سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سرمقاله/ چه وقت انتخابات به چالشی برای امنیت ملی تبدیل می‌شود؟...

سرمقاله/ چه وقت انتخابات به چالشی برای امنیت ملی تبدیل می‌شود؟

چکیده :کلمه - آل طاها:‌ در دوران کودکی و نوجوانی، هر بار که ضرب المثل مشهور «هر چه بگندد نمکش می‌زنند، وای به روزی که بگندد نمک» را می‌شنیدم، حسابی فکرم به جواب این معما مشغول می‌شد و از خودم می‌پرسیدم «واقعاً وقتی نمک بگندد چه باید کرد؟». بعد‌ها فهمیدم در علوم جدید روش‌ها و مواد مختلفی برای عفونت زدایی شناخته شده‌اند و خاستگاه این ضرب‌المثل در اصل طب سنتی است که تنها نمک و مشتقات آن را برای ضدعفونی کردن مواد خوراکی می‌شناخت. به این ترتیب آن سوال نیز خود به خود در ذهنم منحل شد....


کلمه – آل طاها:‌

در دوران کودکی و نوجوانی، هر بار که ضرب المثل مشهور «هر چه بگندد نمکش می‌زنند، وای به روزی که بگندد نمک» را می‌شنیدم، حسابی فکرم به جواب این معما مشغول می‌شد و از خودم می‌پرسیدم «واقعاً وقتی نمک بگندد چه باید کرد؟». بعد‌ها فهمیدم در علوم جدید روش‌ها و مواد مختلفی برای عفونت زدایی شناخته شده‌اند و خاستگاه این ضرب‌المثل در اصل طب سنتی است که تنها نمک و مشتقات آن را برای ضدعفونی کردن مواد خوراکی می‌شناخت. به این ترتیب آن سوال نیز خود به خود در ذهنم منحل شد.

چیزی که سبب شد تا دوباره به یاد این ضرب المثل و آن سوال منحل‌شده بیافتم، تیتری بود که اکثر قریب به اتفاق سایت‌ها و روزنامه‌ها برای سخنان رهبری در روز عید فطر انتخاب کرده بودند. دست‌کم سایت‌هایی چون خبر آنلاین، آینده نیوز، بی‌بی‌سی و روزنامه‌هایی چون شرق، روزگار و اعتماد از این تیتر برای انعکاس سخنان ایت الله خامنه‌ای استفاده کرده بودند: «نباید اجازه داد انتخابات به چالشی برای امنیت ملی تبدیل شود».

ظاهراً این تیتر – مانندِ آن ضرب المثل – در دل خود حامل سؤالی است که می‌تواند – برای بعضی‌ها! – مشغولیت ذهنی به خاطر بیاورد. سؤال این است: «چه کنیم که انتخابات به یک چالش برای امنیت ملی تبدیل نشود؟»

این سؤال، علی‌رغم ظاهر فریبنده و قابل اعتنایی که دارد، اما «به لحاظ منطقی» فاقد محتواست و لذا بنا به یک قاعده- عبارتِ «وقتی سؤالی وجود ندارد، جوابی هم وجود ندارد»، نباید اذهان را به جواب این سؤال مشغول کرد. البته برای نشان دادن این موضوع باید کمی به عقب برگشت و به نسبتِ میان «انتخابات» و مقوله‌ای به نام «امنیت ملی» پرداخت.

هر نظامی که برای تعیین نمایندگان سیاسی و تقسیم مسئولیت‌ها به انتخابات تن می‌دهد، نه تنها تفاوت سلیقه‌ها و رویکرد‌ها به مملکت‌داری و حکومت را پذیرفته است بلکه به این قناعت رسیده است که تنها از گذر انتخابات می‌تواند، بن‌بست اختلاف‌ها و تفاوت‌های بی‌پایان را بشکند. به عبارتی دیگر انتخابات اگرچه هزینه هایِ سیاسی و اقتصادی خاص خود را بر هر نظامی تحمل می‌کند اما حاکمانی که به این هزینه تن می‌دهند، در حقیقت نظامِ حکمرانی خود را در مقابل خطرات بزرگ‌تر بیمه می‌کنند.

فعالان و کنشگران سیاسی، اعم از نهاد‌ها، احزاب و اشخاصی که در نهادهای قدرت حضور ندارند و یا کمتر حضور دارند، اگر به حاکمیت قانون امیدوار و پای‌بند باشند، انتخابات را فرصتی واقعی برای رسیدن به قدرت می‌دانند. در حقیقت این فرصت قانونی، نه تنها مجال ورودِ برندگان را به ساختار قدرت فراهم می‌کند بلکه دلگرمی و پشتوانهٔ بازندگان نیز برای تداوم حضور مدنی و فعالیت قانونی نیز هست. یعنی انتخابات نه تنها تحمل شکست را ممکن می‌کند، بلکه چون فرصت‌های جدیدی را برای حضور مجدد در عرصهٔ رقابت‌ها فراهم می‌کند، به نوعی «یک بازی سراسر برد» برای همهٔ شرکت‌کنندگان است.

در این میان مردم نیز، هرگونه نارضایتی و یا رضایتِ از سیاست‌ها و رویکردهای جاری را در بزنگاه انتخابات به اطلاع حاکمان می‌رسانند و با رأی خود و با کم هزینه‌ترین روش، اصلاح قوانین و یا تغییر مسئولین را خواستار می‌شوند. یعنی انتخابات در تنظیم آستانه‌های تحمل مردم نیز نقشی کارساز و حیاتی دارد.

