به یاد آن خداجویانی که در راه دین و وطن، سر و جان باختند
چکیده :آنان بسیجی بودند و به بسیجی بودن خود افتخار می کردند و بسیجی بودن خود را سرمایه ای و ذخیره ای برای آخرت خود می دانستند و حق با آنان بود؛ چرا که آنان مخلص بودند، هدف آنان جانبازی بود و نه جان ستانی. آنان در پی احقاق حق بودند و مواظب بودند که خود کم ترین حقی را تضییع نکنند. آنان به صورت دشمن ملت سیلی نمی زدند، تا چه رسد به فرزندان خیر خواه ملت. محرک و انگیزه آنان جز رضای خدا نبود و هرگز در پی کسب دنیا و پست و مقام و مال و منال نبودند. آنان مدافعان مخلص دین و ملت و کشور بودند....
کلمه – عبدالرحیم سلیمانی اردستانی:
سالگرد حمله ناجوانمردانه دشمن بعثی، دفاع جوانمردانه انسانهای پاکباخته ای را یادآوری می کند که با تمام وجود و با فداکاری تمام عیار و خالصانه مرزهای کشور را پاسداری کردند و از شرف ملت نگهبانی کردند. آنان انسان هایی بودند که معنای انسانیت خود را شناخته بودند و به همین جهت حاضر نبودند گوهر گرانبهای وجود خود را در بازار مکاره دنیا به ثمنی بخس بفروشند. پس دریافتند که این بازار، ظرفیت متاع ارجمند آنان را ندارد و نه خریدار لایقی برای آن یافت می شود و نه ثمنی هم سنگ. آنان خریدار لایق را که خدای تعالی بود یافتند و با او معامله کردند و به ثمنی بس ارزشمند، که افلاک در مقابلش احساس حقارت می کند، دست یافتند و در واقع خود را دادند و خدا را گرفتند.
آری! آنان سخن امام علی(ع) را با گوش جان شنیدند و با تمام وجود لمس کردند که فرمود: «جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را به روی دوستان مخصوص خود گشوده است. جهاد لباس تقوا، زره محکم و سپر مطمئن خداوند است» (نهج البلاغه، خطبه 27، شماره 1).
این سخنان پیش درآمد خطبه ای است که به خطبه جهاد معروف است. آن حضرت در حالی این خطبه را می خواند که لشکر معاویه به شهرهای تحت حکومت او تجاوز کرده از هیچ فساد و تباهی کوتاهی نکرده، قتل و غارت را به نهایت رسانده، حقوق انسان های بی پناه و بی گناه را تضییع کرده بودند. در این خطبه است که امام(ع) به صورتی واضح و آشکار بیان می فرماید که هم شرافت و انسانیت و هم دینداری و تقوا به آن است که انسان ها در برابر تجاوز از خود حساسیت نشان دهند و در مقابل تضییع حقوق انسان ها بایستند و پایداری ورزند. این معنای جهاد است که آن حضرت بر آن تاکید می ورزد و می فرماید ملتی که در مقابل ظلم و ستم و پایمال شدن حقوق بی تفاوت باشد و پایداری نکند ذلیل و خوار و تباه خواهد شد:
«مردمی که از جهاد روی برگردانند خداوند لباس ذلت بر تن آنان می پوشاند و بلا به آنان هجوم می آورد، حقیر و ذلیل می شوند، عقل و فهمشان تباه می گردد، و تضییع و بی توجهی به جهاد باعث می شود حق خود آنان پایمال شود، و نشانه های خواری و ذلت در آنان آشکار گردد و از عدالت محروم مانند» (همان، شماره 2).
جامعه ای که می خواهد خوار و ذلیل نباشد و جامعه ای که می خواهد حقوق همه انسان ها را رعایت کند و جامعه ای که می خواهد فساد و تباهی را از خود ریشه کن سازد و جامعه ای که می خواهد عدالت را برقرار سازد، باید در مقابل ظلم و ستم و بیداد و حق کشی و فساد و تباهی بایستد و از خود حساسیت نشان دهد. هر جامعه ای که در مقابل ستم و فساد سکوت می کند هر روز شاهد ستمی بزرگ تر و فسادی عظیم تر خواهد بود تا اینکه در ظلم و ستم و فساد غرق می شود.
