همسر محمدجواد مظفر: رئیس زندان در جواب اعتراض من گفت که پاسخ به شما در صلاحیت من نیست
چکیده :چندی پیش که عده ای از جوانان از زندان آزاد شدند به من می گفتند اصلا فکر نمی کردیم آقای مظفر چنین روحیه گرم و شاد وخوش برخوردی داشته باشند و با روحیه ی یک جوان با دیگران معاشرت کنند؛ اینها می گفتند، مدتی که با ایشان در بند 350 بودیم از ایشان روحیه می گرفتیم....
محمد جواد مظفر، نایب رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان، عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و مدیر انتشارات کویر با گذراندن نیمی از حکم خود طبق قوانین سازمان زندان ها، باید از حق آزادی مشروط برخوردار گردد. این در حالی است که وی نه تنها از این حق محروم است، بلکه با وجود مشکلات جسمانی از اعطای مرخصی استعلاجی با این فعال سیاسی و شخصیت فرهنگی خودداری می شود. پیگیرهای خانواده وی نیز تاکنون از سوی مسئولان بی پاسخ مانده است.
فاطمه انتظار المهدی، همسر محمدجواد مظفر با ابراز نگرانی از وضعیت جسمانی وی به جرس می گوید: «در ملاقات با همسرم متوجه شدم که زائده ای در انگشت ایشان پیدا شده وقتی در این خصوص سئوال کردم گفتند که چهار ماه پیش پزشک اوین ایشان را معاینه کرده و گفته است که باید یک متخصص مغز و اعصاب شما را معاینه کند زیرا ممکن است این ناراحتی که الان در دو انگشت دست است و ممکن است به سایر انگشتها هم سرایت کند و حالت غیرطبیعی پیدا کند. من نمی دانم آقای دادستان مسئول پاسخگویی به من هستند یا رئیس زندان اوین یا رئیس قوه قضاییه؟ اما هر اتفاق و مشکلی برای همسر من رخ دهد پاسخگوی آن مسئولان قضایی هستند.»
محمدجواد مظفر دو روز پس از حوادث عاشورای سال 88 بازداشت و به سلول های انفرادی بند 240 زندان اوین منتقل شد. وی در بیستم فروردین سال نود برای گذراندن یک سال محکومیت خود که توسط قاضی پیرعباسی صادر شده، به زندان بازگشت. او از جمله 12 زندانی بند 350 اوین بود که در اعتراض به مرگ هدی صابر دست به اعتصاب غذا زد و در مرخصی چند روزهی خود همچنان به اعتصاب غذا ادامه داد.
محمد جواد مظفر، نایب رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و رئیس هیأت مدیره انتشارات کویر است. مظفر کارشناس ارشد تاریخ و بنیان گذار انتشارات کویر است که در لیست هفت انتشارات اندیشه ساز کشور قرار دارد. گفتنی است که مظفر نویسندۀ کتابهای «اولین رئیس جمهور»، «لبخندستیزان» و «ماجراهای محلۀ ما» است؛ کتاب اخیر در سال 88 جایزه نخست جشنواره طنز پایتخت را به خود اختصاص داد.
متن کامل این گفتگو با فاطمه انتظارالمهدی، همسر محمدجواد مظفر در پی می آید:
خانم انتظار المهدی در آخرین ملاقاتی که با آقای مظفر داشتید ایشان از نظر جسمانی در چه وضعیتی بودند؟
دوشنبه هفته پیش که به ملاقات ایشان رفتیم متوجه شدیم که زائده ای در انگشتشان ایشان پیدا شده؛ وقتی در این خصوص سئوال کردم گفتند که چهار ماه پیش پزشک اوین ایشان را معاینه کرده و گفته است که باید یک متخصص مغز و اعصاب شما را معاینه کند زیرا ممکن است این ناراحتی که الان در دو انگشت دست وجود دارد به سایر انگشتها هم سرایت و حالت غیرطبیعی پیدا کند. البته بعد از عاشورای 88 هم که بازداشت شدند دو ماه در انفرادی بودند و بخاطر شرایط و محدودیت های آنجا دچار اگزما شدند و از این ناراحتی هم رنج می بردند و دارو مصرف می کردند.
پیگیری های شما برای مرخصی پزشکی ایشان به نتیجه ای رسیده است؟
خیلی پیگیری کردیم؛ چهارشنبه گذشته هم به دادستانی مراجعه کردم تا بتوانم یک مرخصی حداقل یک هفته ای برای ایشان بگیرم که تاکنون هیچ پاسخ مشخصی نگرفته ام . خود همسرم هم درخواست مرخصی کرده است، حالا دوباره امروز به دادستانی مراجعه می کنم ببینم به درخواست ما چه پاسخی می دهند.
