سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آيت الله موسوی اردبيلی: خشونت، تند خویی، زور و زندان باعث پیشرفت دین نمی شود...

آيت الله موسوی اردبيلی: خشونت، تند خویی، زور و زندان باعث پیشرفت دین نمی شود

چکیده :در طول تاريخ پيشرفت دين با اخلاق خوب، نرم خويی، منطق و حكمت همراه بوده است و هيچ گاه خشونت، تندخويی، زور، زندان در پيشرفت دين موثر نبوده و انسان‎ها را نمازخوان نكرده است، بلكه نتيجه عكس داشته است و موجب تنفر و بدبينی نسبت به دين بوده است....


آيت الله العظمی موسوی اردبيلی اعلام کرد: در طول تاريخ، پيشرفت دين با اخلاق خوب، نرم خويی، منطق و حكمت همراه بوده است. هيچ گاه خشونت، تندخويی، زور، زندان در پيشرفت دين موثر نبوده و انسان‎ها را نمازخوان نكرده است، بلكه نتيجه عكس داشته است و موجب تنفر و بدبينی نسبت به دين بوده است

به گزارش سایت اطلاع رسانی موسوی اردبیلی، این مرجع تقلید در ادامه جلسه تفسير سوره ياسين در شب های ماه مبارك رمضان نكاتی را پيرامون مسائل تربيتی بيان فرمودند.

ایشان فرمود: «در گذشته نه چندان دور، تربيت فرزندان از جهتی آسان‎تر و قابل دسترس‎تر بود به اين معنا كه علاوه بر اين كه در مكتب خانه‎ها به عنوان مراكز آموزشی آن زمان دقت لازم صورت می‎گرفت كه تربيت بچه‎ها يك تربيت سالم و دينی باشد، در منازل و مشاغل مراقبت‎های لازم نسبت به فرزندان صورت می‎گرفت لذا بچه‎ها كمتر آسيب می ديدند.»

آیت الله موسوی اردبیلی با بیان مثالی گفت: «مثلا از آن جايی كه نوعا فرزندان شغل پدر را در كنار پدر و بزرگتر خود ياد می‎گرفتند و ادامه می‎دادند نظارت و مراقبت به راحتی صورت می‎گرفت و از اين جهت كار آسان‎تر بود.»

این مرجعيت دينی فرمود: «متاسفانه در اين زمان‎ها تربيت فرزندان مشكلات و مرارت‎های خاص خود را دارد و به راحتی قبل امكان پذير نيست لذا پدران و مادران و بزرگترها يا در اين رابطه دقت بيشتری به خرج دهند. زيرا امروزه فرزندان ما در معرض انواع و اقسام تهديدها قرار می‎گيرند كه اگر مراقبت نشود، خطرات مهلكی به دنبال دارد».

ایشان گفت: «امروزه در قدم اول پدران و مادران مسئوليت مهمی در تربيت فرزندان خود دارند كه بايد دقت كنند اين مسئوليت به نحو احسن صورت پذيرد به اين معنا كه همان طوری كه پدر و مادر نسبت به خوراك و پوشاك، شغل و ديگر نيازمندی‎ها احساس مسئوليت می‎كنند؛ بايد نسبت به تربيت، رفت و آمد، مراكز تربيتی و عبادات و ديگر معنويات فرزندان به مسئوليت خود توجه كنند». مرجعيت دينی فرمودند: «آنچه مهم است و همگان بايد مورد توجه قرار دهند اين است كه بدانيد احساس مسئوليت با خشونت فرق دارد و نبايد در تربيت فرزندان با خشونت برخورد شود و خشونت هيچ وقت با تربيت سازگار نيست.»

آیت الله موسوی اردبیلی فرمود: «اساس تربيت دين و محور كار پيامبر(ص) بزرگ اسلام بر رحمت و الفت و مهربانی بود و تمام پيشرفت‎های پيامبر به خاطر همين خصلت تربيتی موثر او بود؛ لذا خداوند در مقام تمجيد از اين خصلت پيامبر می‎فرمايد: به خاطر توجه و عنايت الهی تو با نرمی و مهربانی برخورد كردی كه همين امر مايه موفقيت تو است و اگر تو خشن و تندخو بودی مردم از اطراف تو دور می شدند».

