سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » روایتی از زندان اوین و لحظه آزادی زندانیان سیاسی...

روایتی از زندان اوین و لحظه آزادی زندانیان سیاسی

چکیده :تا حدود ساعت دو همه كنار خيابان نشسته بودند، دست در دست هم، خنده‌هايي كه از ته دل بود، شادي‌هايي كه تمامي نداشت، مي‌گفتند باور نداشتند كه آزاد شوند، شب قبلش با هم مي‌گفتند نهايتا 10، 12 نفر اما به يكباره شنبه خبردار شدند كه آزاد مي‌شوند بايد كاغذي را امضا مي‌كردند و مي‌آمدند بيرون. آنها بالاخره آمدند، پس از روز‌ها و روزها در كنار خانواده‌هايشان بودند، شاد....


روزنامه شرق به قلم ریحانه طباطبایی خبرنگار خود روایتی خواندنی را از لحظه آزاد شدن بیش از 30 زندانی سیاسی در شب یکشنبه گذشته منتشر کرد که به شرح زیر است:

در آهني باز شد، يك ون سبزرنگ بيرون آمد، زنان زنداني سياسي از داخل آن براي افرادي كه كنار زندان آمده بودند دست تكان مي‌دهند، نمي‌شود خوب همه را شناخت اما انگار كه خبر تازه باورپذير مي‌شود. به بعضي از خانواده‌هاي زندانيان وقايع پس از انتخابات زنگ زده بودند كه قرار است زنداني‌هايشان آزاد شوند. آنان هم به دم در زندان آمده بودند.

ساعت 10 مصاحبه دادستان تهران منتشر شد، او نيز گفته بود صد نفر از زندانيان امنيتي آزاد مي‌شوند. ماشين‌ها يكي‌يكي مي‌رسيدند و خانواده‌ها همديگر را در آغوش مي‌كشيدند و بغض بود و بهت. نخستين ماشين كه آمد كمي بهت‌ها فرونشست و باورها قوي‌تر شد.يك ساعتي گذشت، هواي دم اوين خنك بود، هيچ‌كس نمي‌دانست چه كسي بيرون مي‌آيد؟ چند ساعت طول مي‌كشد؟ مادرها حتي حاضر بودند تا صبح هم صبر كنند؟ بالاخره در اوين باز شد، چهار، پنج‌نفري بيرون آمدند، دست‌هاي مادران و پدران رو به هوا رفت، پسرهايشان آمدند.

بعد از پسر‌ها به يكباره يك ميني‌بوس سفيدرنگ آمد، حدود بيست و خرده‌اي در آن بودند، دست تكان مي‌دادند و از پنجره آويزان شده بودند، صحنه عجيبي بود، «ياد فيلم‌ها مي‌افتادي»، مادران مشتاق، همسرهاي جوان، پدرهاي بي‌تاب و برادرهاي دلتنگ، خواهرهاي صبور، همه آنها جوان‌هاي خود را در آغوش گرفته بودند، خنده‌هايي بود كه تا آسمان مي‌رفت، اشك‌هايي بود كه سرازير مي‌شد، خيلي‌ها هم خانواده‌هايشان خبر نداشتند، موبايل‌هاي دوستان‌شان را مي‌گرفتند و شماره مي‌گرفتند.

تا حدود ساعت دو همه كنار خيابان نشسته بودند، دست در دست هم، خنده‌هايي كه از ته دل بود، شادي‌هايي كه تمامي نداشت، مي‌گفتند باور نداشتند كه آزاد شوند، شب قبلش با هم مي‌گفتند نهايتا 10، 12 نفر اما به يكباره شنبه خبردار شدند كه آزاد مي‌شوند بايد كاغذي را امضا مي‌كردند و مي‌آمدند بيرون. آنها بالاخره آمدند، پس از روز‌ها و روزها در كنار خانواده‌هايشان بودند، شاد.


23 پاسخ به “روایتی از زندان اوین و لحظه آزادی زندانیان سیاسی”

  1. قلم فرانسه گفت:

    چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
    و چه خوشتر آن که ز قفس پریده باشد .
    آزادی فرد فردتان فرخنده باد . به آرزوی آن که تمامی زندانیان سیاسی آزاد گردند و آرزوی آن که شرایط جامعه به گونه ای باشد که زندان واژه ای بیش نباشد و اثری از زندان و زندانی نماند. قلم فرانسه

  2. دزفولی گفت:

    یا حسین!

  3. ناشناس گفت:

    درود به شرفشان. الحق که نداها و سهراب های زنده همین ها هستند.

  4. ناشناس گفت:

    حالا بايد چه كنيم تعداد زيادي از زندانيان سياسي آزاد شدند. حكومت قدمي هر چند كوچك برداشت. به نظر من بايد تا آزاد شدن رهبران جنبش كوتاه نياييم.

  5. ناشناس گفت:

    خدا را شکر! به امید آزادی همه زندانیان سبز …

  6. صابرقربانی گفت:

    زندانی عزیزم ازادیت مبارک خدایا اجر مناسب حال سپاه انقلاب را که امروز زندانبان و شکنجه گر بچه های انقلاب است خودت بده

  7. ناشناس گفت:

    khodaya ba omid be azadiye hameye zendaneeyane siyasi va bigonahan asir dar band

  8. ناشناس گفت:

    باید کاغذی را امضا میکردند یعنی چه ؟ نکند تقاضای عفو بوده

  9. عماد گفت:

    مقدم آزادكان را به ميهن تبريك ميكوييم ….

