سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ناگفته‌هایی از کمیته‌ی پیگیری امور آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات 88...
» به بهانه‌ی دومین سالروز حمله به دفتر کمیته و سرقت اسناد و بازداشت اعضای آن

ناگفته‌هایی از کمیته‌ی پیگیری امور آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات 88

چکیده :دو سال قبل در چنین روزی، پس از آنکه «کمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات» آمار شهدای جنبش سبز را که تا آن زمان شناسایی شده بودند، 72 نفر اعلام کرد، در شامگاه 17 شهریور دفتر این کمیته مورد حمله قرار گرفت و همه‌ی اسناد و مدارک آن ضبط و اعضای آن هم دستگیر شدند. اما چند ماه بعد، نیروی انتظامی در گزارشی محرمانه به مجلس، تعداد جان باختگان را 86 نفر اعلام کرد... با وجود تمام ادعاهای حکومت در زمینه‌ی پیگیری فجایع حوادث پس از انتخابات، حتی گزارش های تهیه شده توسط کمیته های حقیقت یاب مجلس هیچ گاه منتشر نشد و مانند بسیاری دیگر از حوادثی از این دست، در پشت ابرهای تیره و تار وعده و وعیدهای دستگاه های قضایی و امنیتی ناپدید شد. اما آیا آفتاب حقیقت برای همیشه در پشت ابرها باقی خواهد ماند؟...


کلمه – گروه سیاسی: هفدهم شهریور، سالروز حادثه ای مهم در تاریخ کشور ماست. در این روز هزاران نفر در اعتراض به نظام شاهنشاهی در میدان ژاله‌ی تهران دست به تظاهرات زدند و صدها نفر توسط نیروهای نظامی به شهادت رسیدند. اما این روز همچنین مصادف است با سالروز دستگیری اعضای کمیته پیگیری امور آسیب دیدگان که در شهریورماه سال هشتاد و هشت و در طی جنبش اعتراضی مردم ایران که به نام نماد سبز آن، جنیش سبز نامیده شده؛ کمیته ای که تمام تلاش خود را برای کمک به افراد آسیب دیده در اعتراضات آن سال که در واکنش به نتیجه انتخابات شکل گرفت به کار بست و پس از گذشت دو سال، هنوز برخی از دست اندرکاران آن به همین جرم در زندان به سر می برند.

ماجرا از اینجا آغاز شد که پس از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری، اعلام نتیجه شگفت انگیز و خلاف واقع از سوی نهاد های دولتی باعث بروز اعتراضات گسترده ای در میان مردم شد. در این میان حاکمیت نیز با رفتارهای خشونت آمیز غیر قابل باوری سعی در خاموش کردن آتش اعتراضات داشت که منجر به شهادت، جراحت و دستگیری بسیاری از معترضین شد. بدرفتاری و شکنجه‌ی بازداشت شدگان در بازداشتگاه های رسمی و غیر رسمی، فجایع حمله به کوی دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی اصفهان، شکنجه و تجاوز در بازداشتگاه هایی همچون کهریزک، و خسارت های جانی و مالی نیروهای نظامی، انتظامی، بسیج و لباس شخصی ها در حمله به ساکنان مجتمع های مسکونی مانند مجتمع مسکونی سبحان، رهبران و فعالان جنبش سبز را با خیل مراجعانی مواجه ساخت که در سکوت مرگبار قوه‌ی قضائیه، به دنبال ملجأ و پناهی برای رسیدگی به وضعیت خود یا فرزندانشان بودند.

