نشانه های فروپاشی در رژیم بشار اسد؛ دادستان مستعفی «حماه» افشاگری می کند
چکیده :عدنان بکور، دادستان مستعفی شهر حماه، روز پنجشنبه، با انتشار دومین فیلم ویدویی خود در اینترنت، گفته های حکومت بشار اسد درباره خود را رد کرده و در این فیلم گفته است که ربوده نشده، حالش خوب است و به زودی از سوریه خارج می شود و دست به افشاگری های جدید خواهد زد....
پس از ماهها سرکوب تظاهرکنندگان در سوریه، در رژیم بشار اسد نشانههای فروپاشی پدیدار میشود. از شهر دیرالزور نبردهای شدیدی میان سربازان فراری و میلیشیای وابسته به رژیم سوریه گزارش میشود.
به گزارش دویچه وله ، جنبش اعتراضی سوریه اعلام کرد که روز پنجشنبه 10 شهریور، در شهر دیرالزور واقع در نزدیکی مرز عراق، درگیریهای مسلحانهی شدیدی میان سربازان فراری ارتش سوریه و میلیشیای «شبیهه» روی داده است. در این درگیریها شمار زیادی از اعضای میلیشیای شبیهه زخمی شدهاند.
مخالفان رژیم سوریه در اینترنت ویدیویی منتشر کردند که در آن عدنان بکور، دادستان کل ایالت حما، در اعتراض به سرکوبهای خونین معترضان توسط نیروهای امنیتی سوریه، استعفای خود را اعلام میکند.
اعتراض به اعدامهای دستهجمعی در حما
آقای بکور در نخستین فیلم خود گفته بود که شاهد کشته شدن ۷۲ زندانی مخالف در زندان مرکزی حماه بوده و از دفن صدها نفر از مخالفان در گورهای دسته جمعی در پارک های این شهر خبر داد.
او همچنین تعداد افراد بازداشت شده را حدود ۱۰ هزار نفر تخمین زد و افزود که حداقل ۳۲۰ نفر از زندانی ها زیر شکنجه جان باخته اند.از سوی دیگر، خبرگزاری دولتی سوریه ادعا کرد که عدنان بکور، دوشنبهی قبل توسط تروریستها ربوده شده است. طبق این گزارش، آدمربایان وی را با تهدید به خشونت مجبور کردهاند دربارهی نیروهای امنیتی سوریه و عملکرد آنان دروغپراکنی کند.
بر اساس شواهد، هیچ نشانه ای از تحت فشار بودن این مقام مستعفی سوری در دو فیلم منتشر شده دیده نمی شود.
به گزارش بی بی سی، عدنان بکور، دادستان مستعفی شهر حماه، روز پنجشنبه، با انتشار دومین فیلم ویدویی خود در اینترنت، گفته های حکومت بشار اسد درباره خود را رد کرده و در این فیلم گفته است که ربوده نشده، حالش خوب است و به زودی از سوریه خارج می شود و دست به افشاگری های جدید خواهد زد.
بر اساس این گزارش، مقام ارشد قضایی سوری، در دومین فیلم خود گفت: “آن چه تلویزیون سوریه درباره من گفته است که به وسیله گروه های مسلح ربوده شده ام کاملا دروغ است. شورشی ها از من مراقبت می کنند و حالم خوب است. به محض ترک سوریه، بیانیه های جدیدی منتشر خواهم کرد.”
یک دختر جوان در بین کشته شده های روز گذشته
جنبش اعتراضی سوریه از هجوم غافلگیرکنندهی شبانه به خانهها در شهر حما، در شامگاه چهارشنبه گزارش داد. این شهر یکی از پایگاههای مخالفان رژیم بشار اسد است. در این گزارش همچنین آمده است که روز چهارشنبه در تظاهرات علیه رژیم بشار اسد، روی هم سه تن کشته شدهاند. در میان قربانیان دختر جوانی به چشم میخورد که در شهر دیرالزور هدف گلولهی نیروهای امنیتی قرار گرفته است.
