سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » اگر بت پرستان مکه توانستند شما نیز می توانید...
» برای «سمیه» که ضربه های شلاق پژواک خرد شدن استخوان های استبداد بود

اگر بت پرستان مکه توانستند شما نیز می توانید

چکیده :وقاحت اینقدر بزرگ بود که حتی قاضی شعبه، که عاقبت خود دست به شلاق شد و حکم ننگین قاضی مقیسه را اجرا کرد، جرات نکرد پای کار خود بایستد و بدین ترتیب منشی زن دادسرا مجبور شد در پرونده بنویسد که خودش این حکم را اجرا کرده...


کلمه – حسین ناصری نیا:

دیروز که سمیه توحیدلو را به زندان اوین احضار کردند تا پرونده‌اش را «مختومه» کنند، بسیاری دیگر، از رئیس دانشگاه تهران تا مسئولان ارشد قوه قضاییه و مدیران بلندپایه وزارت اطلاعات، هیچ‌یک نمی‌توانند انکار کنند، که همه در جریان بودند که قرار این «حسن ختام» اینگونه بی‌شرمانه به سرانجام برسد.

بی‌شرمانه تا آن حد که وقتی قاضی اجرای احکام به دست و پا زدن افتاد و حتی با لحنی التماس‌گونه از کارکنان زن دادسرا و زندان خواست این حکم را اجرا کنند، هیچ‌کدام حاضر نشدند ننگ این وقاحت را در کارنامه‌ی خود باقی بگذارند. آنها کم از این صحنه‌ها ندیده بودند، اما این بار اجرای این حکم ظالمانه، وقاحتی افزون می‌خواست که جز از دستان گنهکار یک مرد – بلکه نامرد – بر نمی‌آمد.

وقاحت اینقدر بزرگ بود که حتی قاضی شعبه، که عاقبت خود دست به شلاق شد و حکم ننگین قاضی مقیسه را اجرا کرد، جرات نکرد پای کار خود بایستد و بدین ترتیب منشی زن دادسرا مجبور شد در پرونده بنویسد که خودش این حکم را اجرا کرده است!

همین سه‌گانه‌ی کوتاه، تمام روایت اتفاقی است که می‌توان آن را نمایی همه‌جانبه از حاکمیت انحرافی و غصبی امروز دانست: اطلاع همگان از ظلم و سکوت، حکومت مطلقه‌ی بدکاران بر همه‌ی امور، و نهایتا بی‌مسئولیتی و دروغ.

دیگر همین مقدار بس است و نیازی به افزودن نیست که او در شب بیست و سوم خرداد بازداشت شد اما بعدا قاضی او را به اتهام «تحریک دانشجویان در روز 25 خرداد»! محاکمه کرد؛ یا نیازی به گفتن این نیست در طول دوره‌ی بازداشت یا در زمان دادگاه، او شاهد چه رفتارهای شنیع و دردناکی بوده است؛ و یا …

ضربه‌های شلاقی که روز چهارشنبه بر پیکر سمیه توحیدلو فرود آمد، بیش از اینکه او را تحقیر کند و دیگران را به خشم بیاورد، تیشه‌هایی بر ریشه‌ی یک حاکمیت انحرافی است که انقلاب ملت را به توبره کشیده و اعتبار میهن را به یغما برده است.

از تقدیر یا طنز روزگار؛ این حکم بی‌شرمانه درست در زمانی اجرا شد که رسوایی اختلاس میلیاردی بالا گرفته و مانند آن قاضی بی‌بهره از حیای اجرای احکام دادسرای زندان اوین، همه‌ی مقامات به دست و پا زدن افتاده‌اند تا به نحوی این افتضاح را رفع و رجوع کنند.

پیام این همزمانی شاید جز این نباشد که در روزگاری که سلطه‌ی خودکامگی و دولت دست‌نشانده‌ی انحرافی و برادران قاچاقچی دست به دست هم داده‌اند تا سرمایه‌های کشور را به تاراج ببرند و ایران و ایرانی را اینچنین به فلاکت بکشانند، باید هم امثال سمیه توحیدلو شلاق بخورند و تحقیر شوند.