امام(ع) از بی تفاوتی مردم در مقابل این تجاوز ها و ظلم و ستم ها می نالد:
«اکنون بشنوید: (یکی از فرماندهان لشکر معاویه) از «بنی غامد» به شهر مرزی انبار حمله کرده و نماینده و فرماندار من «حسان بن حسان بکری» را کشته و سربازان و مرزبانان شما را از آن سرزمین بیرون رانده است. به من خبر رسیده که یکی از آنان به خانه زنی مسلمان و زنی غیر مسلمان، که در پناه اسلام بوده، وارد شده وخلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره های آنان را از تنشان بیرون آورده است، در حالی که هیچ وسیله ای برای دفاع از خود جز گریه و التماس کردن نداشته اند…اگر به خاطر این حادثه مسلمانی از روی تاسف و غم بمیرد ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار و به جاست!» (همان، شماره 5-8).
در مکتب علی مسلمان نمی تواند و نباید در مقابل ظلم و ستم و تضییع حقوق بی تفاوت باشد و گرنه از مسلمانی بویی نبرده است. مسلمان باید از عدالت و حقیقت دفاع کند و با ظلم و ستم مبارزه کند، اما عدالت خواهی و ظلم ستیزی هزینه دارد و همین هزینه است که انسان های سست بنیاد و ضعیف را از عدالت خواهی و ظلم ستیزی باز می دارد و چه بسا او را به سمت یاری ستمگر نیز می کشاند.
آن حضرت می فرماید:
«هرگاه در ایام تابستان فرمان حرکت به سوی دشمن دادم گفتید اندکی ما را مهلت ده تا سوز گرما فرو نشیند و اگر در سرمای زمستان این دستور را به شما دادم گفتید اکنون هوا فوق العاده سرد است بگذار سوز سرما آرام گیرد! همه اینها فرار از سرما و گرما بود! شما که از سرما و گرما فرار می کنید به خدا سوگند از شمشیر دشمن بیشتر فرار خواهید کرد» (همان، شماره10-12).
کسی که خود را پیرو و دوستدار علی(ع) می داند باید حتما مانند او در مقابل ظلم و ستم حساس باشد و حاضر باشد هزینه بپردازد و اگر اینگونه نباشد در مکتب علی نه دیندار شمرده می شود و نه انسانی شرافتنمند. چنین کسی نباید بگوید من دوستدار علی هستم، چون علی خود می گوید من از چنین انسان هایی نفرت دارم، انسان هایی که ظلم و ستم را بالعیان می بینند و شاهد تضییع حقوق انسان ها هستند، اما به خاطر اینکه می ترسند جایگاه و پست و مقام خود را از دست دهند یا اندکی به مشکل و سختی افتند، دم بر نمی آورند و سکوت می کنند و یا با ظالم با انواع توجیه ها همکاری می کنند.
اما سخن علی درباره اینان چه زیبا و رساست:
«ای مرد نمایان نامرد! ای کودک صفتان بی خرد و ای عروسان حجله نشین! (که به جز عیش و نوش به چیزی نمی اندیشید) چقدر دوست داشتم که هرگز شما را نمی دیدم و نمی شناختم، شناختنی که به این چنین پشیمانی و ناراحتی منجر شده است؛ خدا شما را بکشد که دلم را خون کردید و سینه ام را مملو از خشم ساختید و کاسه های غم و اندوه را جرعه جرعه به من نوشانیدید…» (همان، شماره 13-14).
این فریاد غمبار و جانکاه علی(ع) است که با گذر قرن ها کهنه و فرسوده نشده و به انسان های همه اعصار می گوید در مقابل ظلم و ستم و تجاوز و تضییع حقوق انسان ها ساکت ننشینید و فریاد بزنید و بایستید و مقاومت کنید و هزینه بپردازید، که دیانت و شرافت و انسانیت شما تنها در گرو همین است.
