سرمقاله/ اختلاس از پسانداز مردم
چکیده :کلمه - کمال الدین صبا: جنجال اختلاس سه هزار میلیارد تومانی، ته مانده اعتبار نظام اقتصادی حاکم بر کشور را نیز مخدوش کرده است. این پول در واقع حقوق واریز شده ی مردم و یا پس انداز مردمی است که به امید دریافت سود و یا گرفتن وام پول خود را به امانت در نزد بانک ها گذاشته اند. مردم این روزها از هم می پرسند که آیا از پس اندازهایشان نزد بانک ها پس از اختلاس های مالی اخیر چیزی هم باقی مانده که اگر بخواهند پس بگیرند، بتوانند؟...
کلمه – کمال الدین صبا:
جنجال اختلاس سه هزار میلیارد تومانی، ته مانده اعتبار نظام اقتصادی حاکم بر کشور را نیز مخدوش کرده است. این پول در واقع حقوق واریز شده ی مردم و یا پس انداز مردمی است که به امید دریافت سود و یا گرفتن وام پول خود را به امانت در نزد بانک ها گذاشته اند. مردم این روزها از هم می پرسند که آیا از پس اندازهایشان نزد بانک ها پس از اختلاس های مالی اخیر چیزی هم باقی مانده که اگر بخواهند پس بگیرند، بتوانند؟
مردم می دانند که این روزها به خاطر برخی مصالح سیاسی، یکی از چندین رسوایی مالی دولت مدعی مبارزه با فساد به مطبوعات و رسانه به اصطلاح ملی راه یافته و سرتیتر اخبار روز شده است. آنچه به چشم می خورد، این است که ورای اصل ماجرای اختلاس، رسانه ای کردن این موضوع یک نوع جریان سازی خبری برای مواجهه ای جدید بین دو طیف اصولگرایان است؛ و آنچه تأسف انگیز است، این است که هر دو طرف این یارکشی رسانه ای به تنها کسی که بهایی نداده اند و صحبتی هم از آن نمی کنند، مردم هستند.
مشکل اصلی اینجاست که ارقام بزرگ معمولا قابل درک نیستند و باید آنها را به نحوی دیگر بیان کرد تا بزرگی آن قابل فهم شود. به گفته مجلسیان در همین چند روز اخیر، اختلاس صورت گرفته در بانک صادرات تنها یکی از کلاهبرداری های صورت گرفته است. سی هزار میلیارد ریال خارج کردن پول از یک بانک و انتقال بیشتر آن به خارج از کشور، اتفاقی نیست که جز با هماهنگی کامل با تمامی دستگاه های حاکمیت صورت گرفته باشد. در این اختلاس، به بیانی ساده، از هر ایرانی بیش از 420.000 ریال دزدیده شده. یعنی از یک خانواده 5 نفره بیش از دویست هزار تومان کلاهبرداری شده و این اتفاق برای تمامی جمعیت 70 میلیون نفری کشور صورت گرفته و نه تنها یک بانک.
بگذارید به نوع دیگری این عدد را قابل لمس کنیم. این روزها اکثریت نسل جوان برای تدارک مسکن با مشکل مواجه اند. در اکثر شهرها در اوضاع کنونی منزلی در حد متوسط کمتر از 100 میلیون تومان قیمت ندارد و این مبلغ برای اکثر جوانان در این روزها یک آرزوی دست نیافتنی است و هر جوانی باید چندین سال پس انداز کند تا بتواند ودیعه ای در بانک بگذارد و مبلغ ناچیزی از بانک وام بگیرد و در نهایت هم تمام خانه ی صد میلیون تومانی را در رهن بانک در بیاورد. آنگاه نیز تا بیست سال از عمر خود را درگیر پس دادن وام باشد. با یک ضرب و تقسیم ساده متوجه خواهید شد که اگر یک انسان 82 سال عمر کند، با مبلغ اختلاس صورت گرفته می تواند از بدو تولد در هر روز از عمر طولانی خود یک خانه صد میلیون تومانی جدید بخرد! یعنی سی هزار روز عمر کند و به تعداد همین روزها خانه صد میلیون تومانی با این پول تهیه کند!! حال اینکه چه درآمد و منافع دیگری از این رقم بزرگ صاحب خواهد شد بحث جداگانه ایست.