اما اگر بت‌پرستان توانستند با شلاق زدن و شکنجه‌ی سمیه و یاسر، رسالت محمدی را منکوب کنند؛ اینان هم خواهند توانست حاکمیت خود را با شکنجه و زندان و قاچاق و اختلاس امتداد دهند.

این بساط ظلم و جور رفتنی است، رسوایی‌اش شهره‌ی آفاق شده و استخوان‌هایش خردشدنی است؛ صدای خرد شدن استخوان‌های این بساط ستمکاری به نام دین و خدا را از پژواک ضربه‌هایی که بر تن سمیه توحیدلو خورد، می‌توان شنید. اما افسوس که نه شنیدنی در کار است و نه بصیرتی و نه حتی فقاهتی: «لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها»

 


101 پاسخ به “اگر بت پرستان مکه توانستند شما نیز می توانید”

  1. ناشناس گفت:

    از تعداد بسیار زیاد کامنت ها می توان فهمید که این عمل چه اندازه وجدان جامعه ما را ناراحت کرده است. والله حیوانات به انسان هایی مانند این… و دستیارانش شرف دارند. تا حال دیده اید که حیوانی هم نوع خود را شلاق بزند؟ ای قاضی ننگت باد که آبروی هرچه قاضی را هم تو بردی تو واقعا از پست ترین حیوانات هم پست تری. …

  2. حبیب گفت:

    وای برما که نام خودرا انسان گذاشته ایم

  3. حمید گفت:

    آیا میتوان این بانوی مسلمان و آزاده را با ان بانوی به ظاهر مسلمانی که در مجلس نشانده شده و می گوید – باید ملحفه به جای چادر بر سر متهمین خانمی که در بی دادگاههای رژیم محاکمه میشوند کشید آن هم بدلیل حفظ حرمت حجاب برتر – حتی بصورت شوخی مقایسه کرد . ننگ بر حکومتی که از میان ملت تحت سیطره آن بزرگوارانش ‍- دانشمدان فیزیک هسته ایش – نخست وزیر دوران بحرانش – ریس اسبق مجلسش و خلاصه برجسته ترین نخبگانش در زندان تحت شدیدترین رنجها و مصایب هستند و در عوض دروغگویان و قاچاقچیان و اختلاس کننده ها و قاتلان در راس آن به کردارهای پلیدشان ادامه میدهند . خدایا ما را چه شده است . واقعا ما شیعه حسینیم و باز آیا واقعا ما همانهاییم که در اربعین حسینی آن هم پس از گذشت 1400 سال برای شلاقهای متحمل شده توسط زینب کبری که از طرف یزیدیان بر پیکر پاک و نازنینش نواخته میشد زار میزنیم و یقه چاک میدهیم . خدایا ما خود را فریب میدهیم یا نعوذ و بالله تو را . خدایا اگر ما را شهامت و جرات عطا نمیکنی لااقل بمیران و اگر این را هم نمیکنی صبر عطا کن . خدایا ما را بیاموز که علاوه بر حسین ابن علی و زینب کبری برای حسینها و زینبهای زمانه خودمان هم زار بزنیم و گریبان بدریم و البته برگشان بداریم و سپاسگذارشان باشیم و ان الله و مع الصابرین

  4. ناشناس گفت:

    سمیه! خواهرم! جانم! جهانم!
    ‫سمیه! درد تو در استخوانم!
    ‫سمیه! ملتقای حق و شلاق
    ‫سمیه! شد کبود از دردت آفاق
    ‫سمیه! در تناوب! درد و فریاد!
    ‫سمیه! در تلاطم! داد و بیداد!
    ‫سمیه! جان به زیر جهل بوجهل!
    ‫سمیه! ارث ‫مولا دست نا اهل!
    ‫سمیه! زخم بیت از آل عباس!
    ‫امین و ‫‫برمکی هارون و اشناس!

