سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

کوره ذوب دموکراسی

چکیده :بخش مهمی از مسیر اصلاحاتی که کلیسای کاتولیک طی کرده است، جز از طریق قرار گرفتن در کنار یا درون کوره دمکراسی قابل تفسیر نیست. موضوع این نبود که عده‌ای از پاپ‌ها یا اسقف‌ها نشستند و به این نتیجه رسیدند که فلان ایده‌ها و عقاید یا احکام در گذشته غلط بوده و از اکنون به بعد باید در آن تجدید نظر کرد، بلکه به دلیل مواجهه با قدرت مردم و جامعه و تغییراتی که در خواست عمومی رخ داده بود، آنان هم پیراهن کاتولیکی مناسب را برای این عقاید جدید دوختند و با افتخار بر تن آن کردند....


عباس عبدی

ویژه‌نامه روزنامه ایران با عنوان خاتون درباره زن و حجاب از سوی رقبای دولت، به منزله یک اقدام انتخاباتی مهم و جهت جلب آرای طبقه متوسط تلقی شده است. این تلقی بی‌راه نیست، به ویژه آن که یکی از مصاحبه‌شوندگان آن ویژه‌نامه اظهار داشته که این گفتگوها پیش از انتخابات سال 88 انجام شده و ظاهراً اقدامی انتخاباتی برای آن زمان بود، ولی به دلایلی که جای پرداختن به آن در این یادداشت نیست، انتشار آن به انتخابات پیش رو موکول شده است. این نوع اقدامات فقط منحصر به جناح دولتی نیست. گروه مقابل آنان هم درباره ماهواره و نحوه برخورد پلیس با آن اظهاراتی انتقادی بیان نموده‌اند که نشان‌دهنده نوعی تغییر نگرش یا رفتار آنان در آستانه انتخابات است. ظاهراً این نوع رفتار از نظر عده‌ای، نوعی دورویی و تقلب محسوب می‌شود که در همه دنیا کمابیش وجود دارد. در تایید این برداشت اخیراً لطیفه‌ای درباره رفتن به جهنم و بهشت در اینترنت منتشر شده است که نشان ‌دهنده وضعیت جهنم، پیش از انتخابات است بطوری که جهنم بیشتر از بهشت مطلوبیت دارد، اما پس از رأی‌گیری قضیه فرق می‌کند. شاید از نظر عده‌ای این رفتار مذموم و ناپسند باشد، ولی واقعیت این است که تحولات اجتماعی و حتی فکری و فرهنگی افراد و گروه‌ها از همین مسیرها رخ می‌دهد. به عبارت دیگر دموکراسی یا ضرورت عرضه سیاست‌مدار به مردم، کوره ذوبی است که سرسخت‌ترین ذهنیت‌ها را در دمای بالای خود ذوب می‌کند و هر فرد یا گروهی که به نحوی بپذیرد که از درون یا حتی کنار این کوره عبور کند، به ناچار باید ذوب شدن همه یا بخشی از افکار و عقایدش را هم بپذیرد. این که عبور از این کوره صادقانه باشد یا از سر ناچاری اهمیت درجه اول را ندارد. مسأله مهم این است که اگر کسی نخواهد به خواسته‌های این کوره تن دهد، نمی‌تواند داخل آن شود. این امر بدان معنا نیست که مطالبات مردم همیشه و در همه حال حق و درست است، بلکه برعکس در برخی از موارد هست که تجربه‌های تاریخی و حتی بررسی عادی نشان می‌دهد که بخشی از مطالبات عمومی، مفید فایده نیستند و حتی می‌تواند مضر به حال همه و خودشان باشند، ولی چند نکته در این میان اهمیت دارد:

یکم این که، خطرات و اشتباهاتی که از توجه به خواست عمومی مردم به وجود می‌آید، قطعاً کمتر از اشتباهاتی است که به دلیل بی‌توجهی به این خواست ایجاد می‌شود. تجربه بشری ثابت کرده است که نادیده گرفتن این خواست تحت این عنوان که اکثریت اشتباه می‌کنند، یا این که حرف اکثریت لزوماً حقانیت و مشروعیت‌آور نیست و نتایج مثبتی ندارد، در نهایت چیزی جز ضرر برای جامعه در بر ندارد. زیرا اگرچه اکثریت مردم هم اشتباه می‌کنند و خواست آنان لزوماً مترادف با حقانیت نیست، ولی غیر اکثریت اعم از اقلیت و یا افراد؛ بیشتر از اکثریت اشتباه می‌کنند، ضمن آن که حرف و خواست اقلیت هم لزوماً مترادف با حقانیت و مشروعیت‌آور نیست.

