شعر یک زندانی سیاسی به مناسبت دویستمین روز حصر رهبران جنبش سبز
چکیده :دویست روز از حصر خانگی رهبران جنبش سبز، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسران آنها زهرا رهنورد و فاطمه کروبی میگذرد. یکی از زندانیان سیاسی بند 350 اوین با سرودن شعری، یاد آنها و به ویژه میرحسین موسوی را گرامی داشته است....
دویست روز از حصر خانگی رهبران جنبش سبز، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسران آنها زهرا رهنورد و فاطمه کروبی میگذرد. یکی از زندانیان سیاسی بند 350 اوین با سرودن شعری، یاد آنها و به ویژه میرحسین موسوی را گرامی داشته است. نام این زندانی سیاسی در نزد کلمه محفوظ میماند.
این شعر را که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، بخوانید:
در این ایام
که باغ را باغبانی نیست
در این ایام
که گل از هجمه پاییز می ترسد
در این ایام
که پروانه پر نیم سوخته خود را
چونان سر شباهنگان
ز چشم مردمان شهر
چه رازی در نهان دارد
در این ایام
که در بازار شهر ما
نفاق و دشمنی و تاریکی نمایان است
شبی دیجور / چونان میغی غبارآلود
چو مرداری که در تابوت
خبر از شیون و زاری مرگ دارد.
تو طوفان وار
فریادگر پارین و پیرارین و این خاکی
و آواز چنگ تو
چه توفان را ، چه آهنگین
صدای اعتراض ما
و ساز تو / چه شوق انگیز / چو نغمه پر جبرییل
نفیر اعتراض سبز
در آغوش کبوترهای آزادی
از پس شبهای برفی و زمستانی
به مهمانی لاله های خونین و تماشایی
می خواند شقایق را
در بهاری روح انگیز
بهار عشق و بیداری / بهار سرزمین ما
بهار خاور نزدیک / بهار سبز ملت ها
بهاری پرگل و زیتون
بهاری غرق پیروزی
و آوازی اهورایی
تو می خوانی
به آزادی
به آبادی
به سر سبزی
به یک «زیست مسلمانی»
بند 350 اوین – زندانی سیاسی














درود بر همه انسانهای باشرف مخصوصا بیگناهان بند 350 اوین که دین خود را به ایران عدا کردند.
درود بر میرحسین و شیخ عزیز که همه ما را از خواب غفلت بیدار کردند.
درود بر همه انسانهای باشرف مخصوصا بیگناهان بند 350 اوین که دین خود را به ایران ادا کردند.
درود بر میرحسین و شیخ عزیز که همه ما را از خواب غفلت بیدار کردند.
باور كنيد كه شعرهايي كه اينجا منتشر ميكنيد خيلي خيلي ضعيف هستند. فكر مي كنم برايتان كار سختي نباشد كه يك مشاور ادبي داشته باشيد.
به نظر من اين كار ميتواند سبب بهتر شدن اين بخش از كارتان بشود. وضعيت سايت جرس هم در اين مورد مشابه كلمه است.
موفق باشيد
باید با تفنگ به جنگ گرگ رفت گرگها از صدا نمیترسند
فريادهای ما
روز به گل نشيند.
آن روز بس بزرگ
در پشت ابهر ها پنهان گذاته است.
هم ميهنم بيا
تا دست های خود را به هم دهيم
تا من و تو…..
ما ها شويم.
آن روز خواهد رسيد
با با چراغ فروزان قلب ما
تاريکی سياهی ديوان بد سرشت را
از پشت ابرها درون زباله تاريخ افکنيم
آن روز دير نيست
تنها دستان ما پيروز ميشود.
گر مت و تو، ما شويم.
هوشنگ
جنابعالی که تو خونتون نشستی چه هنری داری ؟ همینکه درون زندان این چنین روحیه دارند ارزش دارد . برو عزیزم برای اشعار شاعران حکومتی فکری کن که به ابتذال کشیده شده !