  5. mehdi گفت:

    اینهم از انعطاف ولایت مطلقه فقیه.

  6. elec.girl گفت:

    “بی‌شرمانه تا آن حد که وقتی قاضی اجرای احکام به دست و پا زدن افتاد و حتی با لحنی التماس‌گونه از کارکنان زن دادسرا و زندان خواست این حکم را اجرا کنند، هیچ‌کدام حاضر نشدند ننگ این وقاحت را در کارنامه‌ی خود باقی بگذارند. آنها کم از این صحنه‌ها ندیده بودند، اما این بار اجرای این حکم ظالمانه، وقاحتی افزون می‌خواست که جز از دستان گنهکار یک مرد – بلکه نامرد – بر نمی‌آمد. ”

    خبر به شدت تلخی بود، ولی این نوشته شما هم طور دیگری آدم رو به آتش میکشد. لطفا پای صحبتهای جوانان سال های دور و نزدیک بنشینید که ببینید به چه بهانه های کوچک و بزرگی شلاق خورده اند. کاش این زنان و مردان کارمند همیشه از اجرای احکام سر باز میزدند. کاش یادآوری میشد که تمام آنهایی که به هر دلیل و بهانه ای شلاق خورده اند قربانی این نامردی ها و نامردمی ها بوده اند.

  7. ناشناس گفت:

    zarbayh digar bar aslam

  8. یا حسین گفت:

    واقعا” قاضیان ستمگر این حاکمیت انحرافی تاب و تحمل را از مردم برده اند…ننگ بر این حکومت و قاضیانش که نام علی (ع) را یدک می کشند…

  9. حسین شریعتمداریِ سبز گفت:

    این وقاحت ملی و این شرف!!! مبارکباد.

  10. DOOSTE گفت:

    I’M SO SORRY, DR FOR THIS , . FUTURE IS FOR US ….. WE ”LL SEE THAT

  11. سبز اندیش گفت:

    وقتی در بیست و دو خرداد 88 شاهد آن تقلب و دروغ شرم آور بودم , همه اعتقاداتم سست شد . با خود می گفتم وقتی کسانی که خود را متولی و نماینده دین می دانند چنین می کنند پس در طول تاریخ هم دین پوششی بوده برای کثافت کاری ظالمین و همه ما بازی خورده شیادان هستیم . اما امروز پس از گذشت 27 ماه با دیدن صحنه های که همیشه تنها می شنیدم و فکر می کردم فقط برای پیامبران و معصومین است , اعتقاداتم استوارتر از گذشته شده است . اکنون به این ایمان رسیده ام که راست است پهلوی شکسته زهرا و دفن شبانه ( هاله سحابی ) راست است واقعه عاشورا ( عاشورای 88 ) راست است مظلومیت علی ( حصر موسوی و کروبی )راست است استواری زینب ( نسرین ستوده ) و راست است شکنجه سمیه ( سمیه توحید لو) . بانوی شرافت , ستاره درخشان راه حقیفت , تو شلاق می خوری تا امثال من راه را پیدا کنیم . تو شلاق می خوری تا خداوندان دروغین ریا و ستم و اختلاس بر ملا شوند و انسان و خدا به مصادره اهل شیطان در نیاید .

  12. سبز عملگرا گفت:

    سایت محترم کلمه خواهش می کنم به شکل یک اعلامیه خلاصه تیتر وار خبر +خلاصه ای از نظرات مخاطبان(در کنار بی تفاوتی حاکمیت در محاکمه اختلاس 3000ملیار تومانی) طراحی شود وفراخوان چاپ شود [با عنوان :مردم خودتان قضاوت کنید ]

  13. نا شناس گفت:

    خواهرم به بزرگی روحت تعظیم میکنم امروز روز شلاق خوردن سمیه ها سنگ روی شکم گذاشتن بلال ها و فردا روز فتح مکه است .که پیامبر فرمود هیچ حکومتی با ظلم پا بر جا نمی ماند.