دوم این که اگر اقلیت یا افراد خاصی خود را حق می‌دانند، به ناچار باید بتوانند اکثریت را به نحوی با خود موافق کنند تا آن عقیده از طریق اکثریت به منصه ظهور برسد. در غیر این صورت برای اجرای نظرات خود چاره‌ای جز اعمال قدرت و زور علیه اکثریت ندارند و این همان نقطه آغاز ظلم و ستم و انحرافی است که با توجیه اشتباه اکثریت آغاز می‌شود.

سوم این که اگر اکثریت مردم، بر اساس خواست و مشارکت خود تصمیم غلطی بگیرند، خودشان در طول زمان آن را اصلاح خواهند کرد، در حالی که اگر اقلیت یا فرد یا دولت برای آنان تصمیم بگیرند، مردم از خود سلب مسئولیت کرده و به لحاظ رفتاری و ذهنی پیشرفتی نمی‌کنند. حتی ممکن است در بسیاری از موارد واکنش منفی نشان دهند، به ویژه وقتی که نسبت به حکومت‌ها هم مسأله‌دار باشند، در این حالت حتی در برابر تصمیمات درست آنها هم واکنش منفی نشان می‌دهند.

چهارم این که افراد و حکومت‌ها باید بدانند که تغییرات فرهنگی از مجرای اقتدار و قدرت حکومتی نمی‌گذرد، بلکه این تغییرات و القای ارزش‌های مثبت فرهنگی، باید از خلال سایر نهادهای اجتماعی انجام شود و چه بسا تأکید قدرت سیاسی بر انجام رفتاری خاص، موجب واکنش منفی می‌شود. نمونه‌های فراوانی از آن را می‌توان در جامعه دید. چند روز پیش درباره روزه‌خواری گفتگو می‌شد. یکی از نزدیکانم گفت که در سال 1356 پس از سفری به مشهد که در ماه رمضان بود، با اتومبیل از طریق شمال به تهران می‌آمدند و چون صبح از مشهد راه افتادند، بنابراین روزه نبودند و برای ناهار می‌خواستند در یک رستوران در شهرهای شمالی غذا بخورند، اما تا غرب مازندران آمدند و هیچ رستورانی که باز باشد ندیدند، در حالی که تابستان و فصل مسافرت به شمال بود. بالاخره مجبور شدند به منزل یکی از آشنایان بروند و غذا بخورند. او وضع آن زمان را که پیش از انقلاب بود و نظارت‌های رسمی و قانونی و شدید کنونی نیروی انتظامی نبود و حکومت هم متهم به ضدیت با اسلام بود را با شرایط فعلی مقایسه می‌کند که حتی در تهران (و نه شهرهای توریستی و مسافرتی شمال که اگر غذاخوری آن باز باشد اشکالی ندارد) هم می توانید ظهرها غذا بخورید، آن هم به صورت علنی.

بخش مهمی از مسیر اصلاحاتی که کلیسای کاتولیک طی کرده است، جز از طریق قرار گرفتن در کنار یا درون کوره دمکراسی قابل تفسیر نیست. موضوع این نبود که عده‌ای از پاپ‌ها یا اسقف‌ها نشستند و به این نتیجه رسیدند که فلان ایده‌ها و عقاید یا احکام در گذشته غلط بوده و از اکنون به بعد باید در آن تجدید نظر کرد، بلکه به دلیل مواجهه با قدرت مردم و جامعه و تغییراتی که در خواست عمومی رخ داده بود، آنان هم پیراهن کاتولیکی مناسب را برای این عقاید جدید دوختند و با افتخار بر تن آن کردند. بسیاری از تغییرات نزد رهبران کاتولیک به همین شیوه رخ داده است. حرارت کوره دمکراسی آن قدر بالاست که الماس را هم ذوب کرده و تغییر شکل می‌دهد، چه رسد به برخی افکار و عقاید و رفتارهایی که چندان هم سخت نیستند. این قانون شبیه به اصل بقاست. هر نیرویی برای بقا لازم است که خود را با محیط هماهنگ کرده و با آن انطباق یابد. اتفاقاً مسئولینی که همواره به هر دلیلی (بنابر اراده یا اجبار) خود را به آرای عمومی عرضه کرده‌اند، تحولات مثبت‌تری را تجربه کرده‌اند. بنابراین روشن و باز نگهداشتن این کوره، حتی با درجه حرارت پایین، موثرتر از هر شیوه دیگری برای تحول کارکردی و مثبت در رفتار و عقاید کسانی است که با توسعه و دنیای جدید هم‌خوانی ندارند.

