سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از وبلاگ ها/ خواهرم سر بلند دار که امروز بیش از همه طواف و عبادت کردی...

از وبلاگ ها/ خواهرم سر بلند دار که امروز بیش از همه طواف و عبادت کردی

چکیده :ما می مانیم، ما سربلند و سبز در تاریخ می مانیم، شما هم می مانید اما شرمسار در تاریخ، ما می مانیم و شما می روید در حالیکه نفرین مادران و دختران این سرزمین بدرقه راهتان است. ...


واکنش ها به اجرای حکم شلاق سمیه توحیدلو، وبلاگ نویس منتقد در شبکه های اجتماعی همچنان ادامه دارد.

ریحانه طباطبایی وبلاگ نویس و روزنامه نگاری که خود زمستان سال گذشته مدتی را در انفرادی های دوالف به سر برده بود در یادداشتی در وبلاگ خود با عنوان “سربلند دار” می نویسد:

سال 84 بود، قرار شد تا فیلمی برای دکتر معین ساخته شود، جعمی از جوانان جمع شدیم پر از شور و جوانی، در میان ما دختری بود محجبه، تنها دختر چادری جمع، در زیر زمینی جمع شدیم و عوامل فیلم آمدند و دکتر معین آمد و بزرگتر ها و خلاصه فیلم کلید خورد، همه با شور و هیجان صحبت می کردیم، می تاختیم و نقد می کردیم، اما در این بین دخترک چادری جمع آرام سخن می گفت، لبخند همیشه بر صورتش بود ، عصبانی نمیشد، مثل ما تند نمی شد، در تمام طول اون 9 ساعت صبور و بود آرام، با وقار، کم کم دوست شدیم، آغاز دوستی من با سمیه توحید لو…

پس از آن چندباری دیدمش، همیشه خندان و صبور بود، در ستاد نسیم همیشه دور هم جمع می شدیم و حرف میزدیم، ما از ستاد هنرمندان و روزنامه نگاران و او در ستاد نسیم و بقیه بچه هایی که بودن،…. گذشت اون سال ها….هر کس به دنبال زندگی.

سال 88 شد، بازهم او در ستادی مشغول شد، این بار باهم نبودیم، اصلا من نبودم، کودتا صورت گرفت، شبهای سیاه و دختر صبور و آرامی که به زندان رفت، باورم نمی شد نماد دختران مسلمان سرزمینم در زندان،باورم نمی شد…بازهم گذشت فکر کنم حدود 88 روز شایدم بیشتر نمی دانم، اما او آزاد شد و یکدیگر را دیدیم و خندان بود مثل همیشه حتی مثل امشب …نه آن زمان که از زندان آزاد شد و نه این شب کذایی شکایتی نکرد…

به دیدن آزاد شده ها که می آمد، می گفت زیارت قبول، باور داشت که اوین عبادت گاه هست، او بارها بارها آنجا به طواف رفته بود….

همدیگر را می دیدیم، آخرین بار شب احیا بود، در حسینیه ارشاد، همدیگر را در آغوش کشیدیم از حکمش پرسیدم گفت خیره انشاء الله….خیر نبود….

می گن ضربه ها آرام بوده؛ خودش نوشته : ” خوشحال باش. قصدت تحقیر بود. اعتراف می کنم احساس تحقیر شدگی تمام وجودم را سوزاند. آنقدر که گمان نبرم که تکرار شدنی باشد.”

نمی دونم چی بنویسم، چه بگویم، می دونم تا ننویسم خوابم نمی بره، آروم نمی شم، از حقیر شدن آدمهایی که انسان نیستند، شرم و حیا را فراموش کرده اند، از بی شرمی سیاه روی ترین سیاه دلان تاریخ….

درس سمیه و یاسر را ازکتاب های تاریخ و دینی حذف کنید، فقط آبروی خودتان می رود که آن عصر جاهلیت بود این عصر ….از انگلستان و مصر و دیگر جاهای دنیا نگویید، هیچ نگویید مدتی سکوت کنید بهتر است سکوت کنید

امروز بی شرمی در این سرزمین به بالاترین نقطه خود رسید، امروز خدا هم گریه خواهد کرد، دختری را ، یکی از مسلمان ترین دختران این سرزمین را، اصلا تو بگو نامسلمان، یک انسان را به جرم اعتقاد و اندیشیدن شلاق می زنند، وای برای این مسلمانی، وای بر این حکومت داری و سرزمین داری ….

ما می مانیم، ما سربلند و سبز در تاریخ می مانیم، شما هم می مانید اما شرمسار در تاریخ، ما می مانیم و شما می روید در حالیکه نفرین مادران و دختران این سرزمین بدرقه راهتان است.

خواهرم سربلند دار که امروز بیش از همه طواف کردی بیش از همیشه عبادت کردی خواهرم سربلند و سبز ماندی.


3 پاسخ به “از وبلاگ ها/ خواهرم سر بلند دار که امروز بیش از همه طواف و عبادت کردی”

  1. سبز عملگرا گفت:

    بسیار زیبا بود =================================================================== برای اینکه بخاطر رای من کسی به زندان نیافتد,برای اینکه بخاطر رای من کسی کشته نشود,برای اینکه بخاطر رای من کسی زخمی نشود,برای اینکه بخاطر رای من هیچ پدر و مادری بی فرزند نشود,برای اینکه بخاطر رای من هیچ کسی در کهریزک هتک حرمت نشود,برای اینکه بخاطر حفظ رای من هیچ کاندیدایی در منزلش حبس یا حصر یا مفقود نشود,برای اینکه بخاطر رای من به کسی تهمت فتنه گری و فتنه انگیزی نزنند,برای اینکه بخاطر رای من عاشورایی دیگر خلق نشودکه فرزندان این سرزمین رابسان شهدای کربلا زیر ماشین نیروی انتظامی حافظ امنیت جان و مال مردم له نکنند,برای اینکه بخاطر رای من ………..اینهمه نامرادی و بی اخلاقی در وطنم مثل سکه بی ارزش رایج نشودبهتر میدانم که رای ندهم وبرای همه این موارد از همگان بخواهم که برای تکرار نشدن اینهمه زشتی و پلشتی از آقایان بخواهیم که خودشان نمایندگان مجلس را با احکام حکومتی منصوب فرمایند تا خداوند از بابت این عمل نیکشان در دنیا و عقبا پاداششان دهد.

  2. پارسینه گفت:

    یه زمانی اون بچه فلسطینی که اسمش محمد الدوره بود به گمانم، شهادتش رو تلوزیون نشون داد و مظلومیت اون بچه و بچه های شبیه به اون توی مناطق اشغالی دلامون رو سوزوند. اما اینجا! در ایران! آیا ایران به اشغال در آمده؟ نه. اما این بار دختری از دختران ایران زمین به جرم ابراز عقیده و گفتن حقایق می بایست مجازات شود تا درس عبرتی برای من و ما باشد تا چشمانمان را بر حقایق ببندیم و کور و کر شویم تا هر آنچه بر این مرز و بوم می گذرد را نبینیم. اما خواهر من. خانم توحیدلو. این روزها جوانان کور و کر این مرز و بوم هم واقعیت گفتار شما را درک کرده اند. احساس حقارت نداشته باش عزیز دل برادر. حقارت برای آن کسی است که واقعیت را وارونه جلوه کرده و بیش از شش سال وعده ها و دروغ های زیاد به خوردمان داده و حال طبل رسوایی اش گوش زمان را کر خواهد کرد. سر بلند دار عزیز برادر…

  3. ناشناس گفت:

    like