مدیر دفتر موسیقی وزارت ارشاد: نخواندن اشعار عاشقانه؛ شرط صدور مجوز اجرای مجدد کنسرتها
چکیده :محمد میرزمانی درباره شرایط جدید برای دریافت مجوز اجرای مجدد، «داشتن گروههای درجه یک، پرداختن به موسیقی ایرانی، و استفاده از اشعار غیرعاشقانه و عرفانی» را از مهمترین شروطی که برای دادن مجوز سانس دوم اجرای صحنهای درنظر گرفته میشود، دانست....
مدیر دفتر موسیقی وزارت ارشاد اعلام کرد که از این پس، مجوز کنسرت ها فقط برای یک اجرا صادر می شود و «هر گروهی نمی تواند سانس دوم داشته باشد.»
به گزارش ایلنا، محمد میرزمانی درباره شرایط جدید برای دریافت مجوز اجرای مجدد، «داشتن گروههای درجه یک، پرداختن به موسیقی ایرانی، و استفاده از اشعار غیرعاشقانه و عرفانی» را از مهمترین شروطی که برای دادن مجوز سانس دوم اجرای صحنهای درنظر گرفته میشود، دانست. او همچنین تاکید کرده است تنها به سالن هایی که پارکینگ داشته باشند وبتوانند جمعیت را کنترل کنند مجوز برگزاری کنسرت داده می شود.
وی در پاسخ به این سوال که آیا این قوانین موجب محدودیت اجرای موسیقی نمیشود ؟ گفته است: «به هیچ وجه، قوانین دفتر ما جنبه محدودیت ندارد بلکه به منظور سمت و سو دادن به فعالیت خوانندهها و موسیقی دان ها بر آن شدیم که چنین تصمیمی را اتخاذ کنیم.»
در سال های اخیر، تعدادی از گروه ها و خوانندگان ایرانی، هم در حوزه موسیقی سنتی و هم پاپ، موفق به دریافت مجوز برگزاری کنسرت در تهران یا شهرستان ها نشده اند یا مجوز آنها پس از صدور و پیش از برگزاری کنسرت، لغو شده است.














واقعا شما عقل خودتان را ازدست داده اید؟ اگر واژه های عاشقانه، بیت های عاشقانه اشعار عاشقانه را از ادبیات فارسی برداریم چه می ماند؟ در تمام قرون و اعصار قول و غزل باهم و توام بوده اند. قوال یا گوینده همانی است که ما امروزه از آن به اسم خواننده و آوازه خان نام می بردیم. تمام آنان اشعار عاشقانه را می خواندند. اینهم دیگر مساله مربوط به پیش از اسلام نیست که بگوییم در ایران باستان و …. تمام این چهارده قرن ادب ما و موسیقی ما با اشعار عاشقانه عجین شده است. اصولا معنای اصلی “غزل” شعر عاشقانه است حال یا نسبت به معشوق یا نسبت به طبیعت یا نسبت… همواره هم در ابتدای قصیده می آمده و پس از تخلص قصیده آغاز می شده است. پیشینان ما برخلاف ما آنقدر ذوق و علاقه داشتند و آن اندازه بی تعصب بودند که این قسمت را از قصیده جدا کرده و بخش “غزل” را بوجود آوردند.
ای کسانی که این تصمیم های خنده آور را می گیرید فرض کنید یک خواننده ای بخواهد غزلیات حافظ یا سعدی را به صورت ترانه یا آواز بخواند و آن محدودیت هایی که شما در نظر گرفته اید را در نظر بگیرد. بفرمایید از غزلیات حافظ و سعدی چه میماند و اصولا آنچه می ماند به لعنت خدا هم نمی ارزد. چرا این اندازه ما ملت اسیر تعصب شده ایم. در تمام دنیا ما را با ادبیاتمان می شناسند. آنوقت به خود ما که می رسد می خواهیم با داروی نظافت آنرا پاکسازی کنیم؟
خدا لعنت کند شاه طهماسب را که به شاعران توصیه کرد شما اگر شعر می خواهید بسرایید شعر عاشقانه نسرایید یا شعر در وصف من نسرایید نتیجه جه شد. محتشم کاشانی و دیوانش. چقدر ناله و نوحه و روضه باید خواند. چرا این ملت را می خواهید دق مرگ کنید و از هرگونه تفریح و خنده و…. محروم سازید. حالا دیگر عشقباری هم جزو محرمات شد. موسیقی را که گرفتید، لبخند را که گرفتید. خواننده های زن را که گرفتید. شادی و نشاط را گرفتید. دیگر غیر از گریه و زاری و ناله و روضه چه مانده است. البته حق دارید با این وضعی که به وجود آورده اید تمام دنیا باید بگرید. نه فقط ملت ایران. خداوند به مسئولان ما یک مقدار عقل بدهد و یک مقدار زیاد هم تعصب و خشکه مذهبی و تظاهر را از آنان بگیرد.
آزادترین کشور دنیا !!!!!!!!!!
اشعار سنتی پر است از اصطلاحات شاهد بازی(به کتاب شاهد بازی در ادبیات فارسی نوشته استاد سیروس شمیسا مراجعه کنید)
پس آقایون شاهد بازی رو به به اشعار عاشقانه مدرن ترجیح میدنند.
آقای ارشاد واقعا دلم برایت می سوزد که مامور و معذور حتی اگر ته دلت هم از این کاری که می کنی بدت بیاید و موافق نباشی نه جرات مخالفت با آنرا داری نه شهامت استعفا. آقا مخالفی استعفا بده برو. فردا نگی من مامور بودم و معذور.
عشق، عاشق ، معشوق، یار، دلدار، آغوش، بوسه، شادی باید از فرهنگ و زندگی مردم حذف شود و به جای آن نفرت، کینه ، تهمت، خون ، مرگ، غم و عذا را تبلیغ گردد. …
in khabar kezbe mahze bande dar vezarate ershad rafto amad daram va in harf aslan sehat nadare tanha herasate vezarate ershade ke alan be in masael hasase ke oonam melakash baraye nadadane mojavez in nis