به منظور امکان رسیدگی به وخامت روزافزون وضعیت معترضان دستگیر شده و تلاش های نافرجام خانواده های شهدا برای کسب اطلاع از وضعیت فرزندانشان، در تیرماه همان سال و به دنبال جلسه‌ی مشترک حجت الاسلام شیخ مهدی کروبی، حجت الاسلام سید محمد خاتمی و مهندس میرحسین موسوی، پیشنهاد تشکیل کمیته ای با عنوان «کمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات» به تصویب رسید که اعضای آن عبارت بودند از مهندس مرتضی الویری، دکتر ابراهیم امینی، حجت الاسلام دکتر محمد مقدم و دکتر علیرضا بهشتی. کمیته بلافاصله مشغول کار شد و در سه راه طالقانی دفتر اجرای خود را مستقر کرد که مسئولیت اداره‌ی آن با محمدرضا مقیسه بود و دهها حقوقدان برجسته، از جمله دکتر اردشیر امیرارجمند، و گروهی از فعالان اجتماعی به طور داوطلبانه با آن همکاری داشتند. بنا به پیشنهاد اعضا و تصویب رهبران جنبش، فعالیت های کمیته غیر سیاسی و با اهداف انسان دوستانه تعریف شد و در چهار زمینه‌ی معاضدت حقوقی، معاضدت مالی، معاضدت درمانی و پیگیری امور اداری شکل گرفت. بر این اساس، تلاش برای روشن شدن مکان و وضعیت بازداشت شدگان، کمک به اخذ وکیل، رسیدگی به نیازهای مالی (مانند وثیقه های مالی و کفالت)، پیگیری وضعیت مجروحانی که به علت واهمه از دستگیری برای درمان به بیمارستان مراجعه نمی کردند از جمله خدماتی بود که دفتر کمیته ارائه می کرد. طبیعی بود که دفتر کمیته نسبت به جمع آوری اطلاعات اولیه درباره‌ی آسیب دیدگان و تحقیق درباره‌ی صحت و سقم آنها نیز اقدام کند. همچنین، با همکاری مؤسسه‌ی خیریه‌ی شهیدان رحمانی، شماره حسابی جهت جمع آوری کمک های مالی داوطلبانه‌ی مردم اختصاص داده شد که پس از چندی توسط دستگاه های امنیتی مسدود شد. با پیگیری های قضایی که انجام شد، حساب بانکی مذکور مجددا برای مدتی باز شد که سرانجام به دنبال احضار مسئولان مؤسسه‌ی مذکور به وزارت اطلاعات و بازجویی های طولانی، بسته شد.

حملات شدید دستگاه های تبلیغاتی حاکمیت به کمیته بلافاصله آغاز شد؛ ارائه‌ی آمارهای عجیب و غریب که تعداد جان باختگان را از هیچ کس تا بیست و چند نفر که همه از اعضای بسیج بودند شامل می شد! همه‌ی تریبون های امپراتوری دروغ به خدمت دروغ شمردن اطلاعات مربوط به شهدای جنبش درآمدد. کمیته با هوشیاری تمام از درغلتیدن به این بازی سیاسی خودداری کرد. از آنجا که می بایست اطلاعات گردآوری شده از طرق گوناگون سنجیده می شد، هیچ گونه فهرستی از اسامی شهدای جنبش توسط کمیته منتشر نشد. به دنبال ملاقات سخنگوی کمیته با ریاست مجلس شورای اسلامی برای مشارکت و حتی به عهده گرفتن مسئله‌ی پیگیری توسط مجلس که از وظایف قانونی آن بود، کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس از اعضای کمیته دعوت کرد مطالب خود را در جلسه‌ی آن کمیسیون به ریاست علاءالدین بروجردی، به نمایندگان ارائه کنند. الویری، بهشتی و امینی در آن جلسه شرکت کردند و شرح جنایاتی را که به وقوع پیوسته بود، ارائه کردند. آنها همچنین با توجه به اختیارات مجلس درخواست کردند از مراجع قانونی مانند پزشکی قانونی، سازمان بهشت زهرا و ثبت احوال بخواهند در ارائه‌ی مدارک همکاری کنند چرا که با گذشت چند هفته از فعالیت کمیته، نیروهای امنیتی کنترل مراکز نامبرده را به دست گرفتند و هرگونه مدارک موجود را از دسترس خارج کردند. شهدای جنبش که تا روزهای قبل با نام و در میان خیل معترضان تشییع و دفن می شدند، در آن مقطع، شبانه و در گورهای بی نشان و در قطعاتی خارج از محوطه‌ی اصلی به خاک سپرده می شدند. افشاگری هایی که در این زمینه صورت گرفت با واکنش تند مقامات امنیتی و قضایی مواجه شد. در جلسه‌ی کمیسیون از اعضای کمیته درخواست شد فهرست موجود از پرونده های تشکیل شده برای جان باختگان در اختیار مجلس قرار گیرد که این کار صورت گرفت. اما چند روز بعد بروجردی منکر دریافت فهرست شد. کمیته مجددا فهرست را ارسال کرد، اما دیگر عزمی برای پیگیری مسئله در کمیسیون مجلس مشاهده نمی شد.