اینکه از آغاز ناآرامیهای سیاسی در سوریه تا کنون چند تن کشته شدهاند، دقیقا روشن نیست. فعالان حقوق بشر از بیش از ۲۲۰۰ قربانی سخن میگویند. صدها تن نیز به گفتهی خانوادهی آنان مفقودالاثر شدهاند. بیم آن میرود که شمار زیادی از این افراد به قتل رسیده و در گورهای دستهجمعی به خاک سپرده شده باشند.
سازمان عفو بینالملل طی روزهای اخیر اعلام کرد که در کمتر از پنج ماه گذشته دستکم ۸۸ تن از جمله ۱۰ نوجوان که همگی در جریان ناآرامیهای سوریه بازداشت شده بودند، جان خود را “در زندان های حکومتی از دست دادهاند”، که بسیاری از آنها تحت شکنجه و آزار به قتل رسیده اند و اجساد آنها به منظور رویت خانواده ها و ایجاد رعب و وحشت در جامعه تحویل داده شده است.
پشتیبانی مسکو از ابتکار بشار اسد
وزارت خارجهی روسیه تعجب خود را از رویکرد منفی جامعهی جهانی نسبت به ابتکار بشار اسد برای گفتوگو با مخالفان اعلام کرد. به اعتقاد مسکو، این ابتکار میتواند به راهحلی آشتیجویانه منجر گردد.
به گزارش خبرگزاری «ریانووستی»، سرگئی لاورف، وزیر خارجهی روسیه، روز پنجشنبه در دیداری با دانشجویان در دانشگاه دیپلماتیک مسکو گفت، شمار زیادی از کشورهای بانفوذ، مصرانه اپوزیسیون سوریه را به بایکوت کردن پیشنهادهای بشار اسد و افزایش رویاروییها تحریک میکنند.
وی افزود، شرکای بینالمللی حتا رد میکنند که پیشنهادهای بشار اسد برای انجام اصلاحات مورد بررسی قرار گیرد. به گفتهی لاورف، این پیشنهادها اگر چه با تاخیر ارائه شدهاند، ولی تحققپذیرند. لاورف افزود، بدیهی است که کاربرد خشونت علیه مردم غیرنظامی قابلپذیرش و مجاز نیست.
لاورف گفت، روسیه موضع خود را دقیقا فرمولبندی کرده است. این کشور هرگونه دخالت در امور داخلی سوریه را غیرمجاز میداند و همزمان از مقامات سوریه میخواهد، بیدرنگ اصلاحات سیاسی و اجتماعی ـ اقتصادی انجام دهند.
جنبش اعتراضی در سوریه نیز مانند دیگر کشورهای عربی با تظاهرات مسالمتآمیز و خواست انجام اصلاحات دمکراتیک آغاز شد. ولی این اعتراضها با واکنش خشن و سرکوبگرانهی نیروهای امنیتی سوریه پاسخ داده شد.














آنچه در لیبی وسوریه انجام نشد=========دوستان قبل از هر اقدام گسترده احتیاج به مقدمه چینی کم خطر تر مانند فراخوان توزیع اعلامیه در سطح گسترده با متن ساده (بدون اصطلاحات سیاسی –عوام فهم ) حتی اگر شده با عنوان [حرف ملت ] مانند : ۱—آقای خامنه ای میر حسین بی گناه را آزاد کن ۲—آقای خامنه ای سپاه نفت ملت را خورد ۳—آقای خامنه ای در انتخابات بعدی چه کسی را برای ما انتخاب کرده ای ؟!!!۴—آقای خامنه ای ظلم تا کی؟؟ ۵— میر حسین کجایی امان از این بد بختی وگرانی!!!دوستان عزیز خواهش میکنم کمی بیشتر دقت کنید آنچه مبارزان لیبی وسوریه انجام ندادند ما انجام دهیم وآن کار فرهنگی مستمر بر روی افراد بی تفاوت وخاموش جامعه در گذر زمان وخارج کردن آنها از لشکر گاه دیکتاتور ودر نتیجه فشار بر حاکمیت وخلع سلاح شدن او از لحاظ سیاسی وروانی است=======همچنین توجه داشته باشید در این جو خفقان من اگر هر یک از مردم کشورم را ببینم حتی اگر عضو فعال جنبش باشد از او می ترسم چونکه با تبلیغات سنگین رسانه ملی اینطور به ما القا کرده اند که جنبش در اقلیت است واین یک باور غلط احساسی است ودلیل من هم این است که فراخوان تکبیر مثل قبل جواب نداد که مشخص هم بود وهشدار آنرا داده بودم[ اما متاسفانه جوابی در این باره از سایت محترم کلمه دریافت نکرده ام ]با حجم زیاد اعلامیه ؛ کاریکاتور و اسکناس نویسی این جو انشاء الله شکسته می شود
دیر مطرح کردن پیشنهادات اصلاحات دیر است !!!!
