چرا عاملان اتهام فتنه، براندازی و کودتای مخملی به خطایشان اقرار نمیکنند؟
چکیده :غلامعلی رجایی، نویسنده برجسته دفاع مقدس، در یادداشتی که در وبلاگ خود منتشر کرده، به دیدار اخیرش با تاجزاده، دیدار قبلیاش با سید محمد خاتمی، صحبتش با محمد نوری زاد و نقل قول های عباسی فرد از مهدی کروبی اشاره کرده و با تاکید بر اینکه زندان امثال میردامادی و تاجزاده را عوض نکرده و نخواهد کرد و نوری زاد هم در بیرون از زندان همان است که در زندان بود، به دلسوزیهای این چهرههای منتقد حاکمیت فعلی برای نظام و رهبری اشاره میکند و از کسانی در دو سال اخیر ادعای وجود فتنه، براندازی و کودتای مخملی را مطرح میکردند، میپرسد که چرا جرئت اقرار و اعتراف به اشتباهشان را ندارند....
کلمه: غلامعلی رجایی، نویسنده برجسته دفاع مقدس، در یادداشتی که در وبلاگ خود منتشر کرده، به دیدار اخیرش با تاجزاده، دیدار قبلیاش با سید محمد خاتمی، صحبتش با محمد نوری زاد و نقل قول های عباسی فرد از مهدی کروبی اشاره کرده و با تاکید بر اینکه زندان امثال میردامادی و تاجزاده را عوض نکرده و نخواهد کرد و نوری زاد هم در بیرون از زندان همان است که در زندان بود، به دلسوزیهای این چهرههای منتقد حاکمیت فعلی برای نظام و رهبری اشاره میکند و از کسانی در دو سال اخیر ادعای وجود فتنه، براندازی و کودتای مخملی را مطرح میکردند، میپرسد که چرا جرئت اقرار و اعتراف به اشتباهشان را ندارند، و از آنها میخواهد که لااقل این فضیلت و شجاعت را از امام بیاموزند.
او که هنوز آثار شکنجه زندانهای شاه و جراحات جنگ با صدام را در بدن خود دارد، همچنین با اشاره به اینکه کروبی و خاتمی با وجود مشکلات و گلایهها، هنوز از رهبری با احترام یاد میکنند و دغدغه حفظ و سلامت نظام دارند، هشدار داده که “باید بدون فوت وقت از هر جا که بشود جلوی ضرر را گرفت، به سخن نخبگان گوش داد و با منزوی کردن تندروان و طرد آنان از اطراف خویش، به حاکمیت تک صدایی در جامعه پایان داد.”
مشروح یادداشت خواندنی این پژوهشگر و نویسنده، به نقل از وبلاگش، در ادامه میآید:
با اینکه ساعت هاست از منزل آقای سید مصطفی تاجزاده به خانه برگشته ام و نیمه شب است، فکرهایی که پشت سرهم می آیند اما نمی روند! خواب را از چشم من گرفته اند.
نزدیکی های غروب عصر جمعه آنجا بودم .منزل استیجاری تاجزاده آنقدرشلوغ بود که دقایقی ماندم بعضی ها بروند تا با رفتنشان جایی برای ورود من و امثال من باز بشود.
درمیان کسانی که خارج می شدند بر و بچه های قدیم جنگ در کردستان که مدتها بود آنها را ندیده بودم، هم دیده می شدند.
وقتی تاجزاده از نگرانی خود در باره تاثیر تحولات منطقه بر ایران و سوء استفاده آمریکا از موج عظیم بیداری ای که در منطقه پدید آمده سخن گفت وگفت ما به رغم اختلاف نظرهایی که داریم هرگز به این راضی نیستیم که آمریکا بخواهد در مقدرات کشور ما دخالت کند، بی اختیار چشمم به قطعه ای از پرده کعبه که قاب گرفته بر دیوارخانه کوچکش نصب شده بود افتاد. مسولین عربستان سعودی در زمان مسؤلیت تاجزاده در معاونت بین الملل وزارت ارشاد دوره وزارت جناب خاتمی این هدیه ارزشمند را به او اهدا کرده بودند.
وقتی تاجزاده از یکی از حاضرین سراغ کسی را گرفت و پاسخ شنید به دلیل شرکت درمراسم افطاری… دستگیرشده است و با شوخی گفت بازخدا را شکرکه فعلا کسی به دلیل شرکت در مراسم سحری دستگیر نمی شود به کسی که در کنارم نشسته و فرزند یکی از شهدای جنگ بود گفتم متاسفانه تنگ نظری ها تا به جایی رسیده که در ماه رمضان مشکل ما این شده که ربنای بسیار زیبای شجریان که نزدیک به سه دهه است نماد معنوی ماه خداست از سیمای مثلا جمهوری اسلامی ما پخش بشود یا نشود و در نهایت هم نشود و مردمی که طالب شنیدن آن هستند این نغمه را از شبکه های غیر ملی بشنوند!