بخش جنجال برانگیز فعالیت کمیته، به تعداد شهدای جنبش مربوط می شد. کروبی و همسرش و موسوی و همسرش با خانواده ها دیدار می کردند و ضمن ابراز همدردی با آنان، خواستار رسیدگی به مسئله و مجازات عاملان و آمران می شدند. در پی سؤال خبرنگاران از کمیته درباره‌ی تعداد جان باختگان، سخنگوی کمیته اعلام کرد که تا کنون اطلاعات مربوط به 69 شهید جمع آوری شده است. در مقابل، دستگاه های امنیتی به جنگ روانی و تبلیغاتی وسیعی دست زد. از جمله‌ی این اقدامات می توان به ماجرای سعیده پور آقایی و ترانه موسوی اشاره کرد. پیرامون این دو مورد شایعه هایی وجود داشت که ماجرا را پیچیده تر می کرد. خیلی زود مشخص شد که در ماجرای سعیده پورآقایی برخی از نهادها چگونه دست به سناریوسازی زده بودند تا بدین وسیله تمامی اطلاعات دیگر را نیز زیر سؤال ببرند. در مورد ترانه موسوی نیز بنا به گفته مرتضی الویری آخرین اطلاعات رسیده به کمیته این بود که او روبه‌روی مسجد قبا دستگیر شده است اما پیچیدگی این ماجرا آنقدر زیاد بود که روند بررسی این پرونده با دشواری های زیادی مواجه شد. دستگاه های امنیتی با استفاده از مشابهت اسمی افراد معدودی که به این نام درگذشته یا در خارج از کشور به سر می بردند، سعی کردند وجود این شهید جنبش سبز را از اساس انکار کنند. اما کمیته به مدارک و شاهدان عینی دسترسی پیدا کرده بود که نشان می داد ترانه موسوی در طی درگیری هایی که به دنبال برگزاری مراسم سالگرد شهادت آیت الله دکتر بهشتی در مسجد قبا پیش آمده بود و طی آن دهها نفر مجروح و توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بودند، بازداشت و ابتدا به کلانتری نوبنیاد و سپس به محل دیگری منتقل شده بود. خانواده‌ی وی نیز پس از چندی به کلی ناپدید شدند تا هیچ گونه امکانی برای دستیابی به حقیقت ماجرای شهادت ترانه باقی نماند.

چند روز بعد و در پی انکارهای مکرر مقامات قضایی و امنیتی، سخنگوی کمیته در پاسخ به خبرنگاران، تعداد کشته شدگان را 72 نفر اعلام کرد. این رقم، با توجه به تقدس آن در فرهنگ شیعه، دستاویزی برای حمله به دفتر کمیته و ضبط اسناد و مدارک و دستگیری اعضای آن در شامگاه 17 شهریور شد که با شب نوزدهم ماه مبارک رمضان مصادف بود. چند ماه بعد، نیروی انتظامی در گزارشی محرمانه به مجلس، تعداد جان باختگان را 86 نفر اعلام کرد. این در حالی است که منابع اطلاعاتی محرمانه ای وجود داشت که تعداد واقعی کشته شدگان را تا رقم حیرت‌انگیز و فاجعه‌آمیز چند صد نفر هم ثبت کرده بود.

پس از هفته ها بازداشت در سلول های انفرادی، پرونده‌ی قضایی اعضای کمیته که توسط بازجویان وزارت اطلاعات تشکیل شده بود، به دادگاه انقلاب ارسال شد. هر چند دادگاه عضویت در این کمیته و فعالیت آن را عملی مجرمانه ندانست، اما دست اندرکاران دفتر اجرایی همچون محمدرضا مقیسه به 6 سال حبس محکوم شدند. چند نفر از دستگیرشدگان توانستند در دیدار خصوصی با رهبری شرح فجایع و شکنجه‌ها و تجاوزاتی را که نسبت به آنها اعمال شده بود گزارش دهند و خانواده‌ی یک شهید نیز در دیداری جداگانه تفصیل ماجرای شهادت فرزندشان را برای رهبری بازگو کردند. اما با وجود تمام ادعاهای حکومت در زمینه‌ی پیگیری فجایع حوادث پس از انتخابات، حتی گزارش های تهیه شده توسط کمیته های حقیقت یاب مجلس هیچ گاه منتشر نشد و مانند بسیاری دیگر از حوادثی از این دست، در پشت ابرهای تیره و تار وعده و وعیدهای دستگاه های قضایی و امنیتی ناپدید شد. اما آیا آفتاب حقیقت برای همیشه در پشت ابرها باقی خواهد ماند؟

 