آری این مبلغ آنقدر بزرگ است که تصورش برای ما سخت و غیر قابل درک است. اما آنچه اتفاق افتاده، این است که این پول با این مبلغ بزرگ از یکی از بزرگترین بانک های کشور خارج شده و اگر مردم برای بازپس گرفتن پول خود به این بانک مراجعه کنند، یقینا به راحتی نخواهند توانست تمامی پول خود را دریافت کنند، زیرا که کسی تا به امروز جوابگوی این نشده است که چگونه پس انداز و سرمایه مردم به بانک بازگردانده خواهد شد؟
امروز منافع عده ای از جناح حاکم بر این قرار گرفته که پس از ویرانی های پیاپی دولت در این شش سال، شروع به افشاگری کوتاه مدت تبلیغاتی بکنند تا بلکه خود را از سهیم بودن در این فساد و تباهی مبرا نشان دهند و به ظاهر پاکدست و خیرخواه ملت جلوه کنند. اما جالب اینجاست که کسانی که امروز بیش از همه در رسیدگی به این اختلاس خبررسانی می کنند و مسوول بررسی شده اند و نقش فعال در این بازی جناح حاکم دارند، همانانی بوده اند که بیشترین نقش و جولان را در به قدرت رساندن احمدی نژاد و حلقه یارانش داشته اند و امروز که از جانب او احساس خطر کرده اند، می کوشند که سریعا با جهت گیری های امر شده از جانب بالادستی ها و صاحبان زور و تزویر، رنگ عوض کنند و بر طبل رسوایی و فساد مالی دولت بکوبند و سر و صدا به راه بیندازند.














در مورد این اختلاس چند موضوع قابل بیان است.
1. چطور ممکن است 3000 میلیارد تومان از سرمایه یک بانک کسر شود و آن بانک متوجه نشود؟ پرسش این است که کل سرمایه و پولی که در اختیار بانک صادرات است مگر چقدر است که 3000 میلیارد تومان در محاسباتش جایی نداشته است؟
2. اختلاس تنها یکی از جنبه های فساد است. بگذارید انواع دیگری از فساد را با هم مرور کنیم.
آ. بازی با نظام تعرفه ها که سالها سکه رایج دولت احمدی نژاد بود. به این ترتیب که به ناگاه تعرفه یک کالا بسیار کاهش می یافت و پس از آن که کالای دوستان از گمرک عبور می کرد، تعرفه به جای سابق بر می گشت.
ب. فروش سرمایه های کشور به قیمت ناچیز. همگان می دانیم که بسیاری از شرکتهای دولتی واگذار شده به قیمتی کمتر از قیمت واقعی به دوستان و … واگذار شده اند.
پ. ایجاد انحصار برای یک شرکت یا یک گروه اقتصادی. امروزه اقتصاد ایران به طور کامل در انحصار سپاه در آمده است. روند داستان نیز کاملا روشن است. دورخیز براداران قاچاقچی برای به دست گرفتن کلیه مراکز اقتصادی سودده آنقدر عیان بیان می شود که کسی اهمیت آن را در نمی یابد. بانکداری، کارهای عمرانی نظیر جاده سازی و پل سازی، مخابرات، نفت و … همه در انحصار سپاهند. این کار نیز آنقدر علنی و طبیعی انجام می گیرد تا کسی نیاندیشد که این یک فساد گسترده اقتصادی است. اگر نگاه کنید در کنار تمام پل ها و پروژه های شهری در تهران و شهرستانها یک نام به چشم می خورد: موسسه ویژه شهید رجایی وابسته به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا. جالب است که بسیاری از این پروژه ها فاقد اولویت بوده و تنها برای آن است که پول شهرداری ها نیز به سپاه منتقل شود. وزارت نفت نیز که رسما به سپاه داده شد. مخابرات نیز که رسما به سپاه داده شد. بانکها و موسسات مالی اعتباری نظامی نیز که مانند قارچ هر روز سر بر می آورند….