در روز موعود پیروزی مردم سوریه، شادی و هیجان شهرهای ایران طنینی کمتر از سوریه نخواهد داشت
چکیده :سید مصطفی تاج زاده در نامه ای به مراجع تشیع خواهان موضع گیری صریح آنان در قبال فجایع رخ داده در سوریه و کشتار مسلمانان این کشور توسط حکومت بشار اسد شده است. در قسمتی از این نامه که در آخرین روز ماه مبارک رمضان و در زندان اوین نگاشته شده، آمده است: “آیا فتوای...
سید مصطفی تاج زاده در نامه ای به مراجع تشیع خواهان موضع گیری صریح آنان در قبال فجایع رخ داده در سوریه و کشتار مسلمانان این کشور توسط حکومت بشار اسد شده است.
در قسمتی از این نامه که در آخرین روز ماه مبارک رمضان و در زندان اوین نگاشته شده، آمده است: “آیا فتوای تاریخی آیتالله العظمی سیستانی درباره حق تظاهرات اعتراضی در عین خشونتپرهیزی، منحصراً مربوط به ملت عراق میشود و یا این یک حق عام است و اختصاص به یک ملت خاص ندارد؟ به طور مشخص آیا مسلمانان سوریه نیز در جریان تظاهرات اعتراضی از همان حقی برخوردارند که مسلمانان بحرین و مصر و تونس و لیبی و عراق برخوردار هستند؟”
تاج زاده با اشاره به کودتای انتخاباتی سال ۸۸ می نویسد: “چنانچه فتنه کودتای انتخاباتی نظامی- امنیتیهای مداخلهگر در سیاست و انتخابات ایران رخ نمیداد و تظاهرات اعتراضی و ضد کودتایی ایرانیان از سوی حاکمیت تحمل میشد، امروز منظره دیگری را در خاورمیانه شاهد بودیم و به جای سبقت گرفتن بلامنازع و بیرقیب ترکیه، جهان اسلام به مصداق اصل قرآنی “فاستبقوا الخیرات” به صحنه مسابقه شیرین دموکرات- مسلمانهای ترک، ایرانی و عرب در جهت یاری رسانی به مظلومان سوری و بحرینی و یا لیبیایی و یمنی تبدیل میشد.”
وی با مقایسه شعار حاکمان در ایران ”خدا- ولی فقیه- ایران” با شعار بعثی ”الله، سوریه، بشار و بس” آورده است: ”اقتدارگرایان ایرانی تلاش میکنند با تجرید، تجزیه و تفکیک اصل ولایت فقیه از پیکره قانون اساسی، آن را از همنشینی و سازگاری با حقوق مصرح ایرانیان در فصول سوم و پنجم قانون اساسی رها سازند و عملاً به شکل “خدا- ولی فقیه- ایران” در آورند و به این ترتیب روایتی ولایی از اصل شاهنشاهی “خدا- شاه- میهن” به دست دهند.”
این زندانی سیاسی در بخشی دیگر از نامه خود با اعتراض به سیاستهای حاکمان جمهوری اسلامی در قبال وقایع سوریه، آورده است: “کسانی که میکوشند ایران و ایرانی و نیز شیعیان را تا سطح “متحد طبیعی حزب بعث سوریه” تنزل دهند، نمیفهمند که باد کینه در قلوب آزادیخواهان منطقه میکارند و فردا طوفان فتنه درو خواهند کرد.”
متن کامل این نامه سرگشاده که در اختیار تحول سبز قرار گرفته است در پی می آید:
بسمالله الرحمن الرحیم
محضر مراجع آزاده، آگاه و مستقل تشیع
سلام علیکم؛
حوادث خونین در سوریه و سکوت تأییدآمیز برخی روحانیون عالیمقام در سرکوب مردم آن کشور، مرا به نوشتن این نامه سرگشاده تشویق کرده است تا از آن بزرگواران بپرسم آیا فتوای تاریخی آیتالله العظمی سیستانی درباره حق تظاهرات اعتراضی در عین خشونتپرهیزی، منحصراً مربوط به ملت عراق میشود و یا این یک حق عام است و اختصاص به یک ملت خاص ندارد؟ به طور مشخص آیا مسلمانان سوریه نیز در جریان تظاهرات اعتراضی از همان حقی برخوردارند که مسلمانان بحرین و مصر و تونس و لیبی و عراق برخوردار هستند؟ آیا فتوای مذکور معیار واحدی برای داوری درباره ماهیت اسلامی مطالبات این یا آن ملت مسلمان علیه ظلم و فساد و تبعیض و دیکتاتوری به دست نمیدهد؟ بر این اساس آیا عمل کسانی که در امتداد نمازهای مستحب ماه رمضان، تظاهرات اعتراضی علیه دیکتاتوری سر داده و آماج گلولههای تک تیراندازان بعثی سوریه قرار میگیرند، مشمول همان حق و حکم شرعی نمیشود که آن بزرگوار درباره مسلمانان عراق و بحرین فرمودند؟ این سؤال هنگامی اهمیت مبرمی مییابد که به خاطر بیاوریم دیکتاتور سوریه در همان حال که مرتباً و کراراً علیه «فتنه» سخن میگوید و علمای درباری و بوقهای تبلیغاتی او صبح تا شام برچسب «فتنه» بر پیشانی معترضین و مجاهدین سوری میزنند، در کار تدارک یک فتنه عظیم است و عملاً نقش جادهصافکنی و مشروعیتبخشی به مداخله نظامی بیگانگان را در یکی دیگر از کشورهای اسلامی بر عهده گرفته است.
