تغییرات در سوریه قریبالوقوع نخواهد بود
چکیده :وضعیت سوریه آن طور که در رسانههای عربی و غربی بازتاب دارد، نوید تغییر نمیدهد. البته این بدان معنا نیست که این نظام در تنگنا و بحران قرار ندارد، بلکه به آن تیرگی که بگوییم این نظام ظرف امرز و فردا سقوط میکند، نیست....
دیپلماسی ایرانی در تحلیلی مفصل اما خواندنی به قلم سید علی موسوی خلخالی نوشت:
این روزها بحث بر سر چگونگی برخورد با بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه و آخر و عاقبت سوریه بسیار بالا گرفته است. برخی میگویند که دمشق فعلی روزهای آخر حیات خود را میگذراند و این نظام به زودی دچار تغییر خواهد شد و بدین ترتیب کشوری دیگر در جامعه عربی انقلابهای بهار عربی را تجربه خواهد کرد. ولی تا چه اندازه این تحلیلها و پیشبینیها واقعیت دارد و واقعا حقایق جاری در سوریه چه نویدی از آینده این کشور میدهد؟ آیا واقعا سوریه بعثی روزهای آخر حیاتش را میگذراند؟
نمیتوان به این پرسشها قاطعانه جواب “بله” داد. اتفاقا اگر واقعیتها را از نزدیک ببینیم در مییابیم که چندان وضعیت سوریه آن طور که در رسانههای عربی و غربی بازتاب دارد، نوید تغییر نمیدهد. البته این بدان معنا نیست که این نظام در تنگنا و بحران قرار ندارد، بلکه به آن تیرگی که بگوییم این نظام ظرف امرز و فردا سقوط میکند، نیست.
اولا، بر اساس نظرسنجی که امریکاییها اخیرا در سوریه انجام دادهاند (ابزار این نظرسنجی و چگونگی و کیفیت آن مشخص نیست) نشان میدهد که اگر در همین حالا انتخابات در سوریه برگزار شود، حزب بعث به ریاست بشار اسد و به نام او دست کم بین 40 تا 45 درصد آرا را به دست میآورد. حزب دوم با فاصله بسیاری احتمالا از آن اخوان المسلمین خواهد بود. این آماری است که روزنامه النهار که خود روزنامهای نزدیک به جریان 14 مارس لبنان است، منتشر کرده است. بنا به این گزارش 55 درصد آرای دیگر در میان دهها حزب و جریان احتمالی سوریه تقسیم خواهد شد. این بدان معنا است که اگر چه جایگاه حزب بعث در سوریه در ماههای اخیر کاهش یافته ولی این ریزش به معنای غلبه جریانهای رقیب حزب حاکم در این کشور نیست. از سویی این آمار به ما میگوید که محبوبیت و جایگاه بشار اسد در سراسر سوریه به رغم کاهش همچنان بالا است.
ثانیا، تظاهرات در سوریه آن طور که گمان میرود و در رسانهها بازتاب دارد، گسترده نیست. مثلا هنوز تظاهرات به شهرهای اصلی سوریه کشیده نشده است. عموما تظاهرات و تحرکات اعتراضی در شهرهای مرزی سوریه جریان دارد و هنوز به پایتخت کشیده نشده است. دمشق و حلب که دو شهر مهم سوریه محسوب میشوند هنوز شاهد آن تظاهرات اعتراضی که دولت را در تنگنای سقوط مانند مصر و تونس قرار دهد نشده است. شاید تظاهرات به ریف دمشق یا اطراف حلب رسیده باشد ولی عموما پراکنده، مقطعی و گذرا بوده و اگر برخورد خشن نیروهای امنیتی سوری نبود چه بسا چندان هم بازتاب نمییافت. تجربه تظاهرات در کشورهای عربی ثابت کرده تا زمانی که اعتراضها به صورت مستمر و لاینقطع به شهرهای اصلی و پایتخت نرسیده باشد، دولتها احساس خطر نمیکنند و همچنان به برخورد با معترضان ادامه میدهند.
ثالثا، دیگر روشن است که بسیاری از این تظاهرات را نه مردم عادی بلکه افراد جهتدار و عموما وابسته به جریانهای سلفی هدایت میکنند. حتی مخالفان نظام اسد به این حقیقت اعتراف دارند که با نفوذ سلفیها در میان تظاهرکنندگان و برداشتن اسلحه علیه نظامیان و نیروهای امنیتی سوریه تظاهرات مسالمتآمیز مردم سوریه منحرف شده و به بیراهه کشیده شده است. غسان بن جدو، گزارشگر مستعفی شبکه الجزیره در مصاحبهای که با خبرآن لاین داشته میگوید: «نوری مالکی نخستوزیر عراق شخصا به من گفت که امریکاییها بدون هماهنگی ما 600 تکفیری را از زندانهای عراق به سوریه منتقل کردند.» وی تاکید میکند، شخصا نوار صوتی در اختیار دارد که یکی از مردان دینی سنیان اهل درعا تلفنی در گفتوگو با یک فرد سلفی دیگر به او میگوید که چگونه و به چه طریق سلاح جابهجا کند. بن جدو همچنین میگوید: «اسنادی در اختیار دارد که نشان میدهد در جسر الشغور، در مرز لبنان و سوریه و اردن و سوریه تونلهایی حفر شده که به وسیله آن سلاح به خاک سوریه حمل میکنند.»
