کم بیشتر به این مقوله پا میدادیم شایدالان اصلا وضعیت اینجوری نبود که شرح رنج چنین آدمی رو در واقعیت ببینیم و حسرت بخوریم

  32. حسين گفت:

    آقاي محترم منظور چاپ كتاب با دو ترجمه متفاوت است

  33. محمد گفت:

    بعد از مطلع شدنم از پیام میر مظلوم ، برای تهیه کتاب به بیش از 20 کتاب فروشی معتبر در تهران مراجعه کردم که همه آن ها پاسخ دادند که کتا ب گزارش یک آدم‌ربایی را تمام کرده اند. بعد از چند روز تلاش موفق به دریافت پرینت این کتاب در دانشگاه از هم کلاسی هایم شدم.
    واقعا کتابی است که کمک می کند شرایط و وضعیت کنونی را بیشتر درک کنیم و به مظلومیت اسیران سبز بیشتر پی ببریم .

  34. ali گفت:

    اینSMS را برای آگاهی دیگران ارسال کنید:
    ===========================================
    آیا می‌دانید اگر کورش بزرگ ماهیانه ۱۰۰ میلیون تومان پس‌انداز کرده بود، امروز پس از ۲۵۰۰ سال، ۳ هزار میلیارد تومان پس‌انداز داشت؟

  35. سهند گفت:

    دولت کودتا استعفا استعفا

    دولت مستبد٫ مستکبر٫متقلب, متحجر استعفا استعفا

  36. ناشناس گفت:

    منم نتونستم نسخه اصلی رو پیدا کنم
    حتی بهم گفتن دیگه اجازه چاپ نداره
    کپیشو خریدیم
    درود بر میرحسین عزیز

  37. ایران دوست گفت:

    امیدوارم واقعا چنین باشد و مردم این عزیزان را فراموش نکرده باشند.
    چرا ما ایرانی ها اینقدر به بدبخت بودن و تحت فرمان بودن عادت کرده ایم؟ تفاوت بین مردم سوریه با ما از زمین تا آسمان است. آیا آنها لیاقت آزادی را دارند یا ما که فقط غر می زنیم و توقع داریم همه چیز خود به خود و بدون پرداخت هزینه درست شود.

  38. حسين گفت:

    جالبه اين كتاب تو مشهد هم كمياب شد !
    تمام پاساژ مهتاب و كتابفروشي هايي رو كه ميشناختم سر زدم و يه جمله شنيدم
    تموم كرديم!

  39. ناشناس گفت:

    سلام اونهایی که می گویند بر فتنه چیره شدیم کسی دیگه سراغی از میر حسین و … نمی گیره خب این اسرا را ازاد کنند / پس از چی می ترسند؟ تک تک مردم چه این کتاب را بخوانند و چه نخوانند می دانند حکومت این 4 تن را به گروگان گرفته . هیچ کس نمی تونه اون صداقت و ایمان میر حسین را که بیش از 2 سال پیش این روزها را دید و گفت از یاد ببره. حالا خداوند رقیب او را که قدرت ربایی کرده چگونه خودش و دولتش را / رسوا ساخته. و مکرو مکرالله و الله خیروالماکرین.

  40. ناشناس گفت:

    لینک مطلب رو گذاشتم توی ویکی‌پدیای فارسی،‌مقاله‌ی کتاب.
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4_%DB%8C%DA%A9_%D8%A2%D8%AF%D9%85%E2%80%8C%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C

  41. ایرانی سبز گفت:

    درود بر مردان پاک ایران زمین
    مگر کسی هم فکر کرده که جنبش به پایان رسیده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  42. ناشناس گفت:

    ای داد بیداد…

  43. جنبش سبز مشهد گفت:

    سلام دوستان
    اینم لینک نسخه پی دی اف به زبان فارسی
    اما سعی کنید اصل کتاب رو بخرید(یا اگه نشد از کتابخونه بگیرید)
    وحتما نسخه کاغذی اش رو بخونید
    میرحسین عزیز:آینده روشن است
    http://s2.picofile.com/file/7146306127/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%DB%8C%DA%A9_%D8%A2%D8%AF%D9%85_%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C.pdf.html

  44. ناشناس گفت:

    شورا و سخنگویان رهبران جنبش باید ادامه دهنده راه و منش موسوی و کروبی باشند.
    مخاطبان موسوی و کروبی در درجه اول مردم بوده و آنها همواره علاوه بر هشدار پیرامون مخاطرات داخلی تهدید کننده جنبش بر مخاطرات خارجی نیز(حال دول خارجی یا نیروهای سیاسی بی ریشه ای که بازگشت یا رسیدن خود به قدرت را تنها از طریق حمله نظامی به ایران متصور هستند) تاکید می ورزید.
    با مردم باید بی پرده، بزبان خودشان و بدور از انشا نویسی های روشنفکرانه سخن گفت.
    شورا باید فارغ از ملاحظات سیاسی در قبال متحدان موقت جنبش (یا متحدان فصلی آن که بنا به منافعشان گاهی با مردم اند و گاهی با مخالفین مردم) که مخالف تعمیق جنبش و انعکاس مطالبات عمیق و انباشته شده مردم، بویژه اقشار و طبقات محروم و کم درآمد می باشند، خواست های این طبقات و اقشار را محسوس تر از همیشه با خواست های دمکراتیک جنبش گره بزند و از یک سو پیوستن این بخش های جامعه به جنبش را تسریع ببخشد و از سوی دیگر سیاست های عوام فریبانه کودتاچیان در پی گیری اقتصاد صدقه ای را خنثی سازد.
    مخالفت با سایست های خانمان برانداز اقتصادی و فساد اقتصادی حاکم، مخالفت با سیاست های خارجی ماجراجویانه در کنار مخالفت با هرگونه مداخله خارجی در ایران و مخالفت با سیاست های سرکوبگرانه حکومت، همراه با پیگیری تمام و کمال و بدون تخفیف شروط نیرو های تحول خواه برای شرکت در انتخابات (آزادی زندانیان سیاسی و رهبران جنبش، ایجاد فضای باز سیاسی برای فعالیت احزاب و مطبوعات و حذف نظارت استصوابی) از جمله وظایف سخنگویان و فعالین جنبش در شرایط کنونی است.
    از فضای ایجاد شده در آستانه “انتخابات” صرف نظر از شرکت یا تحریم می توان در این جهت بهره جست.

  45. علی گفت:

    یا حسین میرحسین

  46. ناشناس گفت:

    جق همیشه پنهان و ناپیداست ، ولی ظلم همیشه آشکار و آزار دهنده است

  47. علی گفت:

    و آن یک کتاب ِ دیگر؟ ملاحظه نکنید … ناشران ِ دیگر ناراحت نخواهند شد

  48. ناشناس گفت:

    سلام بر مضهر ازادگی مردم ایران امروز در یکی از مدارس ابتدایی تهران بدرخواست معلم قران بجای برپا گفتند یا حسین و دانش اموز ابتدایی با شجاعت پاسخ داد میرحسین زهی خیال باطل برای حاکمان مستبد که منتظر خاموشی جنبش سبز بودند.

  49. ناشناس گفت:

    تنهای بی سنگ و صبور
    خونه سرد و سوت کور
    توی شبات ستاره نیست
    موندی و راه چاره نیست
    اما تو کوه درد باش
    طاقت بیار و مرد باش
    زنده باد میر حسین زنده باد رهنورد زنده باد کروبی و فاطمه کروبی

  50. mehdi گفت:

    زکاوت و هوش میرحسین باورنکردنی است. از یک دیدار نمایشی که حکومت تدارک دیده بود به نحوی بهره برد که پیامش تا انسوی جهان هم شنیده شد.