دغدغه و نگرانی تاجزاده را که شنیدم به یاد حرفهایی افتادم که دو هفته قبل از جناب حجت الاسلام والمسلمین عباسی فرد – که می گفت به دلیل رفاقتی که سالهاست با جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای شیخ مهدی کروبی دارد با موافقت و تدبیر درست دوستان وزارت اطلاعات بیش ازشش بار با جناب حجت الا سلام والمسلمین شیخ مهدی کروبی در ایام حصر او درمنزلش دیدارهایی چندساعته داشته است- که می گفت آقای کروبی درحال حاضر هم هنوز دل در گرو نظام دارد و بارها با تعبیرات احترام آمیز از رهبری یاد می کند و معتقد است آنچه انجام می دهد در راستای مصالح نظام و انقلاب است.
این نگرانی ها منحصر به کروبی وغیر کروبی نیست. در دیداری خصوصی هم که هفته گذشته با جناب آقای خاتمی در دفترشان در خیابان یاسر داشتم نمونه این نگرانی ها بخوبی دیده می شد.
جناب خاتمی هم مثل ملاقاتهای قبل ،در نهایت صداقت تام وتمامی که من سی سال است از نزدیک با آن آشنا هستم با برشمردن بعضی مشکلات اقتصادی وسیاسی در عرصه بین الملل و…با تعابیر خاصی علاوه بر برشمردن بعضی گلایه ها از رهبری ، نسبت به ایشان اظهار دلسوزی می کرد.
تاجزاده که صحبت می کرد احساس کردم جنس صحبتهایش با اندک تفاوتی همان نگرانی ها ودغدغه های خاتمی وکروبی وهمه دلسوزان انقلاب است .دغدغه حفظ نظام و سلامت آن در مواجهه با تهدیدات محتملی که فرا روی آن است.اسفا که این نگرانی دیده و شنیده نمی شود.
از خانه تاجزاده که بیرون می آمدم به اوگفتم در سفر اخیرم به کربلا مکرر در زیر گنبد طلای سیدالشهدا برایت دعا کرده ام تشکرکرد.
در مسیر بازگشت به خانه به ذهنم رسید برای تبریک عید و قبولی طاعات تلفنی به جناب آقای محمد نوری زاد بزنم . تا به او گفتم ازمنزل تاجزاده می آیم، گفت ما هم داریم به آنجا می رویم .تماسم که با نوری زاد خاتمه یافت با مرور حرفهای تاجزاده و کروبی و خاتمی به یاد گفته سه ماه قبل نوری زاد افتادم که موقتا دراثر نامه ای که به رهبری نوشت از زندان به خانه برگشته بود.
وقتی از او در باره علت آزادی اش که بعدها معلوم شد موقت است سوال شد گفت پس از آنکه طی نامه ای پانصد صفحه تحقیقش را در زندان در باره هنر در قرآن به ایشان پیشکش کرده و حرفهایش را زده از زندان آزاد شده است.
مشکل کاردرکجاست؟ بنظر می رسد بعضی نمی خواهند کار به سامان برسد!
آقای عباسی فرد نقل می کرد آقای کروبی می گفت هنگامی که حصر خانگی را به من ابلاغ کردند در نهایت آرامش آن را پذیرفتم.
وی که از دوستان نزدیک آقای کروبی است شهادت می داد و می گفت به رغم گلایه هایی که وجود دارد حصر خانگی وی به رغم برخی محدودیتهای ناپسند،هیچ تغییری دراعتقاد و علاقه کروبی نسبت به نظام و رهبری ایجاد نکرده است.
وقتی زندان امثال میردامادی و تاجزاده را عوض نکرده ونخواهد کرد و نوری زاد در بیرون از زندان هم همان است که درزندان بود،چرا بعضیها که این همه دم از فتنه و براندازی وکودتا و…زدند وحالا که کاملا روشن شده کودتایی از نوع مخملی آن !درکار نبوده و اینها صرفا به نحوه برگزاری انتخابات ایراداتی – البته از نوع جدی آن داشته اند- جرئت اقرار و اعتراف به اشتباهشان را ندارند؟
کاش ،لا اقل ،این فضیلت را ازامام یاد بگیرند که بارها درکمال شجاعت به میدان آمد و صریحا در پیشگاه ملت وتاریخ به اشتباه خود – که نمونه هایی از آن در وصیت نامه ایشان دیده می شود- اعتراف نمود.