از سویی سکوت چهرههای سکولار و غیردینی سوریه با حفظ موضع مخالف و اعتراضیشان در قبال تحولات اخیر این کشور در هفتههای اخیر موید این واقعیت است که آنها نیز از تحرکات سلفیها و وهابیها با سوء استفاده از حرکتهای اعتراضی مردم سوریه هراسانند. اظهارات اخیر آدونیس، شاعر و متفکر مشهور سوری که هفته گذشته با روزنامه الرای کویت انجام شد و بازتاب گستردهای در رسانههای عربی داشت، نمونه بارزی از نگرانی روشنفکران سوریه از آینده کشورشان است. آدونیس در این گفتوگو به روشنی میگوید: «شاید سقوط دولت اسد نزدیک باشد ولی بیشک اگر چنین اتفاقی بیفتد قدرت را سلفیها و اسلامگرایان رادیکال و تندرو قبضه خواهند کرد و در آن صورت دیگر مشخص نیست که آخر و عاقبت سوریه به کجا خواهد رسید.» آدونیس همچنین میگوید: «اگر جای اسد بودم، استعفا میدادم، من میدانم اسد میتواند اصلاحات را به پیش ببرد ولی اگر از سمتش استعفا دهد و اصلاحات را بدین ترتیب ادامه دهد تاثیرش بسیار بیشتر خواهد بود.» وی در ادامه میگوید: «ما در میان مخالفان یک جریان مدرن یا لیبرال یا چپ که بتواند قدرت را در اختیار بگیرد یا دولت انتقالی تشکیل دهد یا دولت آینده سوریه را در اختیار داشته باشد، نمیبینیم. از این رو اگر بشار اسد برود و نظام او سقوط کند حکومتی به قدرت خواهد رسید که در اختیار اخوان المسلمین یا جریانهای اسلامگرای افراطی خواهد بود.» این مسئله دستاویزی برای دولت شده است که بگوید من نه با معترضان بلکه با جماعتی مسلح، سلفی و افراطی که به چیزی جز سرنگونی نظام قانع نیستند برخورد میکنم.
از طرفی شاهدیم که در پی لشکرکشی ارتش سوریه به شهرهای مختلف این کشور، پس از برخورد نظامی، آن شهرها را ترک کرده و پس از ترک آن آرامش در آن شهرها حاکم میشود. در درعا، دیر الزور، لاذقیه و غیره همین وضعیت را شاهدیم. این نشان میدهد که ارتش مواضعی را مشخص کرده، آن مواضع را از بین میبرد و سپس از آن شهرها خارج میشود و جالب آن که با خروجش آرامش به شهر باز میگردد. در فیلمهایی که اتفاقا شبکههای مخالفان آنها را پخش میکنند مثل شام پرس به روشنی مشخص است که حمله ارتش نه به خیابانها و معترضان بلکه مثلا به مسجدی است که مشخص است در آن چیزی ذخیره یا متمرکز شده است.
رابعا، هنوز در نظام سوریه هیچ انشقاق یا شکافی ایجاد نشده است. این درست است که نظام سوریه بر اساس تعریف حزب بعث مبتنی بر وفاداری به راس حکومت یعنی اسد و خانوادهاش است ولی مثلا در گذشته در حزب بعث عراق ما شاهد شکاف و استعفای برخی از وفاداران به حزب بعث در روزهای آخر حیات این حزب در بغداد بودیم. مثلا ناجی صبری، وزیر امور خارجه عراق در همان روزهای نخست حمله امریکا به عراق از سمت خود استعفا داد. یا طارق عزیز یا سلطان هاشم یا دیگر ژنرالهای و مقامات ارشد عراقی در همان روزهای نخست از سمتهای خود استعفا دادند تا زمینههای سقوط بغداد صدام حسین سرعت بیشتری بگیرد ولی چنین اتفاقی برای نظام سوریه تا کنون رخ نداده است. اگر بخواهیم از بعد انقلابهای اخیر هم به وضعیت حاکم بر سوریه بنگریم، در مییابیم که هنوز مشابه شکافهای که در حکومتهای لیبی، مصر، تونس و یمن رخ داده در سوریه به هیچ وجه رخ نداده است. این در حالی است که در ارکان مختلف حکومت سوریه به رغم این که اکثریت حکومت در اختیار علویها است ولی سنیها و مسیحیان حضور بارز دارند. مثلا فاروق الشرع، سنی و از اهالی درعا است و معاون رئیس جمهوری سوریه است.
