سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سی گام برای خودسازی / گام بیست و چهارم: استعاذه (پناه‌جویی از خدا)...

سی گام برای خودسازی / گام بیست و چهارم: استعاذه (پناه‌جویی از خدا)

چکیده :پس از توبه و انابه به درگاه خدا و و شستشوي دل و جان و روان از پليدي‌ها و آلودگي‌‌ها، گام بعدي پناه بردن به خدا براي سپاس‌گزاري از سلامت نفس و پيش‌گيري از آلودگيِ دوباره به معصيت و نافرماني خداست. بايد از شرّ نفس اماره و شيطان گمراه‌كنننده به خدا گريخت و براي پيروزي از خدا کمک گرفت....


قسمت‌های پیشین مجموعه مطالب «رمضان، سي‌گام در راه خود‌سازي» به قلم محمود صلواتی تا اینجا منتشر شده بود. اکنون بخشی جدید از این مطالب را به نقل از وب‌سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم بخوانید:

گام بيست و چهارم: استعاذه (پناه جويي از خدا)

«وَاَعُوذُبِكَ مِمّا يُؤْذيكَ»، *
«از آن‌چه تو را مي‌آزارد به تو پناه مي‌برم.»

پس از توبه و انابه به درگاه خدا و و شستشوي دل و جان و روان از پليدي‌ها و آلودگي‌‌ها، گام بعدي پناه بردن به خدا براي سپاس‌گزاري از سلامت نفس و پيش‌گيري از آلودگيِ دوباره به معصيت و نافرماني خداست. بايد از شرّ نفس اماره و شيطان گمراه‌كنننده به خدا گريخت و براي پيروزي از خدا کمک گرفت. باید لب را به ذكر«اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» مترنّم کرده و همواره در نظر داشت كه به باید حول و قوه‌ی الهي پناه برد؛ «لاحول ولا قوة الا بالله.»

علماي عرفان و اخلاق دو مقام و ميدان را براي پناه بردن به خدا مطرح كرده‌اند: يكي ميدان «رغبت» است در آيه‌ی شريفه «وانا الي ربنا راغبون»[1] و يكي ميدان «اعتصام»، «چنگ زدن به ريسمان محكم الهي» در آيه‌ی شريفه «واعتصموا بحبل الله جميعأ ولا تفرقوا»،[2] كه نگاه کوتاهی به آن می‌افکنیم.

در كتاب صد ميدان آمده است: «ميدان هشتاد و يكم «اعتصام» است؛ از ميدان استسلام، ميدان اعتصام زايد. اعتصام دست بر زدن است. اعتصام بر سه رشته است: اول دست در توحيد زدن كه «فقد استمسك بالعروة الوثقي»[3] است. دوم به قرآن چنگ زدن كه «حبل الله» است: «واعتصموا بحبل الله جميعأ»[4] و سوم دست به حق در زدن كه «ومن يعتصم بالله»[5] است.»[6]

«الهي! تو مؤمنان را پناهي، قاصدان را بر سر راهي.»[7]

«و در منزل و مقام رغبت زیر آيه‌ی شريفه «وزكريّا اذ نادي ربّه ربّ لاتذرني فردأ وانت خيرالوارثين. فاستجبناله ووهبناله يحيي واصلحنا له زوجه انهم كانوا يسارعون في الخيرات ويدعوننا رغبأ ورهبأ وكانوالنا خاشعين»،[8] نويسند: «يادكن زكريا را كه خدا را فرا خواند و گفت خدايا! مرا تنها و بي فرزند مگذار و تو بهترين وارثاني. پس نداي او را اجابت كرديم و يحيي رابه او داديم و همسر او را زاينده كرديم. ‌چون آن‌ها دركارهاي نيك شتابان بودند و ما را از روي بيم و اميد مي‌خواندند و براي ما فروتن بودند.» به مذاق عارفان معني آيه اين است: خداوندا، پرده عصمت ا ز من باز مگير و مرا بر يادكرد خود مي‌دار و از خود به ديگران مشغول مدار.

خداوند بندگان را بنواخت تا بشناختند. توفيق داد تا پرستيدند. تلقين كرد تا بخواستند. دل آن‌ها را معدن نور كرد تا دوست داشتند. خدايي كه بي رشوت دوست دارد، بي‌منت عطا دهد و بي وسيلت گرامي گرداند. هركه نياز بدو برد، توانگرش سازد. هركه ناز بدو كند، عزيزش دارد. اگر سال‌ها بنده گناه كند و گويد: توبه! گويد: پذيرفتم.»[9]

ذكر امروز «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» است.

* دعاي روز بيست و چهارم ماه رمضان: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ فيهِ ما يُرْضيكَ وَاَعُوذُبِكَ مِمّا يُؤْذيكَ وَاَسْئَلُكَ التَّوْفيقَ فيهِ لاِنْ اُطيعَكَ وَلا اَعْصِيَكَ يا جَوادَ السّاَّئِلينَ.»

1. قرآن، قلم:68.
2. قرآن، ال‌عمران:103.
3. قرآن، بقره:256.
4. قرآن، ال‌عمران:103.
5. قرآن، ال‌عمران:101.
6. انصاری، عبدالله، رساله صد ميدان، ص101.
7.. فضل‌الله میبدی، ابوالفضل، كشف الاسرار و عده‌الابرار، ج9، ص268.
8. قرآن، انبياء:89.
9. انصاری، عبدالله، منازل‌السائرين، ص309.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.