سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تفکر اصلاحی؛ برآورد عقلی و تجربی و نه رمانتیک مشکلات جامعه...
» یادداشتی از محمدرضا رزاقی، وکیل دادگستری و زندانی ِ تازه آزادشده

تفکر اصلاحی؛ برآورد عقلی و تجربی و نه رمانتیک مشکلات جامعه

چکیده :دگرگونی در حرکت اصلاحی با محاسبه و مطالعه و چند جانبه گری همراه است و ناگزیر برق آسا و ویرانگر نیست. کنشگر اصلاح طلب، دونده دو ماراتن است بر خلاف انقلابیون که سرعتی می دوند. انسان اصلاح گر نسبی گراست . خود را قهرمان نمی داند . خود را حق مطلق معرفی نمی کند....


کلمه – محمدرضا رزاقی *

با نظرداشت این عبارت منطقیون که “یعرف الاشیاء باضدادها” و توجه این نکته که همواره در برابر واژه “اصلاح” کلمه “انقلاب” قرار دارد بد نیست برای تبیین منش اصلاحی و بررسی مبانی تفکر اصلاحی کمی در ابتدا از انقلاب سخن بگوییم و دلایل از رونق افتادن منش و روش انقلابی و رسیدن بشر به گفتمان اصلاحی را بجوییم.

بی تردید با نظر به انسان شناسی متفکرانی چون لاک، روسو و حتی مارکس که ذهن انسان را به مثابه لوحی سفید می پندارند و همه کژی و کاستیها را به بیرون، جامعه، تمدن و مخلص کلام حکومت نسبت می دهند به نوعی اقتدار گریزی، بر انداختن، مبارزه با عالم و آدم و خلاصه هماره به فکر طرحی نو در انداختن از ارکان فرهنگ سیاسی معاصر (نه چندان دور) محسوب می شود.

این روحیه با پشتیبانی انسان شناختی که اجمالا به آن اشاره گردید همواره وهمه جا با آرمانگرایی و وعده حل مشکلات در پی بر اندازی حاکمیت سیاسی و زمامداران به قول خود فاسد ومستبد بود.

اگر انسان فی نفسه موجودی معصوم و پاک می باشد و اصالتا بی گناه است و حاکمیت بد است که جامعه را بد کرده پس باید قیام کرد و حکومت بد را به خوب و حاکم خوب را جایگزین حاکم بد نمود. ولی مشکل اینجاست که انقلابها غالبا در زمان خود یک پدیده کژ کارکرد به حساب می آیند. به این معنا که حصول اهدافی که معمولا در شروع یک انقلاب مطرح می شوند بلافاصله بعد از انقلاب دچار مشکل جدی می شود در بسیاری موارد به شرایطی مشابه گذشته، یا حتی سخت تر از آن، باز می گردد. (کافی است در این خصوص فی المثل به تاریخ انقلاب کبیر فرانسه بنگریم)

معمولا انقلابها دو شعار اصلی دارند، یکی آزادی و دیگری عدالت که در واقع از آن نوعی رفاه عمومی استنباط می شود. در همه انقلابها “با استثناء کم” وعده نخست یا همان آزادی به ضرورت شرائط انقلابی به فوریت پس گرفته می شود اما وعده دوم (عدالت یا رفاه عمومی) که وفای به آن دشوار است چراکه غالبا مبتنی بر نوعی آسیب شناسی قشری، غیر علمی و غیر واقع بینانه است . در هر حال غالبا انقلابها هرچند ممکن است در تاریخ یک ملت یا حتی بشر تاثیراتی عظیم بر جا یگذارند لکن نسبت به اهداف مستقیم واولیه خود معمولا پدیده هایی نا کامیاب هستند. با توجه به آنچه در باب انقلاب آمد ناگزیر در برابر انسان دو انتخاب باقی می ماند یا حفظ وضع موجود و محافظه کاری سخت کیش یا اصلاح طلبی( رفرمیسم) لذا اگر بگوییم اصلاح طلبی سنت جدید روشنفکری است به بیراهه نرفته ایم.

اما تفاوت انقلاب و اصلاح در چیست؟ شاید در نگاه نخست اینطور پنداشته شود که انقلاب تغیرات بنیادی همراه با خشونت است و اصلاح به معنی تغییرات جزئی، سطحی و روبنائی با پرهیز از مقاومت اما از دیدگاه نگارنده آنچه اصلاح را از انقلاب متمایز می سازد جزئی یا کلی بودن و استقامت داشتن یا نداشتن نیست. اصلاح در یک معنی فرقی با انقلاب نمی کند؛ هر دو تلاشی هستند برای عبور از وضع موجود به وضع مطلوب و دگرگونی اما عناصری در انقلاب وجود داند که اصلاح از انها به درستی اعراض می کندو همین این دو را فرسنگها از هم دور می کند.

نگاه انقلابی قشری و آسان گیر نسبت به تغییر انسان و اجتماع است و بر این باور است که با حذف اشخاص یا رژیم سیاسی بدیلی که بر جای آن می نشیند به یمن اخلاق و عقیده عموم مشکلات را به سرعت حل می کند، اما در نگاه اصلاحی این تصور که با تخریب نظم مستقر و یا رفتن اشخاص عموم مشکلات حل می شود گزافه است.