خامسا، بحث اقلیتها در سوریه پیچیدهتر از آن چیزی است که گمان میرود. مسیحیهای سوریه به رغم این که جمعیت ناچیز این کشور را در اختیار دارند ولی حضوری پررنگ در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و حکومت این کشور در اختیار گرفتهاند. کردهای سوریه به رغم این که در ابتدای تظاهرات در صف تظاهرکنندگان بودند اکنون با دولت به توافق رسیدهاند و علیه نظام فعالیت نمیکنند. علویها که در سوریه قدرت را در اختیار دارند نیز اقلیت مهمی در سوریه محسوب میشوند. از سویی ارتباطات منطقهای است که با سوریها به وجود آمده، بر پیچیدگی قومیتها در سوریه افزوده است. مثلا مسیحیان و دروزیهای لبنان از سقوط حکومت بشار اسد به شدت نگرانند. به ویژه آن دسته از افرادی که با خانواده اسد رابطه نزدیک دارند. منابع خبری لبنانی مدت به مدت به مشاجرههای لفظی مقامهای ارشد لبنانی با مقامهای امریکایی به ویژه سفیر امریکا در بیروت اشاره میکنند. همچنین گفته میشود در محلههای مسیحی نشین لبنان و در میان دروزیها سلاح توزیع شده است. همچنین کردهای ترکیه مورد حمایت حکومت سوریه هستند. در عین حال علویهای ترکیه و مخالفان اصلی حزب عدالت و توسعه، پانترکیستها و سکولارها همگی حامیان اسد محسوب میشوند و ارتباطات تنگاتنگی با علویهای سوریه دارند. این نشان میدهد که اگر بنا باشد اوضاع سوریه به گونهای وخیم شود که کار به جنگ طایفهای و درگیریهای قومی برسد، سراسر منطقه را از ترکیه تا عراق، اردن و لبنان را در بر خواهد گرفت.
سادسا، مواضع دو گانه غرب است که نمیتواند در برابر سوریه کاری از پیش ببرد. غربیها به روشنی میگویند: اگر بشار اسد برود، قدرت را سلفیها و بنیادگرایان افراطی در اختیار خواهند گرفت و این به هیچ وجه قابل قبول نیست. از سویی به دلیل نبود یک اپوزسیون مشخص و رهبری شده و رخنمایی اخوان المسلمین و تندروها در میان معترضان سوری، غربیها از سقوط اسد و روی کار آمدن افراطیون به شدت نگرانند. یک دیپلمات غربی به روزنامه النهار لبنان گفته است: «جامعه عربی و غربی چارهای ندارند جز این که فشارها را برای انجام اصلاحات بیشتر توسط بشار اسد بیشتر کنند و بیش از این نیز موضع نگیرند تنها به یک دلیل: آنها هیچ جایگزینی برای نظام اسد بعثی – علوی جز جریانهای اسلامگرای افراطی سلفی نمیبینند. برای همین هم فقط به بشار اسد فشار میآورند تا اصلاحات انجام دهد.» اگر مقایسهای در مواضع غربیها در قبال سوریه با مواضع آنها در قبال دیگر کشورهای عربی انقلابی نظیر لیبی، تونس و مصر انجام دهیم در مییابیم که مواضعشان بسیار معتدلتر و محتاطانهتر است. حتی در آخرین مواضعشان نیز فقط از بشار اسد خواستند از قدرت کنار رود بدون این که هر گونه برخورد جدی را در دستور کار خود قرار دهند.
سابعا، کشورهای عربی تا کنون موضع واحدی در برابر سوریه اتخاذ نکردهاند. به غیر از کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس که عربستان سعودی سعی دارد مواضع آنها را رهبری کند، ما بقی کشورهای عربی تحولات سوریه را با بیم و هراس پیگیری میکنند. پادشاه اردن هفته گذشته هیئت عالیرتبهای را به نمایندگی از خود به دمشق فرستاد و ضمن تاکید بر حفظ ثبات سوریه از سرایت ناآرامیهای آن به خاک خود به شدت ابراز نگرانی کرد. حتی عربستان سعودی نیز پس از آن موضع تندی که اتخاذ کرد، تلاش کرد دیگر موضع علنی دیگری اتخاذ نکند. بحرین، قطر، امارات، عراق و لبنان همگی از آن چه در سوریه میگذرد نگران هستند و حتی لبنان اتخاذ مواضع تند احزاب علیه سوریه را به شدت تحت کنترل دارد. بیانیه 14 مارس علیه نظام اسد پس از حادثه درعا و واکنشهای شدید چهرههای سیاسی لبنانی علیه آن دلیلی بر این ادعا است.
در نتیجه، شاید نظام سوریه روزی تغییری به خود ببیند ولی بیشک این تغییر از جنس تغییرات در مصر و تونس نخواهد بود و احتمالا زمان طولانیتری خواهد برد.














Har ke BAME ,,,DIKTATORIASH BISHTAR,,, ,,kheffato,, ,,bar kenarish,, BISHTAR
هرچند منابعی در این مقاله ذکر نشده شاید نتوان آنرا تحلیلی عمیق دانست ولی از نقطه نظر منافع ملی ایران بهتر است حکومت سوریه همراه ایران باشد نه همراه ترکیه و عربستان. با توجه به دست بالای ایران در عراق، افغانستان، لبنان، بحرین وحتی یمن و فلسطین اگر ایران سوریه را از دست بدهد خطایی استراتژیک انجام داده که البته از این دولت بی کفایت بعید نیست.
