انتخابات آزاد، تنها راه عبور از بحران
چکیده :کشورهای یمن، بحرین، اردن، مراکش و سایر کشورهای عربی چه کشورهایی مثل بحرین و یمن که بحران تا پشت در کاخهای سران این کشورها پیش رفته است و چه حکومتهایی که به خاطر عدم رعایت حقوق مردم و بدون رعایت حقوق اقلیتها و حقوق انسانی و عدم برگزاری انتخابات آزاد کماکان مردم خود را از مشارکت و آزادیهای سیاسی محروم میکنند باید بدانند که در معرض خطر خواهند بود....
محمدعلی سبحانی
1- در گفتوگو با شبکه الجزیره یک شهروند لیبیایی کلمات زیبایی را بیان کرد: «قذافی فقط صندلی ریاست را میخواست، همه چیز و همه کس را برای این صندلی میخواست، برای حفظ ریاست خود جنایت کردند و مردم را کشتند، برای مردم هیچ نقشی قایل نبودند، ما آزادی میخواهیم، ما انتخابات آزاد میخواهیم، حکومت مال مردم است، ثروت مال مردم است نه برای یک نفر و یک خانواده.» در این جملات کوتاه این شهروند لیبیایی هم دلیل اصلی نابودی نظام دیکتاتوری را بیان میکند که بیتوجهی به حقوق مردم و عدم پاسخگویی است و هم راهحل بحرانها که آزادی و انتخابات آزاد است بیان شده است. گذشته و آینده لیبی با همین جملات همراه خواهند بود.
2- حسنی مبارک، رییس جمهور سرنگون شده مصر در سال 2005 با فشار امریکاییها و برای همراهی با طرح خاورمیانه بزرگ به بخشی از مخالفان خود اجازه مشارکت در انتخابات را داد و نتیجه آن ورود حدود یکپنجم از مخالفان به مجلس مصر شد، اما به دلیل کاهش فشارهای غرب برای اجرای طرح خاورمیانه بزرگ که محورهای اصلی آن دموکراسی، توسعه و حقوق بشر بود، مبارک و بقیه رهبران کشورهای منطقه به این گمان که همه چیز به گذشته بازگشته است دوباره به خواب خرگوشی رفتند. مبارک غافل از اینکه دموکراسی، توسعه و حقوق بشر خواست مردم بوده و غربیها صرفا به دلیل درک آنان از تحولات موجسواری میکنند و عامل اصلی حرکتهای مردمی خود مردم هستند، دچار یک خطای محاسبه شد و برنامههای بعدی خود را به قبل از 2005 بازگرداند و اصلاحات را تعطیل کرد. انتخابات سال 2010 در مصر با دستگیری گسترده (حدود 1500 نفر) از کسانی که قصد نامزد شدن برای انتخابات را داشتند آغاز شد و آنها به سرکوب حرکتهای مردمی پرداختند و با یک انتخابات مسالهدار مجلس مصر را بدون حضور مخالفان تشکیل دادند.جامعه مصر از این انتخابات و از این سرکوب در حیرت و تعجب فرو رفت اما حرکتهای مردمی خصوصا جوانان و بویژه جنبشهای مبتنی بر فضای مجازی اوج گرفت و با سرنگونی دیکتاتور تونس، روحیه جوانان مصر بالا رفت و تنها در 20 روز مبارزه مسالمتآمیز و حضور میلیونی در خیابانها، مبارک را که نه تنها قصد رفتن نداشت بلکه در حال برنامهریزی برای جانشینی فرزندش بود سرنگون کردند. نکته قابل توجه و بسیار مهم و عبرتآموز برای همه کشورهای منطقه آن است که اولا قدرت دستگاه امنیتی مبارک بسیار بالا بود و این دستگاه عریض و طویل که به قدرتمندترین نیروی امنیتی منطقه معروف بود به هیچ وجه پیشبینی تحولاتی با این عمق در مصر را نکرده بود، ثانیا از روزی که آن انتخابات مسالهدار برگزار شد تا روز سقوط مبارک چند ماه بیشتر طول نکشید و سرانجام با ادامه حضور مردم در خیابانها فقط شش ماه طول کشید تا مبارک در قفس اتهامی خود در پیش چشم جهانیان و دادگاه مصر حاضر شد. چه بسا در صورت درک کردن مبارک از واقعیتهای موجود و تغییرات جدی در نوع مطالبات و خواستهای مردم از حقوق اساسی خود و آشنایی با مفاهیم حکمرانی خوب و در صورتی که قبل از دیر شدن، مبارک به پیشنهادات دوستان خود منجمله البرداعی و عمرو موسی توجه کرده بود، شرایط به گونه دیگری رقم میخورد. مبارک میتوانست انتخابات 2010 را آزادتر برگزار کند و احزاب را آزاد کرده و انتخابات ریاست جمهوری را نیز با حضور همه گرایشها برگزار کند و در این صورت چه بسا انقلابی در مصر صورت نمیگرفت. اکنون مهمترین خواست مردم مصر برگزاری انتخابات آزاد بدون دخالت نیروی نظامی و نیروهای سنتی و دولت سابق است، هرچند مبارزه با فساد و یکسان بودن آحاد جامعه منجمله رهبران سیاسی در مقابل قانون و بازگشت هویت و کرامت ملت بزرگ مصر در چارچوب شکلگیری انتخابات آزاد و شفافیت رسانهیی با جدیت دنبال خواهد شد و مصر به نقش تاریخی و منطقهیی خود نیز نزدیکتر خواهد شد.