دگرگونی در حرکت اصلاحی با محاسبه و مطالعه و چند جانبه گری همراه است و ناگزیر برق آسا و ویرانگر نیست. کنشگر اصلاح طلب، دونده دو ماراتن است بر خلاف انقلابیون که سرعتی می دوند. انسان اصلاح گر نسبی گراست . خود را قهرمان نمی داند . خود را حق مطلق معرفی نمی کند. این انسان زمینی است از عرش به فرش آمده و برای نظم مستقر هم درجاتی از حقانیت قائل است.

و آخر سخن اینکه اصلاح می تواند جدی و عمیق باشد و تفاوت آن با انقلاب یا سایر شیوه ها در برآورد عقلی و تجربی و نه رمانتیک علل مشکلات و راه حل های آنهاست و همه مشکلات و درد ها را به نظم مستقر و حل آنها را در گرو نفی رژیم سیاسی نمی بیند.

* وکیل دادگستری و فعال سیاسی


6 پاسخ به “تفکر اصلاحی؛ برآورد عقلی و تجربی و نه رمانتیک مشکلات جامعه”

  1. محقق گفت:

    باید بپذیریم که راه رسیدن به آزادی انقلاب سیاسی ( خشونت ) نیست.
    باید بپذیریم که راه رسیدن به عدالت گماردن یک فرد عادل در راس حکومت نیست چرا که باید ساختار اقتصادی را اصلاح کرد.

  2. محقق گفت:

    گفتنی است که انقلاب سیاسی بیشتر به شعار نزدیک است تا عمل
    در حالی که اصلاحات به عمل نزدیک تر است تا شعار
    به بیان دیگر طرز تفکر انقلابی بیشتر برپایه ایدائالهای دستنیافتنی ست در حالی که تفکر اصلاح طلبی برپایه واقعیات موجود بنا شده است

  3. سبز عملگرا گفت:

    عالی بود ————- در مباحثاتی که با دوستان بسیجی داشتم این مغالطه را در ذهنشان انداخته بودند که اگر فلانی هم بر سر کار بیایید باز همین مشکلات داریم بلکه بدتر هم می شود وآقای میر حسین دارد قهرمان بازی می کند واگر او هم به قدرت برسد همین اش است وهمین کاسه که واقعاً آقای رزاقی به خوبی جواب این تفکر غلط را دادند

  4. ایران داد عمارلویی گفت:

    همه ی انقلاب ها دم از ازادی و عدالت میزدند.در انقلاب ما از ازادی استقلال و جمهوری اسلامی فریاد میشد.غیر از استقلال چه چیزی برایمان مانده است.ازادی که حتم به ..شد.از جمهوری و اسلامی فقط نامی مانده است و بس.قانون اساسی که میثاق مردم با جکومت بود به تاریخ پیوسته است.بنا بر شنیده ها که حضرت محمد به امین و امانت داری معروف بود.از حکومت گران بهترینش و انسانی ترینش به دوره امام علی که حدود 5 سالطول کشید.کار ما به انجا و این جا ختم شده که کسی نمیتواند و نمیداند چه کار باید کرد.ولی بنده سیاست مدار نیستم میگویم هر چه بود گذشت و تنها راه برون رفت فقط و فقط و باز فقط از قانون اساسی میگدرد. غیر از این نه ایرانی خواهد ماند و نه اسلامی به جا خواهد ماند.بیاییم به عهدی که با مردم بستیم وفا دار بمانیم.به پیر و به پیغمبر قسم با الدرم و بلدرم ره به جایی نخواهیم برد.اگر چنین بماند پیروز میدان دو دوزه بازانی بر این خاک حکومت خواهند کرد که روی رضا شاه را سفید خواهند نمود.کسی که با تبختر اعلام میکند مجلس پوچ است دیگر بقیه را خودتان به تصویر اورید. نمیدانم این اقایان مشاورین دارند گندم میکارند و یا جو.من میبینم که دارتد باد میکارند و نتیجه مشاوره طوفان خواهد بود.یک کمی هم به صحبت های برادری پاسدار از شیراز توجه کافی بنمایید. بنده که شرم دارم.در ولایت ما ضرب المثلیست که بارها گفته شده و متاسفانه کمتر شنیده و به ان عمل گردیده است.با پوزش از همه ی مردم. سگ را اگر به زور به شکار ببرید مطمن باشید به جای شکار پاچه صاحب سگ در امان نخواهد بود.غیر از قانون اساسی و عمل به ان خودکشی و ایران کشی و اسلام کشی خواهد بود.

  5. ناشناس گفت:

    محمدرضا رزاقی از جمله سبزهای مظلومی است که با وجود کشیدن رنج زندان به دام احساس و رادیکالیزم نیفتاد. سلامت باشی برادر

  6. ر. گفت:

    استاد گرامی کاش از تالیفاتی که این دو گروه دارند شاهد می آورد نمی شود، که ما هم خودمان را تعریف کنیم هم طرفمان را، این را می گویند تنها قاضی رفتن