ترکیه و ایران، کدام موفقتریم؟
چکیده :ما اگر به اصول مردمسالاری دینی به صورت جدی پایبند بودیم، آزادی مخالف را به رسمیت میشناختیم، قانون اساسی کشور را به صورت کامل اجرا میکردیم، الگوی جمهوری اسلامی را در همه ابعادش به نمایش میگذاشتیم، از عقلانیت بیشتری در مناسبات جهانی بهره میگرفتیم و به انزوای خودمان کمک نمیکردیم، مدیران ناکارآمد و بیتجربه را جایگزین مدیران استراتژیک و باتجربه نمیکردیم و توسعه و پیشرفت کشور را عملیاتی میکردیم، عدالت را نه در شعار بلکه به صورت یک برنامه به نمایش در میآوردیم و … امروز میتوانستیم الگوی مناسب و همهجانبه برای تحولات منطقه تلقی شویم....
علی شکوهی
این روزها شاهد اوج تحرک دیپلماتیک از سوی مقامات ترکیه هستیم و در مقابل، اوج رکود در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را شاهدیم. رخدادهای مهمی در کشورهای منطقه در حال وقوع است و ما در آن غایبیم و در مقابل، کشوری که تا دیروز برای مردم منطقه الگو نبود و در مشکلات درونی خود دست و پا میزد، اکنون در بسیاری از حوادث منطقهای موثر است و هم حضور جدی دیپلماتیک دارد و هم یک الگوی الهامبخش برای بسیاری از ملتها شده است. طبعا این امر نیازمند ریشهیابی و بررسی عمیق است اما بنده در این مختصر درصددم به این پرسش پاسخ بدهم که ما در اهداف انقلابمان موفقتریم یا ترکیه و مسئولان این کشور در اهدافی که برای خود برگزیدهاند؟
اول – چند سال قبل و بعد از مدتی که از روی کار آمدن اسلامگراها در ترکیه گذشت، سفری به این کشور داشتم و در محل سفارت جمهوری اسلامی با یکی از مشاوران اردوغان ملاقاتی صورت گرفت. وی – که از ذکر نامشان معذورم – نکات مهمی را برای تبیین چرایی مواضع اسلامگراهای ترکیه متذکر شد. یکی از این نکات مهم این بود که ما دیگر در صدد الگوبرداری از ایران اسلامی نیستیم. در سالهای اولیه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تا سالها، ما فکر میکردیم که باید کاملا مدل جمهوری اسلامی را در ترکیه تکرار کنیم و به همین دلیل، اسلامگراهای این کشور حتی در نماد ظاهری مانند چادر هم از ایرانیها تقلید میکردند و در قونیه تظاهرات نزدیک به صدهزار زن و مرد ترک با نمادهای پوشش زنان و ظاهر مردان ایرانی بر پا میشد اما اکنون بعد از گذشت سالها و مشخص شدن خیلی از مسائل در ایران و در ترکیه، ما به این نتیجه رسیدیم که باید مدل و الگوی بومی خودمان را از اسلامگرایی برگزینیم و مدلهای دیگر در ترکیه جواب نمیدهد. وی تاکید داشت که شاید اسلام مطرح شده در ایران از خلوص بیشتری برخوردار باشد اما ما باید با توجه به شرایط خودمان دست به گزینش بزنیم و اکنون ما این مدل را برگزیدیم که در همین بستر سکولاریستی حاکم بر نظام سیاسی، مسلمان بودن را برای مردم این کشور آسان کنیم و این امکان را بوجود آوریم که مردم ما در همین نظام سیاسی غیرمذهبی، بتوانند دینی زندگی کنند و امکان داشتن حجاب و دیگر شعائر زیست مسلمانی برایشان فراهم شود. این هدف را هم در درجه اول با نشان دادن کارآمدی اسلامگراها در اداره کشور و سپس تغییر تدریجی قوانین مربوط به نظام سکولار به نفع مسلمانان پی خواهیم گرفت. در عرصه بینالمللی هم ما نمیتوانیم همان مواضعی را داشته باشیم که ایران دارد یعنی ما با آمریکا و اروپا دشمن نیستیم ولی در همین بستر مناسبات بینالمللی سعی در حمایت از مواضع مستقل کشورهای مسلمان را داریم و از جمله از موجودیت کشور فلسطین دفاع میکنیم و بتدریج از اسرائیل دور خواهیم شد.