بعضیها چرا اینقدرتاریخ و افکار عمومی را نادیده می گیرند؟
بخواهیم یا نخواهیم دیر یا زود ادبیات زندان رفته ها برای خودش در تاریخ سیاسی ایران جایی پیدا خواهد کرد و هیچ حکومتی حتی از نوع حقه و مردمی آن نخواهد توانست مانع انتقال این گفته ها و نوشته ها و آنچه در زندان ها و بازجویی ها گذشته است به تاریخ و افکار عمومی بشود.
محتوای این نوشته ها که به استناد و تجربه تاریخ انقلاب ،هیچ راه گریزی از انتشارآنها نیست و دیر یا زود به بیرون از کشور هم خواهد رسید قطعا به صلاح نظام اسلامی ما نخواهد بود و نامه هایی که نوری زاد به رغم همه محدودیتهای زندان ونظارت زندانبان ها به بیرون از زندان فرستاد بهترین گواه این ادعاست.
دردمندانه و خالصانه به عنوان کسی که برای برپایی این نظام به زندانهای شاه رفته وشکنجه شده وهنوز آثار شکنجه دژخیمان شاه را درکنارجراحت جنگ صدامی در بدن خود دارد، می گویم باید بدون فوت وقت از هر جا که بشود جلوی ضرر را گرفت،به سخن نخبگان گوش داد و با منزوی کردن تندروان و طرد آنان از اطراف خویش، به حاکمیت تک صدایی درجامعه پایان داد.
متاسفانه باید اقرارکرد برخلاف همه جای دنیا ،هزینه کار سیاسی در ایران به رغم این همه ادعاهایی که در باره حقوق شهروندی شده و می شود بسیار بالاست.
چرا عقلای قوم برای کاهش این هزینه کاری جدی نمی کنند؟
چرا به نصایح دلسوزان به نظام توجهی نمی شود؟
ما چه بخواهیم وچه نخواهیم بحق یا بناحق، آیینه ملتهایی هستیم که چشمی نگران به آینده خود دارند و چشمی دیگر به رفتارهای ما.
اگربه فکر آنها هم نیستیم، به فکر خدا و قیامت و حضور در محکمه عدل الهی باشیم و این همه فرصتها و سرمایه های مملکت را به هدر ندهیم.
اگر انقلاب را برای دنیایمان هم می خواهیم، این، راه ادامه آن نیست!
آزادی برخی از زندانیان سیاسی در روزهای اخیر گام مبارکی برای بر طرف کردن فاصله هاست هرچند برخی این رفتار را نمی پسندند و بعضی شکاف ایجادشده در سالهای اخیر را چنان عمیق می بینند که با این اقدامات بر طرف شدنی نیست، باید آن را در کنار اقداماتی مانند محاکمه عاملان کهریزک و.. ادامه داد تا بخش بزرگی از اعتماد از دست رفته به نظام باز سازی شود.
تجربه مفید آزادی نوری زاد بهترین دلیل براین است که می توان و باید با زبانی غیراز زبان زندان و اعتراف گیری وحصر با نخبگان این ملک وملت سخن گفت.
واذا الموؤده سئلت، بای ذنب قتلت …صدق الله العلی العظیم.














بازار تبریز، راسته کوچه ، تربیت ، چهارراه شهناز ، میدان ساعت و خیابانهای اطراف بشدت امنیتی بود… ما بین ساعات 6:30 تا 7:30 تجمعات و درگیری های شدیدی بین مردم و نیروهای امنیتی – انتظامی رخ داد و نیروهای امنیتی توانستند مردم را متفرق کنند ولی تا ساعت 9 همچنان مردم بصورت پراکنده در خیابانهای مرکزی شهر حضور داشتند. همچنین نیروهای امنیتی در میدان آبرسان ، فلکه دانشگاه ، نصف راه ، ابوریحان و دیگر میادین مهم شهر مستقر شده بودند. تعدادی از معترضین بازداشت و مجروح شدند.
عقلایی دراین قومی که فعلا قدرت را در دست دارند وجود ندارد مشتی خیال پرداز قسی القلب فرو رفته در پولهای باد آورده غارت کرده از ملت،با اوباشی به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که قطعا سپاهیان واقعی پاسدار انقلاب اسلامی از آنان جدا هستند،با زور وبدون مشروعیت در پیشگاه ملت بزرگ ایران ،حکومت را در دست گرفته و باسبعیت حکمرانی می کنند.در درنده خویی آنان همین کافی است که به نام اسلام جوانان این مردم راکشتند وعشق خون ریزی ارضایشان نکرد به ملت بی پناه سوریه حمله میکنند.علیرغم اینکه می دانند که بشار جایگاهی در نزد ملتش ندارد آنقدر گرفتار خوی استبدادی شده اند که همچنان به اعمال ننگین خود ادامه می دهند.سر دربرف کرده حقایق جامعه خود را بطور عمد نادیده می گیرند.اینها قصد کرده اند همان راه قذافی را ادامه دهند.