این مرجعيت دينی ادامه داد: «در طول تاريخ پيشرفت دين با اخلاق خوب، نرم خويی، منطق و حكمت همراه بوده است و هيچ گاه خشونت، تندخويی، زور، زندان در پيشرفت دين موثر نبوده و انسان‎ها را نمازخوان نكرده است، بلكه نتيجه عكس داشته است و موجب تنفر و بدبينی نسبت به دين بوده است.»

معظم له در ادامه فرمود: «ائمه اطهار هم به عنوان بزرگترين مربيان دين در طول تاريخ در تربيت انسان‎ها از خشونت استفاده نكرده‎اند بلكه محبت، مهربانی، رأفت، سرلوحه كار آنها بوده است. حتی در مواردی اگر مخالفان دين با تندی و پرخاش نسبت به مقدسات برخورد می‎كرده‎اند، هميشه با روش پسنديده و نرم و معقول ائمه روبرو می‎شدند.»

ایشان در پايان با تأكيد بر وظيفه همگان نسبت به تربيت جوانان و نوجوانان جامعه گفت: «همگان اعم از پدر و مادرها و مربيان و روحانيون و مراكز تربيتی بايد بدانند امروز تربيت افراد جامعه امری ضروری و لازم است كه اگر خدای نخواسته كوتاهی شود، همگان آسيب می‎بينيم و در پيشگاه خداوند مسئوليم.»

 

 


6 پاسخ به “آيت الله موسوی اردبيلی: خشونت، تند خویی، زور و زندان باعث پیشرفت دین نمی شود”

  1. سارا گفت:

    مردم را به زور میخواهند به بهشت ببرند .ادعائی که پیامبر نکرد

  2. ناشناس گفت:

    بدالعلی بازرگان
    دین و مذهب موروثی و تقلیدی بیش از این کارساز نیست، باید از درون ذاکر شد.