پس دعا دعا نکنیم که نظام اسد سقوط کند وبدتر ازآن(اخوان المسلمین)روی کار آید
برادران کلمه می توانید بگید که از جمهوری اسلامی چقد گرفته اید تا این تحلیل آب دوغ خیاری را به خورد خوانندگانتون بدید؟ این آقا همین طوری در راستای سیاست های حاکمیت در ایران از خودش صغری کبری کرده و بعد نتیجه ای که حکومت جمهوری اسلامی می خواد را گرفته شما چرا آبروی سایت تان را می برید
نکنه خبرایی هست که شما هم یواش یواش اخبار و وقایع جهان را با عینک حکومت می بینید؟؟؟
«در آخرین مواضعشان نیز فقط از بشار اسد خواستند از قدرت کنار رود بدون این که هر گونه برخورد جدی را در دستور کار خود قرار دهند.» مگر مردم سوریه چه می گویند؛ مگر نمی گویند که بشار اسد باید برود و بعد از کناره گیری محاکمه هم بشود. آقای موسوی خلخالی شرم ندارید که هنوز هم می گویید خون نزدیک به سه هزار نفر زن و مرد و پیر و جوان و کودک سوری شایسته ی انقلاب نیست. شما را چه شده است، گمان برده اید که دوراندیشی کرده اید! حتی اگر به فرض و تحلیل محال شما انقلاب سوریه زودهنگام نباشد، شما باید برای تعجیل آن دعا کنید، نه این که تحلیل سراسر متناقضی را بر واقعیت موجود تحمیل کنید. شما حتی از سازمان ملل محافظه کار هم واپس گراترید. همه کار اسد و طرفداران رانت خوارش را تمام می دانند، شما جنس تغییر را تعیین می کنید. چه کسی این اجازه را به شما داده است.
تو ایران هم قبل از 30 خرداد یه عده اقای خامنه ای رو قبول داشتن اما بعد از اون همه جنایت و کشتار و تجاوز فقط مزدوران برای نظام باقی مانده الان تو اوین چند تا هیئت وزیران داریم همه ی با سابقه ها تو زندانن مثل اتفاقی که تو لیبی افتاد و نزدیکترین افراد به قذافی شدن ضدش تو سوریه هم بعد از این کشتار ها و جنایت ها برای اسد فقط مزدور باقی مونده و کلمه اگر ذره ای منطق داشت این مقاله رو قرار نمیداد!!! اگر اسد محبوب بود پس چرا نیرو های ایرانی اونجا مردم رو سرکوب کردن؟؟؟
این جایه رسانه ی سبز هست که طرفداران جنبش سبز میان و میخوننش با این دست مقالات مردم رو نسبت به خودتون بی اعتماد نکنید گرچه الان یکم دیره!
تحلیلی از جنس تحلیل های دولتی که از سیمای ضرغامی پخش می شود . نمیدونم این نوع تحلیل چرا اینجا درج شده است . من نمیگویم که رژیم اسد امروز و فردا سقوط می کند ( شاید هم بکند !!) ولی دلایل و تو جیحات کاملا سطحی و بدون سند و در مواردی غیر واقعی است
عجب تحلیل مشعشعی است. عجیب تر انکه این تحلیل مشکوک و ساختگی را کلمه خواندنی توصیف کرده
تحليل خوبي بود يكي از مشكلات حاكميت فعلي ج.ا.ايران اينست كه حوادث و اتفاقات را درجهان با عينك خاص نگاه ميكند و برهمين اساس در تحليل و اقعيت ها دچار اشتباه ميشود و بنده معتقدم جنبش سبز بايد به شدت از يكسويه نگري و ارائه تحليل هاي غير واقعي پرهيز كند واين مقاله برعكس چند مقاله قبلي كه در خصوص سوريه در سايت كلمه خواندم به واقعيت نزديكتر است لذا نبايد مثلا چون بشار اسد هم پيمان ايران است ما حتما طالب سقوط او باشيم همانطور كه در مقاله اشاره شده مسلما با سقوط ايشان يك گروه تندرو سلفي يا وهابي جايگزين خواهد شد بهترين گزينه فشار به بشار جهت انجام اصلاحات گام به گام است
TAHLILE KHOOBIST ;TAVAJOH KONIM
خوانندگان محترم توجه داشته باشند که سایت دیپلوماسی ایرانی به این جهت رفع فیلتر شد که تعهد داد راجع به حکومت سوریه بد ننویسد. این تحلیل بیشتر از یک سایت کمونیستی به نویسندگی شخصی به نام رضا نافعی برداشت شده است که هنوز در رویای شوروی زندگی میکند. حتما از سوی این نویسنده محترم لاذقیه، حمص و حما شهرهای اصلی سوریه نیستند. ایشان نمیفهمد بشار بیشتر نیروهای خود را در دمشق دارد؟ تظاهراتهای میلیونی مردم سوریه را چه میگویید؟ همه سلفی و تکفیری و القاعده هستند؟ نگران نباشید همین حرفها را نیز در مورد قذافی میزدید.
