دکتر سیفزاده خطاب به قوه قضاییه: در اجرای قانون بهانهتراشی نکنید تا برای جبران، مجبور به عفو عمومی نشوید
چکیده :بهتر است که قوه قضاییه دست از بهانه تراشی برداشته و حقوق ملت را به رسمیت شناخته و امتیازات متهمان سیاسی و حقوق مندرج در قانون اساسی را جرم تلقی نکند تا نیازی به صدور عفوهای اینچنینی نداشته باشد و بنابر مقتضیات بعضا غیر حقوقی و فشارهای سیاسی و اجتماعی، مجبور به استفاده از این ابزار قانونی شود، زیرا متهمان سیاسی موجود در بند 350 که بنده با قریب به اتفاق آنان صحبت کرده ام، مرتکب جرم و گناهی نشده اند تا مستحق عفو باشند....
محمد سیف زاده، زندانی بند 350، در گفت و گو با کلمه از قوه قضاییه می خواهد به جای آنکه تحت فشارهای سیاسی و اجتماعی و مقتضیات غیر حقوقی مجبور به عفو زندانیان سیاسی و آزادی آنها شود تا احکام غیر قانونی دادگاههای دو سال اخیر را جبران کند، به اجرای قانون در خصوص جرم سیاسی تن دهد و از بهانه تراشی دست بردارد.
این حقوقدان شناخته شده، که هم اکنون در سن 62 سالگی در بند 350 اوین زندانی است، در این مصاحبه تاکید می کند که حتی اگر بهانه مسوولان قضایی، نبود تعریف قانونی برای جرم سیاسی باشد، که خود نشانه قصور یا تقصیر حکومت و مستوجب مسوولیت کیفری است، می توان به موجب ماده 3 قانون آیین دادرسی مدنی، دکترین یا نظریه حقوقی را به عنوان منبع قانون به رسمیت شناخت و نظر اکثر علمای حقوق در این باره را ملاک قرار داد.
او تاکید دارد که عمده زندانیان حاضر در بند 350 به دلیل تاکید بر تحقق حقوق مندرج در قانون اساسی و سایر قوانین بدون آنکه مرتکب جرم و گناهی شده باشند به زندان افتاده اند و به دلیل اصرار بر اصل 27 قانون اساسی که بر آزادی تجمعات تاکید دارد و اصل 26 که بر آزادی تشکیل گروه و حزب اشاره دارد، محکوم شده اند.
دکتر محمد سیف زاده، عضو موسس کانون مدافعان حقوق بشر، دادستان و قاضی سابق و موسس شبکه وکلای همکار که به منظور دفاع از زندانیان سیاسی تشکیل شد، و رییس کمیته انتخابات آزاد، سالم و آزادانه است.
متن کامل مصاحبه این زندانی سیاسی با کلمه را در ادامه بخوانید:
آقای دکتر، به عنوان اولین سوال بفرمایید که جایگاه جرم سیاسی در حقوق عمومی چیست؟ چطور است که گاهی شاهد تبدیل حقوق ملت به جرم هستیم و یا می بینیم که برخی از زندانیان از امتیازات قانونی چون عفو استثنا می شوند یا حقوق آنها نسبت به سایر زندانیان عادی محدودتر می شود؟
در حقوق کیفری نوین، جرم سیاسی به تدریج در گنجینه تاریخ قرار می گیرد و کسی تحت عنوان متهم سیاسی تحت تعقیب قرار نمی گیرد. سرفصل آزادی های فردی، اتهامات سیاسی گنجانده شده و قانون اساسی مشروطه، قانون اساسی جمهوری اسلامی و حتی قوانین عادی به آن اشاره می کند و به رغم آنکه به موجب اصل 168 قانون اساسی و تبصره ذیل ماده 20 قانون تشکیل دادگاه های عمومی مصوب 73 ، امتیازات خاصی برای این نوع متهمان سیاسی در نظر گرفته شده است، مشاهده می شود 32 سال پس از رویداد انقلاب، دادگاه های انقلاب اسلامی که به موجب اصول 159 و 173 قانون اساسی غیر قانونی است و به تضمین بنیانگذار جمهوری اسلامی قرار بود فقط در دوره فترت فعال باشد، همچنان به طور غیر قانونی به کار خود ادامه می دهد و متهمان سیاسی را از امتیازات قانونی و حتی حقوق محکومان عادی محروم می کند.