حضرات آیات عظام!
این درد را به کجا ببریم که آزادیخواهان و مجاهدین سوریه در همان حال که با فریاد “الله اکبر- حریه” آماج تک تیراندازان امنیتی دیکتاتوری بعثی قرار میگیرند، نام “اردوغان” را بر پلاکاردها و فراز سر خود حمل میکنند و در عین حال پرچم ایران را زیر پا گذاشته و آتش میزنند؟
جنبش اصلاحطلبانه ملت ایران که “حل مشکل پاسپورت ایرانی” و ارتقای نام و جایگاه ایران و ایرانی در منظر آزادیخواهان جهان را در برنامه انتخاباتی و کاری خود گنجانده بود، اکنون در منظر احرار عرب و کرد سوریه با مشکل به مراتب عظیمتر و شاید بیسابقهای به نام “مشکل پرچم” مواجه شده است که در صورت رفتار و گفتار غلط ما، به معضل جهان اسلامی تبدیل خواهد شد و دامنه آن به گروه و جناح خاص در این یا آن کشور اسلامی منحصر نخواهد شد. اکنون بار دیگر باید اعلام کرد چنانچه فتنه کودتای انتخاباتی نظامی- امنیتیهای مداخلهگر در سیاست و انتخابات ایران رخ نمیداد و تظاهرات اعتراضی و ضد کودتایی ایرانیان از سوی حاکمیت تحمل میشد، امروز منظره دیگری را در خاورمیانه شاهد بودیم و به جای سبقت گرفتن بلامنازع و بیرقیب ترکیه، جهان اسلام به مصداق اصل قرآنی “فاستبقوا الخیرات” به صحنه مسابقه شیرین دموکرات- مسلمانهای ترک، ایرانی و عرب در جهت یاری رسانی به مظلومان سوری و بحرینی و یا لیبیایی و یمنی تبدیل میشد.
در این میان اسلام ناب محمدی و تشیع ناب علوی به جایگاه شایسته خود در شکلدهی به خاورمیانه جدید، مستقل، آزاد، امن و مرفه دست مییافت. حال آنکه اکنون شرایط بر عکس شده و بیم آن میرود کسانی که میکوشند ایران و ایرانی و نیز شیعیان را تا سطح “متحد طبیعی حزب بعث سوریه” تنزل دهند، نمیفهمند که باد کینه در قلوب آزادیخواهان منطقه میکارند و فردا طوفان فتنه درو خواهند کرد. پیامد ناسنجیده اقتدارگراهای ایرانی در حمایت از نظامی- امنیتیهای داخلی و بعثی- سوری زمینهساز مداخله بیگانگان و بسترساز بهرهجویی صهیونیستها خواهد گردید و نفرتهای ضد ایرانی و ضد شیعی که هم اکنون در پیامد حمایت فاجعهبار حزب پادگانی از ماشین سرکوب و جنایت حزب بعث سوریه، در نهانخانه ذهن و خاطره زخمی ملت سوریه انباشت میشود، در فردای سرنگونی محتوم دیکتاتوری تبدیل به ماده خام و انفجاری گروهها و سازمانهای افراطی خواهد شد و توسط صهیونیستهای توسعهطلب و جنگطلبان بیگانه و فرامنطقهای علیه ایران و جهان تشیع کانالیزه شده و در نهایت تنور فتنههای طائفی و مذهبی را شعلهورتر از هر زمان دیگری خواهد کرد.
حضرات آیات عظام!
