خواهر یکی از کشته شده های عاشورا: با ماشین از رویش گذشتند؛ گفتند “علت مرگ: نامعلوم”
چکیده :شاهرخ رحمانی همچون امیرارشد تاجمیر، شهرام فرج زاده و شبنم سهرابی زیر خودروی نیروی انتظامی له شد؛ به روایت خواهرش "شاهرخ، ظهر عاشورا رفت و اما ما هرگز رفتنش را باور نکرده ایم و نمیخواهیم باور کنیم؛ باورکنید ما با شاهرخ داریم زندگی میکنیم، با نامش، یادش و در تمام لحظات ما حضور دارد و شاهرخ ما زنده است، همیشه زنده است"....
با گذشت یک سال و نه ماه از جان باختن شاهرخ رحمانی در عاشورای 88، خواهر او میگوید او و خانواده اش هرگز مرگ این جوان 26 ساله را باور نکرده اند.
شاهرخ رحمانی یکی از 9 جانباخته عاشورای 88 است؛ روزیکه معترضان به انتخابات مخدوش همان سال، یا در مقابل چشمان حیرت زده مردم زیر خودروهای نیروی انتظامی له شدند و یا براثر شلیک گلوله از سوی نیروهای نظامی و امنیتی جان باختند.
پیش از این خانواده های سیدعلی موسوی حبیبی، مصطفی کریم بیگی، شبنم سهرابی، شهرام فرج زاده و مهدی فرهادی راد ، از جان باختن فرزندانشان و عدم پاسخگویی مسئولان و مسکوت ماندن پرونده های شکایت شان سخن گفته بودند؛اما خواهر شاهرخ رحمانی می گوید خانواده او هیچ شکایتی طرح نکرده اند.
شاهرخ رحمانی همچون امیرارشد تاجمیر، شهرام فرج زاده و شبنم سهرابی زیر خودروی نیروی انتظامی له شد؛ به روایت خواهرش “شاهرخ، ظهر عاشورا رفت و اما ما هرگز رفتنش را باور نکرده ایم و نمیخواهیم باور کنیم؛ باورکنید ما با شاهرخ داریم زندگی میکنیم، با نامش، یادش و در تمام لحظات ما حضور دارد و شاهرخ ما زنده است، همیشه زنده است”.
او می افزاید: “من دانشجو هستم و در خارج از کشور درس میخوانم؛ هربار که به ایران برمیگردم هنوز که هنوز است میروم مغازه ای که همیشه برای شاهرخ از آنجا خرید میکردم. باز خرید میکنم و برای شاهرخ می برم خانه اما… نه من نه هیچ یک از اعضای خانواده، باور نکرده ایم نبودن اش را و اصلا کی گفته که او نیست؟ شاهرخ با ماست همیشه کنار ماست”
از خانم رحمانی می پرسم که درباره جان باختن برادرتان چه توضیحی به شما داده شد؟ می گوید: “در برگه پزشکی قانونی نوشتند علت مرگ نامعلوم است. ابتدا که گفته بودند بعدا مشخص می شود و بعد هم در نهایت گفتند “نامعلوم”. ما هم شکایت نکردیم. جوابی که نمیدادند؛ ما هم نخواستیم بیش از این آزاری ببینیم”.
از خواهر شاهرخ رحمانی همچنین می پرسم که آیا مسئولین برای همدردی یا توضیح به دیدار خانواده شما آمدند، مردم چگونه برخورد کردند؟ او می گوید: “از مسئولین آمدند اما هر بار رد کردیم، حاضر به دیدارشان نشدیم، تلفن هم کردند بیایند، باز رد کردیم و لزومی نداشت بیایند. مردم هم همان اوایل بودند یعنی در مراسم ختم برادرم یا سر خاک، خیلی غریبه ها را می دیدیم که می آمدند ولی بعد دیگر کسی سراغی نگرفت”.
او می گوید که حاضر به یادآوری چگونگی جان باختن برادرش نیست و “نه من و نه هیچ یک از اعضای خانواده نمیخواهیم به یاد بیاوریم چون به شدت آزارمان میدهد و با یاد او زندگی میکنیم”.
علت جان باختن شاهرخ رحمانی در حالی از سوی مسئولان، “نامعلوم” خوانده شده که این جوان 26 ساله روز عاشورا توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شد و در ابتدا به خانواده او گفته شد که او بر اثر تصادف جان باخته است.
برادر شاهرخ رحمانی همان زمان پس از جان باختن برادرش به صدای امریکا گفته بود که پیکر برادرش را یک روز بعد از عاشورا از پزشکی قانونی کهریزک تحویل گرفته اند.
او توضیح داده بود: “وقتی رفتیم پزشکی قانونی از ما علت مرگ را پرسیدند و ما نیز ناراحت شده و گفتیم شما باید به ما بگویید علت مرگ برادرم چه بوده نه اینکه از ما بپرسید. بعد به ما اعلام کردند تصادف و ما هم همان تصادف را اعلام کردیم چون از هیچ چیزی خبر نداشتیم”.
برادر شاهرخ رحمانی گفته بود که “به ما گفتند تصادف و ما هم همان را گفتیم و مشکلی برای خاکسپاری پیش نیامد. بعد هم همسایه ها گفتند که در اینترنت پخش شده که خودروی نیروی انتظامی زده. بعد هم آشنایان گفتند ماشین شما که ته کوچه تان پارک است و من تازه متوجه شدم که شاهرخ با ماشین شخصی خودمان هم نبوده”.