  14. ناشناس گفت:

    ای نفرین بر کردارتان ای ابلهان پست کردار

  15. ناشناس گفت:

    deer ya zood miran chon hich hokumati ba zolm baghi nemimoone

  16. بابک گفت:

    گناه سميه اين بود که حاضر نشد تن به اطاعت از بت هاي زمان بدهد همچون اولين شهيد اسلام که گفت: لا اله الا الله و محمد رسول الله.

  17. ناشناس گفت:

    ننگ بر شما حاكمان ناكارامد بدبخت. وقاحت را به اوج رسانده ايد. شما بيشتر از اينكه دشمن درخوري براي مردم ايران باشيد،‌ باعث شرم آنهاييد. دشمن به اين پستي! دشمن به اين نامردي! به اين پليدي

  18. امین گفت:

    ما دلیرانه به تاریکی شب تاخته ایم
    طرح نابودی شب تا سحر انداخته ایم…

  19. سبز گفت:

    زینب اسیری رفت و ما برجای بودیم!!!چون بوه گان ننگ سلامت ماند برما…… تاوان این خون تا قیامت ماند برما

  20. وفا گفت:

    گلوی آدم رابایدگاهی بتراشندتابرای دلتنگی های تازه جابازشوددلتنگی هایی که جایشان نه دردل که درگلوی آدم است دلتنگی هایی که میتواندآدم راخفه کند
    امابالاخره روزفریادهم فرامی رسدروزی که ریشه استبدادمطلقه خشکیده خواهدشد

  21. ناشناس گفت:

    خاک بر سر حاکمان
    مرگ و ننگ بر حاکمان جبار
    این بود بزرگداشت مقام زن در اسلام من در آوردی خودتان
    ای سمیه غزیز تو مانند همان سمیه صدر اسلام مقاومت کردی درود بی کران بر شما

    از طرف خانواده شهید سعید….. از شهدای جنگ

  22. ناشناس گفت:

    نظر یکی از دوستان خوب بود چرا حداقل دعوت نمی کنید که با تکبیر شبانه اعتراض به این وحشیگری فریاد زده شود؟

  23. داريوش گفت:

    دانيد بدانيد كه پس از ما
    ديگرانى مى آيند
    صبورتر سمج تر
    قوى تر خبره تر
    و يك به يك پس مى گيرند از شما
    آن چه از ما ربوديد
    و اما تكيه كلام شان
    همان ترانه هايى خواهد بود
    كه ما روزى سروده بوديم…

  24. بهار گفت:

    1- من هم در زنجیره انسانی بودم پس من هم باید شلاق بخورم
    2- من هم در ستاد مهندس قعال و عضو بودم من هم باید شلاق بخورم
    3- من هم وبلاگ و فیسبوگ دارم و می نویسم من هم باید شلاق بخورم
    4-من هم دخترم ، دانشجو ام من هم باید شلاق بخورم
    5- من در راهپیمایی ها شرکت کردم – زمانی که تو در زندان بودی – من هم باید شلاق بخورم
    6- من هم رای ام را دزدیده اند من هم باید شلاق بخورم

  25. محمد گفت:

    خدایا کمک کن انتقام این ظلمارو بگیریم

  26. عباس گفت:

    حقش بود میخواست جسارت به حاکمیت وولایت نکند و هان شما ای ابوجهل های زمان بیخود شلوغش نکنید ایشان نتیجه جرمش طبق شرع اسلام بوده وبس

  27. ناشناس گفت:

    چه تازيانه ها كه با تن تو تاب عشق آزمود

    چه دارها كه از تو گشت سربلند

    زهي كه كوه قامت بلند عشق

    كه استوار ماند در هجوم هر گزند

    نگاه كن هنوز ان بلند دور

    آن سپيده آن شكوفه زار انفجار نور

    كهرباي آرزوست

    سپيده اي كه جان آدمي هماره در هواي اوست

    به بوي يك نفس در ان زلال دم زدن

    سزد اگر هزار باز بيفتي از نشيب راه و باز

    رو نهي بدان فراز

  28. ناشناس گفت:

    یک درخت پوسیده هم اگر نسیمی نوزد و بارانی نبارد سالها بلکه ده ها می تواند پابرجا بماند. داستان این حکومت و ما مردم هم همین است. با خود می گوییم تیشه ای به ریشه حاکمیت فلان. اما غافل از قیاس مع الفارق. تیشه را بر ریشه درخت ستبر می زنند نه کنده پوسیده ای که به یاری بی عملی ما پابرجاست.