آقای رجایی عزیز. اعتراف به اشتباه و بازگشت به صراط مستقیم از عهده هر کسی برنمی آید و ابرمردی چون امام راحل را می طلبد. ملت هنوز منتظر است تا این افراد به اشتباهات بزرگی که پس از انتخابات 88 صورت دادند اعتراف کرده و حتما از راه قبلی خود باز گردند. ایران متعلق به تمامی ایرانیان است.
البته آقاي رجايي يادش باشه خيلي خودش را درگير اين خانه و آن خانه نكنه حفير نيز مثل تو كمي بوي امام ميدهم ولي شما يادت باشه آنچه امام علي ميگويد تو رفاقت بدست نمي آيد خاطي در هر لباسي محكوم است شما وقتي به نهج البلاغه ميرسي امام عزيز ما آقا علي (ع) با ظلم خيلي بد بود خيلي دنبال عقايد نبود يا اصلا نبود مهم تجاوز به حدود الهي بود هر كسي در جهت ظلم حركت ميكرد ويا به مردم دست درازي ميكرد امام علي وارد صحنه ميشدند آقاي رجايي بايد بداند من كوچك با همه ارادتي كه به همه عزيزان نام برده شده دارم و مسير واحدي را براي حفظ ارزشهاي امام و اصلاحات طي ميكنيم اما ياد گرفته ام براي خودم مسير اسلام ناب را هدف قرار دهم اگر در اين مسير كسي گمراه شود من ياد گرفته ام نبرم چون هدفم آدمها نبوده اند هدف رسيدن به همان هدف بعثت بيامبر اسلام است اتمام وكمال اخلاق در همه سطوح جامعه يا علي مدد و عجل في فرج مولانا صاحب الزمان عج
به نقل از بی بی سی فارسی:
آقای باهنر با اشاره به آن گروه از طرفداران محمود احمدی نژاد که معتقدند ‘۳۰ میلیون رای دارند’ گفت: عدهای معتقدند که از این ۳۰ میلیون ۲۵ میلیون آن بعد از دورکاری رئیس جمهور فرو پاشیده است
——————————————————
به همین راحتی 30 میلیون شد 5 میلیون، خوشحالم که از زبان فرد مهمی چون باهنر شنیدم که احمدی نژد فقط 5 میلیون رای داره. میدونستم تقلب واقعیت داره و میرحسین راست میگه اما تا حالا هیچ اصولگرایی رسما تایید نکرده بود.
خدایا شکرت
چرا چنین انتظاری از حاکم کشور دارید و بعد متهم به بصیرتی می شوید. اگر به اشتباه خود اعتراف کند هم با عصمتی که مگسان دور شیرینی برایشان قائلند تعارض پیدا می کند .ایشان قائل به اینست که جانشین به حق و تمام کمال امام زمان عج می باشندو با مواجهه با انبوهی از متملقین گویا باورش شده است . اگر اعتراف به اشتباهات بزرگ و مملکت براندازش کند دیگر نمی توانند ادعای عصمت برایش بکنند .
از سویی به هیمنه و جایگاه بسیار بسیار رفیع دنیوی با پوشش اخروی ایشان برمی خورد . آن وقت سنگ رو سنگ بند نمی شود. اگر به اشتباه خود در مورد جناب مهندس میرحسین موسوی و عالم انقلابی و مبارزه جناب کروبی اعتراف کند ، تازه می شود اول کار باید به دهها اشتباهات خود اعتراف کند و برای جبران کلی هزینه کند یعنی باید غاصبان قدرت را برکنار کند و به خانواده های شهدای سبز پاسخگو باشد و موانع به ظاهر تنومند سیاسی همچون مصباح و جنتی که از اوضاع گل آلود آب خورده اند ، نیز روبرو می شود و این هم قدری کار مشکل خواهد کرد .
والا ته دلش بخوبی هم می داند که چه شد تمام خانواده شهدای بزرگ همچون شهید بهشتی ، شهید مطهری ، شهید رجایی ، شهید باکری و .. از همه بالاتر خانواده حضرت امام همگی دست از حق گویی برنمی دارند و بنوعی بر مظلومیت جناب موسوی و جناب و جناب کروبی اعتراف کرده اند و حتی عملا در این مظلومیت آنها شریک شده اند.
جناب سید حسن خمینی مرتبا مطلب در سایت کلمه درج می کند برادرش با خانواده این مظلومین دیدار می کند فرزند شهید بهشتی گاهی در زندان و گاهی در مرخصی است. پسر روحانی شهید مطهری ( جناب محمد مطهری ) هر چند وقت مقاله انتقادی خود را منتشر می کند .