3- سوریه بعد از حافظ اسد با یک اسد جدید با روحیهیی دموکراسیخواه و اصلاحطلب در طول یازده سال میتوانست با انجام اصلاحاتی که در نخستین روز حکومت، بشار شخصا وعده داده بود جلوی انقلاب را بگیرد اما امروز دیگر بسیار دیر است، خصوصا از شش ماه گذشته تا امروز همه اقدامات انجامشده در جهت اصلاحات با تاخیر انجام شد و سخنان بشار نتوانست اعتماد مردم معترض را جلب کند. امروز با کشته شدن صدها نفر توسط حزب بعث و زندانی شدن دهها هزار نفر مابقی اعتماد میان مردم و حکومت رو به پایان است. مردم سوریه نیز به دنبال مردمسالاری در انتخابات آزاد هستند، چه بسا در صورتی که بشار قبل از دیر شدن زمینههای برگزاری انتخابات آزاد و بیرون کشیدن خود از انحصار قدرت حزب بعث را فراهم کرده بود امروز سوریه با شرایط دشوار کنونی مواجه نبود. متاسفانه بیاعتمادی میان دولت و ملت سوریه به حدی پیش رفته است که امکان بازگشت به گذشته برای دولت اسد وجود ندارد و با تداوم شرایط موجود زمینه دخالت خارجی در سوریه افزایش یافته است و این در حالی است که با توجه به شرایط خاص سوریه، در صورت دخالت نیروهای خارجی نه فقط سوریه بلکه همه کشورهای منطقه با مشکلات فراوانی مواجه خواهند شد. احتمال میدهم در صورت اعلام روزی برای برگزاری انتخابات آزاد با نظارت بینالمللی و منطقهیی خصوصا با حضور کشورهای اسلامی و عربی و با مقدمه میانجیگریهای منطقهیی و اسلامی و عربی امکان جلوگیری از دخالت نظامی و فروپاشی ارتش و حکومت سوریه وجود داشته باشد، اما در صورت ادامه این روند و فروپاشی حکومت در سوریه منطقه دچار مشکلات فراوانی خواهد شد؛ مشکلاتی که پیشبینی آن از هماکنون دشوار است اما بدون شک تحولات در سوریه بسیار سختتر از لیبی، مصر و تونس خواهد بود.
4- کشورهای یمن، بحرین، اردن، مراکش و سایر کشورهای عربی چه کشورهایی مثل بحرین و یمن که بحران تا پشت در کاخهای سران این کشورها پیش رفته است و چه حکومتهایی که به خاطر عدم رعایت حقوق مردم و بدون رعایت حقوق اقلیتها و حقوق انسانی و عدم برگزاری انتخابات آزاد کماکان مردم خود را از مشارکت و آزادیهای سیاسی محروم میکنند باید بدانند که در معرض خطر خواهند بود. درست است که کشورهایی که از درآمدهای بالای نفتی متمتع هستند با توزیع پول و تامین رفاه نسبی مانع تغییر و تحولات یا باعث کندی آن شدهاند اما معتقدم همه کشورهایی که آرای مردم در شکلگیری دولت و در مدیریت کشور نقش نداشته باشد خارج از دایره سقوط قرار نخواهند گرفت مگر آنکه اصلاحات جدی در مسیر انتخابات آزاد و افزایش مشارکت مردم و تشکیل احزاب و اجازه دادن به مخالفان برای شکلگیری اپوزیسیون را سرلوحه برنامههای خود قرار دهند و به گونهیی نفوذناپذیر اعتماد اکثریت قاطع مردم خود را به دست آورند.