    آیا هنگام آن فرا نرسیده که دلهای مومنان به یاد خدا وکلام حقی که نازل شده فروتن شود ؟… (سوره حدید آیه۱۶)
    مقدمه
    همه جانداران، اعم از گیاه و حیوان، حیاتی مادی دارند که اگرمرتب تغدیه نشوند، پژمرده شده و می میرند. اما انسان، علاوه بر اشتراک جسمی با سایر جانداران، حیاتی معنوی نیز دارد که آن هم برای دوام و بقای خود نیازمند تغذیه ای دائمی است. از آثار حیات جسمی، همین حرکت وهیجان است، حیات معنوی نیز زنده دلی و طراوت و نشاط می آورد و در فقدانش دلمردگی و دنیا زدگی حاصل می گردد!
    قرآن حیات معنوی را “ذکر” نامیده است. ذکر نوعی حضور قلب است، حضور حقیقتی در ذهن و زبان و آگاهی و اِشعار به وجود آن. نوعی انرژی است؛ نیروئی است که با آن زیست معنوی می کنیم. نیروی کار است، اما نه کاری فقط برای آب و نان و نام!… درخت وجودمان را اگر آبیاری نکنیم می خشکد، باغ دلمان را نیز باید آبیاری و باغبانی کنیم، اما نه از آن آب، و نه با این آفتاب!
    نیست آن باران از این ابر شما / هست ابری دیگر و دیگر سماء
    غیب را ابری و آبی دیگر است / آسمانی و آفتابی دیگر است
    منابع تغذیه جسمی، یعنی آب و خاک، بیرون از وجود جانداران است، منبع تغذیه معنوی نیز گرچه بیرونی است، اما نقبی هم به درون ما زده و با چشمه ای که در ضمیر و ذهن ما جاری ساخته، خداآگاهی را ازمسیر خودآگاهی ممکن کرده است. واژه مخالف ذکر، “نسیان” است. نسیان فراموش کردن این چشمه درونی با اشتغالات بیش از نیازی است که در زندگی برای خود درست کرده ایم. این چشمه همان فطرتی است که فهمش کلید معماست! با جاری کردن آن می توان به آب حیات رسید.
    آب کم جو تشنگی آور به دست / تا بجوشد آبت از بالا و پست
    رو بدین بالا و پستی ها بدو / تا شوی تشنه، حرارت را گرو
    این که حافظ می گوید : “دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند، اندر آن نیمه شب آب حیاتم دادند”، نه غصه اش قصه روزگار ما بود، نه آن آب حیاتی که در آن مبارک سحر، تازه براتش دادند، از جنس برات آزادی از اسارت های دنیائی به شمار می رفت! مگرما کم حسرت حضور یار می خوریم وحضور قلب و حال و هوای آن خیالات پاک و طرب انگیزی که آدمی را به بال فرشتگان در ابرهای آرزو پرواز می دهند طلب می کنیم؟
    همه می نالند که حضور قلب ندارند؛ حواسها به هراس های محروم شدن ازمنافع دنیائی و حراست از محصول حرص های بازار دنیاست، طبیعی است که در این حال و احوالی، نمازهای از سرِ بی نیازی بالا نمی نرود و برای رفع شکیات مهرهای شماره انداز به کار گرفته می شود! این فرازلطیفی است از دعای کمیل در حسرت از دعاهائی که به خاطر آثار و دنباله گناهان در سینه حبس شده و بالا نمی رود: اللهم اغفرلی الذنوب اللتی تحبس الدعاء .
    بازهم به تعبیر آن امام عارفین(ع): “این دلها نیز مثل بدنها ملول و افسرده می شوند، برای نشاطشان حکمت های نو و جالب توجه بجوئید” (بجای تکرار و تقلید، ازشیوه های مبتکرانه بهره بگیرید).
    إِنَّ هذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَمَا تَمَلُّ الاََْبْدَانُ، فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِكْمَةِ (نهج البلاغه حکمت۹۱).
    صدق و صفای ایمان های دوران کودکی و نوجوانی سالهاست با سرگرمی ها و غفلت ها یا سلطه ستمگرانه متولیان دین و دنیای مردم رخت بربسته و کاروان دلهای خسته و رمیده از دین دولتی از رفتن باز ایستاده است. سوره انبیاء گویا با تصویر چنین حالاتی آغاز شده است:
    اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ لَاهِيَةً قُلُوبُهُمْ ….
    (روز) حساب مردم در حال نزدیک شدن به آنان است، اما در غفلتی رویگردانند. هیچ سخن تازه ای از پروردگارشان برآنها نمی رسد، جزآنکه می شنوند و (با بی تفاوتی) به بازی خود ادامه می دهند! (چرا؟ چون) دلهایشان به سرگرمی هائی مشغول است و…