خدایش تا چند سال پیش کسی اسمی از مشائی ، بقایی شنیده بود ؟ در زمان امام مصباح و جنتی چه جایگاهی داشت؟ یاران امام مانند آیات عظام موسوی اردبیلی ، صانعی ، بیات ، طاهری ، دستغیب ، کروبی ، موسوی خوئینی ها ، و دهها و بلکه صدها تن از علمای دین ، الان کجا هستند از چه جایگاهی برخورداند؟ در زمان حضرت امام ره ، مرحوم جناب سید احمد خودش برای انقلاب یک شخصیت وزین و استوانه ای برای ملت بود آیا الان آقا مجتبی نیز چنین است؟
آیا جناب آیت الله هاشمی رفسنجانی کم برای انقلاب و کشور زحمت کشیده است چرا باید این چنین با ایشان برخورد شود و هر ننه قمری بر علیه ایشان سخن گوید و آن وقت قانون تصویب کنند اگر بر علیه رئیس جمهور و یا رهبری حرف بزند جرم محسوب می شود. آیا از عذاب الهی نمی ترسید؟ آیا نمی ترسید از روزی که خداوند نیز زحمات شما را زایل کند و چهره کریه هی بین جماعت ایران ایجاد کند . بدتر از آن چیزی که سعی کردید برای جناب هاشمی پیش آوردید . به سر خودتان آورد . به خداوندی خدا قسم به این امر اعتقاد دارم که اعمال انسان در این دنیا نیز عکس العمل دارد.
منتظر جزای دنیوی و اخروی اعمالتان باشید. همان خدایی که قلب ها را برای حضرت امام فتح کرد و پر از محبت و عشق علاق نسبت به آن بزرگوار کرد همان خدا نیز نفرت در دل مردم نسبت به فرعونیان زمان ایجاد می کند. مراقب اعمال خود باشید . دنیا زودگذر است برای چند روز دنیا همه چیز خودتان را از دست ندهید .
هی شعار دشمن دشمن می دهید خودتان بدتر از هر دشمنی عمل می کردید . فرض که دشمنی مثل امریکا بر این کشور مسلط می شد چه کاری می کرد که شما نکردید . آبروی بزرگان دین و مبارزان انقلاب را می برد که شما بیشتر بردید. بدبینی نسبت به حکومت دینی ایجاد می کرد که شما بیشتر کردید . انحرافات ، بزهکاریهای اجتماعی و اعتیاد ، ناامنی ها بیشتر می شد که الان هم کم نیست . نفت و سرمایه ملت را به تاراج می برد که الان هم می رود. دروغ به مردم می گفت که الان هم گفته می شود. بدحجابی بیشتر می شد الان هم هست. وضعیت معیشتی مردم سخت می شد الان هم وضع خوبی ندارند . مردان غیور را یا شهید و یا محبوس می کرد که الان هم وضع چنین است . تملق از سوی منافقین و بدخواهان برای اجانب می شد که الان هم بنوعی دیگر برای به ظاهرا خودی ها می شود. به جوانان و نوامیس تجاوز به بزرگان توهین به کودکان بی رحمی می شد که الان هم می شود. به اقتصاد و صنعت ضربه می خورد و الان هم تقریبا نیمه فلج است ، بیکاری زیاد می شد که الان هم همین است . بی خانمان زیاد می شود الان هم کم نیست . به قران و دین توهین می شد و تفکرات انحرافی ترویج می شد الان به وفور می شود تنها در یک مورد اقای مشائی که به خاطر تضاد منافع لو رفته است اذعان شده که همه این موارد اخیر وجود دارد . پس به خود آئید از خدا بترسید در مقابل ملت بزرگ و مسلمان ایران زانو زنید و به خاطر خدا سر تعظیم فرود آورید .
عجب انسانهاي متوهمي يافت ميشوند. اينها انگار از ماهيت قدرت و پوياييهاي آن خبر ندارند يا خودشان را به كوچه علي چپ ميزنند. آقا بيش از 20 سال است كه به طور مستمر هر شخصيت مستقل را از عرصهي سياسي كشور حذف كرده و ميكند. آقا دنبال نظام «يك سر» است و قادر نيست اين مسألهي ساده را درك كند كه هر سازماني داراي يك «سر» است كه در قبال قانون و ساير ساختارهاي ديگر مسوليت و حقوقي دارد. شهرداري تهران يك سر دارد. نيروي انتظامي يك سر دارد. مجلس شورا يك سر دارد. قوهي قضائيه يك سر دارد. دولت هم يك سر دارد. آيا ميشود تمام اين سر ها را قطع كرد و بالاي تمام اين سازمانها آدمهاي بله قربان گو گذاشت و انتظار داشت مملكت پيشرفت كند؟ اينكه چرا اين سر ها با هم هماهنگ نميشوند يك مشكل ساختاري بسيار عميق است كه قطعاً راه حل آن حذف سر ها و ساختن يك نظام يك سره نيست. آقا 20 سال اين مسير خطرناك را طي كرد و عدهاي چاپلوس هم فقط به خاطر بيعرضگيها و قدرتطلبيهايشان باد در خيك آقا كردند و حالا بايد منتظر تركيدن اين خيك باشيم.