از سایت محترم کلمه می خواهم در صورت امکان اگر نظری موافق یا مخالف ( ویا تصحیح )با استراژی سبز عملگرا دارد بیان نماید چرا که برای هزاران نفر از دوستان سئوال پیش آمده در هر صورت از حسن نیت شما در مورد هدایت جنبش به سمت رفتار دور از خشونت سپاسگذارم
استراژی گروه ما 1—اعلامیه کوتاه وتیتر وار به زبان عوام برای بیرون آوردن بخش خاموش جامعه از لشکر گاه ظالم وروحیه دادن به جوانان آگاه 2—- شکستن جو روانی که صدا وسیما ایجاد میکند حتی اگر شده با پخش کاریکاتور [ با توجه به اینکه مردم ما به خاطر طینت پاکی وخوش بینانه ای که دارند خیلی مورد سوء استفاده حکومت قرار می گیرند وفریب می خورند وهمچنین نقطه ضعفی که در حافظه بلند مدت دارند و وقایع مهم گذشته را با تبلیغات سنگین صدا وسیما فراموش می کنند آنهم در ایران که تمامی شبکه ها دولتیست ] ودلیل ما این است که بعد از این فجایع اگر ما کار نتیجه بخش ومستمری انجام داده بودیم این تعداد برای راهپیمایی روز قدس جمعیت نمی آمد 3—- برای هر یک از اعضاء پویایی در حرکت مهم است نه کمیت حرکت : یعنی نمی خواهیم مثلاً یک نفر به شکل انتحاری 1000 اعلا میه پخش کند ودستگیر شود بلکه هر هفته یا هر ماه فقط یک عدد با احتیاط کامل ولی ادامه داشته باشد نتیجه :به شکل تصاعدی گسترش می یابد انشاء الله
ادامه : همچنین رویکرد غیر فیزیکی وبی خطر مانند اسکناس نویسی واعلامیه کوچک برای مقدمه چینی اعتراض فیزیکی مثل تجمع مسالمت آمیز ( که از گذشته باید آموخته با شیم تجمع ابتکار آمیز در مکان های شلوغ غیر قابل کنترل است مثل پیاده روی خانوادگی در پیاده روها در حال سکوت در زمان خرید عید —ویا در تمامی پارکها صبح جمعه 8-10 صبح ) فراخوان به هنگام که فرصت پخش داشته باشد وناگفته نماند مهمترین قسمت که همان رویکرد غیر فیزیکی است باید از چنان تبلیغات گسترده ومستمر برخوردار باشد تا تاثیر روانی خود را بگذارد
به نظر من باید شعار “آقای خامنه ای در انتخابات بعدی چه کسی را برای ما انتخاب کرده ای ؟” شعار وحدت ما باشد
در این شعار می توان نیمی از خواسته های مردم ( خواسته های سیاسی ) را به وضوح دید.
با تشکر از سبز عملگرا با مطالب شما موافقیم و به اندازه ی توانمان پیگیر هستیم به امید پیروزی.
شعار درس داده شده و تعلیم گرفته از ایران نیروهای امنیتی بشار اسد :
ان ربکم لا یقدر ان یفشل هذا النظام!
خدایتان هم نمیتواند این نظام را شکست دهد
————-
استغفرالله
—————
این شعارشان هم معروف است: بگو قل لا الاه الا اسد!!