    دین و مذهب موروثی و تقلیدی بیش از این کارساز نیست، چاره ای نیست، وقتی بیداری از بیرون نمی آید و ذکر را زنگار زور و تزویر یا تقلید و تبعیت تاریخی گرفته، باید از درون ذاکر شد و برای خود چشمه نوری جوشاند. این یادداشت کند و کاوی مقدماتی برای رسیدن به رگه های همان آب حیات است، با تدبر در کتابی که ذکر نامیده شده است:… بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ
    …. بلکه ما ذکرشان ( وسیله بیداری شان در دنیا و آخرت) را برای آنها آورده ایم، ولی آنها از بیداری شان رویگردانند. (مومنون ۷۱).
    زوال ذکر و تنگی زندگی
    با اصطلاحات قرآنی: “سعه صدر” و “ضیق صدر”، که دلالت بر گشادگی یا تنگی بینش و منش و روش زندگی آدمی می کند، آشنا هستید؛ با کمی اغماض، شاید اصطلاح انگلیسی: Open Minded, Narrow Minded را از نظر بینشی بتوان معادل آن شمرد. اصطلاح دینی دیگری که مرتبط با “ذکر” در قرآن مطرح شده، “ضنک” به معنای تنگی است. تنگی مکان، زندگی، فکر و اندیشه و حتی بینی(در سرماخوردگی). زندگی تنگ، دلالت بر جهان بینی بسته و محدودی دارد که دست و پای آدمی را در اسارت آرزوهای دنیائی و لذات آن اسیر می کند.
    در قرآن آمده است: “هرکس از ذکرخدا روی گرداند، زندگی اش تنگ می شود”! اما واقعیت امر، خلاف این مدعا را نشان می دهد. در دنیای مدرن،لا اقل از نظر مادی، جوامع غیر اسلامی و حتی بی دین، اغلب زندگی گشاده ترو کم دردسرتری از ما دارند. پس این تنگی درکجاست؟
    درگذشته برای رونق نهضت سوادآموزی می گفتند: “بی سواد کور است “، در آینده نزدیکی خواهند گفت: “هرکس کامپیوتر نداند کور است”، مسافری است در سرزمینی که با زبان آنان آشنائی ندارد! آیات خدا، آگاهی هائی است که ما در مدرسه آفرینش کسب می کنیم، این آگاهی ها، همچون درس هائی که در مدارس دنیا می خوانیم، چشم ما را به معارف متنوع باز می کند. کسانی که با اینترنت کار می کنند، می دانند با گشودن این پنجره، چشم به دنیای عظیمی باز می شود که قابل توصیف نیست. در این شبکه (Net Work) میدان نظر و عمل انسان به کلی دگرگون می شود. اگر درس های مدرسه ما را به فکر وا می دارد، آیات خدا “ذکر”را به ما الهام می کند. ذکر خدا، در بُعد معنویت، اینترنت چند بُعدی بی نهایتی است که جهان بینی و انسان شناسی ما را متحول می سازد. نگاه کنید به تمثیل قرآن از فقدان جام جهان بین “ذکر”!
    طه ۱۲۴ تا ۱۲۶- وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَىٰ
    و هرکه از یاد من روی گرداند، زندگی تنگی خواهد داشت و روز رستاخیز نابینا محشورش می کنیم، می گوید: پروردگارا، من که بینا بوده ام، چرا نابینایم محشورکرده ای؟ گوید: به این دلیل که آیات ما بر تو عرضه شدولی تو آنرا به فراموشی سپردی و به همین گونه امروز فراموش (نادیده گرفته) می شوی.
    موانع بیداری، جانشینان خدا در دل آدمی
    ۱- آفت اموال و اولاد
    این که چرا حضور قلب سابق را از دست داده ایم و دعاهایمان در دل حبس شده و بالا نمی رود، دلیلی جز دلمردگی و رنجوری آن ندارد. دلائل این رنجوری را در همان “کتاب ذکر”(قرآن) می توان یافت. مهم ترینش همه همّ و غمّ را وقف “اموال و اولاد” کردن و غفلت از موهبت کننده آنهاست. مسلما تلاش برای کسب معاش و سعی و کوشش برای اداره زندگی همسر و فرزند از مهم ترین وظایف دینی است، اما هنرمندی در تقسیم عادلانه اوقات و امکانات به همه ابعاد زندگی است؛
    ای کسانی که ایمان آورده اید، مبادا مشغول شدن (تمام وقت) به دارائی ها و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل کند و هر که چنین کند از زیانکاران است.
    منافقون ۹- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ ۚ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ
    ۲- تجارت و داد وستد
    کار کردن و شغل دائمی داشتن، البته اجر و افتخار هم دارد. مشکل آنجاست که برخواب و بیداری و همه وجودمان غلبه یافته و در اولویت یک! بر سایرجنبه های زندگی سایه افکن شود. مثال زیر تجربه ای واقعی است ازمسلمانان معاصر پیامبراسلام (ص). این نقل تاریخی نشان می دهد که حتی برخی مومنان که چنان معلم و مربی بزرگی هم داشتند، مصون ازانحراف در توجه به محور زندگی و اصلی فرعی کردن امورنبودند:
    جمعه ۹ تا ۱۱- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ۚ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا ۚ قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ ۚ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
    ای مومنان، چون به نماز جمعه ندا داده شود، به سوی “ذکر خدا” (نماز) بشتابید و داد و ستد را رها کنید؛ اگر بدانید، این رهائی به نفع شماست. ( این واگذاری البته موقت است)، پس آنگاه که نماز پایان یافت، به طلب کسب روزی از فضل خدا درشهر و دیار خود پراکنده شوید و “خدا را بسیار یاد کنید”، باشد تا رستگار شوید. (اما متاسفانه برخی از مردم) همین که داد و ستد یا سرگرمی جالبی ببینند، به سوی آن شتابان می روند و تو را (در حال خطبه نماز) رها می کنند؛ بگو: آنچه نزد خداست، بهتر از سرگرمی و داد و ستد است؛ و خدا بهترین روزی دهندگان است.
    در سوره نور نیز، که خدا را در مقام تمثیل به نور آسمانها و زمین تشبیه کرده، این نور را درخانه دل کسانی سراغ می دهد که یکسره یاد و نام او به بلندی برده می شود و کار و کاسبی آنها را از “ذکر خدا” و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات باز نمی دارد، آنها از روزی بیم دارند که دل ها و دیده ها از عظمت آن منقلب می گردد.
    نور ۳۶و ۳۷- فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ ۙ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ
    ۳- دوستان نا اهل
    از دیگر عوامل زائل کننده ذکرخدا، انتخاب دوستان نااهل، معاشرت های نامناسب، مهمانی های آنچنانی و محافل متضاد با آرمانهای ایمانی است. منظور قهر کردن و فاصله گرفتن از غیرخودی ها نیست، خطر از خالی شدن دل از یاد خدا و پرشدنش با جانشینان نااهل است.
    زخرف ۳۶ تا ۳۸- وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ
    هرکه از یاد خدای رحمن دل بگرداند، شیطانی بر او می گماریم تا همنشینش باشد و آنها ایشان را از یاد خدا بازش می دارند، درحالی که چنین می پندارند که واقعا راه یافته اند! تا آنگاه که (در قیامت) نزد ما آیند، (به دوستان شیطان صفت خود ) گویند: کاش میان من و تو فاصله ای به دوری شرق و غرب بود، چه بد همنشینی بودی.
    مراقبت از سلامتی بدن را همگان پذیرفته اند، اما مراقبت ازروح و روان و ایمان را قلیلی از مردم جدی می گیرند. گمراهی دیگران نیز همچون مرضی مسری ایمان شما را بیمار می کند و حفاظت خود و نزدیکان در برابر این بیماری مسئولیت هر مومنی است:
    تحریم ۶- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا….
    کهف ۲۸-… وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا
    ۴- هوای نفس
    عوامل بازدارنده از ذکر خدا یکی دو تا نیست، در سوره توبه به ۸ مورد آن شامل: پدران، فرزندان، برادران، همسران، خویشاوندان، اموال ، تجارت و خانه اشاره شده است، سه مورد اول در جوامع ناامن گذشته، بنا به ضرورت های دفاعی و فرهنگی در نظام پدرسالار قبیلگی، البته وابستگی وتعلق خاطر بیشتری به وجود می آورده و به دلیل فقر و فلاکت و تحقیر زن، وابستگی به همسر، اموال، تجارت و خانه زندگی ضعیف تر از امروز بوده است.
    بگو: اگر پدران، فرزندان، برادران، همسران، خویشان، اموالی که به چنگ آورده اید، تجارتی که از بی رونقی باش می ترسید و خانه هائی که دوست دارید، در نظر شما از خدا و رسولش و جهاد در راهش دوست داشتنی تراست، چشم به راه باشید تا خدا فرمان خویش بیاورد، و خدا مردم منحرف را به مقصود نمی رساند.
    توبه ۲۴- قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ
    دلائل کلی دیگری را که قرآن ذکر کرده، می توان اشاره وار مورد توجه قرار داد:
    بهره مندی های مادی زندگی: فرقان۱۸- … وَلَٰكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّىٰ نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا
    … اما تو آنها و پدرانشان را ( با وجود کفران نعمت) آنچنان بهره مند ساختی تا یاد تو را فراموش کردند و مردمی بی نصیب و بهره شدند.
    دل سخت شدن ازپذیرش ذکر خدا: زمر۲۲- ….ۚفَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ
    پرده ای که انکار حقیقت بر چشم می کشد :
    کهف۱۰۰و ۱۰۱- وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِينَ عَرْضًا الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاءٍ عَنْ ذِكْرِي وَكَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا
    راه حل؛ ذکر بسیار!
    هنگام رانندگی ششدانگ حواس راننده باید به جلو باشد تا جان خود، سرنشینان و ره گذران را به خطر نیندازد. معنای :”ذکر کثیر” (یاد فراوان) که در قرآن بارها تکرار شده، همین است. دست و زبان و حتی چشم ما نیز مرکب هائی هستند که همه روزه هزاران خطر از آنها درارتباط با دیگران بر می خیزد. تمثیل چالش “عقل با نفس” در “تنازع “مجنون با ناقه”، که در مثنوی مولوی آمده است، از زیباترین تمثیل ها برای نشان دادن ضرورت مهار نفس و”ذکر دائمی” لیلی است.
    میل مجنـــون پیش آن لیـــــلی روان/ میل ناقه پس پی کُره دوان
    یک دم ار مجنون ز خود غافل بُدی / ناقه گردیدی و واپس آمدی
    اما شاعر در جان کلام و نتیجه ای که از قصه می گیرد، مولا را جای لیلا می نشاند:
    عشق مولی کی کم از لیـــــلی بُوَد / گوی گشتن بهرِ او اولی بُوَد
    گوی شو می گرد بر پهلوی صدق / غَلْط غَلطان در خَم ِ چوگان عشق
    کاین سفر زین پس بُوَد جذب خدا / و آن سفر بر ناقه باشد سَیْرِ ما
    در قصه لیلی و مجنون، تشنگی و طلب یکسره ازجانب مجنون و عشق و دلدادگی از ناحیه اوست و اصلا سخنی از رضایت لیلی و رویکرد او درکارنیست، اما درارتباط با خدا قضیه برعکس است! رویکرد و دعوت یکسره از مولی و ملائکه اوست و اجابت دل ما همان “ذکر” است. با این تفاوت که این مولی معشوق را نه برای خود، که برای پرورش یافتن در میدان عشق و خروج از تاریکی ها به سوی نور فرامی خواند:
    احزاب ۴۱تا ۴۳- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا
    ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را یاد کنید، یادی بسیار و صبح و شام (یکسره) او را (با اعمال مثبت و مفید خود) تسبیح کنید(۱)،او کسی است که یکسره بر شما توجه و عنایت دارد و فرشتگانش نیز، تا شما را از تاریکی ها به سوی روشنی برآورد، (زیرا) خدا به اهل ایمان همواره مهربان است.
    قرآن آرامش و سکوت شب را هنگام ذکر و روشنائی روز زمان شکر، به معنای بهره برداری از نعمات خدا در مسیر درست قرار داده است
    فرقان ۶۲- وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًا
    به موارد زیر نیز در مورد ضرورت “ذکر کثیر” (یاد دائمی خدا) که در آیه معروف: الذینهم فی صلاتهم دائمون” بر مداومت و همیشگی بودن آن و در آیه : والذین علی صلواتهم یحافظون” بر محافظت آن در برابر عوامل فراموشی و غفلت توصیه شده تاکید کرده است:
    ( ضرورت ذکر در ادبیات و هنر که می توانند بت های جانشینی برای خدا باشند)
    شعراء ۲۲۴ تا ۲۲۷- وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا ۗ وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
    ( ذکر زن و مرد ندارد):احزاب ۳۵- وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا.
    ( خطاب به زکریا): آل عمران ۴۱- … وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ
    خطبه “ذاکرین” در نهج البلاغه
    در ذهنیت بیشتر مومنان، ذکرکاری فردی و درخلوت با خدای خویش است، اما نزد امام علی(ع) ذکر معنای بسیار گسترده تری داشته، کسانی را ذاکر واقعی معرفی می کند که در صحنه مسئولیت های اجتماعی بیدارتر از همه، همچون راهنمای کاروان و رهبریک جامعه مراقب ملت بوده و با بشارت هایش امیدواری و روحیه می بخشد و با هشدارهایش افراط گران را از چپ روی یا راست روی باز می دارد.