استاد شهید مرتضی مطهری در تفسیر دعای “واجعل ثارنا علی من ظلمنا” به ما آموخت که ترس از جهتگیری انحرافی انتقامها علیه بیگناهان و غیر ظالمین در بطن این دعا نهفته است و هنگامی که ظلم تولید کینه میکند، همگان (و نه لزوماً و انحصاراً ظالمین) در معرض انتقامجویی قرار میگیرند، باید از احتمال اینکه انفجار انبار باروت کینههای ذخیره شده در روح مظلومین در اولین فرصت مناسب “تغییر شکل” داده و “سبب جنایتها بر بیگناهان” گردد، به خدا پناه برد. اگر این اصل را بر وضعیت مشخص منطقه در شرایط کنونی منطبق کنیم به روشنی در خواهیم یافت بر خلاف آنچه اقتدارگراهای ایرانی در جهت فتنه نمایی مطالبات بر حق ملت ایران وانمود میکنند، فتنه واقعی دیکتاتوری خشونتبار حزب بعث سوریه و تداوم سرکوبگری و حکومت نظامی و فضای امنیتی در ایران است.
شما میدانید بزرگترین فتنه در عصر ارتباطات و بیداری مردم جهان، “استبداد” است که حتی وقتی به نام مبارزه با صهیونیسم بینالملل نیز به مردم تحمیل میشود، نتیجهای جز کشاندن پای نظامیان آمریکا و دیگر قدرتهای بزرگ به کشورهای جهان اسلام ندارد. مگر فراموش کردهایم که در یک دهه گذشته این طالبان طرفدار نابودی صلیبیها (قدرتهای غربی) بود که به علت عملکرد اشتباه و غیر انسانی خود، ناخودآگاه به تجاوز و اشغال افغانستان توسط ارتشهای بیگانه مشروعیت بخشید؟ مگر حزب بعث عراق به رهبری صدام حسین نبود که بار دیگر زمینهساز دخالت نظامی غربیها و اشغال کشور خود و فجایع بعدی ناشی از این وضع در عراق شد؟ او همان کسی بود که به اسرائیل موشک پرتاب کرد! مگر قذافی در لیبی چنین نقشی ایفا نکرد؟ اکنون نیز مشاهده میشود که مقدمات چنین دخالتی در سوریه در حال فراهم شدن است. توجه دارید تمام رژیمهایی که بسترساز حضور و دخالت نظامیان بیگانه در کشورشان شدند، دیکتاتورهایی بودند که به نام مبارزه با توسعهطلبی غرب و آمریکا و نیز رژیم اشغالگر اسرائیل حقوق اساسی وآزادیهای مدنی و سیاسی مردم خویش را نقض کردند و هنگام مواجهه با اعتراضات آنان، به سرکوب خونینبارشان پرداختند. آزادیخواهان منطقه و احرار کرد و عرب باید بدانند که هیچ تقابلی بین دو ملت ایران و سوریه وجود ندارد و برای ابلاغ این پیام چه سخنی بهتر از فتوای تاریخی مرجعیت آگاه و مجاهد شیعه که در عین تأکید بر پرهیز از خشونت، تظاهرات را حق مسلم و مشروع همه مسلمین جهان میداند؟
مردم سوریه باید بدانند که ملت ایران حرکت اعتراضی آنان را همچون قیام خود در سال ۱۳۵۷ و نیز در دوم خرداد ۱۳۷۶ و بیست و دوم و بیست و پنجم خرداد ۱۳۸۸ میدانند که همگی به رغم ظهور و تجلی در اشکال گوناگون انقلابی و اصلاحی و خیابانی و انتخاباتی، در جهت نفی استبداد و دفاع از حقوق انسانی و شهروندی و موازین دموکراتیک (مطبوعات، احزاب، تجمعات، اتحادیهها، انتخابات آزاد منصفانه و شفاف) بوده است. مردم ستمدیده سوریه، بویژه خانواده شهدا و مادرانی که کودکان، همسران، پدران، پیران و جوانان آنها توسط نیروهای امنیتی- نظامی رژیم فاسد بعثی کشته شدهاند باید بدانند که ملت ایران به مبارزات آنها علیه انسداد، اختناق، تبعیض و بیعدالتی و فساد به همان چشمی نگاه میکند که به مبارزات مردم مصر، لیبی، بحرین، یمن، تونس، اردن و به طور کلی جهان عرب مینگرد و صمیمانه از جنبشهای آزادیخواهانه آنان خشنود است. سوریها باید بدانند که پیروزی محتوم آنان بر دیکتاتوری، هیجانی وسیع و باشکوه شبیه آنچه در جریان پیروزی ملت مصر بر رژیم مبارک در خیابانهای ایران به وقوع پیوست، خواهد آفرید و به فضل خدا جهانیان خواهند دید که در آن روز موعود شادی و هیجان خیابانهای تهران، تبریز، مهاباد، شیراز، رشت، سنندج، آبادان، زاهدان، اصفهان، مشهد و حتی قم طنینی کمتر از درعا و حما و حمص و لاذقیه و دمشق نخواهد داشت.