دم تبریزی ها گرم ……………
این صدای فرزندان انقلاب است ، بشنوید
جناب رجائی از دلسوزی شما خیلی ممنون هستیم و سپاسگزار – ولی واقعیت این است که بعد از این حوادث وحشتناکی که بوقوع پیوست و اطلاعات جامع و عینی و ملموسی که از نحوه تصمیم گیری و اداره کشور به سطح جامعه و وجدان عمومی ملت تزریق شد و به قول امام باعث آگاه شدن مردم از “ذات واقعی” مسئولین شد دیگر امکان بازگشت به شرایط گذشته وجود ندارد و ترکی که به جداره کشتی نظام وارد شد قابل ترمیم و اصلاح نیست و اگر آب شور دریا امروز ساق پای مسئولین را تر کرده است بدانید که فردا به زیر چانه هایشان خواهد رسید. مردم ایران یکبار با انتخاب تاریخی آقای خاتمی آن فرصت طلائی را برای آقای خامنه ای ایجاد کردند که ضمن حفظ پرستیژ و منزلت خود دست به اصلاحات گسترده و جامع بزند ولی ایشان قدر آن نعمت الهی را ندانست و مصلحت خود و خودی ها را بر مصلحت کشور و انقلاب مقدم دانست. این گناهی است نابخشودنی که انسان اختلافات سیاسی اش با اصلاح طلبان را به خود ایده اصلاحات تسری بدهد و بعد با سوء استفاده از موقعیت بسیار عالی خود در نظام سیاسی کشور دست به تضعیف اصلاحات و زمین گیر کردن آن بزند و بعد هم انتظار نتایجی بهتر از آنچه به چشم خود میبینیم داشته باشد. هیچ کس فکر نکند که خیانتی که به ملت شد از چشم خدا پنهان است. خود ایشان و هر کسی که این نوشته را میخواند بداند که اگر روزی دریا از موج افتاد تلاش ملت ایران هم برای رسیدن به خواسته اصلی خود که آزادی و رهائی از سلطه خودکامگان و خودپرستان و خود خواهان است از موج خواهد افتاد. خود ایشان و هر کسی که این نوشته را میخواند بداند که زمانه تغییر یافته است و در عصر حاضر هر کس پنچه به صورت ملت ایران بزند و آحاد او را ویروس یا خس و خاشاک یا بزغاله بداند و رهبران بیدار و شجاع و هشیار و دلسوز آنان را فتنه گر یا کور و بی بصیرت بخواند و ظالمانه به حبس کشاند بی شک از چشم ملت و خدای ملت خواهد افتاد و بار بس گران این گناه عظیم و نابخشودنی را تا مادامی که آسمانها و زمین برقرارند بر دوش خواهد کشید. این ملت صد ها هزار شهید و جانباز و هزاران میلیارد ثروت ملی خود را هزینه نکرد که فصل الخطاب جدید دیگری بر تخت سلطنت تکیه بزند و با قلدری و خودکامگی و یا زرنگی و سیاست بازی راه نظارت و محاسبه واقعی برعملکرد خود را ببندد. از تعجب شما بر عدم اعتراف ایشان به اشتباه خود تعجب میکنم. مگر اعتراف به اشتباه از هر کسی بر میاید؟ ایشان هر کاری که به صورت قانونی یا غیر آن میتوانسته کرده است تا ضمن اینکه حداکثر اثر گزاری بر تحولات کشور را دارد همزمان حداقل مسئولیت پذیری را نیز داشته باشد. نیست مگر؟ کسی که سالهای اخیر معلوم شده است در انتخاب وزرا و معاونین و غیره دخالت مستقیم و تاثیر گزار دارد آیا میتواند در مقابل وسوسه دخالت در امراتنخاب رئیس جمهور مقاومت کند؟!! کسی که از امکانات صدا و سیما که با بیت المال “همه” ملت اداره میشود برای رسیدن به اهداف شخصی خود استفاده میکند آیا میتواند برابر دعوت حق و عدالت و انصاف که غیر آنرا اقتضاء و درخواست میکند سر تعظیم و تسلیم فرود بیاورد؟! امیدی به بازگشت و توبه ایشان و تغییر در مشی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی که کشور را به اینجا رسانده است نیست. ما باید دوران فعلی را با صبر و توجه و توکل و امید به خدا تحمل کنیم که وقت “کوچ ابدی” همه دیر یا زود خواهد رسید.
