روایتی از یک مجلس ترحیم؛ شاید راه درست این باشد
چکیده :با اینکه موضع و گرایش پدر شهید جهان آرا درحمایت از مهندس موسوی در انتخابات اخیرریاست جمهوری برهیچ کس پنهان نبوده و نیست اما مجلس مادرشهیدان جهان آرا درتدبیری درست به دور ازهر گونه علایق و سلایق سیاسی برگزار شد که این را می شدعلاوه برانتخاب سخنران مراسم که کمنرین اشاره ای به مسائل روز در سخنانش نکرد و درعدم قرائت پیام جناب سیدمحمد خاتمی - به بهانه ضیق وقت! - به این مناسبت ، به عینه...
غلامعلی رجایی: دیروزسه شنبه مجلس ترحیم مادر شهیدان جهان آرا در مسجد حضرت ولی عصر(عج) تهران – مسجد بسیار زیبای خوزستانیهای مقیم تهران – برگزارشد.
مردم زیادی برای عرض تسلیت به خانواده شهید جهان آرا که از سرمایه های معنوی مردم خوزستان و بلکه ایران درعصرحاضر می باشند دراین مجلس حضور یافته بودند.
جمعیت به حدی زیاد آمده بود که باید برای ورود به مسجد به انتظار خروج دیگران می ماندی.
واین نماد عزت آخرتی است که اینگونه در دنیا نمود پیدا کرده است .
در بالای مجلس تصویر سه برادر درون سه قاپ نشسته بود.وقتی به چهره محمد می نگریستم بیاد آخرین باری افتادم که اورا در آن هنگامه آتش وخون وغربت در خرمشهر دیدم که یک تنه با برو بچه های سپاه خرمشهر ومحدود جوانان غیر خرمشهری در مقابل هجوم سنگین عراقیها ایستاده بود.
در طی این سی سال کمتر کسی ،سخنی از این مادر که گوهرهای تابناکی همچون سید علی و سید محمدعلی و… را دردامان خود تربیت نمود درباره فرزندانش را شنید.
تاریخ جنگ وانقلاب متاسفانه مردانه است. مردان بیشتر سخن می گویند وزنان به اندازه سهم ونقشی که داشته و دارند کمتر مجال سخنی یافته و می یابند
این رسم جامعه کنونی ماست که تاریخ آن را مردان روایت کرده و می کنند.این رسم غلط از گذشته به ما رسیده وچه بد میراثی است.
کاش کسی حرفهای این مادر درد کشیده دردوران انقلاب که برای ملاقات با فرزندنش از زندانی به زندانی واز شهری به شهری می رفت را می شنید وآنها را به دل تاریخ می سپرد.
شاید هم سپرده شده باشد و من بی خبرم.!
وقتی به درمسجد رسیدم دکتر سید محمد رضا بهشتی فرزند ارشد و رشید شهید مظلوم دکتربهشتی که با اینکه در ایام شهادت پدر ارجمندش به غلط شعار داد ه می شد: ایران پراز بهشتیه، اما بتدریج معلوم شد اینگونه نیست و شاید حتی یک نفر را نتوان همسان او پیدا کرد و هرچه زمان به جلومی رود بیشتر خلا وجودی حضرتش را احساس می کنیم را دیدم .
گاه که توفیق زیارت او و برادرش دکتر سیدعلیرضا را پیدا می کنم با خود این شعر رازمزمه می کنم:
چون که گل رفت وگلستان شد خراب بوی گل را از که جوییم؟ از گلاب !
بندرخرمشهرهمانند آبادان ،به دلیل موقعیت خاص تجاری اش یک شهر مهاجرپذیر است .دهه های قبل از انقلاب ،اهالی بعضی از شهرهای خوزستان مانند دزفول وشوشتر شادگان و بهبهان و..برای کار به آنجا رفته و در آن رحل اقامت کرد ه اند.
خانواده شهید جهان آرا از جمله شوشتریهای مقیم خرمشهرهستند که با گذر زمان می توان گفت بیشترخرمشهری اند تا شوشتری.
در پایان جلسه حاج سیدهدایت الله جهان آرا ،که به رغم سالها اقامت درتهران هنوز ته لهجه شیرین شوشتری خودرا درگویش حفظ کرده است پس از یکی دو تذکرمعنوی که رسم همیشگی او در سخنرانیهای کوتاهی است که گاه بامردم دارد به نکته جالبی اشاره کرد که من به ذهنم رسید برای تذکارو تذکر به کسانی که با مشاهده بعضی عملکردهای غلط کنونی درعرصه اداره کشور به مقایسه اوضاع کنونی با گذشته می پردازند و گاه گذشته را بهتر می دانند- که البته متاسفانه هرچند درمواردی حرفشان درست است! ولی درکلیت مطلب به خطا رفته ومی روند چون هرکس حتی چند ورق از تاریخ این دوره را خوانده باشد می داند که اساسا مقایسه کاربسیار نادرستی است – آن را بنویسم شاید شنیدن وخواندن آن برای نسل جوانی که کمتر این مسائل به گوش او می رسد مفید فایده ای باشد.