در حالی که به گفته شما در قوانین جدید در دنیا جرم سیاسی حذف می شود، چگونه مسئولان قضایی ما بخشنامه می دهند که در اعطای حق قانونی عفو، مجرمان جرایم عادی از آن برخوردار می شوند اما زندانیان سیاسی از دایره مشمول آن خارج می شوند؟
در موضوع عفو عمومی نیز مسوولان قضایی کشور به این امر حقوقی مهم توجه نداشته و متهمان سیاسی را از حقوقی قانونی خود محروم می کنند. چنانچه در جریان عفوهای اخیر، جرایم ضد امنیت داخلی و خارجی موضوع فصل اول و مواد 498 تا 512 از شمول عفو مستثنا شده و در رویدادی معمول این استثنا را به فصل 16 ذیل عنوان اجتماع و تبانی هم تعمیم می دهد.
اگر نگاهی به مواد 498 و 610 قانون مجازات اسلامی بیندازیم، مشاهده می شود بعضا از لحاظ شکل و عموما از لحاظ محتوا، این دو جرم شباهت زیادی به یکدیگر دارند و عناصر مادی و معنوی جرم با هم مشابهت های زیادی دارند. با این حال مجازات اولی حبس از 2 تا 10 سال و دومی از 2 تا پنج سال تعیین شده است. مقایسه ماده 500 همین قانون (فعالیت تبلیغی علیه نظام) که مرتکبان آن از شمول عفو مستثنا شده اند با ماده 610 که مجازات سنگین تری دارد، هر دو از مصادیق بارز اتهام سیاسی تلقی می شود، اما دومی ذیل سرفصل جرایم ضدامنیتی کشور قرار نمی گیرد.
باید توجه داشت بر طبق اصول 159 و 168 قانون اساسی و تبصره ذیل ماده 20 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب، تنها از جرم سیاسی، مطبوعاتی و عادی سخن به میان آمده و جرمی را به عنوان جرم امنیتی به رسمیت نشناخته است. بنابراین محروم کردن متهمان سیاسی از حقوق قانونی خود بنا بر اصل 9 قانون اساسی فاقد وجاهت قانونی است.
همچنین باید دید قوه قضاییه برخلاف صریح اصول 19 و 20 قانون اساسی (تاکید بر تساوی حقوق و حمایت یکسان قانونی) به استناد چه قوانینی و اصولی عده ای را از یک حق قانونی خارج می کند.
آیا این تفسیر و رویه در مورد جرم سیاسی بر پایه قانون و حقوق صورت می گیرد یا یک برداشت و رهیافت سیاسی است؟
با آنکه از انقلاب مشروطه جرایم سیاسی به رسمیت شناخته شده و انقلاب نیز به آن مهر تایید گذاشت (اصل 68 قانون اساسی) حاکمان قبلی و فعلی ایران متهمان سیاسی را از حقوق قانونی و مشروع آنان محروم کرده اند که چنین نگرشی نسبت به جرم سیاسی و متهم سیاسی هیچ محمل حقوقی نداشته و صرفا در جهت آزار و اذیت زندانیان و خانواده آنها صورت گرفته است.
فراموش نکنیم که شعار محوری «زندانی سبإسی، آزاد باید گردد» که نمایندگان مردم را در مجلس خبرگان اول واداشت که امتیازات مندرج در قانون اساسی مشروطه و نظام کیفری نوین را وارد قانون اساسی کند، بر وجود و تحقق شرایط و امتیازات خاص برای متهمان سیاسی پا می فشارد.
برخی می گویند عبارت «اقدام علیه امنیت» در ماده 610 (موضوع اجتماع و سیاسی) با اصل 500 ذیل عنوان جرایم علیه امنیت حفظ شده و بر همین اساس هم بوده که قوه قضاییه در سالهای گذشته، استثنا در شمول عفو به جرایم امنیت را از فصل مذکور به ماده 610 تعمیم داده است. اینطور نیست؟
علت این نگاه و در نتیجه تعلل در تصویب جرم سیاسی و نگاه خارج از قانون حکام به متهمان سیاسی، تلقی خاصی از موضوع امنیت ملی است که توسط حکام با امنیت نظام یکسان و معادل گرفته شده است، بنابراین هر نقد مشروع و قانونی از حکومت که از حقوق ملت است، جرم تلقی می شود. این نگاه هم با اصل «قانونی بودن جرم و مجازات» و هم با اصل «عقاب بلا بیان» در تضاد کامل است. ضمنا توجه به مواد 498 به بعد قانون مجازات اسلامی نشان می دهد در هیچ جای قانون فوق، صحبت از امنیت نظام نشده؛ بلکه آنچه جرم شاخته شده است، امنیت داخی و خارجی کشور ایران است و این قطعا متفاوت از امنیت نظام است که موضوعیت و مصداق قانونی ندارد.