5- بدون شک دوران کنونی در کشورهای منطقه را میتوان به دوران گذار از دیکتاتوری به حکومتهای مردمسالار نامگذاری کرد و این دورانی است که در آن هم فرصتها و هم تهدیدها در کنار هم وجود دارند، بررسی چالشها و فرصتها را به یادداشت دیگری موکول میکنم. لیکن صرفا با اشاره به این نکته که کشتار مردم به دخالت خارجی منجر میشود و در عین حال این دولتهای در حال سقوط هستند که میتوانند با اصلاحات و گذشت از استمرار حکومت ظالمانه فردی جلوی این کشتارها و نابودی امکانات کشورها را گرفته و نیز دخالتهای خارجی را سد کرده و آینده مردم خویش را تضمین کنند.
منبع: روزنامه اعتماد














“انتخابات، فرصتی علیه دیکتاتوری”
تاچندی پیش کسی جرات نداشت در مورد بحران سوریه چیزی بنویسد ولی امروز شرایط به گونه ای شده که انکار دیکتاتوری وکشتار مردم توسطحکومت سوریه امری مضحک است به همین علت به ناچار رئیس جمهور ووزیر خارجه هم لحن شان مجبوراتغییر یافته وحالا هم شاهدیم بالاخره یک روزنامه داخلی (اعتماد)به خود این جرات را میدهید مطالبی درباره وقایع تاسف بار سوریه بنویسد.
قطعا در مورد ایران هم روزی این اتفاق خواهد افتاد که مسئولان منصف ایرانی در باره انجه که بعداز انتخابات 88وفجایع وکشتارها وظلم ها ی آن زبان بگشایند وجراید چیزها بنویسند فقط کمی صبر لازم است . آری خورشید همیشه پشت ابر پنهان نمی ماند
بیایید احساساتی برخورد نکنیم
آقایان موسوی و کروبی و چند صد عزیز دیگر در بند هستند , درست
خفقان سیاسی اجتماعی داریم , درست
حاکمیت قبضه شده در دست عده ای , درست
…
اما این شرط گذاشتن ها ما رو به کجا قراره ببره ؟ قبل 88 ؟؟
این که پیشرفت نیست تازه برمیگردیم خونه اول …
اصلا حاکمیت به این شرطا عمل می کنه ؟
در حال حاضر راه حل پیشرفت جنبش چیه ؟
واقعا چرا میر حسین انقدر روی شبکه های اجتماعی تاکید داشت ؟؟
خب به خاطر این بود که توده مردم حرکت رو جلو ببرن و جنبش حالت معلم شاگردی و آمر ماموری نداشته باشه
بنده پیشنهاد می کنم شورای هماهنگی محترم به جای استفاده از همان روش های پیشین برای اعتراض از نافرمانی های مدنی ای استفاده کند که عواقبی هم نداشته باشه
در ضمن از روز اول نظر همه این بود که این حرکت یک حرکت متکثر و رنگارنگه و علت تاکید بر هدایت عمومی جنبش توسط خود مردم هم همینه
اما واقعا چقدر موفق شدیم این طیف های مختلف معترض رو کنار هم نگه داریم ؟؟
البته منظورم این نیست که موفق نشده ایم و اتفاقا یکی از نقاط قوت شورای هماهنگی راه سبز امید هم همینه
در ضمن مهم تر ازهمه این مسئله هستش که این حرکت بالاخره اصلاحاتیه یا انقلابی ؟
قهریه یا تدافعی ؟؟؟؟
ما تجربه حرکت های انقلابی ( چه موفق چه شکست خورده ) رو داشتیم
انقلاب عواقب و عوارضی داره که تا مدت ها غیر قابل جبرانه چنان که تا همین امروز هم عوارض انقلاب 57 ( البته در کنار نقاط مثبت فراوانش) قابل مشاهده است.
امیدوارم که به سوالاتم پاسخ بدید
من باز هم به همین قسمت سر می زنم
سپاسگزارم
به امید انسان بودن …