  29. مادر رنجدیده گفت:

    درود بر سمیه ی عزیزم که ضربات شلاقش را بر تنم احساس کردم و اوج ناتوانی مدعیان عدالت علی (ع) را در زنجیر های حجر بن عدی گونه اش و خشم جاهلانه اشان را در نواش پیکر مظلومت تسلی می دهند. بیچاره اند که می اندیشند بر تو نواختند، تا گناهت را پاک کنند و تو را به راه راست هدایت کنند و عدلشان را به نمایش گذارند. غافل از اینکه ترا ثابت قدم تر بر راه کردند و همگان را بر ظلم فرعونیشان آگاه تر . بر پیکرت شاید دست یابند، اما بر اندیشه ی سبزت هرگز و این اوج حقارت و عجز دیوان بود که تنها با خراش و سرخی پیکرت حاصل می شد. شبی که گذشت با یاد لحظاتت در زیر شلاق و آنچه که آن لحظه کشیدی و دردناکی لحظات سخت شکنجه ی برادرم در ظلم شاهنشاهی را برایم تداعی کرد و اینکه لازم نیست تنها شاه باشی تا ظلم کنی که گر مسلمان بنامی خود را، گناه ظلمت بیشتر است ، گذراندم و اینکه حال چگونه می گذرانی. گر چه آثار ضربه ها زمان می برد تا پاک شوند، اما ننگ این عدالت یزیدی نه تا قیامت که حتی در محضر خدا نیز پاک نمی شود. تو سرفراز استوار مایی. امیدوارم همه ی نظرات نوشته شده را بخوانی تا بدانی چقدر همراه و همدرد داری. پس دل قوی دار عزیزم ، دختر نازنینم ، برایت آرزوی سلامتی دارم و به تو افتخار می کنیم که نشانه ی اوج استیصال حقیران و نابخردانی. تو نیز احساس سربلندی کن و بدان برای همه تو قهرمانی. دیری نمی پاید ومی بینم آمدن آن روز که خفیف و حقیر به پای تو و دیگر دل شکستگان سبز می افتند تا بخشیده شوند. این و عده ی خداوند ما است.
    امیدوارم نوشته ی عباس در بین نظرات نیز طنز تلخ باشد نه اعتقاد که سخت دل می سوزاند پس از این همه بینه.

  30. علی گفت:

    خانم محترم ما که مرد نیستیم بلکه در این خراب آباد مردی نیست. اگر مرد بودیم که عده ای پست و زبون به نام مردی رای مان را نمی دزدیدند.

  31. ناشناس گفت:

    اونقد کامنتها ریاد بود که حرفهای خودمو درهمشون دیدم وحرف جدیدی ندارم………….مسلمان نیستم اصلا مذهبی ندارم اما آن خدایی که خیلیها بهش معتقدیم آیا الان شرمنده نیست؟!

  32. ایرانی مسلمان گفت:

    به این عباس که گفته حقش بود میگویم حیف نام عباس که برتونهاده اند عباس پرچمداروعلمداروامید حسین بود وتوبانام عباس شمشیربر روی جسینیان کشیده ای که ازیزیدبه عنوان خلیفه پیامبرحمایت کنی

  33. ناشناس گفت:

    تا کجا میخواهید ادامه دهید!
    ان باطل کان زهوقا !!!