از سايت شما انتظار اين تحليل غير حقيقي نميرفت. ديگه من سايتتونو نميخونم. باي كلمه
امیواریم ماندن بشا راسد طولانی نشود وهر زودتر بکمک ازادیخواهان جهان اسد به جهنم برود …
این تحلیل با گسترش فزاینده تظاهرات در سوریه نقض می شود. منتها نمی فهمم هدف کلمه از انتشار این تحلیل چیست؟ خیلی نگران هستم…بگدریم
اتفاقا مقاله جالبي بود. بخشي از اون كه به نيروي جايگزين توجه داره, مهمه. بعد از چهل سال ديكتاتوري كدوم الترناتيو مطمئن رو ميشناسيد كه به جاي حزب بعث بشينه؟ سلفي ها تروريستن. متعصبن. فكر كنم تو ايران هم شديدا تحت نظرن. قرار باشه ديكتاتور بره ولي فاشيست بياد چه جاي قربوني شدن ملت؟ بدنبال نيت نويسنده نباشيم.به متن توجه كنيم. منابع اين تحليل كدومه؟نويسنده توضيح بده. سايت كلمه هم نظرش رو بگه.
اما از همه اينا گذشته بيزارم از اينكه حكومت ايران به سوريه نفت ارزون و كمكهاي بلاعوض ميده. يا اون دولت عرضه داره خودش رو تامين كنه يا نداره.خاصه خرجي ها بايد تموم بشه.
من به سهم خودم از بابت بعضی از کامنت های این مطلب شرمنده ام و متاسفم. البته از کلمه متشکرم که نظرات ضد خودش رو سانسور نمیکنه ولی…… واقعا چرا ماها تحمل یه تحلیل مخالف نداریم؟؟؟ چرا اینقدر بی جنبه ایم که حاضر نیستیم در رسانه رسمی جنبش سبز یک نظر متفاوت رو بخونیم مگه قراره همه مثل هم حرف بزنن؟؟؟؟؟؟ کلمه در چند روز و شاید چند هفته قبل بهترین خبرا و تحلیلها رو درباره سوریه منتشر کرد. اون وقت یک مطلب متفاوت که کلی حرف و استدلال داره توش حالا گیریم غلط باشه، با همین یک مطلب کلمه شد مزدور رژیم!!!!؟ یعنی اگه هر روز هی بگه بشار رفت و اسد مرد و دیکتاتور باید بره، اینجوری دوست دارید؟!! مثه بعضی ها که سی ساله دارن میگن اینا رفتنی اند …….. انصاف هم خوب چیزیه به خدا. لااقل کمک نمیکنیم به جنبش و دست مریزاد نمیگیم به ایهمه تلاش کلمه ایها اینجوری نامردی نکنیم. البته بمونه که هنوز معتقدم اینجور کامنتها کار یه سری افراد خاصه ولی بد هم نیست با افکار اینجور آدما هم آشنا میشیم که از حاکمیت الان بدترن اگه سرکار بیان.. ممنون کلمه
حتي اكه اين تحليل درست هم باشه در اين شرايط نخوت وكماي سياسي در ايران درج اين مطلب قطعا غير لازم و بدور از ملاحظات روانشناختي در لايه هاي كوناكون اجتماعي ايران ميباشد..
راستی. اینو هم یادم رفت بگم که اتفاقا به نظرمن که اون مطلب خیلی هم بیراه نمیگفت. سرنگونی یک حکومت که جک و شوخی نیست.هزارجور ابعاد اجتماعی فرهنگی داره. من خیلی تخصصی در امور سوریه ندارم ولی فکر نمیکنم اونایی که به کلمه به خاطر انتشار این مطلب فحش میدن خیلی سوریه شناستر ازاین نویسنده باشن…….
به سبز با انصاف
دوست گرامی این مقاله صدها هزار تظاهر کننده سوری رو که در کمال تمدن و بدون خشونت علیه رژیم سفاک سوریه اعتراض می کنن وهابی و سلفی خطاب کرده. درست شبیه تهمت هایی که دو سال پیش کودتاچیا به ما می زدن که اوباش هستیم. من با چند تا از معترض های سوری چت کردم اونها می گفتن اخوان قدرتی نداره و اکثریت نیروهای دموکرات هستن. حالا متوجه اشتباه کلمه شدید؟ کلمه ای که بیانیه دانشجوها رو سانسور می کنه ولی این یادداشت ها رو میزاره. من نمی گم کلمه مزدوره ولی این سیاست درست نیست.
به سبز با انصاف
دوست گرامی این مقاله صدها هزار تظاهر کننده سوری رو که در کمال تمدن و بدون خشونت علیه رژیم سفاک سوریه اعتراض می کنن وهابی و سلفی خطاب کرده. درست شبیه تهمت هایی که دو سال پیش کودتاچیا به ما می زدن که اوباش هستیم. من با چند تا از معترض های سوری چت کردم اونها می گفتن اخوان قدرتی نداره و اکثریت نیروهای دموکرات هستن. حالا متوجه اشتباه کلمه شدید؟ کلمه ای که بیانیه دانشجوها رو سانسور می کنه ولی این یادداشت ها رو میزاره. من نمی گم کلمه مزدوره ولی این سیاست درست نیست.
