شهید قدوسی؛ دادستان کل شهیدی که دغدغه حقوق بشر داشت
چکیده :دادستان كل انقلاب به عنوان مسند نشين جايگاه مدعي العمومي به نيابت از مردم انقلابي ايران اسلامي درنگ براي عدالت ورزي را روا نمي دانست و از آغازين ايام مسؤليت در اين اردوگاه در مقام عمل به قصد انشاء تحقق دادگستري شايسته با محوريت ارزشهايی همت گمارد....
محمد صالح نقره كار، در وبلاگ شخصی خود در مطلبی با عنوان “شهید قدوسی؛ دادستان کل شهیدی که دغدغه حقوق بشر داشت” می نویسد:
جای خالی شهیدان قوه قضائیه و درسهایی که باید آموخت،
ساختمان شلوغ و پر ازدحام مجتمع قضایی شهید قدوسی آنقدر تمرکز و آرام و قرار را از آدم می گیرد که دیگر مجالی برای توجه به نام و شخصیت شهیدی که این بنای عریض و طویل موسوم به نام اوست باقی نمی ماند.اما گهگاه اتفاقات نا مانوس و حوادث نژند پيراموني آدم را به بررسي دور از مناسك صوري وعاري از اطوار كليشه اي شخصيت حقيقي و حقوقي- تاريخي اشخاص حواله ميدهد و مجابمان ميكند كه سري هم به گذشته هاي نه چندان دور بزنيم و ببينيم علمداران مقطع صدر انقلاب چه ميخواستند و با آنچه امروز در آن قرار داريم بي پيرايه قياس كنيم و لاجرم در يابيم كجاها كميت كارمان ميلنگد .
از جمله شخصيت هاي اثر گذار در انقلاب ما 2 چهره انديشمندو روشن انديش داراي مسند عالي قضايي بودند كه يكي در كسوت رييس ديوانعالي كشور و ديگري دادستان كل انقلاب ايفاي نقش موثري خصوصا در كوران شكل گيري ساختار نوين قضايي كشور داشتند.شهيد بهشتي و شهيد قدوسي كه هر دو آماج حملات عناصر كور نفاق قرار گرفتند نه صرفا در شهادت مظلومانه شان كه در طول حيات اجتماعي خود چه در مدرسه حقاني و سنگر تفقه و چه در عرصه مبارزه و عاقبت در فرآيند نظام سازي و ايجاد ساختار و تشكيلات قضايي جمهوري اسلامي از مشتركات قابل توجهي برخوردار بودند .سيره عملي هر يك از اين دو بزرگوار مشحون از لطائف و دقايق قابل توجهي است كه به نوبه خود قابل شبيه سازي و الگو برداري براي امروز نيز هست و لا اقل حكايتگر رويه اي عملي از سلوك قضايي متوليان عرصه قضا در آن مقطع است .نگارنده به واسطه اقتضائات حرفه اي خود با شماري از همكاران قضايي سابق اين شهيدان والامقام گفتگوهايي داشته و اصول هادي مديريت ايشان را با لحاظ مقتضاي مطلع انقلاب مورد بررسي قرار دادم .بطور اجمالي مختصات ذيل الذكر قابل صورت بندي است :
1-انضباط كاري والتزام به قواعد كارتشكيلاتي توام با برنامه2-اعتدال ورزي و مقاومت جدي از تاثر از اعمال فشارهاي مرسوم وبرائت صريح از افراط گري هاي برخي جريانات3-قانونمندي و تلاش براي نهادينه سازي حاكميت قانون و ضابطه گرايي در فرايند دادرسي از بدو تا ختم آن 4- استفاده بجا ازمدارا و تساهل در عين بكارگيري اقتدار و صلابت در مواقف مقتضي5-سعه صدر و آزاد انديشي با پرهيز از تصلب در قبال مخالفان و بلكه فضاسازي و ايجاد ظرفيت براي تعامل و درك متقابل 6-اعتقاد راسخ به لوازم عدالت كيفري و ترميمي والتزام به رعايت حقوق متهمين و مجرمين و جلوگيري از اعمال سليقه هاي فرا قانوني درفرآيند دادرسي7-تقيد به كرامت و حرمت ذاتي انسانها و تلاش براي رفع موانع استيفاي حقوق مبتني بر آن 8-مشورت پذيري و استفاده بهينه از تجربه هاي انباشته سابق بدور از تنگ نظري هاي بي مبناي مرسوم 9-اعتقاد هدفمند و چارچوب مند به اجتهاد خرد ورزانه و زمان باورانه خصوصا د رمسائل جزايي و تعديل واكنشهاي انقلابي آن دوران نسبت به جرايم با استفاده حداكثري از منابع قويم فقه اسلامي10-جذب حداكثر ي و ارزش قائل شدن به سر مايه هاي انسانيو صلاحيت ها و تخصص افراد خصوصا دغدغه كادر سازي توانمندانه براي نیل به دادگستري شايسته و قانونمند….
