بزرگداشت سالگرد در گذشت آیت الله طالقانی
چکیده :در این مراسم علی قاسمی پژوهشگر و فعال سیاسی دراتباط با روش و منش آیت الله طالقانی و بحث روشنفکری دینی به سیر تحول آن در ایران سخنرانی کرد. مهندس توسلی، دکتر یزدی، دکتر نکوروح و جواد رحیم پور و اعظم طالقانی از دیگر سخنرانان این مراسم بودند که به نقد و گفتگو پیرامون موضوع روشنفکری دینی و همینطور بررسی ابعاد شخصیت و تفکر آیت الله طالقانی پرداختند. ...
عصر روز پنجشنبه 17 شهریور ماه سی و دومین مراسم سالگرد درگذشت آیت الله سید محمود طالقانی با حضور جمعی از چهره های سرشناس ملی مذهبی، خانواده طالقانی، فعالان سیاسی و اجتماعی و علاقه مندان به ایشان برگزار شد.
به گزارش جرس، در این مراسم علی قاسمی پژوهشگر و فعال سیاسی دراتباط با روش و منش آیت الله طالقانی و بحث روشنفکری دینی به سیر تحول آن در ایران سخنرانی کرد. مهندس توسلی، دکتر یزدی، دکتر نکوروح و جواد رحیم پور و اعظم طالقانی از دیگر سخنرانان این مراسم بودند که به نقد و گفتگو پیرامون موضوع روشنفکری دینی و همینطور بررسی ابعاد شخصیت و تفکر آیت الله طالقانی پرداختند.
از دیگر چهره های حاضر در این مراسم می توان به رضا خندان و خانواده ستوده و فیروزه صابر، ابراهیم شاکری، علی صالح آبادی، دُردکشان، نوید بازرگان، محمد بسته نگار و حسین شاه حسینی اشاره کرد.
علی قاسمی در سخنرانی خود به نسبت میان روشنفکری دینی با نواندیشی دینی پرداخت و با تاکید بر اینکه طالقانی بر تحقق دادن تئوریک در عمل معتقد بود، افزود: طالقانی بعد از حوزه و ورود به اجتماع قرآن را محور اندیشه و عمل خود قرار داد و به عقل فکری و عقل اکتسابی می اندیشید، او عقل اکتسابی را در بستر زمان دید و تلاش کرد که تعارض میان سنت و مدرنیته را درک کرده و آن را در بستر جامعه ایران بررسی کند.
این پژوهشگر دینی مبانی اسلام و قرآن را محور تحقیق و تلاش و مطالعه ای دینی طالقانی ارزیابی و ادامه داد: بیشتر تلاش ایشان بر روی قرآن بود و در آن زمان اکثر کشورهای اسلامی ، قدرت و مباحث فکری و اندیشه تقریبا ورشکسته ای داشتند و ایشان این نگرانی را داشت که این عقب ماندگی ها و گسل های تاریخی به چه علتی رخ داده است . و برای شناخت این دوگانگی ها ریشه یابی کرد و در عین حال الگوهایی که میتواند جامعه را به عقل هدایتگر رهنمون سازد مورد توجه قرار داد.
علی قاسمی در سی و دومین سالگرد درگذشت آیت الله طالقانی گفت: او به عقل فکری و عقل اکتسابی قائل بود و باور داشت که این عقل باید به عقل هدایتگر تبدیل شود تا با تحلیل عقل عملی در زندگی روزمره استفاده شود.
اعظم طالقانی دختر مرحوم طالقانی نیز در این مراسم به عمل گرایی سیاسی و فکری پدرش در طول سالیان دراز مبارزاتی ایشان اشاره کرد و به یاد آورد که در دهه 20 و بعد از رفتن رضا شاه فضا کمی باز شد و جلسات قرآن و نهج البلاغه در منزل آیت الله طالقانی شروع شد و در آنجا طالقانی با مهندس بازرگان و دکتر سحابی آشنا شد و کار و پژوهش درباره چالش های اجتماعی و سیاسی با قرآن در همان زمان شروع شد.
اعظم طالقانی درباره پدرگفت: طالقانی باور داشت باید با ظالم مبارزه کرد و مبارزه با ظلم و استبداد را به سطح عمل آورد و با مبارزین همراهی کرد. در عین حال در حوزه اندیشه آنچه خودش در بستر دین گرفته است را با دیدگاههای مستشرقین و تئوریسین های غربی مقایسه و بررسی می کرده است تا ریشه عقب ماندگی جامعه ایران را پیدا کند.