به: حسین
عزیز جان. اولا که شما نگفتی کلمه مزدوره ولی بعضیهای دیگه گفتن.. دوما اوباش با سلفی و وهابی خیلی فرقی می کنه. اتفاقا شما مثل جمهوری اسلمی فکر میکنی که میگی وهابی فحشه. سلفی ها یک گروهند. طرز فکرند. چه میدونم یه جریان هستند. اینکه بگه اونا هستند یعنی فحش داده؟؟؟ این چه ربطی به حرف کودتاچیا داره که به ما میگفتن اوباش!!؟؟؟؟
سوما چطور شما اونی که باهاش چت کردی رو باسوادتر از اینی می دونی که اینهمه چیز درباره سوریه نوشته؟؟ من نمیگم این راست میگه. من نمی دونم. ولی به نظرم باید حرفهای مختلف رو شنید. اینو قران هم میگه….. برای همین اتفاقا به نظرمن که سیاست کلمه درسته دیدگاههای مختلف رو میزنه و مثل خیلیای دیگه که متاسفانه اسمشونو سبزم میذارن جوگیر و خیالاتی نیس. سانسورچی نیس. خبر دانشجوها رو هم اگه سانسور کرده بدکاری کرده. دیدگاهای مخالف درباره سوریه رو هم سانسور کنه بده. سانسور برای همه و همیشه بده. نه؟!!!
این مقاله پارادوکس بزرگی دارد : اگر غرب همسو با بشار اسد باشد و این تئوری که غرب خلاف نظر اسرائیل نظری نمیدهد و همسو با سرائیل است ( حداقل در مرزهای اسرائیل ) ، لاجرم باید بپذیریم که اسرائیل و غرب هر دو خواهان ابقای بشار اسد هستند و در اینصورت چرا ایران نظری مشابه نظر غرب و اسرائیل دارد ؟
ایران که در ظاهر از روی کار آمدن اخوان المسلمین و مذهبی ها در تونس و مصر و لیبی اظهار خوشنودی میکرد پس چرا از روی کارآمدن این گروه در سوریه حمایت نمیکند ؟ اگر ترس ایران از رفتن اسد بخاطر از دست دادن خط مقدم بر علیه اسرائیل باشد ، باید گفت که هر حکومتی در سوریه برقرار شود مطمئنآ تحرک بیشتری نسبت به بشار اسد در مقابل اسرائیل خواهد داشت چون فعالیت اسد بر ضد اسرائیل صفر است و قطعآ حکومت بعدی سوریه در مقابل اسرائیل از این بدتر از صفر نمیشود!! حتی در مورد کمک رسانی به حزب الله هم وضع بهتر خواهدشد.
شعار همیشگی ایران نیز جای تعمل دارد که اگر غرب و اسرائیل از جریانی جانبداری کردند باید به آن جریان شک کرد (حتی موارد بی ربط همچون تقلب انتخابات) اگر امروز ما این شعار حکومت ایران را قبول کنیم ، حق داریم به همسوئی ایران با غرب و اسرائیل مشکوک باشیم.
در هر حال در اینکه بشار اسد همراه ترین حکومت با اسرائیل است و اسرائیلی ها هم به آن اشاراتی داشته اند و علیرغم اینکه سوریه در خط مقدم جبهه اسرائیل است ولی یک تیر از مرز سوریه به اسرائیل شلیک نشده ، شکی نیست و سوریه امن ترین مرز اسرائیل است و سوریه و اسرائیل در تفاهمی نانوشته ، بهترین و بی سر و صدا ترین قرارداد صلح را عملی کرده اند !
در اینصورت باز هم جای این سوال باقیست که چرا ایران تا این حد موافق سلطه اسد بر سوریه است ؟ اگر بپذیریم که تندروها در سوریه تظاهرات را در دست دارند ، در اینصورت هم حکومت بعدی سوریه کشوری نا امن را در کنار اسرائیل بوجود می آورد و ایران از این نظر باید خوشحال هم باشد و اگر نیست پس ما حق داریم شک کنیم که چرا ایران نگران امنیت غیر قابل کنترل در پیرامون اسرائیل است ! و جار وجنجال ضد اسرائیلی بودن ایران نیز نوعی امتیاز غیر مستقیم به اسرائیل و عینیت بخشی به مظلوم نمائی اسرائیل است.
موضوع آنجا شک برانگیز میشود که فعالیت خاتمی در کنفرانس دوربان که به محکومیت و اعلام رسمی نژاد پرست بودن اسرائیل منجر شد، با عدم استقبال حکومت ایران مواجه ولی طرح هولوکاست احمدی نژاد که باعث تثبیت موقعیت اسرائیل در سازمان ملل شد با استقبال همراه شد
به سبز با انصاف
کسانی که من باهاشون صحبت کردم تو متن قیام سوریه بودن ولی نویسنده این مقاله تو یه سایتی که تمایلات ایدئولوِژیک جمهوری اسلامی رو بیان میکنه قلم می زنه. بحث من اینه که سایت کلمه سایت اصلی یک جنبشه جنبش سبز. طبعا باید دیدگاههای جنبش رو نمایندگی کنه. در واقع این سایت متعلق به همه ماست و طبیعیه که انتظار داشته باشیم دیدگاههای جنبش رو نمایندگی کنه.
ما نباید در دام دیدگاه ارتجاعی رژیم کودتا درباره سوریه بیوفتیم. و راه این اگاهی هم انتشار دیدگاههاییه که ماهیت جنبش سوریه رو مترقی میدونن.