پدرشهیدان جهان آرا می گفت: در زمان طاغوت، مکرر از دبیرستانهایی که دخترانم در آن درس می خواندند مرا می خواستند ومی گفتند: آقای جهان آرا، چرا دخترهایتان با حجاب به مدرسه می آیند ؟ نباید بیایند.به آنها می گفتم حجاب، دستورخداست وما وشما مسلمان هستیم و باید به دستور خدا عمل کنیم.وقتی می گفتند: دستورازمقامات بالاست که دختران دانش آموز نباید با حجاب به دبیرستان بیایند به آنها می گفتم دستور خدا که به حجاب فرمان داده است، بالاتراز دستور شاه و وزیر است.
با اینکه موضع و گرایش پدر شهید جهان آرا درحمایت از مهندس موسوی در انتخابات اخیرریاست جمهوری برهیچ کس پنهان نبوده و نیست اما مجلس مادرشهیدان جهان آرا درتدبیری درست به دور ازهر گونه علایق و سلایق سیاسی برگزار شد که این را می شدعلاوه برانتخاب سخنران مراسم که کمنرین اشاره ای به مسائل روز در سخنانش نکرد و درعدم قرائت پیام جناب سیدمحمد خاتمی – به بهانه ضیق وقت! – به این مناسبت ، به عینه دید.
درجلسه دیروزهمه ازهر جناحی آمده و درکنارهم نشسته بودند.
دیروز شاید حتی به مخیله یک نفرهم خطور نکرد که چون پدرشهید جهان آرا را حامی یکی از سران فتنه! می خواند و می داند به این دلیل در مراسم بزرگداشت همسرش حضور پیدا نکند.
دیروز برای مدت محدودی سلیقه ها کنار رفته بودند.
بنظر می رسد برای خروج از این وضعیتی که هرکس دیگری را نشانه رفته است باید این خود فراموشی ها! را بیشتر کنیم.
این همه همدیگررا زدیم ونفی کردیم و فتنه گرو برانداز ومرتد و وابسته و بی سواد وعامل بیگانه خواندیم و راه بجایی نبردیم،خوب است یک چند مدتی هم به راهی دیگر برویم .شاید راه درست همین باشد!
انگارخیلی دیرنشده است وهنوز می شود مثل دوران انقلاب وجنگ با هرسلیقه ای که داریم درکنارهم بایستیم!
خدا شهدا را بیشتر رحمت کند که پس از رفتنشان هم مددکار و دستگیر ما هستند! اگر قدر بدانیم.
منبع: وبلاگ نویسنده














گفته شده جهان آرا چهار پسر داشتن. يكي از آنها بعد از انقلاب 57 اعدام شد. عكس او در مجلس حذف شده بود؟ او فرزند همين مادر رنج ديده نبود؟
لطفا كلمه توضيحي روشنگرانه بدهيد.
سلام عزیز
ما که در بین مردمیم همیشه همه مان همدیگر را مثل هم دیده ایم و اینوری و اونوری بودن در سیاست را در زندگی کاری نداشته ایم
شما از بین لایه مدیران نفتی یک کم پایین بیا همه را جهان آرا می بینی … باور کن…. مردم یک صدا یک چیز می خواهند … بیا قاطی مردم
نه جناب رجایی عزیز .این راهش نیست برادر من.کسی که هر روز ظلمش بیشتر میشه به ملت و حتی جای قبلی خودش حاضر نیست بمونه,کسی که ریاکاری جزیی از اخلاقش شده…شما هم که سکوت میکنی (به هر دلیلی)شریکی در ظلم اون.
من آزاد مردی چون احمد قابل رو می بینم و اون رو الگوی زندگی می بینم. جناب رجایی سیاست ورزی به معنی ظلم دیدن و خفه شدن نیست که اگه بود سیاست مدارانی چون میر حسین و بهزاد بنوی الان زندان نبودن
یا حق
خداوند مادر و پسران شهیدش را در خوان گسترده خود مهمان گرداند البته فراموشی خوب است ولی طلمی که در این دو سال مردم دیدن قابل فراموش شدن نیست هست؟
بیشتر اصلاح طلبان در این مراسم بودند تا دیگران و با هم زمزمه میکردند به عکسها و فیلم ها نگاه کنید روشن است
مطالب جالبی بود ولی فقط برد خانوادگی دارد یعنی دعواهای خانوادگی. مگر می شود همه چیز را فراموش کرد؟ بحث منافع ملی، غارت بیت المال، حیثیت افراد و چپاول و … چیزی نیست که بشود بر سر آنها معامله کرد. اگر همه چیز کنار گذاشته شود هزینه های مردم کجا خواهد رفت؟!