ظاهرا موضوع عدم تعریف جرم سیاسی در ایران به نقطه حساسی رسیده است. به همین خاطر است که دو سال پس از محاکمات شتاب زده و صدور احکام خارج از قانون و عرف، به یک باره و شبانه 70 نفر را برای نوشتن درخواست عفو به بازپرسی می برند و فورا مورد عفو قرار می دهند، بدون اینکه مراحل قانونی آن رعایت شود. اگرچه بعدا دادستان پس از آزادی آنها اعلام می کند که آنها نادمان وقایع انتخابات هستند. به نظر شما این تصمیم های شتاب زده، حامل چنین رویکرد غیرمتعارفی به جرم سیاسی نبوده است؟
اگر بهانه مسوولان قضایی از عدم تعریف جرم سیاسی، محقق نشدن قانون گذاری بوده، صرف نظر از قصور یا تقصیر حکومت – که قطعا موجب مسوولیت کیفری است – به موجب ماده 3 قانون آیین دادرسی مدنی، دکترین یا نظریه حقوقی به عنوان منبع قانون به رسمیت شناخته شده است. بنابراین همچنان که فقه در حکم منابع قانون انگاشته می شود دکترین علمای حقوق می تواند به عنوان منبع قانون در این باب مورد استفاده قرار گیرد. در حال حاضر، هم توسط علمای حقوق داخلی و هم به دلیل اخذ مفاهیم نوین جرم و مجازات از نظام حقوقی غرب، توسط علمای حقوق خارجی این قوانین تدوین شده است. مضافا اینکه مصوبه های کنفرانس کپنهاگ در مورد جرم سیاسی، مصادیق جرایم سیاسی را تعریف کرده است.
بنابراین بهتر است که قوه قضاییه دست از بهانه تراشی برداشته و حقوق ملت را به رسمیت شناخته و امتیازات متهمان سیاسی و حقوق مندرج در قانون اساسی (اصل 27 آزادی اجتماعات و راهپیمایی و اصل 26 آزادی تشکیل گروه و حزب) را جرم تلقی نکند تا نیازی به صدور عفوهای اینچنینی نداشته باشد و بنابر مقتضیات بعضا غیر حقوقی و فشارهای سیاسی و اجتماعی، مجبور به استفاده از این ابزار قانونی شود، زیرا متهمان سیاسی موجود در بند 350 که بنده با قریب به اتفاق آنان صحبت کرده ام، مرتکب جرم و گناهی نشده اند تا مستحق عفو باشند؛ آن هم چنان عفوی که دایره شمول استثناثات آن تقریبا هیچ متهم سیاسی را در برنمی گیرد.














سلام.
دوستانی که نمیتوانند در سایت کلمه یا سایت های مشابه پیام بگذارند. میتوانند از نرم افزار Tor Browser استفاده نمایند.
ماهمه باهم هستیم.
درود بر سیف زاده دانشمند و وکیل شجاع و حقوق دان در حکو مت مستبدان و متحجرین اندیشه دانشمندانی مانند شما جائی ندارد جهل
فقط خانه دارد و حمایت میشود و مانند شما ها باید به بند کشیده شوید .که باید عم خورد که در بند هستید .
درود بر شما دکتر که یکدنیا غیرت ومردانگی نمونه ایرانی اسث.صبحدم نزدیک است.سید لی رفتنی است.تاریخ نوونه دیگری از نفرت را ثبت خواهد کرد.بهار ایران نزدک است.احنبی ها که این سرزمین اهورایی رابه اسارت گرفثه اند.انجا روند که حهنم بیش نیست
قوه غذائیه نه قوه قضاییه!