اما انسان های پاکباخته ای که در هشت سال دفاع مقدس ایستادگی کردند هرگز از تبار انسان هایی نبودند که علی(ع) از آنان می نالید. آنان سکوت نمی کردند و در هزینه دادن درنگ نمی کردند و همه وجود خود را در طبق اخلاص گذاشته بودند. آنان خود را بسیجی می خواندند و مقصودشان این بود که بدون هیچ چشم داشتی حاضرند در راه خدا و دفاع از ملت از همه چیز خود بگذرند و فداکاری کنند. فضا و حال و هوای آنان اینگونه بود که به اسیر دشمن مهربانی می کردند و اندک آبی که در اختیار داشتند و خود محتاج به آن بودند به او می نوشانیدند. آنان به صورت اسیر سیلی نمی زدند و اگر در جمع کسی کم ترین تعرض به او می کرد فریاد همگان بلند می شد.
آری! آنان بسیجی بودند و به بسیجی بودن خود افتخار می کردند و بسیجی بودن خود را سرمایه ای و ذخیره ای برای آخرت خود می دانستند و حق با آنان بود؛ چرا که آنان مخلص بودند، هدف آنان جانبازی بود و نه جان ستانی. آنان در پی احقاق حق بودند و مواظب بودند که خود کم ترین حقی را تضییع نکنند. آنان به صورت دشمن ملت سیلی نمی زدند، تا چه رسد به فرزندان خیر خواه ملت. محرک و انگیزه آنان جز رضای خدا نبود و هرگز در پی کسب دنیا و پست و مقام و مال و منال نبودند. آنان مدافعان مخلص دین و ملت و کشور بودند. یادشان گرامی و نامشان در طومار عاشقان علی(ع) مکتوب باد.














آنان بسیجی بودند . . .
آنان آبروی انسانیت بودند
آنان هویت خویش بر یک پلاک خلاصه کرده بودند
آنان پلاک خویش را با شمش طلای سوئیس هم عوض نکردند
آنان پیشانی بند “یا زهرا ” ی خویش را شاید با قطعه ای از بهشت معامله کردند
. . . .
. . . .
. . . .
آنان یک لحظه , حتی یک لحظه تصور نمی کردند روزگاری شبه انسان هائی از نام ایشان سو استفاده کرده و بنام ایشان آن هم در ازای یک ساندیس ناقابل تن به هر خفت داده و در برابر آزادی قد علم نمایند ! قلم فرانسه
ولله ما بعنوان بسیجی در خط مقدم بودیم و حتی یک گواهی هم نگرفتیم ولی اخیرآ افرادی را بعنوان بسیجی می بینیم که به هیچ خدائی اعتقاد ندارند و به قول خودشان فقط میروند تا برای استخدام و… به دردشان بخورد .
خدا نگذزد از کسانیکه این پشتوانه عظیم مردمی را که میتوانست در لحظات حساس به داد مملکت برسد را به نفع نفس خود مصادره و در راه آدمی همچون احمدی نژاد آنرا خرج کردند که بقول قالیباف احمدی نژاد حتی برای بازدید هم به جبهه نرفته که اگر رفته بود الآن عکسهای یادگاری او در و دیوار کشور را پر کرده یود .
On rooza Nezam Nezami nabod, ba in vujud mellat haghe khodeshun ro gereftand
zira, Nezam mardomi bod, va ayandeye nezam baraye mellat arzesh dasht
Mohreha ta hoodoode ziyadi dar jaye khodeshan bodand, va AHMADINEJAD, karmande ghanee bod
Rahbar dar on rooza, hokme pedare mellat ra dasht, va atrafian be khod dorugh nemigoftand
Va emruze nezam ebteda dar moghabele hamun mardom nezami shode, va rahbar pedare khanevadeye khodesh shode, va karmande sade REISE YEK DOLATE ENTESABI, VA DORUGHO CHAPAVOL ARMANE NEZAM
جانها فدای مردم نیکو نهاد باد…
بیانیه جمعی از فرماندهان ایثارگران و رزمندگان 8 سال دفاع مقدس در محکومیت ادامه حبس غیر قانونی حسین زرینی
هیچکس نمی تواند بگوید جنگ خوب است اما در مواقعی اجتناب ناپذیر است
سالها پیش کشورمان در چنین روزهایی مورد هجوم بیگانگان قرار گرفت و هر کس که احساس مسئولیتی در قبال کشورش می کرد در حد و توان خود به میدان امد تا از کشورش از ارمانهایش و انقلابی که تازه کرده بود و از ارزوهایی که برای کشورش داشت دفاع کند
جوانانی که بی هیچ ادعایی فقط کشورشان و انقلابشان برایشان هدف بود.