  10. ناشناس گفت:

    با سلام

    باید مواظب بود با این کار دودستگی در جنبش سبز ایجاد نشود که هدف اصلی اصولگریان است.
    آزادی زندانیان سیاسی بیگناه که انواع شکنجه را متحمل شده اند چندان که جای خوشحالی ندارد به اسم عفو.
    آیا این آزاد سازی ها و انتخابات مجلس و فشار بیشتر بر کروبی عزیز برای چیست و دلیل این همزمانی چیست؟
    باید خیلی مواظب بود که رودست نخوریم.

    یا حق

  11. محسن گفت:

    بعد از كلي قانون شكني باز دمشون گرم، ما گربه كور نيستيم كه خوبيهاشونو به رومون نياريم

  12. ناشناس گفت:

    با حضور گسترده مردم در خیابان ها از آزادگان سیاسی استقبال کنند

  13. ناشناس گفت:

    pas majid tavakoli eisa saharkhiz .tabarzi, borojerdy chi shos ziaei chi shod

  14. ناشناس گفت:

    باید در جواب آقا محسن بگم که برادر من! انگار خیلی زود داری همه چیز رو فراموش می کنی… هزاران نفر رو گرفتن و خونواده هاشون رو بی سر پناه کردن و خودشون رو از کار بیکار کردند و خیلی ها رو کشتند و فجایع بسیاری به بار آوردند و حالا که به خاطر انتخابات آینده اومدن فقط تعداد کمی از آنها رو اونم نه تنها بدون عذر خواهی بلکه با همون نامه ها که میدونیم آزاد کردن میگیم خوبیهاشون!!!!هنوز متوجه نشدی که به مرگ گرفتن تا به تب راضی بشیم؟

  15. امیر گفت:

    بی دلیل زندانی کرده اند. باید جوابگوی عمری که از این جوانان پشت میله های زندان هدر رفته است باشند

  16. اکبر گفت:

    اقای ناشناس کنار گود نشسته اند و میگویند لنگش کن.یعنی چه که” آزادی زندانیان سیاسی بیگناه که انواع شکنجه را متحمل شده اند چندان که جای خوشحالی ندارد به اسم عفو.”؟نظر آنها که آزاد میکنند برای ما اهمیتی ندارد،مهم آن است که آنها از نظر ملت بیگناه و در پیشگاه مردم تبرئه هستند.
    من از وقایع لیبی و جنگ داخلی ، که آن سرش ناپیدا است ،وحشت کرده ام.اجازه بدهیم چو جامعه کمی آرام شود و دست ماجراجویان داخلی و خارجی بسته شود.

  17. حسن گفت:

    به امید آزادی میرحسین موسوی، مهدی کروبی، تاجزاده، رمضانزاده، بهزاد نبوی، زید آبادی، سحرخیز، بهاره هدایت، محسن میردامادی، عیسی سحرخیز، مسعود باستانی و ….

  18. ناشناس گفت:

    میرحسن موسوی آزاد باید گردد

  19. ناشناس گفت:

    آقا محسن اگه خوبی اینه که یکی رو بیگناه بگیری و آزار بدی بعدا ولش کنی، خوشحال میشم در حق شما خوبی کنم !!!

  20. ناشناس گفت:

    حتما” کاغذی که امضا کردند باعث شده آزاد بشند چون اگه امضا نمی کردند همون تو زندان اول تجاوز بعد می کشتندشون اما کاغذی که امضا کردندن زندانی ها یک مشت اعترافات دروغ و اختیاراتی که باعث میشه بعدن بتونن رندانی و خانواده اش اذیت ونابود کنن اینا به خوداشون که هم دیگرو قبول ندارن رهم نمی کنن چه برسه به شما فقط خدا رهم کنه به زندانی خانوادش ار این به بعد با کاغذی که تحت فشار زندانی امضا کرده.

  21. عباس گفت:

    کار بزرگی نکردند ،حکومت وظیفه دارد گندی که به کشور زده را خودش درست کند در واقع یکی از ظلمهایشان را کم کردند هنوز از فتنه خطاب کردن مردم دست بر نمیدارند و رهبران و منتجیبن ملت و تاجزاده ها و نبوی ها و … در زندانند . دزدی بیت المال و تقلب و دزدیدن انقلاب و آزادی و امید مردم و دهها خلاف دیگر را هنوز بدهکارند و به وقتش هم باید دو سال اذیت و آزار فرزندان ملت را باید جوابگو باشند البته با روشی عادلانه و نه مثل خودشان فله ای ( به قول گاندی ببخش ولی فراموش نکن)

  22. آزاده گفت:

    بايد خواسته اصلي مردم در تجمعات آزادي همه زندانيان سياسي باشد
    درود بر شرف آزادگان سبز

  23. سارا گفت:

    از ته دل خوشحال هستم امیدوار هستم که همه ازاد شو ند به جای سرکوب و دشمنی و کینه دوستی وازادی در کشور سایه بر افکند