دختر مرحوم طالقانی با این توضیح که شاگردانی که آیت الله طالقانی پرورش دادند در دهه های بعدی همه تلاش شان این بود که از مسیر ایشان منحرف نشوند و بر آنچه آموختند پایداری بوروزند ادامه داد: پایداری شان کاملا واضح است که این اندیشه تا امروز ماندگاری داشته است. هدی صابر یکی از این شاگردان بود. او در سال 88 در حسینیه ارشاد سخنرانی جالبی داشت و کار عمیقی بر شناخت مرحوم طالقانی و تمام تلاشگران دهه 20 و 40 و 50 کرده بود.
اعظم طالقانی در پایان سخنرانی خود به یاد شهید هدی صابر شعری که او در مراسم بزرگداشت آیت الله طالقانی در سال گذشته خوانده بود را قرائت کرد و گفت:
هدی صابر به یاد طالقانی و دهه های مبارزه و موج نوگرایی در ایران این شعر را می آورد:
یک خانه پر زمستان مستان نو رسیدند – دیوانگان بندی زنجیرها دریدند
بس احتیاط کردیم تا نشوند ایشان – گویی قضا دهل زد بانگ دهل شنیدند
جان های جمله مستان دل های دل پرستان – ناگه قفس شکستند چون مرغ پریدند
مستان سبو شکستند بر جنب ها نشستند – یارب چه باده خوردند یارب چه مل کشیدند
من دی ز ره رسیدم قومی چنین بدیدم – من خویش را کشیدم ایشان مرا کشیدند
آن را که جان گزیند بر آسمان نشیند – او را دیگر که بیند جز دیده ها که دیدند
یک ساقیی عیان شد آشوب آسمان شد – می تلخ از آن زمان شد خیکش از آن دریدند














درود بر روح بلند انقلابی روسفید…
یک خانه پر زمستان مستان نو رسیدند – دیوانگان بندی زنجیرها دریدند
انقلاب با رواج اندیشه طالقانی ها شریعتی ها منتظری ها مطهری ها بازرگانها و سحابی ها و روشن بینان دینی و غیر دینی بوجود امد و جوانها را به میدان مبارزه با شاه و صدام و. کشاند .اما ان اندیشه های ناب و جذاب که ان دگر گونی بزرگ 57 را به وجود اورد امروز لگد مال گردیده توسط واپسگرایان و مستبدان و متحجرانی که انقلاب را ربوده وقبلا در کوران مبارزه یادر حاشیه بودند یا اصلا حضور نداشتند . نتیجه هم امروز روشن و مشخص است جامعه سر خورده از دین و مسئولین . و جوانان گریزان از کشور ودین . بر اثر تحجر و استبداد با این همه ثروت خدا دادی امروز کشور ما بیشترین اعتیاد و بیشترین اعدام وبیشترین تورم وگرانی و بیشترین زندانیان سیاسی را دارد . و بالا ترین کشور در رابطه با فرار و مهاجرت نخبگان و جوانان و سرمایه دارن و.. در دنیا هستیم که این ها همه نشانه شرایط سخت کشور به لحاظ استبداد و تحجر و.. میباشد و در نهایت امروز کشور ما اینده نا روشن و نا مشخص دارد و معلوم نیست به نا کجا اباد داریم میرویم . شورش های مهار نشدنی ودرگیری با جامعه جهانی از سر بی خردی میرود تا کشور و دیکتا تور ما را به سرنوشت کشور هائی همچون عراق افغا نستان لیبی و اخیرا سوریه و.. دچار کند
طالقانی با تفاسیر زیبای قرآن نشان داد که همه انسانها اهمیت دارند با هر دین و با هر مسلکی و گمراهان دنیا پرست این منش انسانی و لطیف او را دال بر سادگی او می پنداشتند چرا که همچون طالقانی از قرآن شناختی نداشتند او کمتر به فقه و بیشتر با قرآن می زیست.
طالقانی تفسیر قرآن را یک امر قطعی و مطلق نمی پنداشت و اعتقاد داشت فهم از قرآن با زمان تغییر میکند لذا تقسیر قرآن توسط خود را تفسیر نمینامید و می گفت این پرتوی از قرآن است و یک تفسیر مطلق و نهائی نیست.
او در زندان وقتیکه قرآن را تفسیر میکرد اگر در یک مورد با مخالفت روبرو میشد با خنده می گفت که ” عقل ناقص من اینطور برداشت کرده ، حال شما بگو که عقل ناقص تو چه برداشت کرده ” و همیشه در مقابل این جمله که به او میگفتند التماس دعا “طالقانی می گفت التماس عمل ” چرا که از رفتار و کارها و زندان رفتنش بدنبال نجات انسانها بود و عمل کردن برایش مهم بود نه ظاهر سازی.
درود بر طالقانی مرد حقیقت ، راستی و آزادی