همدلی ویژه مردم با آزادیخواهان سوریه همچنین به معنای همسخنی با شعار زیبای “الله، سوریه، آزادی، حریه” است که سوریها با هشیاری آن را علیه شعار بعثی “الله، سوریه، بشار و بس” سر دادند و به عنوان سند هویت اسلامی و ملی و آزادیخواهی خود در افکار عمومی جهانی ثبت کردند. این شعار به رغم سادگی و فشردگی خود چنان گویا و کامل است که در هر دو بعد سلبی و ایجابی خود و فقط با جابجایی نام ایران و سوریه میتواند به یک میزان شعار مشترک دو ملت باشد. سوریها باید بدانند که در بعد سلبی همین تجربه مشترک، ما شاهدیم که اقتدارگرایان ایرانی تلاش میکنند با تجرید، تجزیه و تفکیک اصل ولایت فقیه از پیکره قانون اساسی، آن را از همنشینی و سازگاری با حقوق مصرح ایرانیان در فصول سوم و پنجم قانون اساسی رها سازند و عملاً به شکل “خدا- ولی فقیه- ایران” در آورند و به این ترتیب روایتی ولایی از اصل شاهنشاهی “خدا- شاه- میهن” به دست دهند. جالب اینجاست که جناح حاکم در ایران که آن قدر حساسیت به شعار “نه غزه- نه لبنان” تعدادی از جوانان ایرانی نشان داد، در برابر شعار الحادی “لا اله الا بشار” سکوت مطلق پیشه کرد و ثابت کرد که فقط در زمانی دغدغه اسلام و کشور را دارد که به کار سرکوب منتقدان و مخالفانش آید.
مراجع آگاه و مستقل شیعه!
آیا رواست که دو ملت شریف و آزادیخواه سوریه و ایران به رغم همه مشترکات مذهبی و فرهنگی و با وجود تمام رویاها و آرزوهایی که جوانان آنان برای فردای بهتر در سر میپرورانند، دستخوش اختلافافکنیها شوند و آیا باید دست روی دست گذاشت تا جنگطلبان آمریکایی از این آب گلآلود شده توسط دیکتاتورهای ظاهراً ضدصهیونیست، ماهی فتنه و نزاع داخلی و جنگ منطقهای صید کنند؟
با احترام
سیدمصطفی تاجزاده
۲۹ رمضان ۱۴۳۲ مطابق با ۷ شهریور ۱۳۹۰
زندان اوین














تاج زاده عزیز همیشه در حافظه تاریخ جاودان خواهی ماند
دلاور، سلام و صد سلام بر تو! راست گفتی. من هر روز تظاهرات و اخبار سوریه را پیگیری میکنم، انگار وطن خودم در آتش و خون است و دلم بیقرار! آری، در فردای پیروزیِ سوریها، ما هم جشن خواهیم گرفت. و در فردای سبز ما سوریها برای ما دست تکان خواهند داد و برادرانه به یکدیگر سلام خواهیم کرد. میدانم که آزادی و صلح نصیب ما است، چون دلاورانی چون تو داریم، آقا سید مصطفای تاجزاده. میدانم!
Tajzade, Fekrash, Rahash, Ghalamash, Ghadamash
Har lahze ba Mellatash bode o khahad bod
Dorood bar Zendaniane Degarandish, dorood bar Tajzadeha,,, sotudeha,,,, Eisa Saharkhizha………….. va
JASHNE MARDOMIE MELLATE AZADIKHAHE IRANE SABZ
خیلی متن خوبی بود.
الشرق الاوسط:
منابع مطلع به الشرق الاوسط اطلاع داده اند که دیداری بین نمایندگان برونمرزی مخالفین بشار اسد و دیپلماتهای ایرانی انجام یافته که طی آن اپوزیسیون رژیم سوریه به ایران اصرار کرده اند به ازای حفظ روابط خوب با دولت پس از بشاراسد در سوریه و گرفتن تأمینات کافی برای مراودات مودت آمیز آینده، دست از حمایت رژیم بشاراسد بردارد. همین منابع فاش کرده اند که این دیدار چند روز پیش به درخواست اپوزیسیون سوریه انجام شده است.
از آغاز قیام در سوریه از ماه مارس، ایالات متحده و اروپا ـ همچنین خود اپوزیسون سوریه ـ ایران را به دادن کمکهای تدارکاتی از جمله سلاح های پیش رفته، و تجهیزات سرکوبگری علیه معترضین غیر مسلح سوری، شاملِ سلاحهای شوکِ الکتریکی دهنده، و همچنین انواع سلاحها و مهمات دیگر متهم کرده اند. ناظران بر این عقیده اند که حمایت دولت ایران از رژیم اسد ـ بویژه از نظر اقتصادی ـ مانعی در راه ایزوله کردن رژیم اسد بوده است بویژه پس از آخرین تحریمهای وضع شده علیه آن.