طرفه آنكه شهيد قدوسي درست زماني سكاندار دادستاني كل انقلاب با حكم امام راحل ميشود كه گروهكها مثل قارچ روئيده و هر اقليتي خود را وارث طلق انقلاب پنداشته و شرايط فوق العاده و راديكالي غليظي ايجاد كرده بودند و اين طرف ميدان نيز توصيه به اعمال خشونتهاي فراقانوني كم نبود اما ان شهيد عليرغم شرايط قابل درك غضب آلود و تند آن دوران و انتظار مكرر انقلابيون به اعمال واكنش هاي چكشي و محكم قضايي كه در خور جنايات برخي گروهك هاي مسلح و خشن باشد ،ضمن حفظ روحيه انقلابي خود تسليم هيچ امر فراقانوني نميشد و طمانينه در خور شان مقام قضايي را متزلزل ننمود و بدور از افراط و تفريط هاي مرسوم آن دوره ،قانون و ضابطه را فصل الخطاب خود و تشكيلات تابعه نمود .هرچند اين منش متانت ورزانه گاها با عتاب دوستان شهيدهمراه ميشد يا باغليان احساسات انقلابي و خروش مطالبات زياده خواهانه برخي افراد و جريانها اصطكاك پيدا ميكرداما دادستان كل ما را از ايفاي وظيفه خطير عدالت ورزي منصرف نكرد و باعث نشد القاي شرايط سخت امنيتي آن دوران كه مي توانست مستمسك خوبي براي تعطيلي قواعد مترقي جزاي عمومي وتوجيه چربي براي ناديده انگاري قواعدحقوقي و آئين دادرسي منصفانه باشد،گردي برچهره عدالت ورز وي بنشاندو امتيازات و آزادي هايي كه قانون و اخلاق انشا كرده بود به بوته فراموشي سپرده شود.چه بسيار كه برخي روزنامه هاي 2 آتشه و مبالغه گر در بي انصافي آن زمان ، توجه وي به حقوق مخالفين و عدم تجويز برخي مصادره هاي خلاف قانون و اعطاي هزينه معاش يك خانواده زنداني ضد انقلاب در آن زمان را به سوء استفاده از موقعيت و انفعال و رفتارهاي غير انقلابي تعبير كردند و به چوب بي مهري وي را نواختند اما صداي رساي ايشان در گوش همه دادرسان وظيفه شناس و قانونمدار طنين انداز است كه :”اگر مرا به مسلسل هم ببندند تسليم نخواهم شد”{و راه قانوني و مشي اعتدالي خود را رها نخواهم كرد}.
قصد انشاء تحقق دادگستري شايسته،دغدغه دادستان كل شهيد:
دادستان كل انقلاب به عنوان مسند نشين جايگاه مدعي العمومي به نيابت از مردم انقلابي ايران اسلامي درنگ براي عدالت ورزي را روا نمي دانست و از آغازين ايام مسؤليت در اين اردوگاه در مقام عمل به قصد انشاء تحقق دادگستري شايسته با محوريت ارزشهاي ذيل همت گمارد:
1-بي طرفي و فشار ناپذيري وعدم انقياد در برابر اهرم هاي تاثير گذار خارج از سامانه دادرسي2-استقلال مطلق و تفكيك بي قيد و شرط دادگستري از ساير قوا و مقامات اجرايي متمايل به مداخله3-پابندي جانانه به اصول و الزامات دادرسي منصفانه { كه پيامد آن دادرسي تحت لواي قانون موضوعه،برخورداري از وكيل،علني بودن محاكم ،رسيدگي منصفانه از بدو تا ختم رسيئگي و اجراي حكم،محفوظ بودن كرامت و شرافت و عزت و عرض آبروي متهم و مجرم و حتي متعلقين وي}4-تعطيل نكردن حقوق مسلم افراد با توجيه حفظ نظم و امنيت و شرايط اظطراري و مستمسك هاي مشابه .