  34. سارا گفت:

    هر که در این در گه مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند سمیه جان به تو می کنیم یا حسین میر حسین

  35. یک شرمنده گفت:

    برای سمیه توحیدلوی عزیز!
    شروع رمان سرزمین گوجه های سبز اثر هرتا مولر: “ادگار گفت: وقتی لب فرو می بندیم و سخنی نمی گوییم غیر قابل تحمل می شویم و آنگاه که زبان می گشاییم از خود دلقکی می سازیم”.
    بعد از دو سال برای اولین بار نظر می‌دم؛ می‌خوام بگم: “سمیه‌های تاریخ، فراموش نمی‌شوند”.
    بیشتر از این حرفی ندارم یعنی نمی‌توانم بیشتر از این حرفی بزنم!
    افسوس!

  36. خودجوش سبز گفت:

    عباس آغا
    همون داستان شوهر بداخلاقی که خدمتی به خانواده اش نمیکرد ولی طبق برنامه همسرش را کتک میزد و وقتی علتش را جویا میشدند میگفت خرجی بهشان نمیدهم و اگر همین کتک هم را نزنم از کجا معلوم شود همسرش هستم.

  37. سیامک گفت:

    تک تک ضرباتی که بر تو بانوی ایرانی خورده یک به یک نشانهای افتخاری است که از اذهان ملت پاک نخواهد شد.درود بر شرف تو

  38. قرمز گفت:

    سلام
    قابل توج راست گویان مجری طرح دادگستری و دادسرا نیست تحقیق کنید بعد بنویسید بعدام اگه کسی حاضر نبود این نگ رو زیر پروندش داشته باشه چطور آش نخورده و دهن سوخته

  39. رضا گفت:

    تا کی میخوایم اینجوری ادامه بدیم؟؟ یادمه همه میگفتن حکومت جرات نمیکنه موسوی و کروبی رو بازداشت کنه، الان بیش از 200 روزه که توو حبسن!!! این حکومت بی شرمتر و چست تر از اونیه که همه فکرشو میکردن، …. دیگه وقتش نیست که پاشیم؟؟؟؟
    همراه شو عزیز.. تنها نمان به درد… کین درد مشترک… هرگز جدا جدا…درمان نمیشود…..
    بچه هایی که مثل من دانشجو هستین، وقتشه که خودمون یه کاری بکنیم. نمیگم آشوب و تظاهرات و … اما اگه ما بخایم میتونیم کاری کنیم که همه مردم از ذات پلید و سراسر کذب این حکومت آگاه بشن. باور کنید هنوز خیلی از مردم هستن که خیلی چیزارو نمیدونن. اگه مردم آگاه بشن همه چی درست میشه.. باور کنید. بخدا تنها راهش همینه که همه از درون این حکومت رو نخان.

  40. خودجوش سبز گفت:

    عباس آغا
    …
    اولا که دوران شانتاژ تموم شده که حاکمیت را چسباندی به ولایت و ولایت را بچسبانی به الوهیت , شما برو تو همان سایتهای… خودتان نظر بده که اصلا نظر مخالف درج نمیکنند , تازه این همون جریان انحرافی خودتون بوده یعنی فقط خودتان میتوانید افترا بزنید؟
    ثانیا وقتی در جواب کاریکاتور موهن دانمارکی خفه خون گرفته بودید و فقط توانستید با یک فتوا شیرینی دانمارکی به شیرینی گل محمدی تبدیل کنید ! , اینجا هم اقدام مشابه عمل میاوردید , عزیزم ؛ این بیغیرتی شما مسبوق به سابقه هست همان کشتی کمک رسانی سپاه یادت هست که وسط دریا دستور عقبگردش صادر شد :)
    ثالثا سیداحمدخمینی هم به همان دلیلی که گفتی شهید شد حالا این خانم که خوبه به جای شهادت فقط 50 تا شلاق خورد

  41. سوق گفت:

    هنگام خواندن فقط اشک می ریختم هم برای او و هم برای مرد بودن خودم

  42. ناشناس گفت:

    به وجود چون تویی افتخار میکنیم و از مرد بودن خود خجالت زده.
    ای کاش بتوانیم از شرمندگی اون نگاه پاک و معصومت درآییم. نفرین بر آن دستان ناپاک آلوده به گناه که چنین عقده های درونی شان را برملا می کند.