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون!
به کسانی که دغدغه استقلال ، آزادی ایران دارند
اکثریت مردم ایران دارای روحیات و خلقیات ذیل هستند :
1- با تاریخ بیگانه اند
2- حقیقت گریز و پنهان کارند
3- ظاهر سازند
4- قهرمان پروری و استبداد زدگی تاریخی دارند
5- خودمحوری و برتری جویی دارند
6- بی برنامه اند
7- ریاکار و فرصت طلب هستند
8- احساساتی اند و شعار زده
9- توهم دائمی توطئه دارند
10- مسئولیت ناپذیر ند
11- قانون گریزند و میل به تجاوز اجتماعی دارند
12- توقع و نارضای دائمی دارند
13- حسادت و حسدورزی دارند
14- صداقت کمتر دارند
15- همه چیزدانند
16- سمعی و بصری اند
17- مطالعه را دوست ندارند
18- مقلد بدون عقلانیت اند
19- کمترین شناخت و حتی شناختی از نخبگان کشور خود ندارند
20- آگاهی را دوست ندارند چون مسولیت زاست در نتیجه دنبال آن نمی روند.
و دهها عیب دیگر. با این شرایط راه بس طولانی و دشوار و با زحمت فراوان در پیش است و نباید ناامید شد. اولین قشر و طبقه ای که مسئولیت سنگینی در قبال رفع عیوب بالا دارند دانشجویان هستند که می توانند بدون که اینکه از لحاظ جسمی و روحی ضربه ای بخورند در راه آگاهی جامعه قدم بردارند . اول از خانواده خود شروع کنند بعد آشنایان نزدیک و بعد محیط دانشگاه و در اجتماع این خود باعث ایجاد یک شبکه عظیم اجتماعی در جامعه ایران خواهد شد. قشر دوم دانش آموزان دبیرستانها ، قشر سوم اساتید مسئول و متعهد دانشگاه و معلمان هشتند که می توانند شبکه اجتماعی را بدون اینکه کسی از آنها آگاهی پیدا بکنند با دانشجویان و دانش آموزان تشکیل بدهند و دائما کتابها ، روزنامه ها ، فیلم ها ، تئاتر ها ،مجلات و انواع دیگر را که آگاهی دهنده اند را معرفی به قشر جوان جامعه معرفی کنند و دائمآ با ایجاد پرسش های منطقی در ارتباط با جامعه ( فرهنگی ، اقتصادی ، اخلاقی و….) و مخصوصا دروغ و پشتیبانی از دروغگو جوی را بوجود بیاورند که این حاکمیت دروغگو هر روز پایه ها و ریشه های ماندگاریش سست تر شود و مردم بطور مطلق از اجتماعات اینها دور و به اجتماعات و انسانهای واقعی و دلسوز این کشور نزدیک تر شوند. به یاد بیاوریم که در دوران انقلاب 57 جو جامعه با روشنگری مسلمان واقعی طوری شده بود که مردم تمایلی به خرافات و عزاداری ها سنتی که منشا آن از مسیحیت بود ( علم و کتل های صلیب مانندو… ) نداشتند و بدنبال هر روضه خوان و مداحی راه نمی افتادند و اجتماعات عقلانی رو به فزونی بود ولی متاسفانه سال بعد از آن این شیوه دوباره مرسوم شد و با رفتن جوانان مومن و آگاه به جنگ خلاء بزرگی ایجاد شد و دوباره افراد رمال و خرافه پرست در بین مردم فرصت ظهور پیدا کردند و هر روز این شکاف بیشتر شد و بجای مراجعه به قرآن و منابع موثق روی به کتابهای دعا آوردند و هر آرزویی و حرکتی خواستند با دعاهای غیر معتبر بر آورده کنند و تا آنجایی جامعه به انحراف رفت که شخص رمالی مثل احمدی نژاد براحتی گولشان زد و بدتر از آن کسی بود که در مقام ولایت فقیه از این شخص کذاب که کذابیت او بر همه آشکار بود پشتیبانی کرد و مهر تایید بر او مکرر زد. و بدتر از همه اینها ما مردم ( نه همه ) بودیم که هنوز بر این مقام ولایت در نماز و مسائل دینی و…به او اقتدا کردیم. و این یعنی مقلد بودن بدون عقلانیت، در صورتی که در یک حساب دو دو تا چهار تا براحتی می توان این مقام عظمای ولایت را حداقل برای خودمان ساقط کنیم و بقیه عمرمان را به جهالت طی نکنیم.