آري !شهيد قدوسي ها و بهشتي ها به همه دلواپسان عدالت و خصوصا كارگزاران قضا اموختند كه اين عرصه صرفا يك دكان تامين معاش و يك حرفه خشك در رديف حرفه ها ي ديگر نيست بلكه جايگاه شيفتگان عدالت و منقادان بي چون و چراي جذبه جوشان عدل استفتا گران از صدر سليم است “استفتاء صدرك “آنان كه ملكه عدل را در ضمير جان خود پرورانده و مايه ادبار از مظالم را در قاموس خود پرورش داده اند و ميل به تكشف حقيقت را با بند بند وجود خود مانوس ساخته اند.آنها به ما نهيب ميزنند كه تعظيم مقام شامخ ايشان به خرج و عكس و سمينار و همايش و ادعاهاي دهان پركني كه مردم از منافع آن بي بهره اند نيست بلكه پايبندي به قانون و تحقق بخشيدن به عدالت ملموس براي جامعه و پايمردي در برابر برخورداري همگان از كرامت و احترام به حقوق مخالفينشاخص حرمت گذاري ايشان است آنسان كه مقتدايشات علي ،آن عدل ممثل چنين بود و كرد تا آنجا كه گفت بهانه وجود حاكميت جز اين نيست كه حقي اقامه و باطلي دفع شود و فرمود اين هنر و تكنيك عدالت ورزي البته هنرندان چيره دست و قابل خود را مي طلبد كه “و اختر للحكم بين الناس افضل رعيتك في نفسك”.ارتقاي خروجي دستگاه قضا بگفته مقام رهبري جز با صدور احكام عادلانه و منصفانه كه در آن خير عمومي موج زند وجامع نظم جامعه و آزادي هاي عمومي و مآلا پوشش دهنده حقوق فرد،جامعه و متهم باشد متصور نيست و اين دغدغه را ما در روش اين 2شهيد به عينه شاهديم.آنها به ما آموختند كه نسبت سياست و قضاوت در مقام عمل اگر تباين نباشد،مسلما تساوي نيست و نظام قضايي نه بيراهه اي براي يكه تازي اصحاب قدرت و ابزاري براي تامين تمايلات حكومتها ،كه شاهراه تامين حداكثري حقوق حقه مردم و متضمن اخلاق و خير و متكفل امنيت براي همه و عدالت و برابري در سپهري فراگير و استثنا ناپذير است.آنسان كه نه فرشته عدالت رنجيده خاطر شود و نه دست گرگ ها براي دريدن و تركتازي بي امان و قلدمآبانه باز گذاشته شود.بله انتصاب اين دو فرزانه در صدر نظام قضايي انقلاب در آغازين ايام پيروزي نهضت،با سر انگشتان حكيمانه امام ،خيلي پيام دارد.چه اينكه هر 2 بزرگوار در قياس باهمگنان خود ،اشخاصي اخلاقي –به شدت عدالتخواه و آرمان گرا و درعين حال منطقي طبع و معتدل و منضبط و قانونمند بودند و امروز اين راست قامتان جاودانه تاريخ هستند كه در برابر ديدگان پرمطالبه آحاد مردم ،شاخص ها را نشان مي دهند و بايسته ها را بي لكنت و مداهنه و مصلحت انديشي هاي مالوف به مسند نشينان قضايي گوشزد ميكنندو روشنگرانه براين معنا دلالت دارند كه “راه اصلاح كشور ،پيش روي به سمت تحقق دادگستري شايسته ودر خور بزرگي ملت اصيل ايران و مكتب فاخر و قويم اسلام است ؛يادش گرامي باد














اگر اینگونه است که میفرمایید پس او راهم مثل بهشتی و طالقانی و مطهری، همین خودی ها سرش را زیر آب کردند.
والله با این استدلالی که اینها از همان اول کرده اند، هرکس مسلمان واقعی باشد(البته از نظر اینها) با حقوق بشر غربی نمی تواند موافق باشد و باید یک حقوق بشر اسلامی به وجود آید. به این ترتیب من مانده ام که این آقای قدوسی که خیلی هم شنیده ام آدم مسلمانی بوده، چطور می توانست با حقوق بشر موافق باشد یا دغدغه با حقوق بشر داشته باشد؟ مگر آنکه دغدغه یک معنای دیگری داشته باشد.
این مطلب رو به آقای صادق لاریجانی هم نشون بدید که در ابتدای اومدنشون گفتند: منویات مقام معظم رهبری را اجرا خواهم کرد.