منبع: شهروند امروز


3 پاسخ به “کوره ذوب دموکراسی”

  1. حبیب تبریزیان گفت:

    آقای عبدی خیلی خوب قضیه را تشریح نموده اند و خلاصه آنرا که من فهمیدم این میشود که مقتضیات عینی خود را به سرسخت ترین جریان ها هم خود را تحمیل میکنند. و دراینجا فرایند دموکراسی مطرح است. ولی آقای عبدی در آنجا که میگویند:
    « ولی واقعیت این است که تحولات اجتماعی و حتی فکری و فرهنگی افراد و گروه‌ها از همین مسیرها رخ می‌دهد. به عبارت دیگر دموکراسی یا ضرورت عرضه سیاست‌مدار به مردم، کوره ذوبی است که سرسخت‌ترین ذهنیت‌ها را در دمای بالای خود ذوب می‌کند و هر فرد یا گروهی که به نحوی بپذیرد که از درون یا حتی کنار این کوره عبور کند، به ناچار باید ذوب شدن همه یا بخشی از افکار و عقایدش را هم بپذیرد. این که عبور از این کوره صادقانه باشد یا از سر ناچاری اهمیت درجه اول را ندارد. »
    بنظر من جای تآمل دارد. اخیراً در روزنامه الاهرام یک عکس جمعی از سلفیستها و اخوان المسلمیین انداخته . مناسبت عکس تشکیل «ائتلاف دوموکراتیک» مرکب از سلفیستها و اخوان المسلمین بود. پلاتفرم سیاسی ان ائتلاف دمکراتیک «شریعه» است . این ائتلاف دموکراتیک خواهان اجرا بی کم و کاست قوانین قرآنی، انهم آنطور که این ائتلاف دموکراتیک قرائت میکند هستند. جالبترین در این جریان این بود که همه آقایان و اثری از زنی نبود همه کراواتی زده بودند مثل جناب حنیه و مشعل از حماس!
    جناب عبدی خیلی فرق میکند که دموکراسی خواهی از روی ریا برای از محتوا خالی کردن این مقوله باشد یا جدی باشد. اگر احمدی و مشاعی هم اینجا و آنجا ژست مدرن میگیرند البته این بیان گرایش غالب روز هست ولی این، نباید اینجور تلق شود که این مدرن نمایی را باید جدی گرفت.
    وقتی موسقی مثلاً جاز ، یا راک مد شد خیلی ها بخاطر عقب نماندن از قافله تظاهر میکردند که طرفدار ان نوع موسیقی هستند. این بیان واقعی سلیقه انان نبود بلکه فقط قدرت سنت شکنانه این موسیقی جدد را نشان میداد. اگر فردا احمدی و مشایی مثل سلفی های مصر کراوات هم بزنند با آن شال عربی که ایشان قبلاً مثل داش مشتی ها ،همه جا روی شانه میانداخت از نظر من فرقی نمیکند.

  2. ناشناس گفت:

    حرف شما متين جناب عبدي اما تجربه نشون داده كه اكثر اين رفتارها فقط ژست‌هاي انتخاباتي هستند و بعد از انتخابات همه چيز رو منكر مي شن يادتون باشه احمدي نژاد راجع به حجاب چي م يگفت بعد چطوري رفتار كرد

  3. ناشناس گفت:

    از یاداشت جناب عبدی میتوان قط و فقط این نتیجه را میتوان گرفت که بر حسب مقتضایت عینی و پس از آخرین مقاومت ها و دست و پا زدنها، سرسخت تریی دشمنان دموکراسی هم مثل سران اخوان المسلمین مصر، همه کراوت میزنند و نام ائتلاف خود را با طالبانیستهای سلفیست را هم «ائتلاف دموکراتیک» میگذارند. ولی اگر کسی حتی برای یک لحظه به این توهم بیفتد که اخوان المسلمینِ طرفدار نظام شرعی دمواکرات َشده و علا.ه بر خود کراوات مضمون سیاسی آن کراوات را هم پذیرفته است از سیاست بدور است. البته آقای عبدی خود بیشتر از من میدانند منتها! شاید قدری خواسته اند محتاطانه بنویسند که حق هم دارند.