با توجه به اینکه ملت ایران هنوز سمعی و بصری اند می توان راهکارهای ذیل را تجویز کرد :
1- ایجاد میل مطالعه در خانواده و شناخت
2- تهیه فیلم های کوتاه ( یک ، دو نهایت 5 دقیقه ای ) در ارتباط با جنبش سبز مخصوصآ سخنان میر حسین و شیخ و مقایسه آن با سخنان افراد حاکمیت که عاری از منطق و عقلانیت است و پایه تمام آنها دروغ است . ( بعنوان مثال رجوع شود به فیلمی یک دقیقه از کشته شدگان انتخابات که احمدی نژاد براحتی دروغ می گوید و در پایان با یاد آوری سخن میر حسین مان که فرمود ما با یک پدیده ای روبروی هستیم که براحتی به دوربین نگاه می کند و سیاه را می گوید سفید است) . لذا واجب برادران سایت کلمه ، جرس ، رساو….بعد تبلیغاتی فیلم های اینچنینی را در نظر داشته باشند که می تواند در 40 میلیون موبایل پخش شود و نشر پیدا کند الان دوران چاپ اعلامیه گذشته است موبایل با فیلم های یک دقیقه خواندنی می تواند جایگزین گردد و تکنولوژی بلوتوث براحتی می تواند پیام را از تهران تا اقصی نقاط ایران ببرد.
3- می توان روزنامه کلمه را به شکل فیلم روی سایت گذاشت و بعد پخش کرد.
با تشکر
به کسانی که دغدغه استقلال ، آزادی ایران دارند
اکثریت مردم ایران دارای روحیات و خلقیات ذیل هستند :
1- با تاریخ بیگانه اند
2- حقیقت گریز و پنهان کارند
3- ظاهر سازند
4- قهرمان پروری و استبداد زدگی تاریخی دارند
5- خودمحوری و برتری جویی دارند
6- بی برنامه اند
7- ریاکار و فرصت طلب هستند
8- احساساتی اند و شعار زده
9- توهم دائمی توطئه دارند
10- مسئولیت ناپذیر ند
11- قانون گریزند و میل به تجاوز اجتماعی دارند
12- توقع و نارضای دائمی دارند
13- حسادت و حسدورزی دارند
14- صداقت کمتر دارند
15- همه چیزدانند
16- سمعی و بصری اند
17- مطالعه را دوست ندارند
18- مقلد بدون عقلانیت اند
19- کمترین شناخت و حتی شناختی از نخبگان کشور خود ندارند
20- آگاهی را دوست ندارند چون مسولیت زاست در نتیجه دنبال آن نمی روند.