شما تاکنون موفق شده اید خود دادستان را ملاقات کنید؟
خیر، دادستانی که می گویم منظورم یک اتاق کوچک بیست متری است که یک طرفش را با کمد های فلزی بسته اند و یک خانم و آقایی جواب ما را می دهند که البته برخورد آنها خوب است؛ اما هر چه تقاضای ملاقات با خود دادستان را می کنم تا مسائل ومشکلات همسرم را با ایشان مطرح نمایم، می گویند ایشان وقت ملاقات با شما را ندارند.
لطفا مشکلاتی را که به آن اشاره کردید از این تریبون به گوش آقای دادستان برسانید؟
مشکلات جسمانی فقط بخشی از این مسائل است. یکی دیگر از مسائلی که هنوز برایمان مبهم است این است که آقای مظفر الان نیمی از حکم خود را گذرانده اند و طبق ماده قانونی که خود آقایان می گویند یعنی ماده 38 همسرم می تواند از آزادی مشروط برخوردار شود اما هنوز در زندان بسر می برد.
در این مدت هم فقط در اوایل اجرای حکمش چند روز را بخاطر فوت مادر من آن هم با گرفتن گواهی فوت مادرم و سند دویست میلیون تومانی و پروانه کسب توانستند به مرخصی بیایند. در حالیکه خود آقایان بهتر به قوانین واقف هستند؛ طبق قانون یک زندانی سیاسی باید از حقوق اولیه بهره مند باشد که متاسفانه همسرم از کلیه ی حقوق خود به عنوان یک زندانی سیاسی محروم است.
آیا ایشان بعنوان یک زندانی سیاسی از حق تماس تلفنی و ملاقات حضوری بهره مند هستند؟
نخیر، نه اصلا حق تماس تلفن ندارند و تنها دوبار در طول پنج ماه آن هم به مدت نیم ساعت ملاقات حضوری داشتیم و بقیه به شکل ملاقات کابینی است. روزها می گذرد و تا ملاقات بعدی ما از وضعیت ایشان بی اطلاع هستیم و متاسفانه نمی توانیم با تلفن از حال ایشان مطلع شویم.
خانواده های زندانیان سیاسی به شرایط و محدودیت های اعمال شده در ملاقات های کابینی اعتراض داشتند شما مشکلی در این زمینه ندارید؟
بله، دو ردیف کامل از کابین ها را میله کشیده اند که همان بار اول همه خانواده ها معترض این مسئله شدند که وضع بسیار زشت و تحقیرآمیز است. اما گفتند این ها مربوط به شما نمی شود بخاطر زندانیان خطرناکی است که از رجایی شهر و جاهای دیگر آمده اند. درحالی که خانواده های بسیاری از زندانیان سیاسی در همین کابین ها با عزیزانشان ملاقات کرده اند. و دو هفته پیش وقتی ما وارد سالن ملاقات شدیم به من شماره ملاقات از پشت همین کابین ها را دادند که من امتناع کردم و گفتم شما روز اول به ما گفتید این برای خانواده های زندانیان سیاسی نیست و در این شرایط حاضر به ملاقات با آقای مظفر نیستم که بعد از چقدر معطلی نهایتا توانستیم از پشت شیشه بدون میله ایشان را ملاقات کنیم.
خانم انتظارالمهدی مگر آقای مظفر از حکم دادگاه بدوی تبرئه نشدند؟
در دادگاه بدوی که برای ایشان حکم صادر کردند در دادگاه تجدید نظر از کلیه اتهامات و حکم دادگاه بدوی تبرئه شد اما به اتهام دیگری، حکم برای همسرم صادر کردند که هنوز نمی دانیم مصداق این حکم چیست؟
بر مبنای چه اتهامی یک سال حکم زندان برایشان صادر کردند؟
به اتهام تبلیغ علیه نظام که از سه ماه تا یکسال زندان دارد که برای ایشان حداکثر آن یعنی یک سال را منظور کردند. ضمن اینکه باز تکرار می کنم من بعنوان همسر ایشان نمی دانم همسرم کجا تبلیغ علیه نظام کرده است؟ من سئوالم این است که بعنوان یک مسلمان ایرانی نباید بدانم همسرم در کجا این جرم را مرتکب شده است؟ ایشان نایب رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان سیاسی بودند که در ایام بعد از انتخابات خانم غیرت رئیس انجمن بودند. بارها هم گفته ام این انجمن واقعا یار و مددکار قوه قضاییه بود و صرف مسائل سیاسی و انتخابات نبود. انجمنی که با تلاش داوطلبانه آقای باقی و وکلای دیگر از جمله آقایان نیک بخت و فقیهی، مشکلات حاد زندانیان عادی و خانواده هایشان را حل و رفع می کرد. اما آقایان انجمن را پلمپ و منحل کردند و چه برخوردهای زشتی انجام دادند، کارتن کارتن وسائل آنجا را با خود بردند…. انجمنی که با پروانه رسمی از وزارت کشور کار می کرده چرا باید پلمپ و منحل گردد؟ و همسر من هم بعنوان نایب رئیس این انجمن متهم به تبلیغ علیه نظام شود… آقای مظفر که جز عمری کار فرهنگی و خدمت کاری نکرده است هم اکنون باید در حبس باشد؟! البته اینها را با رئیس زندان هم مطرح کردم که گفتند پاسخ به شما در صلاحیت من نیست. واقعا من نمی دانم به چه کسی باید حرفهایمان را بگوییم؟