حرف شما رو درباره تحمل عقاید قبول دارم ولی آزادی عقیده به این معنا نیست که ما توی سایت جنبشمون دیدگاههای ایدئولوژیک رژیم کودتا رو بزاریم. ازادی اندیشه به این معناس که در صورت پیروزی به اونها هم اجازه بدیم دیدگاههاشون رو بیان کنن.
درباره سانسور توی کلمه یه نکته ضروریه که بگم. سایت کلمه دیدگاهها و بیانیه هایی رو که در نقد خط و جهت گیری اقای خاتمی باشه یعنی جهت گیری که سعی در تعامل با کودتاچیان رو داشته باشه( تعامل منطورم خیانت نیست) رو اساسا درج نمی کنه. ولی حق این کار رو نداره چون این دیدگاهها هم جزئی از جنبش سبز هستن و اتفاقا جزء رزمنده پیگیر جنبش سبز هستن و سایت کلمه به عنوان سایت همه جنبش سبز حق نداره به این شکل برخورد کنه. من می تونم نمونه هایی رو براتون بیارم. مثلا بیانیه دانشجو های تربیت مدرس بلافاصله حذف شد چون به خط مسلط توی شورای هماهنگی انتقاد ملایمی داشت.
مقاله پر از تناقض است: نه وهابی زیادی در سوریه هست و نه سوریه با کردها رفتاری انسانی دارند نه بشار اسد 45 درصد طرفدار دارد .
این آقا آبکی تحلیلی کرده که گویا در سوریه دموکراسی پارلمانی و دهها حزب آزاد مثل انگلیس حاکم است !! و بجز 45 درصد طرفدار بشار اسد 55 درصد بقیه ( حتمآ در احزاب خیالی دیگری هستند ) متفرق هستند! و این آقا نگران است در انتخابات آزاد پارلمانی 55 درصد به ائتلاف نرسند ؟!
نخیر سوریه فقط یک حزب بعث با معدودی طرفدار دارد و بقیه همه در یک جبهه ، مخالف اسد هستند .
درکل مقاله را میتوان اینطور خلاصه کرد : نظر غرب و اسرائیل در مورد بشار اسد حق است – پشتیبانی بی پایه و اساس ایران از یک دیکتاتور ضد دین که اتفاقآ اسرائیل هم از او کاملآ پشتیبانی میکند بحق است – موزیانه حقی برای مخالفین مظلوم قائل نشده و آنانرا تخریب کرده است.
من 2 کامنت نسبتآ طولانی بر علیه این مقاله نوشتم ولی از سایت کلمه انتقادی ندارم و کار درستی انجام داده و این مقاله را منتشر کرده چرا که:
سایت کلمه بخاطر شخصیت اصلاح طلب مسئول سایت دیپلماسی ایرانی به این سایت اعتماد کرده است.
سایت کلمه بنظرم این مقاله را درج کرده تا از خوش بینی کاذب پیروزی سریع در سوریه جلوگیری کند چرا که فکر میکند عدم پیروزی سریع اعتراضات سوریه شاید باعث مآیوس شدن عده ای در داخل شود البته این مقاله هم پیروزی مردم سوریه را شدنی فرض کرده ولی سرعت آنرا نه .
آستانه تحمل نظرات دیگران را باید در خود بالا ببریم و نهایتآ آنرا نپذیریم و نقدمان را بر آن بدون تخریب بیان کنیم.
همه ی دوستانی که در نکوهش این تحلیل سراسر متناقض کامنت گذاشته اند، دلایل منظقی دارند. سوریه در فاز انقلاب قرار دارد، این را حتی کودتاچیان وطنی نیز فهمیده اند. شادی شان از سقوط قذافی نیز بیشتر نمایشی است. مردم سوریه کاری کرده اند کارستان، بزرگ ترین انقلاب مسالمت آمیز صد سال گذشته را با پایداری و شجاعت خویش ممکن کرده اند. ما باید از این مردم درس بگیریم، نه دست به اسلحه بردند، نه ناامید شدند. اینان جهان را به زانو درآوردند، همه ی قدرت های جهان علی رغم میل باطنی شان رای به کناره گیری اسد داده اند. راه پیش روی ما نیز به سختی راه مردم سوریه است. اگر به راستی خواهان تغییریم باید چنین راهی را بپیماییم..
چگونه می شود گفت پس از چهل سال حکومت کودتایی 40 تا 45 درصد مردم از خاندان اسد راضی باشند. شما اگر یک پرده در اتاقتان نصب کنید پس از یک سال از آن خسته می شوید آن وقت یک رژیم بسته ی تک حزبی پس از 40 سال همچنان در بین مردم محبوبیت دارد؟ آیا می توان در چنین حکومت های دیکتاتوری به نظر سنجی ها حتی اگر از طرف منابع مستقل تهیه شود اعتماد کرد؟ وانگهی دستگاه اطلاعاتی و امنیتی اسد که اجازه ی حضور یک خبرنگار مستقل را در سوریه نمی دهد چگونه اجازه برگزاری چنین نظر سنجی را داده است؟
به حول وقوه الهی کسی که مساجدخدا رحم نمیکنه وباتانکهامناره های مسجدهدق قرارمیده وبالغ بر2700 نفرانسانهای مظلوم درماه مبارک رمضان به خاک وخون کشیده مطمئن باشید اگرکل دنیادست به دست هم بدهند تانجاتش بدهند خدای مهربان همه قدرتهارادرهم خواهدشکست بامسببهای گوناگون وحکومت بشاراسد که 48سال حکمرانی میکنند رابافلاکت پایین خواهدکشید وروسیاهی برحامیان انهامیماند
وعده پروردگارحق است خداوند درقران میفرماید((( ان مع العسریسرا))) براستی همراه هرسختی آسانیست …صبرمیخواهد وتحمل…
به نظرمن هم تحلیل نابجایی بود ویکطرفه نوشته شده بود …
موفق باشی
به امید کبوتران آزادی
میروشیخ ورهنوردوشیرزن کروبی
ان کشته ها و یا شهدایی که ما میبینیم اصلا قیافه هاشون به سلفی ها نمیخوره چرا واقعیت ها را وارونه میکنید !!