  43. رزمنده دفاع مقدس به سمیه خواهرم گفت:

    بنام خدای خمینی(س)
    خواهر من! کاروان زینبی(س) در راه کوفه به ضربه تازیانه یزدیان، بر تارک جهان انسانیت درخشید و فخر شیعه شد! راز مانده گاری نهضت حسینی(ع) در لابلای «شلاق»های پر از جهل و کینه کوفیان بر سر و دست و صورت و پیکر حسینیان بود که اینک من و تو که نه، جهان و جهانیان در عظمت واقعه کربلا، اسیر شوق! اشک اند. آمریکا، اروپا، آفریقا، آسیا، همگی مدهوش واقعه ای هستند که زینب کبری(س)، همو که به کین تازیانه دشمن، اندک زمانی بعد از رخت بستن برادر از دنیای پر ز دروغ و فریب، ردای شهادت پوشید، مرامش «ما راءيت الا جميلا » بود! من هم به تاسی از همسران شهیدان باکری و همت میگویم حاضرم برای اجرای عدالت! تن خود را به شلاقشان بسپارم که نیک میدانم، در جای جای «رد» این شلاق بر پیکر من، بوسه گاه شهدا و امام(س) شهدا نقش خواهد بست!!

  44. ناشناس گفت:

    امروزه ، در شبیه سازیهای تاریخی ، به گذشتگان ظلم میشود . مثلا ، در حکومت معاویه و یزید تجاوز به زندانی گزارش نشده است یا فروبردن سر مخالف خلیفه در مدفوع . در شبیه سازی تاریخی این مقاله هم . بت پرستان حجاز اصل و نسبی داشتند و ریشه ای در جامعه آن روز ، کلیددار کعبه بودند . حاکمان امروز ایران ، لمپن های بی ریشه ای هستند در کسوتهای مختلف ، از صدر تا ذیل .

  45. احمد گفت:

    اين اتفاقات نشان از زوال و سقوط اين ارازل در اينده اي نزديك مي دهد. به راستي كه اينده روشن است

  46. ناشناس گفت:

    تا امسال تو نفهم هستند اینها حکومت میکنند کدوم جسارت کدوم ولایت؟ شرع نگفته اونایی که به مردم تجاوز کردن اونایی که مردم و را زیر گرفتن و مردم را کشتن باید مجازات بشن؟ داستان شرع و اسلام نمدی هست که از بالا تا پایین برای امسال تو و هم مسلکهای تو ازش کلاهی جهت تامین دنیا و ثروت و قدرت ازش استفاده میشه برو تو کیهان و فارس نظر بده بابا

  47. ناشناس گفت:

    درود بر سمیه

  48. کاوه گفت:

    سمیه غیور … با تمام وجود ایستادگی کن . هر حرکتی رهبری می خواهد ، هر انقلابی بیرقی ، فوران خون از مضرب تازیانه های مصیب بر وجود پاکت پرچم نهضت ماست و ذهن پویای تو رهبر ما.

  49. roobi گفت:

    عجب تمدن و فرهنگی به ارث بردن بعضی ها….
    کسی می تونه بگه دودمان ما الان به کجا وصله؟
    سمیه ،خواهرم شرمنده ام ولیکن در دل شعری را این روز ها زمزمه می کنم به تکرار
    هرگاه یکی بر آمد که منم با نعمت و با زور و زر آمد که منم
    تا کارک او نظام خواهد گیرد ناگه عجل از کمین بر آید که منم

  50. مصطفی گفت:

    این قاضیان و این حکمرانان یا عمله قدرت هستند و یا نادانها و جاهلانی همانند “دون کیشوت “معروف که دیوانه ای بیش نبود و آسیابهای بادی را “دشمن ” می پنداشت و دائما” با شمشیر و کلاه خود به آسیاب بادی حمله میکرد و فکر میکرد که دشمن خودش را از بین خواهد برد!!