این موارد را گفتم تا در ابتدا روشن شود که جریان اسلامگرایی که اکنون در ترکیه قدرتمند است و هم در عرصه داخلی و هم مناسبات جهانی، با ظرفیت بالایی ظاهر میشود، کدام اهداف را برای خود برگزیده است و کدامین روشها و تاکتیکهایی را برای موفقیت اسلامگرایان ترکیه مفید میداند. این که اسلام آنان چقدر با اسلام ایران نزدیک یا دور است، مسئله دیگری است اما یادمان نرود که ما در ایران برای موفقیت همین اسلامگرایان ترکیه تلاش و دعا میکردیم و پیروزی آنان را به نفع جبهه اسلامی منطقه میدانستیم و اکنون هم از شکست انتخاباتی آنها ناراحت میشویم.
دوم – ترکیه در داخل کشور از یک نظام لائیک برخوردار است و در گذشته از سوی حاکمان این کشور تلاش جدی صورت میگرفت تا برای جلوگیری از شکلگیری مجدد نظام خلافت – مشابه نظام خلافت در دولت عثمانی – از هرگونه ظهور و بروز مظاهر دینی از جمله حجاب زنان در محیطهای دانشگاهی و اداری جلوگیری شود. در مقابل، اسلامگرایان خواستار آزادی عمل دینداران در حفظ ظاهر دینی و برخورداری از همان آزادی و قدرت انتخابی بودند که لائیکها در اختیار داشتند. بنابراین از بستر دمکراسی فاصله نگرفتند ولی تلاش کردند که از نظام لائیک دور شوند و حافظان نظام لائیک از جمله سیاستمداران سنتی راست و چپ و نیز ارتش را از قدرت دور کنند و با تکیه بر رای مردم و عملکرد خود، موفق به این کار هم شدند. اینک با شکست مکرر سیاستمداران سنتی در رقابت با اسلامگراها و نیز دستگیری صدها نفر از ارتشیان که علیه دمکراسی موجود قصد توطئه داشتند و نیز با تصویب اصلاح قانون اساسی این کشور در همهپرسی اخیر و سرانجام به دلیل عملکرد خوب و کارآمد دولت اسلامگرا در حل مشکلات اقتصادی مردم، راه کاملا هموار است تا اسلامگرایان، قدرت خود را حفظ کنند و موفقتر از گذشته در داخل و خارج حاضر شوند. این محبوبیت با توجه به اقداماتی که اخیرا علیه اسرائیل در ترکیه صورت میگیرد، بیشتر هم خواهد شد چون مردم ترکیه ماهیتا از اسرائیل متنفرند و از فلسطین دفاع میکنند.
سوم – من کاری ندارم که اسلام مورد قبول اسلامگرایان ترکیه، چقدر به اسلام حقیقی نزدیک است اما بر این باورم که در مقایسه با اهدافی که انتخاب کردهاند، آنها از ما موفقترند و این را از نوع گرایش مردم ترکیه به دین ودینداری و میزان رضایت آنان از حاکمان و نیز برخورداری این کشور از دمکراسی و آزادی میتوان دریافت. همگان قبول دارند که میل به رعایت شعائر دینی از جمله حجاب در ترکیه هر روز بیش از گذشته میشود و جوانان از جمله زنان و دختران این کشور، با سرعت به سوی حجاب و انتخاب این نوع پوشش روی میآورند. دمکراسی و آزادی و امکان فعالیت احزاب و گروهها و انتشار کتاب و مطبوعات و برگزاری میتینگ و تظاهرات و … کاملا در این کشور وجود دارد. برای تغییر وضعیت داخلی و سیاستهای خارجی، یک روش تدریجی در پیش گرفته شده که حساسیت برانگیز نیست و واکنشهای تند به همراه ندارد. توسعه و پیشرفت این کشور از نظر اقتصادی در سالهای حاکمیت اسلامگراها چشمگیر است و باعث ایجاد تحول در جایگاه این کشور در منطقه شده است. سیاست خارجی این کشور از جمله برای نزدیکی و ادغام در اروپا – که خواست عمومی مردم این کشور است – بسیار موفق بوده و در مقایسه با رقیب منطقهای این کشور یعنی یونان، وضعیت ترکیه بسیار خوب و مناسب شده است. ترکیه در سالهای قبل، هیچگاه موقعیت و تاثیر منطقهای نداشت و نمیتوانست برای کشورهای اسلامی و مردمشان، الگو ارائه کند اما اکنون بسیاری از نهضتهای منطقه از جمله اسلامگرایان تونس و مصر و دیگر کشورها، از الگوی ترکیه برای نظام سیاسی آینده کشور خود سخن میگویند. اکنون موقعیت این کشور در میان کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی بسیار برجسته است. پیشتازی این کشور در حمایت از غزه و فلسطین و اقداماتی از جمله ایجاد کاروان آزادی، حمله نخست وزیر ترکیه به نخست وزیر اسرائیل در یک کنفرانس رسمی، اقدام ترکیه به اخراج سفیر اسرائیل، سفر اردوغان به غزه با اسکورت نیروی دریایی این کشور، حمایت از مبارزات اسلامی – آزادیخواهانه مردم منطقه از جمله مردم سوریه، پیشتازی در کمک به مردم سومالی از جمله با سفرهای مکرر مقامات ترکیهای به این کشور و مواردی از این دست، جملگی توفیق سیاست خارجی ترکیه را نشان میدهد.