    بی مناسبت نیست در ایام شهادت آن امام الذاکرین (ع) و به تناسب این موضوع، بخشی از خطبه مذکور را که هنگام تلاوت آیه : “رجال لاتلهیهم تجاره و لابیع عن ذکرالله…” ایراد فرمودند، ذیلا نقل کنیم:
    إِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الذِّكْرَجِلاَءًلِلْقُلُوبِ، تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَةِ وَتُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ وَتَنْقَادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعَانَدَةِ، وَمَا بَرِحَ لله ـ عَزَّتْ آلاَؤهُ ـ فِي الْبُرْهَةِ بَعْدَ الْبُرْهَةِ، وَفِي أَزْمَانِ الْفَتَرَاتِ عِبَادٌ نَاجَاهُم ْفِى فِكْرِهِمْ، وَكَلَّمَهُمْ فِي ذَاتِ عُقُولِهِمْ، فَاسْتَصْبَحُوابِنُورِ يَقَظَةٍ فِي الاََْسْمَاعِ وَالاََْبْصَارِ وَالاََْفْئِدَةِ، يُذَكِّرُونَ بِأَيَّامِ اللهِ، وَيُخَوِّفُونَ مَقَامَهُ، بِمَنْزِلَةِ الاََْدِلَّةِفِي الْفَلَوَاتِ مَنْ أَخَذَ الْقَصْدَحَمِدُوا إِلَيْهِ طَرِيقَهُ، وَبَشَّرُوهُ بِالنَّجَاةِ، وَمَنْ أَخَذَ يَمِيناً وَشِمَالاً ذَمُّوا إِلَيْهِ الطَّرِيقَ، وَحَذَّرُوهُ مِنَ الْهَلَكَةِ،
    فَكَانَوا كَذلِكَ مَصَابِيحَ تِلْكَ الظُّلُمَاتِ، وَأَدِلَّةَ تِلْكَ الشُّبُهَاتِ. وَإِنَّ لِلذِّكْرِ لاَََهْلاً أَخَذُوهُ مِنَ الدُّنْيَا بَدَلاً، فَلَمْ تَشْغَلْهُمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَيْعٌ عَنْهُ، يَقْطَعُونَ بِهِ أَيَّامَ الْحَيَاةِ، وَيَهْتِفُون بِالزَّوَاجِرِ عَنْ مَحَارِمِ اللهِ، في أَسْمَاعِ الْغَافِلِينَ، وَيَأْمُرُونَ بِالقِسْطِ وَيَأْتَمِرُونَ بِهِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ المُنكَرِ وَيَتَنَاهَوْنَ عَنْهُ، فَكَأَنَّمَا قَطَعُوا الدُّنْيَا إِلَى الاَْخِرَةِ وَهُمْ فِيهَا، فَشَاهَدُوا مَاوَرَاءَ ذَلِكَ، فَكَأَنَّمَا اطَّلَعُوا غُيُوبَ أَهْلِ الْبَرْزَخِ فِي طولِ الاِِْقَامَةِ فِيهِ، وَحَقَّقَتِ الْقِيَامَةُ عَلَيْهِمْ عِدَاتِهَا فَكَشَفُوا غِطَاءَ ذلِكَ لاََِهْلِ الدُّنْيَا، حَتَّى كَأَنَّهُمْ يَرَوْنَ مَا لاَ يَرَى النَّاسُ، وَيَسمَعُونَ مَا لاَ يَسْمَعُونَ.
    خداوند، كه نعمتهايش بزرك باد، در هر عصر و زمانى همواره بندگانى داشته كه در تفکراتشان با آنان نجوا می کرده و در وادى عقل و انديشه شان با آنان سخن ‏می گفته. (اين‏بندگان) با نور بيدارى عقول، چراغ فهم و بينائى را در چشمها، گوشها و دلها روشن ساخته‏ و انسانها را به ياد روزهاى ویژه ظهور قدرت الهى مى‏انداختند و از مقام عظمت پروردگار، بيم مي دادند. اين افراد بمنزله راهنمايان بيابانها، هرکس را راه مستقيم درپيش گیرد،‏ می ستایند و به نجات بشارت مي دهند، و هرکس را چپ روی و راست روی (افراط و تفریط) کند، از هلاكت ‏بيم مي دهند. بدينگونه اين بندگان، چراغ‏ آن تاريكيها و راهنماى آن پرتگاه هایند.
    ياد خدا اهلى دارد كه آن را به جاى زرق و برق ‏دنيا برگزيده‏اند، پس هيچ تجارت و داد و ستدى آنها را از ياد خدا باز نداشته است. آنها این چنین دوران عمر به سر می کنند. در گوش غافلان فریاد هشدارهای بازدارنده می زنند، به عدالت فرمان مي دهند و خود به آن عمل مي کنند و از بدى باز مي دارند و خود به گرد آن نمي گردند؛ انگار دنیا را طی کرده و به آخرت پيوسته‏اند و ماوراء این زندگی را مشاهده کرده اند؛ گويا از پشت ديوار اين جهان سر بر آورده و به جهان برزخيان‏ نگریسته و اقامت طولانى آنجا را مشاهده مي كنند. گويا رستاخيز وعده‏هاى خود را براى آنها عملى‏ ساخته است. آنها اين پرده‏ها را براى جهانيان كنار زده اند، گويا چيزهائى را مي بينند كه ديگران‏ نمي بينند و مطالبى را مي شنوند كه ديگران نمي شنوند.
    پی نوشت:
    (۱)- معنای تسبیح در آیه فوق، در کنار ذکر آمده و بُعد عملی آنرا نشان می دهد، قرآن کلمه تسبیح را برای تلاش و تکاپوی روزانهنیز به کار برده و تصریح کرده : “هنگام روز برای تو امکان سباحه (تلاش) طویلی است:
    مزمل ۷ و ۸- إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا

  3. ساسان گفت:

    حلقه دگير زرو تزوير همين زور است كه اقتدارگرايان و مستبدان بظاهر متدين را امنيت ميدهد.

  4. ناشناس گفت:

    این مرجعیت دینی ادامه داد: «در طول تاریخ پیشرفت دین با اخلاق خوب، نرم خویی، منطق و حکمت همراه بوده است و هیچ گاه خشونت، تندخویی، زور، زندان در پیشرفت دین موثر نبوده و انسان‎ها را نمازخوان نکرده است، بلکه نتیجه عکس داشته است و موجب تنفر و بدبینی نسبت به دین بوده است.»
    عدم توجه به این اصل عقلایی دینی مهم از خصلت های حاکمان فعلی ما است که به آن توجه ندارند و با خشونت و زور گویی بذر نفرت میکارند و نام این خصلتهای مذموم را قاطعیت و پافشاری بر اصول میگذارند. خدا هدایتشان کند

  5. ح ازایثار گران هشت سال دفاع مقدس گفت:

    مراجع محترم قم به داده اسلام برسید حکومت بدست ناهلان افتاده ودین مردم راازمسیر اصلی که پیامبر ص باشد خارج ودرمسیر آتا ترک قرار داده اند هرروز نظامیان را برمردم مسلت می کنند که این همان راه رسم آتا ترک همسایه غربی ایران در هشتاد سال قبل است که امروز در ایران پیاده می کنند. خطر این اقدام برای اسلام وایران از دشمنی شرق وغرب بیشتر است.

  6. حسین جعفری گفت:

    ازتمام دوستان عزیزی که کامنت میگذارند یک خواهش دارم که امیدوارم آنرا با حسن نیت بپذیرند. ما ایرانی هستیم و زبان ملی ما فارسی است. البته هریک از افراد علاوه برزبان ملی دارای زبان مادری و بومی هم هستند، کردی، آذری، عربی، بلوچی و….
    خواهشم آنست که در نوشتن کامنت ها تنها از واژه های شیرین فارسی استفاده کرده و از آوردن مثال های عربی یا واژه ها و اصطلاحات عربی خود داری کنیم. در مواردی که هم که از قرآن مجید می خواهیم آیه و سوره ای را مثال بزنیم نام آن سوره را آورده ترجمه فارسی آنرا بگذاریم که همه با مفهوم آن آشنا شوند. مثلا من از مقاله بسیار طولانی ناشناس یا بدالعلی بازرگان؟ واقعا نیمی را متوجه نشدم. مگر ما فارسی زبان نیستم، چرا به زبانی نمی نویسیم که صد درصد خوانندگان متوجه نوشته شوند. درضمن نفرمایید ما مسلمانیم و باید زبان عربی را که زبان قرآنی ماست بدانیم یا با سوره ها و آیه آشنا باشیم خوب واقعیت آنست که اکثریت مردم اولا آشنا نیستند وعربی نمی دانند وبعد تمام خوانندگان شما که مسلمان نیستند؟ ما ملتی هستیم متشکل از ادیان گوناگون آن دوست ارمنی من که فارسی را دستش درد نکند به قدر وسع خود میخواند چرا باید با قرآن و مفاهیم آن یا اصولا زبان عربی آشنا باشد؟ یا هموطنان یهودی، مسیحی، کلیمی، بهایی، زرتشتی و …. ما که می خواهیم کشوری داشته باشیم و حکومتی تکثرگرا و طرفدار ادیان و قومیت ها و عقاید و آراء گوناگون دست کم در مورد نوشتارمان به یک زبان ملی توافق داشته باشیم. دوستان عزیز آیا این توقع زیادی است که من دارم؟