…..
…Sources informed Asharq Al-Awsat that a meeting brought together representatives of the Syrian opposition at home and Iranian diplomats, during which the Syrian opposition urged Tehran to withdraw its support from the al-Assad regime. The source also revealed that this meeting took place just a few days ago at the request of the Syrian opposition.
Since the start of the Syrian uprising in March; the US and Europe – as well as the Syrian opposition – has accused Iran of providing the al-Assad regime with sophisticated arms and equipment to suppress the unarmed Syrian protesters, including electroshock weaponry, as well as heavy weaponry and ammunition. Observers believe that the support that Tehran is granting the al-Assad regime – particularly on an economic level – has hindered international efforts to isolate the Syrian regime, which most recently includes sanctions being imposed on Syria’s oil industry.
…
…
درود به شرف انسان ازار اندش
اگه خدا بخواد مردم به غیرت بیان وهمت کنند بعداز بشار نوبت سید علی
درود
با سلام و ادای احترام به دو رهبر بزرگ که همیشه راه را به ما نشان داده اند ، کلیپ “سوگند” به یادشان و به یاد همه زندانیان سیاسی در یوتیوب به آدرس
http://www.youtube.com/watch?v=Z6ENobArqDk
لحظات خاصی از تاریخ دو سال اخیر به تصویر کشیده.
دیدن این کلیپ را با توجه به استفاده از تصاویر و فیلمهایی که به جای خود بخشی از تلاش یک ملت هستند را به همه دوست داران جنبش مردم ایران توصیه می کنم.
جالب آنکه خود با واسطه موثق از تعدادی از افرادی که اخیراً سوریه بوده اند شنیدم که گفته بودند:”هواداران بشار اسد به آنها می گفتند، خدا خیرتان دهد، پاسدارهاتون آنها (مخالفان و معترضان و …) را داغون کردند و…”
این امری است کاملا آشکار برای آنکه مردم تحت ظلم احساسی مشترک نسبت به ظالم و دیکتاتور دارند و آنها را مانند ظروف مرتبه میدانند. تازه ازطرف دیگر وقتی یکی سرنگون می شود پایه دیگری هم تق و لق می شود. همین برافتادن این چندتا دیکتاتور به ویژه قذافی فکر می کنید روی عظمای ما کم اثر داشته است؟ …
این سخنان عین واقعیت محض است ولی کو گوش شنوا چون خداوند اینها را کر و کور کرده است.
درود بر همه آزادگان؛ درود بر تاجزاده آزاده
ای تاج سر ما خا یرو نگهدارت.
چقدر جای فقیه عالیقدر خالی است. خدا رحمت کنه منتظری رو.
علاوه بر درخواست سید ، من هم از علما می خواهم که در این موارد منتظر نظر حکومت نباشند و شجاعانه نظرات خود را بیان دارند.اینکه علمای اسلام منتظر باشند و نظرات خود را منطبق بر نظرات رسانه میلی کنند عملا موجب بدبینی مردم شده و ضمنا حضور علما را در جامعه بی خاصیت نشان خواهد داد.
درود بر آقای تاج زاده که با نیت آزادی خواهی به صراحت سخن گفته است
ankas ke mi khandad hanooz khabare dehshatnake marg ra nashenide ast. shadie shoma bi dalil va zoodhengam asr.
dar sooriye faghat moslmanan nistand ke zendegi mi konnd
تاج زاده عزیز خدا نگهدار تو. تو فریاد آزادی خواهی مردم ایران هستی در حصر و زنجیر. مطمئن باش خورشید عالم تاب هرگز پشت ابر تیره و تار و گذرا و موقتی نمی ماند. آنهائی که از روی استیصال و بدبختی موضع گیری آشفته می کنند هرگز محصولی درو نخواهند کرد و در زمانی نه چندان دور همه هستی و دار و ندار خود را به دست باد خواهند سپرد. ولی ما نمی خواهیم این اتفاق بیفتد. ما می خواهیم نتیجه این همه رنج و زحمتی که مردم شریف ایران کشیدند، آزادی و گسترش انسانیت و کمالات انسانی باشد. انشاالله
با درود و سپاس
خيلي خيلي اميوارم كه هميشه آزادي و آزادي خواهي پيروز باشد و ما هم به اميد روزي هستم كه بزودي باشد اسد از سوريه فرار كند و ما در ايران جشن پيروزي بگيريم و اين واقعا خيلي خيلي خوشحالم مي كند . و بعد از آن نوبت به ما مي رسد و ما هم پيروز مي شويم .