لطفا اخبارارومیه وتبریز را هم اطلاع رسانی کنید
جناب آقای رجایی خوب اشاره کرده اند، حضرت امام خیلی از اشتباهاتشان را در وصیتنامه شان مرقوم فرموده اند ان شاءالله مقام عظمای ولایت نیز در وصیتنامه شان اقرار به اشتباه خواهند کرد، نگران نباشید.
khoda ra shokr ke az dele khodeshan ma@dood kesani payda mishavand ke darde ma ra mifahmand ,enshaallah ke harfe inha karsaz bashe ,manham harfam hamin ast o boode o neveshteham vali kasi goosh nadade be omide piroozi haq bar shamshir o azadiye iran o iraniyan salahshoor o azade o azizane dar band o asireman az jomle ostade azize ma dar evin anham be nahaq o bikhod
عزیزان کلمه لطفا به جای تاید این دیدگاها چند خبر از تبریز و ارمیه و اذربایجان بروید
خیلی مهمه سریع تر
خدایا چنان کن سرانجام کار توخشنود باشیو ما رستگار
به امید ازادی همه ازادمردان در بند که بخاطر “حق” گفتن اسیر زور و ظلمو ستم اقتدارگرایان متظاهر عوام فریبند
آقای ناشناس از تبریز » اینها از تجمع برای نماز و یا تجمع عده ای در یک خانه کوچک و برای دعای کمیل یا نماز جماعت یا افطاری میترسند و آنچه چشمشان را کور کرده فقط یک چیز است و آنکه هر چه مردم بخواهند بدون لحظه ای تفکر آنرا به دشمن و توطئه نسبت میدهند و دستور مقابله صادر میکنند جتی مشکلی چون دریاچه ارومیه را که براحتی میتوانند بیایند و بگویند ، مردم ، شما درست میگوئید و ما در آبرسانی به دریاچه ارومیه فکری خواهیم کرد و کار شاید تمام شود ولی چشم بسته و فکر نکرده تا اسم تجمع میآید فقط دستور مقابله صادر میکنند .
من فکر کنم اگر روزی مردم اعلام کنند برای پشتیبانی از حجاب یا حتی اجباری شدن چادر مبخواهند تجمع کنند ، اینها بدون فکر کردن اعلام میکنند که حجاب توطئه غرب است و شدیدآ با این تجمع برخورد شود و شاید هم از فردای آنروز با خانمهای با حجاب برخورد شود!!!
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست /آنچه ،البته به جایی نرسد فریاد است
در این میان اگر عقلا که نه اگر تنها عاقلی پیدا میشد یقینا کار به اینجا کشیده نمی شد که حتی یه اعتراض برحق مدنی یا یه تفریح ساده چند جوان رو تاب نیارن و از فرط توهم تو طیه و البته شاید هم از بابت تحمل فشارهای وارده خارجی و ناتوانی در کلیه عرصه های داخلی اینچنین عنان از کف بدهند که شمال تا جنوب و شرق تا غرب ایران رو دشمن فرضی بگیرن و شروع به لگد پرانی بی هدف کنن.
اعتراف به اشتباه اینه که به شکایت دو کاندید معترض به نتایج انتخابات رسیدگی شود ، به خانواده های آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات رسیدگی شود ، قاتلین مردم معرفی شوند ، رئیس جمهور انتصابی جایش با رئیس جمهور انتخابی ملت ( میر حسین عزیز ) عوض شود ، و بعد همون شخصی که در نماز جمعه ی 29 خرداد گفت نظرم به نظر آقای رئیس جمهور نزدیک تر است ، بیاد در یک نماز جمعه که صف اولش مردم سبز هستند ، اعتراف کنه و همون حرفایی که آخر نماز جمعه گفت که هواداراش گریه کردند ، بگه ، بلکه بخشیده بشه ….