اری امدند و با دادن خون خود و هزینه های سنگین هم از کشورشان دفاع کردند و هم از انقلابشان
این جوانان مظهر خواستن بودند جوانانی که بعد از جنگ هم سلاح علم و دانش را در دست گرفتند و به سازندگی کشورشان پرداختند و بعداز ان با اصلاحات خواستند تا به ارمان انقلاب خود یعنی استقلال ازادی جمهوری اسلامی دست یابند
همین جوانان که اکنون مردان با تجربه شده بودند وقتی دوباره انقلاب خود را در خطر دیدند بازهم صحنه را خالی نکردند و مبارزه با انحرافات و کج رویی ها پرداختند
بی شک حسین زرینی نمادی بارز و تمثیلی نمایان از این جوانان است
ایثارگری های او ر دوران 8 سال دفاع مقدس در عملیات های مختلف از زبان همرزمانش قابل تحسین است فرماندهی که بعد از جنگ سلاح اندیشه را در دست گرفت و در دانشگاه با طی کردن مراحل مختلف تحصیلی مدیری موفق شد
زمانی که کشور در وضع اقتصادی بدی بود یک تنه دست به ساختن کارگاهیی زد و با ایجاد شغل برای هموطنانش قدمی رد جهت سازندگی زد تا جایی که این کارگاهاه به کارخانه هایی بزرگ تبدیل شدند
دوستان وی همیشه از وضع بد جسمی او با خبر بودند بیماری صرع از گذشته با او بود و همین امر باعث شده بود ازدواج نکند
مدتی قبل خبردار شدیدم که دوست و همرزمان در زندان به سر می برد همگی متعجب و حیران ماندیم
نمی دانیم شاید اشکال از ما بود که وقتی خبر 17 ماه اسارت این دوست قدیدیمان را شنیدیم تازه فهمیدیم چند صباحی است از حسین خبری نیست این تعجب ما وقتی دو برابر می شود که می دانیم حسین این بسیجی رزمنده همواره در تلاش برای ابادانی کشورش و سربلندی ایران بوده است
وقتی شنیدیم او را به خاطر تفکرش به خاطر عقیده اش در زندان افکنده اند از خودمان خجالت کشیدیم
جوانی که ان روزها به خاطر کشورش دانشگاه را رها کرد و به جبه های جنگ امد ایثار گری که تمام دغدغه اش کشورش بود اکنون ببرای همین کشورش در بند است
همین جا از تمام مسئولان کشوری تقاضا داریم هرچه سریعتر نسبت به ازادی حسین زرینی اقدام نموده و از وی دل جویی های لازم صورت بگیرد بی شک تمام مسئولیت های ناشی از حبس این فرمانده دوران دفاع مقدس بر عهده نهادهای امنیتی و قضایی کشور می باشد
باشد که با تقدیر ویژه از وی بتوانیم ذره ای از کوتاهی خودمان را جبران نمایم
جمعی از فرماندهان و ایثارگران ایران
مهر ماه 1390
آنان مدافعان مخلص دین و ملت و کشور بودند.
جز اندکی از آن نسل باقی نمانده.
سلام و درود بر همه شهدای نیروهای مسلح ملی ایران ، گذشته از سازمان ، رسته ، تفکر ، مذهب و انگیزه حضور.
شرم بر آنان سیاستمداران و فرماندهانی که جنگ را پس از فتح خرمشهر ادامه دادند، و باعث شدند که حداقل 250 هزار نفر دیگر بی گناه به شهادت برسند.
شرم بر آنانی که امروزه از شهدای جنگ استفاده تبلیغاتی و به نفع میکنند ، و مجروحین عزیز را زجر میدهند و به جای رسیدگی به وضعیت اسفبار خیلی از آنان، به دزدی و اختلاس و سرکوب جوانان عزیزمان میپردازند، که اگر کمی شرف و انسانیت داشتند، نمیگذاشتند که مجروح شیمیایی با دستفروشی کنار خیابان زندگی خودش و بچه هایش را تامین کند.