اخبار و گزارش‌هایی در همین باره:
کروبی: کمیته ویژه با مستندات من تشکیل شد
سه نام دیگر به لیست جان باختگان حوادث اخیر اضافه شده است
اسناد و مدارک آسیب دیدگان حوادث اخیر مصادره شد
علیرضا بهشتی و مرتضی الویری بازداشت شدند
رییس کمیته پیگیری امور بازداشت شدگان و آسیب‌دیدگان حوادث اخیر بازداشت شد
الویری: درباره‌ی ترانه موسوی مدارک و اسنادی دارم که به دلایل قول شرعی تاکنون منتشر نکرده‌ام
احضار و تهدید محمدرضا مقیسه، افشا کننده گورهای کشته شدگان حوادث بعد از انتخابات


26 پاسخ به “ناگفته‌هایی از کمیته‌ی پیگیری امور آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات 88”

  1. yek bazdashtye havadese pas az entekhabat گفت:

    agar mortazavi radan va digaran mohakeme shodan anvaght mishavad be komite hagighat yabe majles omidvar bod.inha hame bazist.va didar ba rahbary va sharhe in majera ham b noee baraye fogozar kardane khashme mardom hast.agar rahbary peygire majera hast chera nesbat be jenayate mortazavi ke khode majles ou ra moghasere shomare yek elam kade sokot mikonad?chera

  2. شهاب الدین گفت:

    هیچ خون به ناحق ریخته شده ای فراموش نمیشود. و عاقبت دیر یا زود گریبان قاتل را می گیرد. من خودم شخصی را می شناسم که سال 88 در سرکوب مردم شرکت میکرد، یکسال بعد پسر جوانش را برق گرفت کشت. در تشییع جنازه نعره می کشید و می گفت مردم این بخشی سزای خونهایی است که من و همکارانم در عاشورا ریختیم.

  3. علیرضا گفت:

    تا قبل از انتخابات 88 عده زیادی به رهبر اعتماد داشتند و واقعا فکر می کردند که ایشان حامی ملت است و فسادهای حکومت به خاطر عده ای خد سر است. اما پس از آن …. خونهای پاک زیادی ریخته شده تا دست جنایتکاران رو شود.

  4. ترانه سبز گفت:

    ياد همه ياران سبز شناخته شده يا گمناممان جاودانه است. آفتاب پشت ابر نميمونه. حقيقت روزي از تلوزيون براي عموم مردم بازخواني ميشه. اون روز مياد.ايمان دارم اون روز ميرسه. اونايي هم كه شهيد نشدن ولي مجروح شدن, شكنجه شدن و آزار ديدن,خانواده هايي كه مجبور به سكوت شدن اون روز صداي دادخواهي اشان را همه ميشنون. ننگ ابدي براي قاتلا. شرم ابدي براي شكنجه گرا. سرافرازي براي ملتي كه پناهي جز خودش نداره

  5. بسیجی بی چماق گفت:

    نباید از امثال لاریجانی و پورمحمدی و … انتظار شنیدن واقعیت ها را داشت چون گقتن حقایق انتخابات زمینه روشن شدن بسیاری از حقایق دیگر است که ممکن است با سرنوشت خیلی ها گره خورده باشد. اما مانند سایر دیکتاتورها خون شهدای سبز عبای آقایان را تا زنده هستند سرخ خواهد کرد.

  6. سید محمد رهجو گفت:

    صبح نزدیک است

  7. DOROOD BAR ANANIKE JANESHAN RA DAR RAHE AZADI NESAR KARDAND گفت:

    FAGHAT
    Yek sedast ke miayad
    va
    ma ra
    seda
    khahad kard
    va an
    sedaye
    AZADIST DAR PANAHE EDALATE SABZ

  8. علی گفت:

    تعدادی از خانواده کشته شدگان شرح شهادت را به رهبری هم گفته اند ولی نتیجه ای حاصل نشده . پس ایشان کاملآ مطلعند.

  9. ناشناس گفت:

    خانواده ترانه موسوي كجا هستند؟ آيا سلامتند؟

  10. ناشناس گفت:

    عجب…امیدوارم اجر زحماتشون رو خدا بده،امیدوارم وظیفه مون رو انجام بدیم تا شرمنده خون شهدا نشیم

  11. ناشناس گفت:

    اگر ترس مردم نبود . اطلاعات خیلی خوبی می توانستند به طور دقیق ارائه کنند . من جوانی را می شناسم که از فاصله یک متری به روی او اسلحه ساچمه ای کشیدند و این جوان که تنها یک دختر دارد از ناحیه دو چشم نابینا شده اند . آیا کسی درد های این انسانهای با شرف را درک می کند ؟ گیرم که حکومت با رعب و وحشت وکتمان حقایق و بستن دهانها ، مدتی آرامش قبل از طوفان برای خود ایجاد کند اما می تواند منکر این کشت و کشتار و جنایات در مقابل تاریخ باشد؟