همزمان یکی از شاهدان عینی جان باختن شاهرخ رحمانی به “روز” می گوید: “من هنوز بعد این مدت کابوس می بینم؛ کابوس له شدن این جوان را که چند متری ما اتفاق افتاد و ماشین نیروی انتظامی به راحتی از روی او گذشت و انگار نه انگار که انسانی را له کرده”.
او می افزاید: “این ماشین هم شاهرخ رحمانی و هم شهرام فرج زاده را زیر گرفت و از رویشان رد شد و رفت و بعد هم که فرمانده نیروی انتظامی در تلوزیون گفت ماشین مسروقه بوده، دروغ گفت؛ چون سرنشینان خودرو لباس فرم نیروی انتظامی بر تن داشتند و چلوی چشم های ما این اتفاق افتاد. انگار که آن روز تصمیم گرفته بودند مردم را زیر ماشین له کنند و بکشند، انگار که تصمیم و دستوری از بالا بوده، چون بعد شنیدیم دو نفر دیگر هم یعنی شبنم سهرابی و امیرارشد تاجمیر هم توسط خودروی نیروی انتظامی شهید شدند و بعد هم خیلی راحت اعلام شد تصادف بوده و ماشین مسروقه بوده”.
فیلم له شدن شهرام فرج زاده و شاهرخ رحمانی توسط خودروی نیروی انتظامی، بر روی اینترنت قرار گرفته و از شبنم سهرابی نیز، فیلمی از پیکر خونین او در اینترنت وجود دارد که پس از رد شدن ماشین نیروی انتظامی از روی او این فیلم توسط مردم گرفته شده است.
جهانبخت پازوکی و محمدعلی راسخ نیا دیگر جان باختگان روز عاشورای 88 هستند.
منبع: روزآنلاین














دروغگویی و وقاحت را باید از سردمداران این رژیم دید و از آنان دوری کرد.
چه روز خونين و غمباري بود عاشوراي 88
گلوله به ران پسر جووني خورده بود از اونطرف درنيومده بود.نميدونستيم كجا ببريمش.نميدونستيم ساچمه است يا گلوله جنگي.. ساعد دست پسر ديگه اي تا آرنج شكافته بود. مردمي كه به خيابونهاي فرعي فرار كرده بودن تو بن بست گير لباس شخصي هايي افتادن كه هار شده بودن. بيرحمانه سر و دست بود كه ميشكستن. فرياد هيهات من الذله از هر طرف بلند بود. خيليها ابالفضل رو به ياري ميخوندن. گير ظالمين افتاده بوديم. مردم حتي از خودشون دفاع هم نميكردن. تا صلات ظهر يكطرفه كتك خوردن. امون همه بريده بود. عاشورا رو به چشم ميديدن و باور نميكردن. يه گاردي باتوم رو سر مردي شكست. اشك آور بود كه سرتاسر خيابون انقلاب رو پر كرده بود.(جانباز شيميايي شديم) مردم در خونه ها رو باز گذاشته بودن .از دست لباس شخصي ها بشه فرار كرد. وقتي از تو يه خونه اومديم بيرون ديديم شيشه هاي ماشينهاي تو اون كوچه رو خرد كرده بودن و رفته بودن. يه افسر نيروي انتظامي يه جا جلومون رو گرفت ,نميذاشت بريم سمت پل كالج. اصرار كرديم گفتيم ميخوايم بريم خونه امون.مسيرمون اينطرفيه.. با عصبانيت گفت: دارن ميكشن.نميفهمي؟ دارن ميكشن.ميخواي كشته بشي؟بيا برو. غم از چشماش ميباريد. يه دسته موتورسوار بسيجي با همه جور اسباب رافت اسلامي, آماده ميشدن از ميدون فردوسي برن پايين. از بيسيم صدا ميومد: يه دسته داره از ميدون امام مياد بالا. رفتن جلوي اونا رو بگيرن. نميدونيم سر اون دسته چي اومد. تو نظام آباد بسيجيارو ديديم با باتوم و چوب هاشون دويدن سمت يه دسته سبزعزادار تو همون خيابون .نذاشته بودن دسته ها از نظام آباد بيان سمت امام حسين و انقلاب. صحنه ها ؛ تصويرها ,آدمها .چرا از ذهن پاك نميشه. كاش ميشد ديگه يادم نياد.
لعنت به همه ظالمان و زورگویان
سایت محترم کلمه خاضعانه خواهش وتمنا می کنم (عامه مردم از بسیاری از این مسایل بی خبرند واگر به شکل کلامی بشنوند به علت نظر مغرضانه به مخاطب می گویند شایعه پراکنی نکنید )زحمت بسیاری در اطلاع رسانی وطراحی نشریه می کنید ولی خواهشاًاعلامیه های کوچک در سایز A5وفراخوان چاپ وتوزیع—— باور کنید اگر اینگونه از ظرفیت نیروی انسانی جنبش استفاده نشود وبدون خشونت بر حاکمیت فشار وارد نشودچه بسا در آینده شاهد خبر های جانگداز دیگری خواهیم بود
مرگ استبداد و جهل را ارزو دارم