روزی خواهد رسید که بعضیها حساب پس بدهند، و من به عنوان رزمنده سابق جبهه از صمیم قلب منتظر انروز هستم.
سبز باشید و پیروز.
یکی از تکاوران سابق تیپ 55 هوابرد شیراز.
و ما مردم چقدر خوب جواب محبت هاي شهدا رو كف دسته فرزندانشون گذاشتيم
کلمه عزیز فراموش نکن که خیلی از بسیجی ها هم به موسوی رای دادند………و امروز هم هستند بسیجیانی که حامی موسوی هستند
خواهش میکنم جلوی این سوء تفاهم ها را بگیرید…اری بسیجی های واقعی هم هنوز هستند که غیرت و شرف دارند…..مگر این شعار جنبش نبود که ما بیشماریم!!!!!!!!!
آنان مدافعان مخلص دین و ملت و کشور بودند. و فرماندهشان هم سردار نقدی نبود ، امین ولی امر مسلمانان جهان .
سلام این خدا جویان پس از پیروزی انقلاب مورد آماج تهمت و افترا از سوی ضد انقلاب قرار گرفتند و امروز این وظیفه به گردن کسانی است که تا ۶ سال پیش در راس حکومت بودند این در حالی است که پیشرفت در این ۶ سال چند برابر تمام سالهای حکومت سبزها و پهلوی است
بزرگترین ظلم رو خود شماها کردید بزرگتزین دروغ ها رو خود شما میگید واسه شما متاسفم بین ملت فهمیده ی ایران و خانواده شهدایی که هنوز به خون شهیدشون و به امام و انقلاب پایبند هستن هیج جایی ندارید
دل ما خانواده های شهدا از دست شما خونه
درود بر قلم فرانسه
بسیجیان قدیمی واقعا بسیجی بودند زیرا جان خودشان را فدا کردند تا ملت در آسایش باشند.
بسیجیان جدیدی روبات هایی هستند که از خود تفکری ندارند بلکه تنها چشم به دهن دیگران دارند و از خود تحلیلی ندارند. به همین خاطر هم به جای اینکه در کنار ملت باشند در مقابل ملت هستندوپ
به alireza
معلومه!
در این شش سال پوست مردم را کندند/ مردم را شکنجه کردند/ اقتصاد را تخریب و نابود کردند/ بی عدالتی موج می زند/ عوامفریبی در سطوح بالا یک اصل برای گول زدن مردم شده است/ تورم بیش از 40 درصد شده است/ تبعیض جنسیتی به اوج اعلا رسیده است/ فرهیختگان در زندان یا به کناری رانده شدند/ دزدان در راس امورند/ تجاوزات دسته جمعی که در هیچ دوره ای نبوده در این شش سال اتفاق افتاده است/ بد دهنی و استفاده از ادبیات زشت در کشور رایج شده/ ملت را گوساله و بزغاله و میکروب و خس و خاشاک لقب داده اند/ مجلس تضعیف شد/ اختلاس های میلیاردی رقم خورد/ ولایت فقیه به زیر کشیده شد/ قانون اساسی اجرا نشد/ بی قانونی از سوی دولت مد شد/ فساد اخلاقی و فقر زیادتر از همیشه شد/ نان سنگگ 30 تومانی شده 500 تومان/ بی اعتمادی در بین همه زیاد شده / ملت به دولت هیچ اعتمادی ندارند/ دروغگویی در بالاترین رده های مدیریتی مخصوصا قوه مجریه به صورت یک اصل در آمده است/ کشور به دست نامحرمان و نااهلان افتاده است/ خون شهدا پایمال و دل خانواده های شهدا پر ز خون شده است/ دانشگاه ها به زندان و زندان ها دانشگاه شده اند!!/
و ….
توصیه می کنم که عینک واقع بینی بزنی و همه چیز را آنگونه که هست ببینی نه آنگونه که فکر می کنی
این را هم بگویم که حتی رژیم پهلوی هم مثل دولت احمدی نژاد عملکرد زشتی نداشته است. کارهای این دولت مثل چهره رییس دولت زشت و کریه است.
امروز بسیجیان واقعی خون دل می خورند
وقتی دلی سیاه شد تبدیل به جولانگاه شیطان میشود در آن موقع voa و bbc جذاب میشود و منتخب مردم زشت