به اميد پيروزي ايرانيان و آزادي خواهان جهان
آفرين به تاجزاده قهرمان.
Dorud faravan be azadikhahe vaghei,ghadr istadegiha dar ruzhaie zendan budan ra mardom midanand,aghaie tajzadeh be mobarezat madanie osulie khod edameh bedaid …be omide irani azad o bedune khoshunat
درود بر تاج زاده عزیز و همسرش
منطق کشتار!
کشتار ملت برای رژیم بعثی بشار اسد به یک فریضه روزانه مبدل شده است همچنانکه برای قذافی شده بود. این کشتار ها هیچ توجیه عقلی به هیچ معنایی ندارند. بلحاظ سیاسی قدرت یا مشروعیت از دست رفته را باز نمیگردانند و به لحاظ نظامی کمترین دستآوردی نمی توانند داشته باشند و بلحاظ انسانی هم جایی برای بحث در باره آن با چنین رژیم هایی نیست.
توپخانه سنگین ارتش بشار اسد امروز هم خیابان اصلی حُمص را که معمولاً در آنجا اجتماعات عمده برگزار میشود هدف قرار داده و 14 نفر دیگررا به خاک افکندند. کشتاراین چنینی مردم، تنها قصاوت رژیم بعثی اسد را نشان نمی دهد بلکه بدتر از آن جنون ناشی از استیصال و عصبیت خارج از کنترول آنرا نیز به نمایش میگذارند. تجربه این 6 ماه نشان داده است که قتل عام مردم نه تنها جواب نمیدهد بلکه منجر به جّری شدن بیشتر ملت و اجماع جهانی بی سابقه در سطح جهان علیه رژیم بشاراسد شده است.
اینک تنها دلارها و سایر کمک های حکومت ماست که رژیم اسد را سرپای نگاه داشته است. ولی نگاه داشتنی که هر کودکی که قدری به اخبار روزانه گوش دهد یا هر سرجوخه ای که الفبای معادلات نظامی را بداند درمی یابد که این بارِ بسیار کج، به هیچ منزلی جزمنزلِ دادگاه خلق و یا دادگاه بین المللی جنایت علیه بشریت به جای دیگری نمیرسد.
سئوال اینست که چه توجیهی در پس این سماجت کورِ بشار اسد و تا دیروز قذافی در کشتارمردم خوابیده است. تا آنجا که به قذافی و ولیعهدش مربوط میشود میتوان گفت در کنار همه محاسبات غلطِ سیاسی و نظامی یک احساس انتقامگیری کور و هیستریک نسبت به مردمی که به یکباره از خود چهره ایی ورای آنچه «رهبر» تصور میکرد نشان داده اند نیز قرار داشت. ولی این امربخود خود برای بحرکت درآوردن ارتش علیه ملت، تا بمباران هوایی بی هدف آنها و به توپ بستن وکُشت و کُشتارشان کافی نبود.
بنظر من که قبلاً هم آنرا بیان کرده ام قذافی این رویکرد خود را بر مبنای دو پارامترِ امنیتی و سیاسی بنا و اتخاذ کرده بود. پارامتر امنیتی مورد محاسبه او نفوذ ستون پنجم او در عمق تشکیلات مخالفین که تا روز سقوط طرابلس و بیرون آمدن اسنادِ «استخبارات» آن ادامه داشت بود که بی گمان تا ریشه کن شدن آن هنوز خیلی باقی مانده است. این رخنه عمیق و فلج کننده در درون اپوزیسیون به قذافی این امید را میداد تا با فلج کردن تشکیلاتی و نا کارآمد کردن آنها دنیا را نسبت به آنها مأیوس کرده و راضی به تحمل رژیم قذافی کند. امری که چندین بار درجریان عملیات نظامی در حال وقوع بود. پارامتر سیاسی این بود که او روی ترساندن جامعه جهانی، ازقدرت گیری بنیاد گرایان اسلامی وایجاد خلاء سیاسی پس ازخود و سومالیائیزه شدن کشور (منظوروضعیتی مشابه سومالی کنونی است) حساب کرده بود. آنچه او کمتر روی آن تأمل نموده بود، بیدار شدن ملتی بود که بهیچ قیمتی دیگرحاضر نبودند رژیم او را تحمل کنند حتی به قیمت کمک گرفتن از ناتو و نیروی هوائیش برای درهم کوبیدن از جمله زیر ساختار های کشورخودشان.
نکته دیگری که او متوجه نشده بود و بسیاری دیگر نیز، چه از اینطرف و چه از آنطرف، هنوزهم متوجه نشده اند؛ چرخش موازانه در جنگ با تروریسم و القاعده در سطح جهانی بنفع ائتلاف جهانی ضد تروریسم است که با کشتن بن لادن و نفر دوم القاعده به فاصله کمی پس از او و دستگیری یکی از سرانشان در پاکستان آغاز گردید و هفته ای نیست که خبری از کشته شدن یا دستگیری افرادی از رده های بالای آن نرسد.