با این اوصاف، اگر می‌گوییم و می‌شنویم که «انتخابات پشتوانهٔ امنیت ملی است»، دقیقاً به همین معناست. یعنی انتخابات نه تنها در عرصهٔ خارجی و روابط بین الملل به نمایندگان سیاسی به عنوان نمایندگان ِمردم، مشروعیت می‌دهد، بلکه در عرصهٔ داخلی نیز امنیتِ فرادستان و فرودستان را تامین می‌کند و بهترین مأمنِ حاکمان، گروه‌ها و فعالان سیاسی و مردم عادی است.

عکس نقیض این قضیه نیز آموزنده است. به‌‌ همان نسبت که مناسبات قدرت در یک کشور از بازی انتخابات فاصله می‌گیرد، امنیت داخلی و خارجی آن شکننده می‌شود و به ناچار تأمین امنیت باید به نهادهای دیگری سپرده شود. در چنین کشورهایی معمولاً قوای نظامی و اقتصادی جایگزین انتخابات می‌شوند تا امنیت ساکنان خود را به عهده بگیرند و البته واضح است که این قوای جایگزین سرانجام تحلیل می‌روند چرا که پشتوانهٔ اصیل آنان نیز امنیت ملی است. یعنی قوای اقتصادی و نظامی شاید در کوتاه‌مدت بتوانند بخشی از ماموریت‌های یک انتخابات آزاد در تأمین امنیت ملی به عهده بگیرند اما در دراز مدت چون منبع واقعی خود را از دست می‌دهند، تحلیل می‌روند. اگر گفته‌اند «بد‌ترین نوع دیکتاتوری، دیکتاتور ضعیف است» به نوعی ناظر بر همین معناست؛ زیرا دیکتاتور ضعیف، دیکتاتوری است که دیگر توان تأمین امنیت ملی را به کمک قوای نظامی و امنیتی ندارد و به ناچار از حداقل امکانات حداکثر استفاده را می‌گیرد و هر روز فضا را امنیتی و نظامی‌تر می‌کند تا سرانجام فقدان امنیت ملی، کار را به آشوب و قیام و انقلاب می‌کشاند.

نتیجه آنکه از هر طرف که به قضیه بنگریم، این انتخابات است که «در واقع» می‌تواند امنیت ملی یک کشور را تضمین ببخشد و تقویت کند و هیچ «پروژه»، «رهنمود» و یا «نیرویی دیگر» نمی‌تواند جایگرین دائم این پروسه شود. جامعهٔ جهانی در یک سال اخیر نمونه‌های عینی این گزاره را به نمایش گذاشته است: تونس، مصر، یمن، لیبی، بحرین و سوریه نمونه‌های غیرقابل انکار کشورهایی است که در آن‌ها انتخابات به عنوان ضامن امنیت ملی توسط حاکمان نادیده گرفته شد و آن افتاد که دانم و دانی.

اکنون اگر به سؤال آغازین این نوشته برگردیم، ناچار به تجدید نظر در صورت آن خواهیم شد؛ چون عیان می‌شود که این سؤال در حقیقت «نمایی غلط انداز» و – چه بسا خانمان‌سوز! – از یک «سؤال اصیل دیگر» است. به عبارت روشن‌تر به جای سؤال «چه کنیم که انتخابات به چالشی برای امنیت ملی تبدیل نشود؟» باید پرسید «چه کنیم که سازوکارهای انتخابات به چالشی برای امنیت ملی تبدیل نشوند؟» و یا «چه وقت انتخابات به چالشی برای امنیت ملی تبدیل می‌شود؟»

به تعبیر عامیانه‌تر باید گفت «در هنگام انتخابات، چه کنیم تا سازوکاری که قرار است به جراحی در قدرت سیاسی بینجامد، سبب عفونت در ارکان قدرت نشود». واضح است که این سؤال، پاسخ‌های عینی و جواب‌های روشنی دارد که در همین ایران خودمان بار‌ها و بار‌ها توسط کار‌شناسان و دلسوزان واقعی امنیت ملی، ابراز شده است اما در عمل نهادی قانون گریز همچون شورای نگهبان و تفاسیری فراقانونی همچون «نظارت استصوابی» مانع از پذیرش آن شده‌اند.

 


طرح از: علی درخشی / منبع: روزنامه اعتماد


2 پاسخ به “سرمقاله/ چه وقت انتخابات به چالشی برای امنیت ملی تبدیل می‌شود؟”

  1. ناشناس گفت:

    نمی دانم آقا اصلن چه مرضی دارند که انتخابات برگزار می کنند

  2. ناشناس گفت:

    ما به برای این سئوال یک پاسخ روشن و واضح داریم و آن اینکه : آقای خامنه ای از قدرت کناره بگیرند و بگذارند هوای تازه ای به ریه های خسته و مسلول انقلاب وارد بشود. به عبارت دیگر علت اینکه انتخابات در ایران به جای تضمین امنیت ملی به چالشی برای آن تبدیل شده است دقیقا عملکرد وارونه رهبری است. آقای خامنه ای شخصا و از روی عمل ارادی با پر و بال دادن به تفاسیر من عندی از قانون اساسی که همه میدانند با متن و روح قانون در تضاد است و همچنین با میدان دادن به شعبان بی مخ های سیاسی و کوتوله های اقتصادی و فرهنگی راه را بر اصلاح مداوم و پیوسته انقلاب بسته است. حضور در انتخابات آتی و عدم تحریم قاطع و ملموس آن این پیام را به آقای خامنه ای دارد که ایشان در نتزل سطح هوشمندی ملت ایران در دوران خلافت و حکومت خود موفق بوده است. …