چهارم – این موارد دلیل برتری سیاست خارجی این کشور در قیاس با مواضع جمهوری اسلامی ایران نیست اما نشاندهنده نتیجهبخش بودن این اهداف و سیاستها برای تامین منافع ملی ترکیه است. ترکیه در دشمنی با آمریکا، چیزی به دست نمیآورد و این کشور اساسا آمریکا را دشمن تلقی نمیکند. بسیاری از دولتها و مردم منطقه هم این گونه میاندیشند چون پیشینه مناسباتشان با این کشور مشابه مناسبات ما با آمریکا نبوده است. به همین دلیل، اینک ترکیه در بستر مواضع تازه آمریکا به پیش میرود و با سیاستهای این کشور همراهی نشان میدهد. اوباما هم ترکیه را به عنوان الگویی برای کشورهای عربی منطقه معرفی میکند چون میخواهد در مقابل مدلی که ایران از آن سخن میگوید ترکیه را مطرح کند که هم گرایش اسلامی از خود بروز میدهد و هم سیاست اخیر آمریکا برای ایجاد دو کشور اسرائیلی و فلسطینی را تایید میکند و هم از سیاستهای اوباما برای ایجاد تغییر در کشورهای عربی حمایت میکند. این کشور اکنون بهترین الگو برای آمریکاست چون با سیاستهای واشنگتن هیچ تعارضی ندارد، پایگاه در اختیار ناتو قرار میدهد و خود را به اروپا نزدیکتر میکند، در مقابل ایران اسلامی هم مدلی از تلفیق دین و دمکراسی جلوه میکند در حالی که در مدل جمهوری اسلامی، دمکراسی رنگ باخته است، سیاست مهار اسرائیل و نه محو این کشور را که ترکیه پی میگیرد مورد قبول آمریکاست و خلاصه اکنون آمریکا بهتر از ترکیه نمیتواند الگویی برای کشورهای منطقه ارائه کند.
ما اگر به اصول مردمسالاری دینی به صورت جدی پایبند بودیم، آزادی مخالف را به رسمیت میشناختیم، قانون اساسی کشور را به صورت کامل اجرا میکردیم، الگوی جمهوری اسلامی را در همه ابعادش به نمایش میگذاشتیم، از عقلانیت بیشتری در مناسبات جهانی بهره میگرفتیم و به انزوای خودمان کمک نمیکردیم، مدیران ناکارآمد و بیتجربه را جایگزین مدیران استراتژیک و باتجربه نمیکردیم و توسعه و پیشرفت کشور را عملیاتی میکردیم، عدالت را نه در شعار بلکه به صورت یک برنامه به نمایش در میآوردیم و … امروز میتوانستیم الگوی مناسب و همهجانبه برای تحولات منطقه تلقی شویم. متاسفانه مسائل پیش آمده در دو سال گذشته، ایران را از موضع ابرقدرتی ایدئولوژیک و سیاسی خارج کرده و الگو بودن جمهوری اسلامی را دچار خدشه کرده است و به همین دلیل است که مخالفان دولتها در بسیاری از کشورهای عربی، سعی در این دارند که حساب خودشان را از جمهوری اسلامی جدا بدانند و شاید به همین دلیل است که الگوی ترکیه در این روزها، مقبولتر افتاده است.
