سی گام برای خودسازی / گام بیست و هشتم: حضور
چکیده :عالم محضر خداست و عالِِم آگاه به مسائل دين و آشنا به تكاليف است. او راه و رسم بندگي را ميشناسد و با انجام فرايض و تقرّب به نوافل، شرط عبوديت را به جا ميآورد. نه چيزي از امور بندگان برخداوند پوشيده است و نه انسان سالك، بين خود و خداوند پرده و پوششي ميكشد و خود را از فيض ربالعالمين محروم ميكند....
قسمتهای پیشین مجموعه مطالب «رمضان، سیگام در راه خودسازی» به قلم محمود صلواتی تا اینجا منتشر شده بود. اکنون بخشی جدید از این مطالب را به نقل از وبسایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم بخوانید:
گام بيست و هشتم: حضور
«وَاَكْرِمْنى فيهِ بِاِحْضارِ الْمَسائِلِ» *
«بار خدايا، در اين روز مرا با حضور در مسائل گرامي بدار.»
از جمله گامهاي خودسازي و مراتب عالي آن احساس حضور است. احساس حضور در پيشگاه خداي متعال و احساس انجام وظيفه برای عبوديت خداوند كه هدف اصلي آفرينش انسان است.
عالم محضر خداست و عالِِم آگاه به مسائل دين و آشنا به تكاليف است. او راه و رسم بندگي را ميشناسد و با انجام فرايض و تقرّب به نوافل، شرط عبوديت را به جا ميآورد. نه چيزي از امور بندگان برخداوند پوشيده است و نه انسان سالك، بين خود و خداوند پرده و پوششي ميكشد و خود را از فيض ربالعالمين محروم ميكند. در اين كهنهسراي گيتي، هركس و هرچيز به گونهاي در تلاش است كه خود را به محضر پروردگار هستي برساند و در سايهسار فيض مطلق وي به آرامش برسد؛ زاهد با نماز، عابد با نياز، عالِِم با تاخت و تاز، عارف با نسيمي دلنواز و نسيم صبحگاهي و گلهاي بهاري با صد كرشمه و ناز.
پير هرات در باب هشتاد و دوم منازلالسائرين گويد:
« خداوند متعال فرمود: «انّ في ذلك لذكري لمن كان له قلب او القی السمع وهو شهيد»،[1] «همانا در اين [قرآن] پندي است براي كسي كه دلي دارد و گوش فرا مينهد و گواه است.» مشاهده، برافتادن حجاب است به يكباره و آن برتر است از مكاشفه. زيرا مكاشفه از جمله نعمتهاست و چيزي از خطوط ترسيمي در آن باقي است. اما مشاهده، ديدار عين و ذات است و آنرا سه درجه است: مشاهدهی «معرفت» كه فراتر از علم است، مشاهدهي «معاينه» كه ريسمانها را ميگسلد و زبان اشاره را لال ميکند و مشاهدهی «جمع» كه سالك را به خود ميكشد و بر درياي وجود ميراند.»[2]
و هم او در مناجاتي گويد:
«الهي! تو آني كه نور تجلي بر دلهاي دوستان تابان كردي، چشمههاي مهر در سرهايشان روان كردي و آن دلها را آيينه خود و محل صفا كردي؛ تو در آن پيدا! و به پيدايي خود در آن، دو گيتي ناپيدا كردي. اي نور ديده آشنايان و سوز سينه دوستان و سرور نزديكان؛ همه تو بودي و تويي؛ نه دوري تا جويند. نه غايبي تا پرسند. نه تو را جز به تو يابند!»[3]
ذكر اين روز «ياحيّّّّ وياقيوم» است.
* دعاي روز بيست و هشتم ماه رمضان: «اَللّهُمَّ وَفِّرْ حَظّى فيهِ مِنَ النَّوافِلِ وَاَكْرِمْنى فيهِ بِاِحْضارِ الْمَسائِلِ وَقَرِّبْ فيهِ وَسيلَتى اِلَيْكَ مِنْ بَيْنِ الْوَسائِلِ يا مَنْ لا يَشْغَلُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّينَ.»
1. قرآن، قاف:37.
2. انصاری، عبدالله، منازلالسائرين، باب مشاهده، ص195.
3. فضلالله میبدی، ابوالفضل، كشفالاسرار و عدةالابرار، تفسير سوره نور، ج6، ص572.