  12. ناشناس گفت:

    همیشه….یا حسین….میر حسین

  13. رضا گفت:

    با سلام و خسته نباشيد.
    با شنيدن و احساس فجايع و ظلمهاي دو سال و نيم اخير حكومت نسبت به مردم دلم به درد مي آيد. اما از خبررسانيهاي شما هم تشكر مي كنم . اميدوارم حقوق تمامي حادثه ديدگان و مظلومان اعتراضات پاك مردم برگردانده شود و ظالمين و مستبدين به سزاي اعمالشان برسند. اين وعده حق خداوند است و مطمئنا خواهيم ديد.

  14. ناشناس گفت:

    آفتاب همیشه پشت ابر نمی ماند…

  15. جواد گفت:

    حق و حقیقت هرگز از بین نخواهد رفت.
    رهبران جنبش سبز مردم ایران را ازاد کنید, زندانیان سیاسی بی گناه ایران را ازاد کنید, قبل از اینکه مردم با خشم و نفرت از شما انها را ازاد کنند.

  16. رئوف گفت:

    دستگاه اطلاع‌اتی ایران از سالها پیش پروژ را دنبال میکرد که بین مردم عوام از طریق راننده تاکسی‌های مامور وزارت اطلاعات سخن گزافی را منتشر میکردند که رهبری انسان بسیار خوب و قانع و ضد فسادیست و هر چه فساد در دستگاه مشاهده می‌کنید به خاطر اطرافیان اوست که نمی‌تواند آنها را کنترل کند. این سخن از ابتدا بی‌ پایه بود چون اگر شخصی‌ انسان شریف و متقی باشد اطرافیان بد را در مقامات بالا نمیگمارد و از آنها حسابرسی می‌کند و در صورت افشای جنایات و فسادهایشان آنها را تغییر میدهد. و در صورت ناتوانی مطلق، دست کم استعفا می‌کند و با باند‌های خلافکار همکاری نمیکند. در جریان چند سال اخیر بطلان این شایعه بطور کلی‌ ثابت شد چرا که اولا که تمام نهادهای مدیریتی و دولت و مجلس و شورها و قوّه قضا یکدست در اختیار نزدیکان رهبری و الخصوص اعضای سپاه قرار گرفت و فساد و بیکفایتی کم که نشد افزونتر هم شد. ثانیا جنایات صورت گرفته در جریان اعتراضات علیرغم نامه‌های فراوان و پیگیریها و ملاقات آسیب دیدگان با شخص رهبر و پیگیری رهبران مخالف و حتی گزارش مجلس عملا نه تنها رسیدگی نشد بلکه شاکیان خود در معرض تهدید و پرونده سازی قرار گرفتند. باشد که ملت ایران و به خصوص قشر مذهبی‌ دست از مقدّس سازی بی‌دلیل اشخاص دارای مسئولیت بر دارد. به آیه‌های قران قسم که در روز جزا هیچ کسی‌ به دلیل انتقاد و پرسش از رهبر به دلیل عملکرد‌هایش و ظلمهای صورت گرفته در زمان تصدی ایشان مجازات نخواهد شد اما اشخاص بیشماری به دلیل سکوت، خضوع و همکاری با ظلم و انجام اعمال شیطانی با توجیه تقلید از عالم مذهبی‌ به شدت مورد سوال قرار خواهند گرفت

  17. ناشناس گفت:

    kheili ziba bud

  18. علیرضا گفت:

    من هم کسی رو می شناسم که با چماق و.. به جون مردم افتاده بود اخیرا دو پسر جوونش با فاصله یک سال یکی تصادف و دیگری سکته قلبی فوت کردند.چوب خدا صدا نداره.

  19. بسیجی گفت:

    به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.از اسامی مثل سعیده پور اقایی و ترانه موسوی هم بگین!و بگین چرا اسامی این افراد زنده رو در لیست دروغیتون گذاشتین!گفتین سعیده پور اقایی بهش تجاوز شده و بدنش رو با اسید سوزاندن!بعدش معلوم شد که زنده هست و در قید حیات هستند این خانم!قصه ترانه موسوی هم مثل همین بود و دیدیم زندست!خوب چرا در قبال این دروغهاتون پاسخگو نبودبن دوستان سبز!در مورد کشته های بعد انتخابات هم از دو طرف کشته شدند پس خواهشا مظلوم نمایی نکنید!در مورد انتخابات خلاف واقع(البته به گفته شما) هنوزم منتظر اسنادتون هستیم.یا حق.