منبع: نقد زمانه














ترکیه یک کشور سکولاره.سکولار بودن فرقی با بی دین بودن نداره.این کشور پیشرفت چندانی نداشته.اگه بخواهیم نگاه منطقی داشته باشیم میبینیم که ایران از هر لحاظ از ترکیه بالاتر بوده و هست
دوست بالایی چرا خودتو ناشناس معرفی میکنی؟؟ نظر شما مثل نظر اون مجری شبکه خبر مقابل فضل الرحمن اوریا میمونه ، کدوم نگاه منطقی/؟ کور که نیستیم داریم نتایج سیاست های 2 کشور رو میبینیم دیگه
…
جناب اقای ناشناس که این نظر و دادی شما اصلا تا حالا شمال ایران رفتی که می گی ترکیه پیشرفت نداشته یادمون باشه که نه نفت دارن نه گاز نه هیچی با صنعت توریسمشون دارن روز به رو پیشرفت می کنن ، تورو خدا قبل از این که نظر بدین یکم مطالعه کنین
ايران رو بايد با افغانستان و سودان و گواتمالا مقايسه كرد. با نهايت تاسف.
جناب شکوهی عزیز
ترکیه بر بستر سکولاریسم پیشرفت کرد و احزاب اسلامی آن بیشتر از طیف نهصت آزادی ما بودند تا گروههای حاکم فعلی. آدمهایی که دنیا را میشناسند و علم دارند و تعصبات کور ندارند. میدانند گوهر دین باید به اختیار توسط افراد کسب شود نه به اجبار.
آقای ناشناسی که افضات فرمودید کی گفته سکولاریسم عین بیدینی است؟ چرا دروغ میگویید؟
همکار ی از کشور ترکیه دارم که هر وقت مرا می بیند می گوید زنده باد احمدی نژاد، اوائل فکر می کردم شوخی می کند تا این که یک بار به او گفتم از این شوخی خوشحال نمی شوم، گفت شوخی نیست من و خانواده ام همیشه برای سلامتی احمدی نژاد دعا می کنیم. پرسیدم چرا؟ گفت ما در انتالیا یک هتل داریم و از محل در آمد آن زندگی بسیار خوبی داریم. همیشه دعا گوی احمدی نژادیم چون اگر او نبود و این همه مسافر به جای ترکیه به ایران می رفتند، ما باید از گرسنگی می مردیم، پس زنده باد احمدی نژاد×
باور کنید داستان نیست عین واقعیت است. ترکیه بیشترین سود را از بلبشوی ج.ا برده است.
زنده باد ک ترکیه که به ناتو اجازه داده که سپر موشکی خود را در کشورش نصب کندوحتماً مزد خوبی خواهد گرفت.سئوال از آقای نویسنده این است که موشک ها برای اهداف استعماری و سلب استقلال از سایر کشورها است یا در جهت صلح و ترقی منطقه.اگر اهداف استعماری صحیح باشد در آنصورت آیا آنرا میتوان به پای موفقیت ترکیه گذاشت.آیا همه باید در مسابقه پایگاه دادن به ناتو شرکت کنندتا موفق جلوه کنند؟
ترکیه عضو منطقه ای و اسلامی ناتو است و شریک جرم آن،نظیر اسرائیل،این است واقعیت مطلب که نویسنده از آن طفره رفته است.
نظر دهنده اول باعنوان ناشناس : سکولار یعنی بی دینی ؟ مجید دلبندم معنی سکولار بی دینی نیست آن لائیک است که به بی دینی تفسیر میشود البته لائیک هم در حوزه خصوصی مردم و به دین مردم کاری ندارد. با چه معیاری ایران را از همه نظر بالاتر از ترکیه میدانی ؟
گویا مطالعاتت صفر است !! ترکیه نقت و ثروتی در معادن ندارد ولی از همه جوانب پیشرفت عجیبی داشته مثلآ در اقتصاد در حال سبقت از ایتالیا و اسپانیا است تورمش مهار شده و رشد اقتصادی 6 تا 8 درصدی دارد ولی ما با نفت بشکه ای 100 دلار رشد صفر و حداکثر دو درصدی داریم آنهم به برکت پول نفت ! از لحاظ بین المللی از تمام خاورمیانه و بعضی اروپائیها هم جلو زده و در مورد دین و هجوم مردم به اسلام آماری باور نکردنی دارد در حالیکه در کشور اسلامی ما روند کاملآ معکوس است با دموکراسی لائیک و سکولار و نظامی ها را کنار زدند در یک جمله اینکه در بحران اقتصاد جهانی ترکیه کمترین آسیب و حتی ایجاد اشتفالش بالاتر رفته و پیشرفت ده ساله ترکیه شگفت انگیز است.