جوانان کم سن و سال که جسدشان را میبینیم سلفی هستند !!؟ از کلمه بعید بود این تحلیل رو در سایت بگذاره
من یکماه بعد از سقوط صدام به عراق رفتم ، حکومت وحشت آنچنان در عراق ریشه داشت که بعضی از مردم بعد از سقوط هنوز از صدام وحشت داشتند !! به سوریه هم که سفر کردم عینآ روشهای صدام را در حزب بعث سوریه دیدم بطوریکه یک خیابان و فروشگاه و تاکسی و اتوبوسی را نمیتوانید پیدا کنید که چند عکس اسد روی آن نباشد، حزب بعث عراق و سوریه دوقلوی مشابه و با الگوی دیکتاتوری وحشت مطلق استالینی پیاده سازی شده و شاکله آن قابل تغییر نیست چنانچه از رژیم صدام یک درصد امید به اصلاح وجود نداشت از حکومت سوریه هم هیچ امیدی به اصلاح نیست و اگر آمریکا حرفی از اصلاحات در سوریه میزند صرفآ بدلیل خوشامد اسرائیلی هاست که موافق ماندن بشار اسد هستند.
چطور یک وجدان بیدار و کمی خدا ترس میتواند حتی با دهها دلیل منطقی از رژیمی دفاع کند که قتل عام مردم یک شهر توسط حافظ اسد پدر همین بشار اسد را در کارنامه خود دارد ( کشته های این قتل عام تا بیست هزار نفر هم اعلام شده ، یعنی بیش از کشته های چند جنگ)
كامنت آقاي عباس تحليل جالبتري از موضع حكومت ايران در قبال وقايع سوريه داشت. بسيار خوب با منطق قوي تر از اصل مقاله. ممنون.
نکات قابل تاملی در این مطلب وجود دارد. سبز ها نیاز به همه جانبه نگریستن دارند و باید از اتخاذ مواضعی بر اساس حب و بغض نسبت به واقعیت های جاری پرهیز کنند
دوستان کلمه! این دست مطالب به اندازه کافی، سایت برای نشر دارند، شما تریبون شان نشوید و اگر به هر علت یا دلیلی قصد بازتاب چنین مطالبی را دارید درباره اش داوری نکرده و آن را «خواندنی» توصیف نکنید؛ این لازمه احترام به شعور مخاطب است
غربی ها میخواهند ملتها را دلشاد از دخالت خود بنفع انها نمایند در حالیکه ملتها باید بپرسند این سی سال بزرکترین متحد غرب مگر نه همین مبارک بود پس چرا حالا داری او را محاکمه میکنی؟! اگر بد بوده با شراکت تو بد بوده اقای امریکا.
شاید هم بدلیل ضعف در جمهوری اسلامی که رانتخواران و زیاده خواهان خود محور و سلطه احتکار کن کمر انقلاب ضد مستکبرین امام خمینی را شکستند امامی که حقیقتا (نه با شعار تو خالی و تکراری) طرفدار مستضعفین از همه جا و خاصة فلسطین بود و یاور محرومان و امام تقوی و عدالت بود غربی ها بطمع افتاده اند که ان روند صدور انقلاب امام را که مبانی ایدئولوژیک و تاریخی و انسانی و پایدار و مستدام میتوانست داشته باشد (و میتواند هنوز هم و – سرانجام جهان – خواهد داشت) ان ایده را ان تفکر را بشکنند و منسی و فراموش شده نمایند. این غایت فکر انهاست.
ایده انسانی امام خمینی برای صدور انقلاب = مرگ بر اسرائیل و اعوانش و متحدین مرتجع منطقه متحد غرب و مرگ بر اصحاب رانت خواری ملیاردی و تراکم و کنز مال و سلطه تواما که بدون یاد و توکل بر خدا فکر میکنند ابد الاباد باقی میمانند – و در مقابل سلام بر مستضعفین و محرومین و فلسطین و سلام بر اخلاق و انسانیت ایثار و توکل بر خدا روز مبادا و عدالت و تقوی و زهد از دنیا و تکیه بر خدای لا یزال و ناصر مؤمنین در روز سخت و احترام و هدایت و فراخوانی ملتهای بپا خواسته نه با بمب نه موشک نه اتم بلکه با عقیده
ديز بشه دروغ نميشه.