  20. رزمنده دفاع مقدی گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    جا الحق و زهق الباطل ان الباطل و کان ذهوقا
    انسانی که کینه ای از امام را در حمایت از خدمتگزار ملت و طرد او را که با وساطتت هاشمی عملی نشد سالها بدوش میکشد چگونه میتواند خود را رهبر بنامد .
    نیک نظر کنید کینه او فقط از سید عزیز ما میرحسین نیست او از هرچه که نام مقدس خمینی را زنده کند بیزار است . کینه او به ایثارگران بعنوان فرزندان معنوی امام خمینی اظهر من الشمش است از قطع پول درمان جانبازان تا خارج نمودن لیست رزمندگان از جمع ایثارگران ؟ ایا میشود بدون نظر او اعمال شده باشد
    با یاد خمینی زنده ام تا زنده ام رزمنده ام

  21. ناشناس گفت:

    فردا روشن است به دنیا ثابت کنیم اسلام دین مهربانی و برادری و دفاع از مظلوم است نه این چیزی که قدرتمندان از دین اسلام به نمایش گذاشته اند

  22. خطاب به آقای بسیجی گفت:

    آقای بسیجی وقتی ما مامور امنیت اخلاقی رو توی تلویزیون دیدیم (در رابطه با موضوع آب بازی) که همون مامور ثبت احوال 2 سال قبل یود!!!! متوجه شدیم قصه ی ترانه موسوی از قرآن هم واقعی تره…چون اون آدم 2 سال پیش توی لجن پراکنی 20.30 اومد گفت من مامور صبت احوالم و کلا 2 تا ترانه موسوی تو ایران داریم..یکی 3 ساله یکی 40 ساله! در حالی که تعداد خیلی زیادی ترانه موسوی در ایران هست..یکیشون رو هم خود بنده میشناسم….
    پس ترانه موسوی از هویت نداشته ی شما هم واقعی تره !!!!!
    یا حسین…میر حسین

  23. نگاه گفت:

    خطاب اون دوست عزیز بسیجی،
    دوست دارم قیافتو تو اون دنیا هم جولوی خدا ببینم که چجوری و چه شکلی می خوای این جریان هارو توجیه کنی.
    البته تو این دنیا کری ؛کالی ؛کوری البته لال نسیتی ها حرف میزنی فقط واسه تمجید از ارباب هات.خوب خدارو شکر حداقل لال نیستی.
    ولی عزیزم تو اون دنیا حواس پنجگانه به خوبی کار می کنه.
    تو روز عاشورا از رفیقات نمی دونی بپرس یه پسر رو دوستای خودت و حتی شایدم خودت جلو من غرب تهران سمت آزادی با کلاش زدن تو گلوش فیلمشم هست البته اینارو از ما بهتر می دونی و آمار داری چون دستت تو کاره.البته اگه بخوای جوابمو بدی احتمالا می گی من خواب می دیدم و فیلم هم ساخته هالیوودو اسپیلبرگه اشکال نداره فقط یادت نره
    قیافت دیدنییه…

  24. سکوت در مقابل ظلم،معصیت است گفت:

    به نام خدا
    دوستان،آقای بسیجی،به گفته ی خودشان،جوانی 22 ساله با پدر رزمنده و پر از وابستگان شهید و بسیجی هستند.
    شایسته است که مراعات سنّ ایشان را بفرمایید و انصافا هم با توجّه به این شرایطی که در یکی از کامنتهایشان خود را معرّفی کردند،حرجی بر سخنانشان نیست.شایسته است که وقتی می بینید جوانی،چوب سن و سالش را می خورد و حرف شنو نیست،از نصیحت کردن و امر به معروف،دست بکشید.
    ان شاءالله که ایشان مثل من سست ایمان نیست و روزی به خاطر این حرفها،پشیمان نشوند

  25. ایرانی سبز گفت:

    در جواب امام بر حق ما خامنه ای
    امام علی (ع): افراد (حتی آقای خامنه ای) را با حق بسنجید و نه حق را با افراد.

  26. سوسن گفت:

    یک سنگ بر پیشانی کوه خورد ، سنگ شکست ، کوه خندید . روزی کوه می شکند خواهی دید
    اندکی صبر سحر نزدیک است . یا حسین ، میرحسین