اسلام گرایان ترکیه از نوع گروه نهضت ازادی و بازرگان و سحابی ها بودند که ما با جهل حکو متی انها را زندان کردیم یا کشتیم و سرکوب نمودیم
در سیاست دو گانه رژیم ایران امروز احمدی نژاد هم به نوعی رژیم ترکیه را قبول دارد و هنگامیکه اقای فرهنگ کامنت بالا به ترکیه مسئولی کشور میروند
اول محو توسعه ان کشور به دون منابع زیر زمینی میشوند سپس تلوزیون ورسانه های بی بصیرت ما شروع به روابط گرم خود با ان ترکیه سکولار به قول شما میکنند و به ان می بالند و تند تند پیام برای انها میفرستند انها هم از جهل مسئولین ما استفاده میکنند تا می توانند به نفع اقتصاد خودشان با ما که در ضعف روابط با دنیا و به خصوص غرب هستیم استفاده بهینه میکنند .اقای فرهنگ همان کشور چین که تمام تولیدات ما را نا بود کرد و کشور را مسئو لین بی خرد به انها وابسته کردند بهترین روابط را با ناتو و امریکا داردو در یک تعامل جهانی از انها تکنو لوژی میخرد تولید میکند و به شکم کشور های شعار زده مانند ما جا می کند و امروز اقتصاد سوم دنیا است . رهبر هم برای فریب عوام دشمن دشمن میکند و از سیاست خارجی بی سیاست خود و دولت که تولیدات و توسعه کشور را هدف قرار داده و وابسته به کشور هائی مانند ترکیه چین کرده دفاع می نماید . و انها بنجلهای خودشان را به ما با ناز و چند برابر قیمت میفروشند رهبر تعریف وتمجید از سیاست خارجی می کند .چاره ای هم ندارد راه را اشتباه رفته و باید به نا چار از ان دفاع کند .و همان راهی را برود که در نهایت مانند صدام .مبارک . قذافی و هم اکنون اسد میرود بپیماید
فریب مردم ساده راحت است روسنفکران به تله هیچ دینی نمی افتند. این همه کشتار از اول انقلاب.تا کنون. تلاش می کنیم دوستان و اشنایان از مذهبی ها و از مذهب دور بمانیم . چون از همه شان می ترسیم. این ها مشتی ثروتمندان هستند که دغدغه سود و زندگی خودشان را دارند و همه می خواهند به بهشت بروند و دیگر مردم برایشان ارزشی ندارد. . رژیم ترکیه مانند ایران سرمایه داریست و این دوستان امپریالیست ها هوای هم را دارند. شک نکنید.
والله من نمی دانم اسلام گرایان ترکیه از کدام قماشند. چند هفته ای است که در ترکیه هستم. در کشوری که مسئله کردها رو داره، روابط با غرب و پایگاه های امریکا رو داره، پلیس تا بن دندان مسلح رو داره که با سلاح گرم وسط مردم قدم می زنه و به هر بهانه ای ماشین های ضد شورش رو می کشونه وسط مهم ترین خیابان های استانبول، به تازگی آقایان راه افتادن و به کافه ها و رستوران ها امر می کنن میزهاشون رو از خیابان جمع کنن. به بهانه ماه رمضان شروع کردن، الان هم دارن ادامه میدن. همین چند دقیقه پیش چند کامیون از شهرداری منطقه (بی اوغلو) دیدم که میزها رو جمع کرده و بار کامیون کرده بودن. این همه مسئله دارن، چسبیدن به این که کی الکل می خوره، کی نمی خوره.
در ترکیه اقشار نوظهوری در حال قدرت گرفتن هستن که با چسبیدن به کانون های قدرت ( حزب عدالت- آ ک پ) و رانت حکومتی و با حفظ ظاهر اسلامی، پول پارو می کنن و به یه نیروی عظیم و قدرتمند تبدیل میشن. در ترکیه هم حزب عدالت نه در شهرهای بزرگ و بین اقشار تحصیل کرده، بلکه در روستاها و شهرهای کوچک و بین مردم کم سواد نیرو داره و از اونا رای میاره. این ها با نیروی سیاسی خاصی در ایران شباهت ندارن به نظرتون؟
واقعیت این است که یک جنگ زرگری تمام عیار بین ترکیه و اسرائیل در شرف تکوین است. هدف از این «جنگ» اساسا، جلب توجه خاورمیانه «مسلمان» بسوی ترکیه است که صهیونیستهای اسلامی بر آن حاکمرانی می کنند.