آقا رجایی، این تذکر شایسته شهیدان، نیاز به اینهمه حاشیه پردازی داشت؟ وانگاه شهدای جنبش چی؟ آنان را هم شهید می دانید؟ چون اینجورکه از نوشته تان برمی آید دعوا را ناشی از یک اختلاف سلیقه می بینید و اختلاف سلیقه هم نه خونریزی می خواهد نه رندان و دادگاه دیگر دست بالای بالایش بگومگویی می شود و طرفین دنبال کار خود می روند اینجور نیست؟ آقا رجایی راستی امر را بازی نگرفته اید؟
ببخشید، ندیده بودم از وبلاگتان برداشته اند
ای کاش در کودتای 88 خون هیچ شهروندی به زمین نمی ریخت
ای کاش بی گناهان را به زندان نمی انداختند
ای کاش نخبه های مملکت را بیهوده زیر شلاق نمی گرفتند
ای کاش این همه غارت و اختلاس و چپاول بیت المال در دولت فعلی رخ نمیداد
ای کاش ای کاش ای کاش …
آن وقت می شد به این پیشنهاد آقای رجایی به شکل جدی فکر کرد
ضمن احترامی که من جانباز 70 درصد و با سابقه 60 ماه حضور در جبهه به برادرم رجایی دارم بر خود لازم می دانم مواضعم را در مورد شرایط روز اعلام نمایم. در این که از سال 1388 تاکنون بر ملت و به خصوص حامیان و رهبران جنبش سبز ظلم شده هیچ شک و شبه ایی وجود ندارد. اگر امروز هم بخواهیم این ظلم ها را به خدا واگذار کنیم و گذشته را فراموش کنیم. مطمئن باشید این زخم و ظلم ها از طرف مقابل که رهبری آن به گفته حامیان آن منصوب به خدا است مجددا در شرایط مناسب بروز می کند. بعد از رحلت امام 22 سال است که آقایان به ملت ظلم می کنند و رای ملت را می دزدند و به اسم خود تمام می کنند و در انتخابات سال 1388 ملت را به پای صندوق ها کشاندند و 40 میلیون رای را به نام خود تمام کردند و سپس همان مشوقان رای مردم را شهید و زندانی کردند و اکنون که دوباره محصور شده اند و به رای مردم نیاز دارند دوباره همان حرف ها را می زنند. از موسوی و کروبی مگر کسی هم دلسوز تر به نظام وجود داشت که حضرت آقا اینها را فتنه گر نامید و زندانی کرد وقتی که موسوی و کروبی هم رحم نشود تکلیف ما از پیش مشخص است. دوستان سعی نکنید دوباره صغری و کبری بچینید ملت باید تکلیف خود را با این همه ظلم و دروغ و استبداد مشخص کند.
به ترانه سبز
انگشتان دست هر پنج تاست یک شکله
بنابراین وقتی سه فرزندش شهید شده اند و یکی دیگر هم جانباز است دیگر این سوال خود به خود بی مفهوم می شود.
Aghayeh Rajaee :lLotfan benewisid dar cheh soureh ee az Quraan Chador eh Siyah beh Zan eh Mosalman taklif shodeh .
Dar 2 soureh Noor wa Moemenoon dar baryeh Ziwar aalat eh Zan wa nah Poshesh eh mooy eh sar eh zan ya Chador Siyah matalebi hast .
لطفا خوب دقت کنید!این آقای غلامعلی رجایی همیشه در نوشته هاش سعی میکنه دعوا و رویارویی جدید دو ساله بین مردم ایران با استبداد و تزویر را با تردستی خودش به رویارویی برادرانه میان طرفداران آقایان خامنه ای و رفسنجانی نسبت بده!!!عجیب است دقیقا همان حرکتی که احمدی نژاددر مقابل آقای میر حسین موسوی انجام می داد تا مطالبات بحق و تاریخی ملت ایران در برابر اقتدار گرایان قلب به تلاش رفسنجانی برای مهار آقای خامنه ای در انتخابات بشود!!آقای غلامعلی رجایی نخیر اینطور نیست و آدرس غلط هم ندهید!!از منظر ما پیروان تعالیم اسلام و امیر مومنان علی ع قبول حاکمیت عدالت بر مردم تنها با اقبال حاکم عادل توسط مردم معنی میشود!