رویداهای چند ماهه گذشته نشان میدهد که سرویسهای اطلاعاتی غرب، عربستان، پاکستان و مصر در نقب زدن بدرون این جریانهای افراطی بنیادگرا موفق بوده اند. و از سوی دیگر با جنایاتی که این افراطیون مرتکب شده و میشوند یارگیری برایشان روز بروز دشوار تر میشود. قحطی سومالی نیز این فرصت را به سرویسهای اطلاعاتی غرب میدهد تا از فرصت کمک رسانی به مردم قحطی زده منطقه سود جسته زیر پای «الشباب» را در سومالی بعنوان یکی از استحکامات استراتژیک و ژئوپولیتیکی بنیاد گرایان خالی کنند.
و اما اگردرمورد قذافی میتوان اورا به جنون و هیستری انتقامجویانه متهم کرد از این یک نظر، در مورد بشار اسد چنین نیست. کشتار بشار اسد هر چه هم با انتقامجویی و عصبیت توأم باشد ولی حساب شده است. اما او هم در محاسبات خود دوچار همان اشتباهی است که قذافی بود و رژیم حاکم بر میهن ما نیزهست.
تا قبل از برآمدن جنبش سبز رهبری ایران نیز فکر میکرد که با حذف همه مخالفین ـ تقریباً مثل مدل کره شمالی ـ برای غرب گزینه ایی جز «خود» بعنوان طرف معامله و تعامل با جهان باقی نمیگذارد که ظهور جنبش سبز این محاسبه را بهم ریخت. رژیم دیگر نمیتواند دنیا را با شبحِ القاعده و یا خلآأ قدرت در صورت سرنگون شدنش بترساند. آن تاکتیکی که رژیم اسد در کاربردش همچنان مصم است.
لذا آنچه هم حکومت بعثی اسد و هم رهبری سیاسی ایران بدان امید بسته اند همان شبکه ستون پنجم اشان است که شاید بکمک آن از درون، اپوزیسیون را فلج کنند.
چندی پیش دو همایش ازمخالفین اسد تشکیل شد همایش نخست در استانبول بود و دوم دانسته نیست در کجا. در همایش اول که از نظم مناسبی برخوردار بود، رویکرد بنیاد گرایانه آنچنانکه رژیم اسد آرزو میکند بر نشست مخالفین غالب بود. این نشست از نیروهای اسلامی تشکیل شده بود و در همایش دوم قریب یکصد حزب و سازمان بی شناسنامه یا تاریخ گذشته سیاسی و البته در کنار و با حضور نمایندگانی هم از نیروهای معتبر درون و برون مرزی تشکیل شد که طی دو روز بحث های سیاسی برای ایجاد یک شورای انتقالی آنها بجایی نرسیدند و متفرق تر از قبل متفرق شدند. بی تردید اگر از ذهنیت هماهنگ گریزی سیاسی خاور میانه ایی این جماعت بگذریم نمیتوانیم نقش ستون پنجم اخلالگر و تفرقه آفرین رژیم بشار اسد و احتمالاً کمک فعال دستگاه های اطلاعاتی کشور ما را در این عرصه و این عدم حصول اجماع سیاسی بین اپوزیسیون اسد نادیده بگیریم بویژه اینکه در روزهای اخیر اخباری به رسانه درز کرده است که رژیم تهران با اپوزیسیون اسد تماس گرفته است. بنظر من این تماس گیری دستگاه های اطلاعتی و ارگانهای دیپلماتیک کشور ما با اپوزیسیون اسد که بسیار گمراه کننده است نه برای کنار آمدن با آنها در فردای سقوط اسد بلکه دقیقاً در هماهنگی با رژیم اسد برای متفرق کردن و متلاشی کردن هردرجه از انسجامی است که بین آنهاحاصل شده باشد.
از بخت بد رژیم اسد و رژیم حاکم بر کشورما، امروز این؛ توئیتر، فیس بوک و شبکه های مجازی و جوانان گرداننده آنها هستند که به کمک یک سری شبکه کوچک واقعی و نسبتاً غیر قابل نفوذ جنبش اعتراضی ضد استبدادی را سازماندهی میکنند. چیره شدن بر این شبکه های مجازی برای رژیمهای اقتدارگرا آسان نیست و اینست راز اینکه چرا قذافی علیرغم ستون پنجم وسیع و مخوفش موفق نشد وبشاراسد و رژیم ما هم موفق نخواهند شد.