این هیاهوی بظاهر ضد اسرائیلی ترکیه می تواند با به صف کردن نیروهای آزادیخواه خاورمیانه در پشت ترکیه، آنها را به سمت دلخواه امپریالیسم غرب هدایت نماید.
در شرایط تعمیق روزافزون بحران ساختاری و رکود اقتصادی سرمایه داری، جنگ و بی ثباتی، دامن زدن به تشنج و ناامنی در منطقه نفت خیز خاورمیانه، احتمالا مطمئن ترین گزینه امپریالیسم جهانی است که ترکیه در صدد دامن زدن آن، وارد میدان رجزخوانی با اسرائیل شده است.
غرب از ترکیه اسلامگرا، برای به آشوب کشیدن کشورهای منطقه استفاده کرده و در این مورد ایران هدف نهایی آنها می باشد.
نشانه هایی در دست است که ترکیه خواهان پیاده کردن همان برنامه هایی در ایران است که در سوریه نیز به کار گرفت و این کشور را (با هماهنگی کامل ناتو) به آشوب کشاند. فراموش نکنیم که شبکه های اصلی گرداننده آشوب ها از “غازیان تپه” هدایت می شوند.
جار و جنجال های کنونی و درگیری های ظاهری ترکیه و اسرائیل برای انحراف اذهان ملتهای منطقه بویژه ملت ایران، از این خبر مهم است که ترکیه با نصب رادارهای ناتو در مرز شرقی اش موافقت کرده و عملا به ایران اعلان جنگ نموده است!
می خواهند از تبریز یک بنغازی دیگر بسازند. بهوش باشیم!
ترکیه سعی و همت خود را بر بدست گرفتن رهبری جهان اسلام قرار داده و برای آمریکا و غرب چه چیزی بهتر از این که یک دوست این رهبری را داشته باشد. برخورد ومخالفت های ظاهری با اسرائیل در جهت پیشبرد این سیاست است. در جهان عرب این موضع گیری ها اردوغان را در نظر بعضی ها به قهرمان تبدیل کرده است.
ترکیه نمی تواند به مخالفت با غرب و اسرائیل برخیزد، زیرا که اقتصادِ در سالهای اخیر بسیار رشد یافتۀ آن بر پایه های همکاری و اتکاء به غرب بنا شده است. اگر غرب یا اسرائیل اراده کنند، چیزی از اقتصاد ترکیه باقی نمیماند و اینرا اردوغان بهتر از هر کسی میداند.
فریب نمایش های ظاهریِ مخالفت با اسرائیل را، که به درستی باید جنگ زرگری نامید، نخوریم. سپر دفاعی ناتو شاهدی بر این گفتار است.
اقايي كه گفته است ايران را بايد متاسفانه با افغانستان سودان و گواتمالا مقايسه كنيم بايد بگويم كه اشتباه نكنيد من در مورد سودان و گواتمالا مطالعه ندارم اما در مورد افغانستان مي دانم كه ايران نبايد به هيچ عنوان خودش را با افغانستان مقايسه كند به عنوان مثال شما به قانون اساسي بسيار مترقي و دموكراسي حاكم در افغانستان نگاه كنيد و آن را با ايران مقايسه كنيد. شما بايد ابتدا مطالعه كنيد سپس نظر بدهيد توهم شما از افغانستان هماني است كه دولتمردان فعلي ايران به خوردتان مي دهند كمي چشمانتان را باز كنيد و ببينيد در اين ده سال گذشته علي رغم كارشكني خيلي از كشورهاي به ظاهر دوست در افغانستان چه تحولاتي به وجود آمده است. اگر كمي مطالعه كنيد مي بينيد كه شما آرزوي چنين تحولاتي را در ايران داريد و مثلا داريد براي آن مبارزه مي كنيد و بايد بسيار هم خوشنود شويد كه خود را بتوانيد از اين نظر به پاي افغانستان برسانيد.
البته در برباد دادن ثروت های ملی ما موفق تریم