آقای مظفر پیش از این هم بازداشت شده بودند؟
آقای مظفر معتقد بودند مهمترین مشکل ما در ایران مشکل فرهنگی است و باید ابتدا فرهنگ درست شود. در همان سالهای اوایل انقلاب هم ایشان همواره در کار آموزش و فرهنگی بودند و در زمستان 67 در ستاد دهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی کتابی را طراحی کردند و مصاحبه هایی با مسئولان انجام دادند و آن را بصورت یک کتاب زیر نظر ستاد دهه فجر منتشر کردند. انتشار این کتاب همزمان شد با عزل ایت الله منتظری در سال 68 و شایعه دستگیری ایشان را هم مطرح کردند؛ تا اینکه در اردیبهشت ماه ایشان را دستگیر کردند و حدود صد روز در زندان و تحت بازجویی بودند و واقعا آن سال هم نفهمیدیم اتهام ایشان چه بود…
وضعیت روحی آقای مظفر چطور است؟
البته ایشان از روحیه عالی برخوردار هستند. اتفاقا چندی پیش که عده ای از جوانان از زندان آزاد شدند به من می گفتند اصلا فکر نمی کردیم آقای مظفر چنین روحیه گرم و شاد وخوش برخوردی داشته باشند و با روحیه ی یک جوان با دیگران معاشرت کنند؛ اینها می گفتند، مدتی که با ایشان در بند 350 بودیم از ایشان روحیه می گرفتیم.
در پایان هر صحبتی دارید بفرمایید؟
با تشکر از تماس و همدلی و نگرانی شما؛ من دوست داشتم از رسانه های داخلی مشکلاتم را مطرح کنم تا مسئولان صدای من را بشنوند و پاسخی دهند، اما خود آقایان زمینه ای فراهم می کنند که ما از رسانه های دیگر صدایمان را به گوش آنان برسانیم. سئوال من این است که با توجه به مشکلات جسمانی همسرم اگر خدای ناکرده اتفاقی برایشان پیش بیاید پاسخگوی آن چه کسی است؟ ایشان الان شصت و یک سال سن دارد و خود دکتر اوین مدتهاست تجویز کرده که ایشان باید به پزشک روماتولوژی مراجعه کند اما پیگیری هایمان تاکنون بی نتیجه مانده است.من نمی دانم آقای دادستان مسئول پاسخگویی به من هستند یا رئیس زندان اوین یا رئیس قوه قضاییه ؟… وکلا هم الان هیچگونه حق ورودی به پرونده ایشان ندارند، و من مانده ام تنها؛ و مهمترین حرفم این است که هر اتفاق و مشکلی برای همسر من با توجه به مشکل جسمی که در زندان برایش پیش آمده، رخ دهد پاسخگوی آن مسئولان قضایی هستند.














آقای مظفر را دورا دور میشناسم که فردی ملایم و متدین و اصولآ فرهنگی است این مسائل به او نمی چسبد ولی مشکل آقایان این است که هر کس بگوید چرا فلان مشکل در کشور وجود دارد سریعآ انگ ضدیت و تبلیغ بر علیه نظام را به او می چسبانند پس اگر اینطور است قضات و بازجوها و امام جمعه ها و نمایندگان و حتی بالاترین مقامات را هم میتوانند بازداشت کنند چون حداقل هر کسی صدها بار مشکلات و ناهنجاریهای کشور را بازگو کرده ولی اینها اندک افرادی را بعنوان خودی و بقیه مردم را بعنوان غیر خودی انتخاب کرده اند که اگر خودیها تهمت و فحاشی و قانون اساسی را لگد مال کنند و حتی جنایت هم بکنند آزادند ولی اگر غیر خودی بگوید چرا فلان کالا گران شده بعنوان تبلیغ بر علیه نظام دستگیر میشود !
این رئیس زندان همان نیست که مدتی پیش حرف خیلی خنده داری زد و رسما اعلام کرد که در زندانهای جمهوری اسلامی از شکنجه خبری نیست؟؟؟؟ حالا هم این حرف خنده دار را زده است؟ پس مسئولیت او فقط زندانی کردن آدمهای بی گناه است؟
حیف از اینکه مردان خوب ایران را چنین زندان و محصور نموده اند خدایا ازادی این عزیزان و مردم ایران را فراهم فرما.