تشکیل ارتش سایبری سازماندهی شده از طرف وزارت اطلاعات در ایران و احتمالاً کپی سوری آن درسوریه هم، نه کمکی به رژیم تهران خواهد کرد و نه به رژیم دمشق زیرا که دینامیسم تحول در منطقه چنان پرقدرت است که تلاش برای مهار کردن آن مثل خفه کردن یک آتش فشان فعال با چند ماشین آتش نشانی قراضه است.
آینده ی که چندان دور نخواهد بود اینرا هم به بشار اسد نشان خواهد داد و هم به رهبری سیاسی کشور ما و مقام معظم رهبری!
اميدوارم مرئم ايران هم همزمان با پيروزي مردم سوريه بر عليه حاكمان مستبد ايران قيام نمايند
اشتباهات این رژیم تمامی ندارد آیا فکر کرده اند پس از سقوط بشار اسد چه جوابی دارند به ملت بدهند و چگونه می خواهند این رفتارهای خود را توجیه کنند
حکومت سوریه حامی مردم فلسطین و حزب الله لبنان و دشمن سرسخت اسراییل غاصب و امریکاست . ضمنا شورشیان مسلح توسط اسراییل با کمک عربستان و امریکا تعلیم نظامی دیده و مردم و نظامیان سوریه را قتل و عام میکنند سایت کلمه میدونم این واقعیات را درج نمیکنی ولی خودم را خالی کردم
بدترين روزهاي تاريخ ايران در حال سپري شدن است. روزهايي شايد بدتر از حمله عربها،و حمله مغولها، سخت تر از بدترين خشكسالي ها و قحطي ها و همه گيري وبا و طاعون. اكنون بحراني ترين و بدترين روزهاي تاريخ ايران،بر اثر ناكارامدي حاكمان آن رقم خورده. همه ناراحتيم.
زنده باشی بی صبرانه منتظر پیروزیه مردم قهرمان سوریه هستیم تا به کوریه چشم حکومت فاسد به خیابانها بریزیم.
سلام من تو را دوست دارام.دورود برتو ای آزادیخواه.
آدم وقتی میبیند انسانهایی فرهیخته از تمام تخصصهایی که یک کشور برای اداره شدن نیاز دارد مانند تاجزاده در زندانند یا به خارج فراری داده شده اند و یا خانه نشین شده اند و در عوض دست و زبان عده ای دیگر برای هر کار اشتباهی وهر حرف ناپخته ای باز گذاشته شده است باید برای آینده این مردم و مملکت خون گریه کند.
اما چون بار کج هرگز به منزل نمیرسدو با توجه به سرعت یافتن سیر تحولات در دنیای امروزی بویژه در اطراف ما هر روز بر امید ما به اصلاح امور افزوده میشود.
به امید پیروزی مردم سوریه
دوست داریم تاجزاده قهرمان.
بصیرت واقعی همین بود
تاج زاده عزیز
امیدوارم مردم عزیز سوریه پیروز شود تا به این طریق هم شده برای چندیمین همه مردم ایران وجهان بدانند انهایی که در راس این نظام(ایران) هستند که به خونریزی مردم سوریه به همراه بشار اسد دیکتاتور می پردازند بدانند ظلم ودیکتاتوری باقی نمی مانند
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه امـیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد ازادی و زنده باد زنتـــــــدانیــــــــــــــان جنبـش سبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز
درود بر مردم آزادیخواه سوریه و انسانهایی که مثل آقای تاجزاده با منطق صحبت میکنند
امیدواریم که گوش شنوایی باشد
روز سقوط بشاراسد ايران جشنه….ماشينا بوق وچراغ ميزنن و باايجاد ترافيک جوونا بزن برقص راه مي اندازن
درود به شرف تو .
سایت محترم کلمه ایا سوال جناب تاج زاده از مراجع تقلید از جانب مراجع معظم پاسخی داده شده است لطفا پیگیری نمایند چون این خواست مردم ایران است نه تنها اقای تاج زاده
درود بر موسوی و خاتمی
ائتلاف حاكمان بظاهر ديني اي كه چنگ در ثروت مردم انداخته و تنها با پنهانكاري به حيات خود ادامه ميدهند، طبيعتا الگوهاي مشابهي براي اداره مملكت خود دارند و اين تشابه الگوي مملكت داري بناچار آنها را به استقراض متقابل نيروهاي وحشي سركوبگر اجنبي هدايت كرده تا با بيرحمي تمام غير هموطن خود را بتوانند بكشند. احتمالا در سوريه هم سجن الكهريزك تا بحال درست شده …
شمر هم قرآن بلد بود ولی زیر بیرق وزیر مسیحی یزید امام حسین را سر برید
شما اصل کارتون خرابه
یعنی دلتون با کفار هست و زبونتون قرآن میخونه
ما بیشماریم