و دهها عیب دیگر. با این شرایط راه بس طولانی و دشوار و با زحمت فراوان در پیش است و نباید ناامید شد. اولین قشر و طبقه ای که مسئولیت سنگینی در قبال رفع عیوب بالا دارند دانشجویان هستند که می توانند بدون که اینکه از لحاظ جسمی و روحی ضربه ای بخورند در راه آگاهی جامعه قدم بردارند . اول از خانواده خود شروع کنند بعد آشنایان نزدیک و بعد محیط دانشگاه و در اجتماع این خود باعث ایجاد یک شبکه عظیم اجتماعی در جامعه ایران خواهد شد. قشر دوم دانش آموزان دبیرستانها ، قشر سوم اساتید مسئول و متعهد دانشگاه و معلمان هشتند که می توانند شبکه اجتماعی را بدون اینکه کسی از آنها آگاهی پیدا بکنند با دانشجویان و دانش آموزان تشکیل بدهند و دائما کتابها ، روزنامه ها ، فیلم ها ، تئاتر ها ،مجلات و انواع دیگر را که آگاهی دهنده اند را معرفی به قشر جوان جامعه معرفی کنند و دائمآ با ایجاد پرسش های منطقی در ارتباط با جامعه ( فرهنگی ، اقتصادی ، اخلاقی و….) و مخصوصا دروغ و پشتیبانی از دروغگو جوی را بوجود بیاورند که این حاکمیت دروغگو هر روز پایه ها و ریشه های ماندگاریش سست تر شود و مردم بطور مطلق از اجتماعات اینها دور و به اجتماعات و انسانهای واقعی و دلسوز این کشور نزدیک تر شوند. به یاد بیاوریم که در دوران انقلاب 57 جو جامعه با روشنگری مسلمان واقعی طوری شده بود که مردم تمایلی به خرافات و عزاداری ها سنتی که منشا آن از مسیحیت بود ( علم و کتل های صلیب مانندو… ) نداشتند و بدنبال هر روضه خوان و مداحی راه نمی افتادند و اجتماعات عقلانی رو به فزونی بود ولی متاسفانه سال بعد از آن این شیوه دوباره مرسوم شد و با رفتن جوانان مومن و آگاه به جنگ خلاء بزرگی ایجاد شد و دوباره افراد رمال و خرافه پرست در بین مردم فرصت ظهور پیدا کردند و هر روز این شکاف بیشتر شد و بجای مراجعه به قرآن و منابع موثق روی به کتابهای دعا آوردند و هر آرزویی و حرکتی خواستند با دعاهای غیر معتبر بر آورده کنند و تا آنجایی جامعه به انحراف رفت که شخص رمالی مثل احمدی نژاد براحتی گولشان زد و بدتر از آن کسی بود که در مقام ولایت فقیه از این شخص کذاب که کذابیت او بر همه آشکار بود پشتیبانی کرد و مهر تایید بر او مکرر زد. و بدتر از همه اینها ما مردم ( نه همه ) بودیم که هنوز بر این مقام ولایت در نماز و مسائل دینی و…به او اقتدا کردیم. و این یعنی مقلد بودن بدون عقلانیت، در صورتی که در یک حساب دو دو تا چهار تا براحتی می توان این مقام عظمای ولایت را حداقل برای خودمان ساقط کنیم و بقیه عمرمان را به جهالت طی نکنیم.
با توجه به اینکه ملت ایران هنوز سمعی و بصری اند می توان راهکارهای ذیل را تجویز کرد :
1- ایجاد میل مطالعه در خانواده و شناخت
2- تهیه فیلم های کوتاه ( یک ، دو نهایت 5 دقیقه ای ) در ارتباط با جنبش سبز مخصوصآ سخنان میر حسین و شیخ و مقایسه آن با سخنان افراد حاکمیت که عاری از منطق و عقلانیت است و پایه تمام آنها دروغ است . ( بعنوان مثال رجوع شود به فیلمی یک دقیقه از کشته شدگان انتخابات که احمدی نژاد براحتی دروغ می گوید و در پایان با یاد آوری سخن میر حسین مان که فرمود ما با یک پدیده ای روبروی هستیم که براحتی به دوربین نگاه می کند و سیاه را می گوید سفید است) . لذا واجب برادران سایت کلمه ، جرس ، رساو….بعد تبلیغاتی فیلم های اینچنینی را در نظر داشته باشند که می تواند در 40 میلیون موبایل پخش شود و نشر پیدا کند الان دوران چاپ اعلامیه گذشته است موبایل با فیلم های یک دقیقه خواندنی می تواند جایگزین گردد و تکنولوژی بلوتوث براحتی می تواند پیام را از تهران تا اقصی نقاط ایران ببرد.
3- می توان روزنامه کلمه را به شکل فیلم روی سایت گذاشت و بعد پخش کرد.
با تشکر
کلیه این شعارها می توان با تکنولوژی بلوتوث ارسال کرد.
توزیع اعلامیه در لابلای روزنامه ها در دکه های روزنامه فروشی
سبز عملگرا ما هستیم