جناب آقای رجایی
این نظام دیگر حتی آن نظام قبل از خرداد 88 نیست.با یکی ار بزرگترین تقلب های تاریخ، به 70 میلیون وحتی طرفداران خودش خیانت کرده ونه تنها حتی به صورت صوری هم اظهار پشیمانی نکرده،بلکه طلبکار هم هست.فساد وناکارآمدی مفرط،درکشور فراگیر گردیده است
زنده باد به جناب رجائی با این صراحت و شجاعتش ……
باسلام به بزگواری مانده از سالهای خونین هشت سال دفاع وضعیت موجود را به دقت در عمق مینگری همان نا پاکیهای مانده از فرصت طلبان ریا کار ی که در حاشیه های سود جوی های وقایع جنگ مچرخیدند وبه مادرا نی فرزندانشان را برای دفاع به قربانگاه جنگ میفرستادند ویا زنان جوانی که همسران خودرا عشقانه به مید انهای خونین دفاع میفرستادند با ماهیت کثیف پنهانی درذاتشان چشم برجسم انهاراداشتند که هنوز تباهی سیاه انها بر روح روان جامعه عاطفی وهیجانی ایران متعقد به اعتقادات دینی از روزگار بروجودش چسبیده واین نا پاکان همه قدرت نظامی واقتصادی وفرهنگی وناموسی این سرزمین در چنگشان قرار گرفته است وتنها با قدرت خداوند به همراهی ملت ایران میتو اند ریشه این نا پاکان استمار جدید به سو زاند جمعی از عکاسان سالهای انقلاب وسالهای دفاع مردم ایران
آقای رجایی ممنون از اینکه شهامت میکنید و حرف حق را میگویید
اقاي رجايي دلم ميخواد جوابه اين سؤالم رو بدود ، به نظر شما أيا اين ساختار سياسي إز نظر كارايي ، كارايي خود رو إز دست نداده است؟ بايد چه اتفاق ديگري رخ دهد كه به اين نتيجه برسيد؟ من به افكار شمااحترام ميذارم ولي أيا تمام دیدگاه هاي سياسي غير خشونت اميز ميتوانند در انتخابات شركت كنند چه تضميني إز عدم رد صلاحيت ها زياد و عدم تقلب هاي زياد وجود دارد؟
تندروی همانقدر که در طرف صاحب قدرت مضموم است در سمت مردم بلاکشیده هم چاره ساز رفع مشکلات همان مردم و مملکت نیست با اینکه ما در جامعه و از همین مردم و گرفتار مشکلات از همان جنس هستیم ولی این موضوعی بسیار مهم است که هیچ مشکلی با خشم و نفرت و کینه پراکنی رفع نمیشود و اینک کشور بیش از هر چیز به تدبیر گذشت همدلی و صد البته رسیدگی به جرایم مجرمان طی سالهای اخیر دارد فراموش نکنیم از آب گل آلود بیشترین بهره را کسانی میبرند که باید پاسخگوی 500 میلیارد درامد نفت ومیلیاردهها دلار و ریال و تومانی باشند که امروز ارقام پیش پا افتاده آن 3 هزار میلیارد تومان بانک صادرات است .
اصلاحات يعني ترميم بخشهاي اسيب ديده..يعني اينكه اجزاء ديكر خوب و كارامد مي باشند..اين كلمه تا همان ٨٨ شايد مصداق داشت ولي الان نميتوان از اين عنوان و يا حتي مشابه ان براي نظام فعلي صحبت كرد..زيرا بخش سالمي عملا وجود ندارد كه بتوان به اميد ان اشكالات را اصلاح نمود..شايسته ترين كلمه تجديد بنا وبازسازي است نه اصلاح..فهرست وار مواردي كه نيازمند اصلاحات ميباشند را عرض ميكنم:قانون اساسي.مجلس مردمي يا مقننه.قوه مجريه.قوه قضاييه وهمه ادارات وابسته به اين سه قوه و نهايتا تعقل وتفكر بيشتر رهبري در امور مهم وراهبردي ونهايتا همه مواردي كه به نظام ونتيجه عملكرد نظام مربوط است در بعد فردي.مثال:اصلاح صفات رذيله اي كه نهادينه شده(دروغ،ريا،تزوير،حسادت،بخل،كينه،قصاوت،فحاشي وووووووووو الي اخر واز همه مهمتر تعيين استراتزي اداره حكومت توسط مداحان اهل بيت عصمت وطهارت!!!! حال بفرماييد واصلاح كنيد!!!ا…
بخشش از بزرگان است به نظر من انسانهاي با طبع بلند چون به خدا رسيده اند سعي ميكنند به همه چيز رنگ خدائي بدهند محض رضاي خدا ان چيزي كه صلاح است براي خشنودي خدا بايد انجام بشود. در عفو لذتي است كه در انتقام نيست.. بايد بگي تا خدا هسن من كيم بنده اي كه خودش محتاج است به عفو خدا
افرین .به چه نکته ظریفی اشاره کردی. زنده باشی ایشالا. اقای خمینی اگر واقعا پشیمونی از انجام کاری داشت باید صراحتا و از طریق رسانه های معتبر اعلام می کرد تا این بت شخصیتی در کشور ایجاد نگردد که امروز داشتن نظر مخالف با ان جرم باشد . باز هم افرین به تو با این نگاه تیز بینت
جمله ی در رمان برادران کارامازوف داستایوفسکی هست که میگوید : اگر خدا نباشد همه چیز مجاز است
فرض یک : خدا مرده چون همه چیز مجاز است برای حفظه نظام ،
فرض دو : خدا است چون هیچ چیز مجاز نیست، حتی حیات دریاچه ارومیه
فرض سه : خدا یکی به میخ میزنه یکی به نعل
فرض چهار : خدا هست ولی کاری به این کارا نداره